<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>مقالات منتخب</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/atom.xml" />
   <id>tag:www.oktoberr.org,2008:/maqalat//3</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3" title="مقالات منتخب" />
    <updated>2008-01-14T09:55:16Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>روز &quot;ملی&quot; کلاهی که سر مردم گذاشته میشود</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2008/01/post_210.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=1039" title="روز &quot;ملی&quot; کلاهی که سر مردم گذاشته میشود" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2008:/maqalat//3.1039</id>
    
    <published>2008-01-14T00:34:08Z</published>
    <updated>2008-01-14T09:55:16Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="رحمان حسین زاده" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p align="center"><img style="WIDTH: 61px; HEIGHT: 79px" height="79" hspace="0" src="http://www.4rojhelat.org/files/data/upimages/ar.jpg" width="61" align="baseline" border="0" /></p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> </span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">رحمان حسین زاده </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">روز &quot;ملی&quot; کلاهی که سر مردم گذاشته میشود</span></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">مناسبت دوم بهمن (2 ی ریبه ندان) روز تاسیس جمهوری مهاباد به ریاست قاضی محمد نزدیک است. هر دو حزب دمکرات کردستان و دیگر جریانات ناسیونالیست و ملی گرای کردستان باردیگر تبلیغات فشرده و کمپین متنوعی را برای تبدیل این واقعه به &quot;روز ملی&quot; در کردستان شروع کرده اند. &quot;روز ملی&quot; کلاه بزرگی است که سر مردم گذاشته میشود و وظیفه ما به عنوان جنبش انسانی و آزادیخواهانه است، با هوشیاری تمام در این مورد آگاهگری کنیم و مردم را نسبت به ماهیت فریبکارانه و دروغ  بزرگی که تحویل آنها داده میشود، هشیار نماییم. </span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">میدانم همین چند جمله شروع این نوشته، حساسیت ناسیونالیستها وملی گراهای  کرد را موجب شده و خواهند گفت &quot;حکمتیستها&quot; دوباره شروع کردند. میپرسند مگر در همه کشورها &quot;روز ملی&quot; معمول نیست؟ مگر &quot;ملتهای&quot; دیگر روز ملی ندارند؟  چرا ما نباید داشته باشیم؟ و با تبلیغ وارونه خواهند پرسید چرا به &quot;روز ملی&quot; دیگرا ن کاری ندارید! و فقط با &quot;روز ملی کرد&quot; مخالفید؟ </span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm -5.4pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بگذارید ازهمین پرسشهای فرضی ناسیونالیستهای &quot;عزیز&quot; شروع کنم و بگویم تبلیغات وارونه و حقایق را عوض کردن مشکلتان را حل نمیکند. ما کمونیستها و ما حکمتیستها با خرافه و دروغ بزرگ &quot;روز ملی&quot; در همه کشورها مخالفیم. ما &quot;روز ملی&quot; را در چهار گوشه دنیا در همه کشورها و هر جا که مرسوم است در تضاد با منافع اکثریت قاطع شهر وندان جامعه و وسیله ای در راستای پایمال کردن حقوق مردم میدانیم.  روزملی پوشش پایمال کردن  حقوق اکثریت جامعه</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">است</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm -5.4pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">روز ملی یکی از ابزارهای سیاسی و ایدئولوژیک بورژوازی و ناسیونالیسم و ملی گرایی در راستای پایمال کردن حقوق اکثریت جامعه است. در اینجا لازم نیست کل پدیده ناسیونالیسم و ساختگی بودن &quot;ملت و ملی گرایی و کل مقدسات ملی &quot; را همانطور که مذهب و مقدسات مذهبی دست ساز و ساختگی است ، مجددا مرور کنم. در این رابطه همه انسانهای علاقمند را به بحثهای &quot;ملت، ناسیونالیسم و برنامه کمونیسم کارگری&quot; از منصور حکمت در سایت منصور حکمت فرا میخوانم. به طور خلاصه &quot;ناسیونالیسم، ملی گرایی ، ملت، منافع ملی، پرچم ملی، دولت ملی، سرود ملی ، جشن ملی و روز ملی&quot; ساختگی و ابزارهای ایدئولوژیک وسیاسی طبقه سرمایه دار برای تحکیم سلطه استثمارگرانه خود بر گرده توده کارگر و مردم و جامعه است.هنر بورژوازی و طبقه سرمایه دارمنتسب به هر &quot;ملیتی&quot; اینست که منافع خود را ، سود آوری و تلنبار کردن ثروت نجومی را، و تملک کامل بر امکانات و ابزار تولید و ثروت جامعه در دست اقلیت سرمایه دار را، با عناوین و ترم های &quot;منافع ملی &quot; و دیگر &quot;تقدسات ملی&quot;  به عنوان منافع کل جامعه قلمداد میکند. کارگر و انسان کارکن و مردم زحمتکش و اقشار پایین و تحت ستم جامعه را حول توهمات و دروغهای &quot;ملی&quot; به زیر سلطه و حاکمیت و استثمار خود میکشد. کار روزمره در ازای دستمزد و حقوقی ناچیزکه تنها امکان زنده ماندن به منظور تداوم کار برای سرمایه داری و سرمایه داران را تضمین کند، زیر لوای خدمت به &quot;کشورو ملت و دولت&quot; توجیه میکند. با این شگرد میخواهد طبقاتی بودن جامعه وفاصله عمیق طبقاتی شهروندان را پرده پوشی کند. بر حقوق کارگرومردم روپوشی بکشند و  پایمالش کنند و کرده اند.  قدمت این روند ظالمانه به قدمت عروج بورژوازی در سطح جهان در مقابل نظم کهن فئودالی و به قدمت انقلابات بورژوایی است که قبل از همه در اروپا و کشورهای پیشرفته صنعتی ریشه دارد. اکنون وارد سومین قرنی شده ایم که طبقه سرمایه دار روز روشن مناسبات عریان استثمارگرانه و تفاوت  آشکار و طبقاتی میان انسانها و تفاوت عمیق ، ضد انسانی و نفرت انگیز موجود  را در  نحوه کار و زندگی شهروندان جامعه، از یک طرف ثروت انباشته شده در دست اقلیت انگل سرمایه دار واز طرف دیگر گرسنگی و فقر و نداری دامنگیر میلیونها انسان که طبق آمارهای رسمی خودشان فقط یک میلیون کودک در سال تلف میشود،و شیادانه با پناه بردن به &quot;مقدسات ملی&quot; توجیه میکند. این مناسبات ظالمانه توسط دولتهای متکی به قدرت سرمایه داران و با توجیه &quot;منافع ملی&quot; پاسداری میشود. &quot;سرود ملی و جشن ملی و روز ملی&quot; همگی ابزار ایدئولوژیک و تبلیغاتی و فریب مردم برای توجیه این مناسبات است. در سراسر دنیا و در همه کشورها ابزار مقدسات &quot;ملی&quot; و از جمله &quot;روز ملی&quot; را به عنوان مقدسات مشترک علم میکنند و همچون ابزار کارایی در تحمیل مناسبات وارونه دنیای کنونی به آنها متکی هستند. با اتکا به همین خرافات بزرگترین جنگها و کشتارها و نسلی کشی های یک قرن اخیر را به جامعه و انسانها تحمیل کرده اند. جنگ جهانی اول و دوم و همه جنگهای  امپریالیستی و جنگ و کشتارهای همین یک قرن و یک دهه اخیر  با توجیه منافع ملی به صحنه لت و پارشدن میلیونها انسان تبدیل شده است. هیتلر و موسولینی  و چرچیل و  فرانکو و بوش و بلر و میلوسویچ و بگوویچ و صدام حسین و سران جمهوری اسلامی و همه روسای دولتهای ضد مردم با توجیهات ملی لشکرکشی ها و جنایاتشان را اجرا کرده اند. در &quot;روزهای ملی شان&quot; سخنرانیهای آتشین  توجیه جنایاتشان را داشته اند.  </span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">واقعیت اینست که طبقه سرمایه دارو استثمارگران و دولتهای آنها با  توده کارگر و مردم &quot;منافع مشترک، مقدسات مشترک و روز مشترک و ملی&quot;  ندارند. در هیچ جای دنیا این منفعت مشترک و این روز مشترک وجود ندارد و این کلاه بزرگی است که سر مردم گذاشته میشود. کمونیستها و صف آزادیخواه که منافع  انسانی  و نه ملی قطب نمای  حرکت آنها است، لازمست علیه این دروغ بزرگ و این عوامفریبی رسوا قد علم کنند و طبقه کارگر و توده مردم را علیه آن بشورانند.  کمونیستها در هر جای دنیا و از جمله در ایران و کردستان هم باید همین امر را پیش ببرند. هر جا حضور موثر و نفوذ کلامی دارند، این وظیفه را باید جدی تر پیگیری کنند. به همین دلیل یک وجه مهم کار ما حکمتیستها در ایران و در کردستان مبارزه بی امان علیه ناسیونالیسم و &quot;مقدسات ملی و روز ملی&quot; است.  </span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تاریخ 62 ساله حزب دمکرات از روز تاسیس تاکنون نشان میدهد این حزب به طبقات دارا و استثمارگر و اکنون سرمایه دار کردستان مربوط بوده است . کارگر و مردم زحمتکش در کردستان نباید &quot;روز ملی &quot; ناسیونالیستهای رنگارنگ در کردستان را جدی بگیرند. روز ملی مربوط به عموم مردم و اکثریت جامعه نیست. روز اقلیت جامعه ، روزطبقه استثمارگر و سرمایه داران و ناسیونالیستها است. بگذارید آنها به هر شیوه که لازم میدانند &quot;روز ملی شان&quot; را جشن بگیرند. اکثریت جامعه، مردم زحمتکش و آزادیخواه نباید قاطی &quot;روز ملی&quot; بشوند. سال گذشته ناسیونالیستهای &quot;حقوق بشری&quot; کردستان و آقایان نمایندگان جمهوری اسلامی از مناطق کردنشین تحت نام &quot;فراکسیون کردهای مجلس&quot; و &quot;جبهه متحد کرد&quot; با چراغ سبز حزب دمکرات میخواستند، روز تاسیس جمهوری مهاباد را به عنوان &quot;روزملی&quot; به مردم تحمیل کنند. این تلاش نگرفت. کمپین امسال نیز حاصل بیشتری نخواهد داشت. واقعیت اینست که جمهوری مهاباد و مناسبت سالانه آن به مردم زحمتکش تعلقی ندارد. همین موضوع را به طور کنکرت و جداگانه باید  مستدل کرد.   </span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="SV" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 11pt; mso-ansi-language: SV"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><font face="Times New Roman"> </font></span><span lang="FA"></span></p><p /><p> </p><p /><p> </p><p /><p> </p><p /><p> </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>زندگی در شکاف دول ارتجاعی منطقه  در حاشیه اظهارات اخیر عبداله اوجالان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2008/01/post_209.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=1036" title="زندگی در شکاف دول ارتجاعی منطقه  در حاشیه اظهارات اخیر عبداله اوجالان" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2008:/maqalat//3.1036</id>
    
    <published>2008-01-12T09:38:41Z</published>
    <updated>2008-01-12T09:50:48Z</updated>
    
    <summary>  ...</summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="حسين مرادبيگى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA"><span lang="FA"><img style="WIDTH: 56px; HEIGHT: 65px" height="65" hspace="0" src="/noktober/hsor-5.jpg" width="56" align="baseline" border="0" /> </span></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"> </p><p /></span><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></font></p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="1">حسین مرادبیگی(حمه سور) </font></span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زندگی در شکاف دول ارتجاعی منطقه</span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: FI"></span></font></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">در حاشیه اظهارات اخیر عبداله اوجالان </span><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="1">طبق خبری از سایت &quot;رنسانس نیوز&quot; به نقل از &quot;آژانس فرات&quot;، عبداله اوجالان در مورد حملات نظامی اخیر دولت ترکیه به مراکز و نیروهای پ.ک.ک در کوهستان قندیل و همچنین در مورد مساله کرد و غیره مطالبی، درواقع مطالب درهم برهمی را اظهار داشته است. چنین پیداست که این اظهارات اوجالان، از طرف رهبری پ.ک.ک نیز مورد قبول واقع شده است. اوجالان در سخنان خود یک بار دیگر نگرانی خود را از ایجاد پروژه &quot;دولت – ملت&quot; در کردستان عراق اعلام میدارد. میگوید این طرح، طرح دو دولت آمریکا و انگلیس است. اوجالان میافزاید که این همان بازگشت به سال 1920 است که میخواستند در بخشی از کردستان پروژه &quot;دولت- ملت&quot; را اجرا کنند و بخشی دیگر را از آن محروم کنند! وی میگوید پ.ک.ک نیر بدون آلترناتیو نخواهد ماند و در مقابل آن پیمان کرد- شیعه را می بندد که منظورش با جمهوری اسلامی و دولت سوریه و حتی دولت آینده عراق است. اوجالان در توجیه این کار پ.ک.ک، میافزاید، در ایران ایالتی وجود دارد به نام کردستان(منظورش استان کردستان است )که در آن یک نوع خودمختاری برای کردهای ایران هست. میگوید اگر جمهوری اسلامی محدوده این ایالت را کمی وسعیتر بکند و پژاک را هم برسمیت به شناسد، پ.ک.ک در عوض یک سپاه 100 هزار نفره را در اختیار جمهوری اسلامی قرار خواهد داد. اوجالان میگوید ارتشی از پ.ک.ک و پژاک و سوریه و عراق بزرگترین ارتشی است که در اختیار جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت. میگوید ایران مهم است حتی روسیه و چین نیز روی هم پیمان شدن با ایران حساب میکنند. اوجالان میگوید همه دارند استراتژی خود را تعیین میکنند. بقول او چرا پ.ک.ک نه!</font></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اوجالان به مسائل مختلفی اشاره میکند که آوردن آن نه لازم است و نه مورد نظر این نوشته است. در مورد اظهارات اوجالان که بالاتر به آن اشاره کردم لازم میدانم که به نکاتی اشاره کنم. <span style="mso-spacerun: yes"> </span></span><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="1">1- بخش اول اظهارات عبداله اوجالان را نباید جدی گرفت، چرا که رهبران اتحادیه میهنی و پارتی(حزب دمکرات کردستان عراق) بارها اعلام داشته اند که بدنبال استقلال کردستان عراق نیستند و آن را برای مردم کردستان عراق عار میدانند. از این بابت خیال اوجالان و رهبری پ.ک.ک راحت باشد. فتح باب مساله کرد در کردستان ایران و برسمیت شناختن پژاک از جانب جمهوری اسلامی نیز مقدمه ایست برای اینکه اوجالان یک <u>بار دیگر</u> آمادگی پ.ک.ک را برای خدمت، اساسا در رکاب جمهوری اسلامی و در درجه دوم در رکاب دولت سوریه و حتی دولت آینده عراق که او تصور میکند زیر کنترل جمهوری اسلامی خواهد بود اعلام کند. همه این تشبثات پ.ک.ک برای اظهار خدمت در رکاب جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان نیز در ازاء گرفتن قول منطقه امنی از جمهوری اسلامی برای نیروهای پ.ک.ک است. </font></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="rtl"></span><span lang="EN-GB" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span dir="rtl"></span><span style="mso-spacerun: yes"><font size="1"> </font></span></span><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">2- اعلام آمادگی مجدد پ.ک.ک برای خدمت و این بار گویا جنگیدن در رکاب جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان نه از ابراز نگرانی پوچ عبداله اوجالان برای استقلال مردم کردستان عراق و نه از شرط و شروط او در مورد برسمیت شناختن پژاک توسط جمهوری اسلامی در نمی آید. واقعیت دیگر و بسیار مهمی اوجالان و رهبری پ.ک.ک را به صرافت مجدد این کار واداشته است. این تشبثات یک بار دیگر بر واقعیت وجودی پژاک به عنوان ابزار ساخت و پاخت رهبری پ.ک.ک با جمهوری اسلامی نیز، هر وقت مصلحت روز پ.ک.ک ایجاب کند، صحه میگذارد. آنچه که اوجالان و رهبری پ.ک.ک را به صرافت مجدد این کار انداخته است تحولات منطقه بعد از شکست آمریکا در عراق و خروج تدریجی نیروهای دولت آمریکا از عراق است. نه تنها پ.ک.ک که همه دول منطقه دارند خود را برای شرایط بعد از خروج آمریکا از عراق آماده میکنند. تا آنجا که به عراق و بطور ویژه تر به کردستان عراق مربوط میشود سوال این است که خلاء بعد از خروج دولت آمریکا را چه کسی پر خواهد کرد؟ اوجالان و رهبری پ.ک.ک میدانند که این واقعیت نه تنها در رهبری پ.ک.ک که در دو حزب دمکرات و دیگر سازمانهای مستقر در کردستان عراق را نیز به صدا در خواهد آورد. بخش بزرگی از عراق هم اکنون در اختیار جمهوری اسلامی است. زلمای خلیل زاد پیشنهاد کرده است که برای حل مشکل دولت عراق جلال طالبانی نخست وزیر و مسعود بارزانی با حفظ سمت فعلی خود وزیر دفاع دولت آینده عراق باشند، جلال طالبانی به تهران میرود تا نظر جمهوری اسلامی را در این مورد جویا شود. دولت ترکیه نیز با شکست دولت آمریکا در عراق عملا به یکی از طرفهایی که باید نظر آن را در مورد آرایش سیاسی در دولت آینده و آینده عراق جویا شوند، تبدیل شده است. لشکر کشی 100 هزار نفره دولت ترکیه به بهانه حمله به مواضع پ.ک.ک بدین منظور و ظاهرا نتیجه خود را نیز داده است. آنچه در این میان ناروشن تر و مبهم تر از هر زمانی است آینده سیاسی مردم کردستان عراق است. از هم اکنون معلوم است که خلاء موجود در کردستان عراق را نیز جمهوری اسلامی و دولت ترکیه پر خواهند کرد و یا به هرحال آینده سیاسی مردم کردستان عراق به مرحمت این دو دولت ارتجاعی و سرکوبگر واگذار خواهد شد. رهبری پ.ک.ک در کردستان عراق آینده ای برای خود نمی بیند از هم اکنون در فکر یارگیری برای خود اساسا با جمهوری اسلامی و در درجه دوم با دولت سوریه است. مثل همیشه که سنت احزاب ناسیونالیست کرد بوده است دنبال شکافی از اختلاف و تعارض میان دول ارتجاعی منطقه است تا در ازاء همکاری علیه مردم کردستان آن را برای خود تامین کند. رهبری پ.ک.ک از اختلاف و تعارض میان جمهوری اسلامی و دولت ترکیه باخبر است. دولت ترکیه مدتهاست سودای احیاء &quot;امپراتوری عثمانی&quot; را در سر می پروراند. به فاشیسم و پان ترکیسم آتاتورکی هرچه بیشتر پناه برده است.<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جمهوری اسلامی نیز به عنوان طرف دیگر این اختلاف در عین حال به فکر تامین منافع اقتصادی خویش و از اینطریق فشار بر دولت ترکیه است. میخواهد لوله گاز ترکمنتسان نه از طریق ترکیه به اروپا که از ایران به ترکیه بگذرد. </span><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span dir="rtl"></span><font size="1">3- زندگی در شکاف دول ارتجاعی منطقه هم برای رهبری پ.ک.ک و کلا برای احزاب ناسیونالیست کرد تازگی ندارد. ظاهرا پ.ک.ک با خروج دولت آمریکا از عراق و وجود اختلاف میان دولت ترکیه و جمهو ری اسلامی هنوز این شکاف را برای خود باز می بیند. دارد همان راهی را میرود که سابقا میرفت. پ.ک.ک این بار نیز بیشتر از آنچه که در سوریه نصیبش شد در جمهوری اسلامی هم نصیبش نخواهد شد. در واقع این پیمان، پیمان همکاری و جنگیدن در خدمت اهداف جمهوری اسلامی حتی امضاء نشده از هم اکنون بسته شده است. نیروهای پ.ک.ک شرق ترکیه را برای جمهوری اسلامی نا امن میکنند تا کشیدن لوله گاز از ترکمنستان به ترکیه را بری دولت ترکیه غیر ممکن کنند. ظاهرا این کفایت خدمتگذاری به جمهوری اسلامی را نمیکند. اوجالان و رهبری پ.ک.ک دامنه آن را &quot;کمی&quot; وسیع تر میکنند و میخواهند جمهوری اسلامی را در سرکوب مردم کردستان در عراق و ایران نیز یاری دهند! </font></span><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span dir="rtl"></span><font size="1">4- توده کارگر و مردم زحمتکش کردستان دوستان و دشمنان خود را باید بشناسند و تا هم اکنون نیز باید شناخته باشند. در کجای کردستان احزاب ناسیونالیست کرد گلی به سر مردم کردستان زده اند تا این بار اوجالان و پ.ک.ک بزنند. اگر فاشیسم قومی دولت ترکیه وجود پ.ک.ک را در کردستان ترکیه موجه کرده است، وجود سرکوب و خفقان فاشیسم اسلامی در ایران و در کردستان ایران نیز نباید باعث شود که توده کارگر و مردم زحمتکش کردستان بر چنین احزاب و سازمانهایی به دیده اغماض بنگرند. اینها در میان مردم آزادیخواه و برابری طلب کردستان نه جائی دارند و نه باید جایی داشته باشند. این مردم، سازمانها و احزابی مانند پ.ک.ک را از میان خود میرانند. کسی که ادعای تامین نیروی 100 هزار نفره را دارد، چرا با آن نیروی نظامی دولت ترکیه را عقب نمی راند؟ ظاهرا مزدوری برای جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان برای رهبری پ.ک.ک راحت تر است. این &quot;افتخار&quot; را سالهاست در ازاء زندگی در شکاف دولتهای ارتجاعی منطقه به قامت پ.ک.ک و امثال پ.ک.ک دوخته اند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; tab-stops: list 63.0pt"><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span dir="rtl"></span><font size="1">10 ژانویه 2008</font> </span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; tab-stops: list 63.0pt"><span lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes"><font face="Times New Roman" size="3"> </font></span></span></p><p /><p><font size="1"> </font></p><p /><p><font size="1"> </font></p><p /><p><font size="1"> </font></p><p /><p><font size="1"> </font></p><p /><p><font size="1"> </font></p><p /><p><font size="1"> </font></p><p /><p><font size="1"> </font></p><p /><p> </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تعرض نظامی ترکیه و تغییر در معادلات سیاسی عراق و منطقه /مصاحبه پرتو با فاتح شیخ</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2008/01/post_208.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=1034" title="تعرض نظامی ترکیه و تغییر در معادلات سیاسی عراق و منطقه /مصاحبه پرتو با فاتح شیخ" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2008:/maqalat//3.1034</id>
    
    <published>2008-01-10T13:44:13Z</published>
    <updated>2008-01-10T21:54:18Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="فاتح شيخ" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p align="center"><img height="64" hspace="0" src="/maqalat/01fateh-dec07_edited.jpg" width="57" align="baseline" border="0" /></p>]]>
        <![CDATA[<p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><a name="more"></a><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma">پرتو: گفته میشود تعرض دولت تركیه به مناطق كردستان عراق به بهانه پ ك ك است، اما در واقع اهداف دیگری را تعقیب میكند. چرا بهانه؟ تعارض بر سر مساله پ ك ك در منطقه قدیمی است. آیا تركیه میخواهد حضور و نقش خود در معادلات سیاسی عراق را با لشكركشی تامین كند؟ </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma"></span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">فاتح شیخ:</span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تعرض نظامی ترکیه قطعا اهدافی فراتر از مساله پکک دارد، که یکی از آنها تحمیل نقش خود بعنوان یک قدرت منطقه ای در پروسه شکل دادن به آینده سیاسی عراق است. تا همینجا هم تهدیدات و تعرضات ترکیه تغییر جدی در معادلات سیاسی عراق و منطقه ایجاد کرده است. آیا این به &quot;لشکرکشی&quot; به عمق کردستان یا مناطق دیگر عراق می کشد، با قطعیت قابل پیش بینی نیست، به سیر تحولات بستگی دارد. ولی بالاخره هدف دولتها از تجهیز اینهمه &quot;لشکر&quot; اینست که روزی برای تحمیل اهداف سیاسی خود، آنها را به جائی &quot;بکشند&quot; حال به مرز یا به عمق، این دیگر به بالانس واقعی اوضاع عینی مربوط است. امروز کمتر کسی توجیه پکک بعنوان دلیل تعرض نظامی ترکیه را جدی می گیرد. این تمرکز بزرگ در مرز عراق صرفا برای مقابله با پکک مستقر در قندیل (آنهم در این فصل برفی) حتی با منطق نظامی جور در نمی آید. عملا هم تعرضات ١٦ و ١٧ دسامبر و مجددا ۲۲ تا ۲٦ دسامبر به مناطق استقرار پکک را نیروی هوائی انجام داد و تمرکز زمینی دخالت ناچیزی داشت. البته پکک بهانه نیست. در خود برای دولت و ارتش ترکیه یک هدف نظامی واقعی است. اما انگیزه و اهداف درازمدت تر تعرضات این دوره ترکیه را باید جای دیگری دید و سنجید. برای ترکیه پکک حتی هدف اول و دوم نیست و تازه بعید هم نیست که بخواهند مدت زمان طولانی تری این دستاویز را در دست داشته باشند و بقول معروف با آن &quot;نان و نان خورش&quot; کنند. بعلاوه امروز متحدان استراتژیک ترکیه یعنی آمریکا و اروپا هم پذیرفته اند که معضل سیاسی خاصی به نام مساله کرد در ترکیه وجود دارد که با سرکوب نظامی از سر راه برداشته نمی شود. تاریخا عامل اصلی تداوم و پیچیده تر شدن مساله کرد در ترکیه، و در نتیجه علت وجودی پکک، سیاست فاشیستی هیات حاکمه شووینیست ترکیه بوده که هرگز حاضر نشده است به این معضل سیاسی به شیوه سیاسی برخورد کند و برای حل آن راهی سوای کشتار و سرکوب در پیش بگیرد. بهر رو گرچه در نهایت، زدن و حتی نابود کردن پکک هدف دولت ترکیه هست، اما هدفی جانبی و بعدی، در حاشیه اهداف استراتژیک و در عین حال عاجل تر آن در عراق و منطقه. ترکیه بعنوان یک دولت مقتدر منطقه، بر متن اوضاع حاصل از بن بست استراتژی آمریکا در عراق و خاورمیانه و در شکاف رقابتهای امپریالیستی بر سر تجدید تقسیم جهان، رویای تجدید حیات امپراتوری عثمانی را در سر می پروراند و نقدا در عرصه شکل دادن به آینده سیاسی عراق دست بکار متحقق کردن آن شده است.<span style="mso-spacerun: yes">  </span></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span style="mso-spacerun: yes"></span></span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma">پرتو: شما اخیرا بارها از &quot;تقسیم مجدد جهان&quot; حرف زده اید. اما تجدید تقسیم مورد نظر در این دوره معنای سیاسی و اقتصادی دارد تا اشغال. مساله سهم بری و رقابت دولتهای منطقه بر سر جنازه ای كه به نام كشور عراق آنجا افتاده،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>واقعی است. آیا خطر تقسیم و تجزبه عراق بین ایران و تركیه و سوریه هست؟ </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma"></span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">فاتح شیخ: پروسه تجدید تقسیم جهان، که به دلایل واقعی مجددا در دستور رقابت امپریالیستها قرار گرفته، قطعا در عمل به اشکال متنوعی جلو خواهد رفت. اینکه &quot;در این دوره، معنای سیاسی و اقتصادی دارد تا اشغال&quot;، جای تردید است. در این دوره اشکال کلاسیک میلیتاریسم، یعنی جنگ، اشغال و کلا توسل به نیروی نظامی برای گرفتن سهم بیشتر در تقسیم مجدد جهان، مکررا توسط قدرتهای امپریالیستی، یا دولتها و دارودسته ها و خرده قدرتهای نائب (</span><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: EN-GB">proxy</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span>) آنها بکار گرفته می شود. عراق مورد بحث ما بارزترین نمونه است، که طبعا منحصر به فرد هم نیست. افغانستان و پاکستان (بویژه پس از ترور بی نظیر بوتو) را نگاه کنید. این روند میلیتاریستی چه در عرض توسط قدرتهای امپریالیستی رقیب، چه از بالا به پائین توسط قدرتهای درجه دو و سه تا برسد به احزاب مسلح و باندهای سیاه، رو به گسترش است. میلیتاریسم گسترش یافته و کشمکش نظامی فراگیر بر سر سهم از قدرت و ثروت، در واقع بر سر سهم بخشهای مختلف بورژوازی از انباشت حاصل از استثمار طبقه کارگر جهانی، یک خودویژگی دوره ماست. شکست اشغالگری آمریکا در عراق، &quot;اشغال&quot; را از دستور رقابت قدرتهای امپریالیستی و منطقه ای خارج نکرده است؛ برعکس، در این دوره برزخی - دوره &quot;دنیای بی صاحب&quot;، دوره انتقال از نظام دوقطبی گذشته به یک نظام جهانی تثبیت شده که هنوز در راه است - امکان گسترش جنگ و اشغال به هر جا که توازن قوا بر اثر شکافهای واقعی بیشمار بین صفوف بورژوازی جهانی اجازه دهد، یک امکان واقعی است. در عراق ابراز وجود نظامی ترکیه اساسا و قبل از هر چیز سدی در مقابل تلاش جمهوری اسلامی برای پر کردن خلا ناشی ازشکست استراتژی آمریکاست. تهدیدات نظامی ترکیه اولین ثمراتش را در کنفرانس استانبول درباره عراق (٤ نوامبر ٢٠٠٧) در کف طیب اردوگان گذاشت. در آن کنفرانس همه پیشنهادهای جمهوری اسلامی در مورد عراق رد شد، در مقابل همه توقعات ترکیه برآورده شد. دو روز بعد در ملاقات اردوگان با بوش در واشنگتن، پایه های توافق و اتحاد استراتژیک دو طرف در ارتباط با عراق (البته زیر پوشش دستاویز پکک و با اسم رمز &quot;جنگ علیه ترور&quot;) ریخته شد. تعرضات نظامی اخیر ترکیه که با حمایت و همکاری آشکار آمریکا انجام شده است تا همینجا به درجاتی موقعیت آن دولت را در برابر جمهوری اسلامی در عراق قویتر کرده است و به نظر می رسد که این روند ادامه خواهد داشت. بنابراین احتمال تقسیم عراق به مناطق نفوذ ترکیه و جمهوری اسلامی که سهل است حتی احتمال جنگ مستقیم یا باواسطه میانشان در عراق، در آینده، بسیار واقعی است (به موقعیت سوریه بر می گردم). باید توجه داشت که از تقسیم تا &quot;تجزیه&quot; هنوز فاصله ای هست که تحولات سیاسی و نظامی خاصی برای پر کردن آن لازم است. هم اکنون بصره، بعد از خروج نیروهای انگلیسی از آن، عمدتا دست جمهوری اسلامی است، بی آنکه مستقیما آن را اشغال کرده باشد. اما چه کسی نمی داند که این بخش از عراق زیر سلطه دارودسته های مسلحی است که به نیابت از طرف جمهوری اسلامی در آنجا حاکم اند و جواب دولت مرکزی را نمی دهند. کردستان دوفاکتو مستقل از دولت مرکزی است اما این هنوز تجزیه نیست. از نظر اقتصادی منطقه کردستان به دو منطقه نفوذ (سرمایه) ترکیه و ایران تقسیم شده است. از نظر سیاسی، حاکمیت احزاب ناسیونالیست کرد در کردستان عراق برای هیات حاکمه ترکیه به دلیل نگرانی از پتانسیل تاثیرگذاری آن بر مساله کرد در ترکیه، نامطلوب است. دولت ترکیه در این دوره با فشار گذاشتن مداوم بر حکومت کردستان، میخواهد هم &quot;خطر بالقوه&quot; آن در مورد مساله کرد در ترکیه را خنثی کند و هم گسترش سود اقتصادی سرشار خود در کردستان عراق را تضمین کند. این دو هدف با ضعف حکومت منطقه ای کردستان رابطه مستقیم دارند. اما باید توجه داشت که این هم دلیل اصلی تعرضات نظامی اخیر ترکیه نیست. تضعیف و نهایتا دست نشانده کردن حکومت کردستان هم جزء و محصول جانبی هدف بزرگتر آن درکل عراق است و ترکیه از آن کانال آن را تعقیب می کند. موقعیت دولت سوریه هم امکانات معینی برای سهمخواهی از ماترک عراق در اختیار آن می گذارد. اما بعنوان یک قدرت کوچکتر، سوریه ناچار است در شکافت رقابت دو قدرت بزرگ منطقه، ترکیه و جمهوری اسلامی، جا برای خود در عراق باز کند. از کنفرانس استانبول به اینسو نشانه های گرایش سوریه به نزدیکی بیشتر با ترکیه و فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی آشکارا به چشم می خورد. این هم یکی از تاثیرات بالفعل دخالت ترکیه بر معادلات منطقه است. بعلاوه امروز ترکیه همسو با دولتهای عرب طرفدار غرب آشکارا در یک محور سیاسی منطقه ای قرار گرفته اند که هدف مشترک آن مقابله با نفوذ فزاینده جمهوری اسلامی و جریانات اسلامی وابسته به آن در عراق و لبنان و فلسطین است. این محور در کنفرانس آناپولیس کنار هم بودند. در بحران انتخاب رئیس جمهور جدید در لبنان، که تا امروز یازده بار جلسه پارلمان لبنان برای تعیین تکلیف آن بی نتیجه مانده و به تعویق افتاده است، در کنار هم هستند. در فلسطین کم و بیش از محمود عباس در برابر حماس حمایت می کنند. در عراق دولت ترکیه از محور احزاب ناسیونالیست – اسلامی معروف به گروه &quot;سنی&quot;ها حمایت می کند </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma">پرتو: تركیه علاوه بر منافع خود و از جمله نقش نمایندگی ناسیونالیسم ترك در منطقه،‌ آیا منافع امریكا را هم پس از شكستش در عراق مد نظر دارد؟ آیا بر سر این<span style="mso-spacerun: yes">  </span>توافقاتی بین تركیه و آمریكا وجود دارد؟</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma"></span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">فاتح شیخ: گرچه هدف بلافصل ترکیه از تعرض و ابراز وجود نظامی اش، دخالت در شکل دادن به آینده سیاسی عراق در شرایط حاصل از شکست استراتژی آمریکاست، این دخالت به عراق محدود نمی شود، بر همه معادلات منطقه تاثیر می گذارد. هم اکنون تاثیر آن در بعضی جاها به درجات گوناگون مشهود است. دولت ترکیه در این مصاف جدید بدوا منافع بورژوازی آن کشور را نمایندگی می کند ولی در موقعیت یک متحد قدرتمند آمریکا و غرب در منطقه هم، چه در برابر زیاده خواهی جمهوری اسلامی و چه در برابر مصاف طلبی جدید روسیه در منطقه، می ایستد و بعنوان یک قدرت منطقه ای با تکیه به ارتش نیرومند و مجهز خود و با تکیه به ناتو، بر معادلات و محوربندیهای موجود منطقه تاثیر می گذارد. توافق بین ترکیه و آمریکا آشکارتر از آن است که نیازمند بیان باشد. شکافی که مخالفت ترکیه با حمله آمریکا به عراق بین دو دولت ایجاد کرده بود، بنا به موقعیت جدید هر دو دولت برطرف شده است. این موقعیت جدید از طرفی وضعیت دشوار آمریکا در عراق و منطقه است (که با ترور بوتو در پاکستان وخیم تر هم می شود) و از طرف دیگر موقعیت تثبیت شده دولت گول – اردوگان در ترکیه است. در این مقطع دولت ترکیه بیشتر از آنکه بر عنصر &quot;ترک&quot; بودن در هویت ایدئولوژیک خود تکیه کند، بر موقعیت عینی خود در معادلات منطقه ای و جهانی تکیه دارد. در خود صفوف بورژوازی ترکیه جدال گرمی بر سر هویت ملی، بین شووینیسم اسلامی ترکی بازمانده از امپراتوری عثمانی و شووینیسم کمالیستی میراث جمهوری مدرن ترکیه در جریان است. اما در حال حاضر دو جناح هیات حاکمه ترکیه بر اساس تکیه به موقعیت عینی دولتشان در کشمکشهای جاری منطقه با هم توافق دارند.<span style="mso-spacerun: yes">  </span></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span style="mso-spacerun: yes"></span></span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma">پرتو: یك بحث این است كه اگر كردستان عراق مستقل میشد یا بشود به این وضعیت خاتمه میدهد. با توجه به تهدیدات كشورهای همسایه عراق آیا مساله استقلال كردستان بهانه دیگری برای دخالت این دولتها برای جلوگیری و یا شكست این پروژه به دست نخواهد داد؟<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نیرو یا نیروهای تضمین كننده حفظ و دفاع<span style="mso-spacerun: yes">  </span>از این استقلال كجا است؟</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma"></span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">فاتح شیخ: به دلایل زیادی می توان گفت که استقلال کردستان عراق هم ممکن است و هم می تواند در برابر تهدیدات و تعرضات ترکیه و جمهوری اسلامی سد محکمی بسازد. با استقلال یا بدون استقلال و حتی با موقعیت فدرالی یا بدون آن، این دو دولت یک لحظه دست از دخالت و اعمال فشار بر زندگی و سرنوشت مردم کردستان عراق نخواهند کشید. تعرضات اخیر ترکیه، رقابت دو دولت را هم بر مزاحمتها و اعمال فشارهای تاکنونی اضافه کرده است. این توجیه که گویا استقلال بهانه دیگری برای دخالت، به دست این دولتها خواهد داد، بی پایه است. هم اکنون دخالت در مقیاس وسیع و رورافزون جریان دارد. امروز مردم کردستان به دلائل واقعی از حاکمیت احزاب ناسیونالیست ناراضی و بیزارند. جنبش کردایتی از بسیاری جهات به آخر راه خود رسیده است. بسیج توده ای برای استقلال کردستان، کار جنبش دیگری است که افق و مطالبات آن را کمونیسم کارگری و حزب آن، از سالهای پیش طرح کرده است. تضمین دفاع از این استقلال چیست؟ همان نیروی توده ای که برای امر استقلال کردستان (هم بعنوان راه خروج از وضعیت بلاتکلیفی سیاسی و هم بعنوان تضمینی در برابر دخالت ستمگرانه و ضدمردمی دولت مرکزی و دولتهای مجاور) بسیج شود و به رغم مخالفت احزاب ناسیونالیست حاکم آن را به کرسی بنشاند، قادر خواهد بود با تکیه به نیروی خود و به همبستگی مردم آزادیخواه کشورهای مجاور و سراسر جهان، می تواند دفاع از این استقلال را تضمین و تهدیدات دولتهای مخالف آن را خنثی کند. احزاب ناسیونالیست حاکم نمی توانند به نیروی مردم متکی شوند، آنها با هفده سال حاکمیت ارتجاعی و غارتگرانه شان، عملا خود را آماج خشم توده های مردم کردستان کرده اند.<span style="mso-spacerun: yes">  </span></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span style="mso-spacerun: yes">        </span></span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: EN-GB"><a href="mailto:fateh_sh@yahoo.com"><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="COLOR: black; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none">fateh_sh@yahoo.com</span></a></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">۲٩ دسامبر ۲٠٠٧</span><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" /><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p><p /><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p><p /><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>گفتگوی سایت اکتبر با اسد گلچینی  / به هزاران نفر از مردم سنندج و مریوان باید پیوست. محمود صالحی را با  اعلامیه دادن  نمیتوان آزاد کرد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2008/01/post_207.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=1030" title="گفتگوی سایت اکتبر با اسد گلچینی  / به هزاران نفر از مردم سنندج و مریوان باید پیوست. محمود صالحی را با  اعلامیه دادن  نمیتوان آزاد کرد" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2008:/maqalat//3.1030</id>
    
    <published>2008-01-08T22:27:04Z</published>
    <updated>2008-01-09T18:46:16Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="اسد گلچينى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Arial"></span></p><p /><p><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="1"></font></span></p><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="1"><p align="center"><img style="WIDTH: 60px; HEIGHT: 74px" height="74" src="/asad.jpg" width="60" border="0" /></p></font></span>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="1">مصاحبه کننده: اسماعیل ویسی </font></span><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-tab-count: 1">       </span></span></font> </p><p /><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA">سایت اکتبر: </span></b><b><span lang="AR-SA" style="COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Arial"></span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">تعداد زیادی از رهبران و فعالین <span style="mso-spacerun: yes"> </span>دانشجوئی <span style="mso-spacerun: yes"> </span>علیرغم اعتراضات داخلی و جهانی هنوز در شکنجه گاههای حکومت اسلامی هستند. نهادهای سرکوبگر در این رابطه به انواع و اقسام اتهامات و پاپوش دوزی متوسل شده اند.  چرا، داستان چیست؟  برای تحت فشار قرار داده شدن حکومت اسلامی و آزاد شدن این فعالین بخصوص در کردستان مردم، نهاد ها، تشکل ها و ... چکار باید بکنند؟  </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA">اسد گلچینی:</span></b><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"></span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">مساله این است که اتفاق مهمی در<span style="mso-spacerun: yes">  </span>رابطه با رژیم و مردم افتاد. این بار دانشجویان به مبارزه ای گسترده سیاسی و اجتماعی دست زدند و دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب رهبر این حرکت بود. مبارزه ای رادیکال و انسانی و دور از ملی گرایی و مذهبی گری و به اصطلاح لیبرالی بود.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">ابتدا این را لازم است اشاره کنم که مبارزات دانشجویان برای آزادی و برابری دقیقا همان خوست و مطالبه ای است که اکثریت مردم ایران، مردم محروم و ستم دیده در ایران خواهان آن هستند. این مبارزه در عمق جامعه، در میان کارگران ، زنان ، جوانان و برای آزادی و برابری و برای زندگی آزاد ، مرفه <span style="mso-spacerun: yes"> </span>و انسانی سالهاست در جریان است. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب این پرچم را بر افراشتند. سالهاست در گوشه و کنار این مبارزه زنده است منتها آنچه این بار رژیم را به وحشت انداخت سازمانیافتگی و وسعت این مبارزه با پرچم انسانی و آزادیخواهانه و برابری طلبانه بود. رژیم نتوانست با دستگیری رهبران و فعالین این مبارزه دانشجویان را شکست دهد و در جلوگیری از حرکت آنها شکست هم خورد. این واقعیت انکار ناپذیر است و با زندان و شکنجه فقط میتوان آنرا محدود کرد و همچنان با زور سرنیزه حکومت اسلامی و سرمایه داران را میتوان بر مردم محروم نگاه داشت. خواست آزادیخواهی و برابری طلبی دقیقا آن پرچم و مطالبه ای است که میتواند توده میلیونی مردم را به خود جلب کند. وحشت رژیم همین است. به همین دلیل است که این مبارزه و دستگیری دانشجویان بلافاصله با موجی از اعتراض روبرو شد. علیرغم همه محدودیت ها و همه دوری و نزدیکی های فعالین و جریانات سیاسی و سرکوبی که در ایران هست <span style="mso-spacerun: yes">  </span>بسیاری از مردم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>مبارز، اعم از کارگران و احزاب و جریانات سیاسی و اجتماعی و شخصیت های مبارز و محبوب مردم را به حمایت از دانشجویان فعال کرد. همین واقعیت انکار ناپذیر است که دشمنان مردم و دشمنان آزادیخواهی و عدالتخواهی را به سکوت خجالت آوری کشاند. اگر اینطور نیست پس سکوت و بی تفاوتی همه &quot;مبارزین&quot; دروغین و بلندگوهایی که برای خاتمی و منتظری غش میکردند از کجاست؟ علیرغم اینها موجی از انسانهای شرافتمند فریاد اعتراضشان بلند شد. باید به همه دانشجویان مبارز و آزادیخواه به همه رهبران این مبارزه عدالتخواهی درود فرستاد و تلاش کرد تا آنها را از درد و رنجی که در زندانهای قاتلین بیش از صد هزار نفر از مردم مبارز و نگهبانان زندانی به اسم ایران رها ساخت. پرچم &quot;آزادیخواهی و برابری طلبی&quot;، پرچم &quot;دانشگاه پادگان نیست&quot; و پرچم زندگی بهتر برای همه مردم در زمین سفت وارد شده است این دیگر براحتی باز پس گرفتنی نیست. این را باید ضمانت کرد. تلاش و مبارزه ما حکمتیست ها، <span style="mso-spacerun: yes"> </span>کارگران کمونیست، همه زنان و مردان کمونیست همین است و بهمین دلیل دفاع از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، خوست آزادی آنها میتواند و باید به یک مبارزه وسیع و گسترده تبدیل شود. این مبارزه بی شک دشواریهای بسیاری دارد همچنان که خانواده های عزیز این پیشروان انسانیت و شرافت و عدالتخواهی در رنج و ناراحتی زیادی هستند، همانطور که خانواده اسالو و یارانش و خانواده محمود صالحی و دوستانش در رنج و عذاب بسیاری هستند. اما این مبارزه و سازماندهی این مبارزه را میتوان در ابعادی که خود مردم و رهبرانشان شروع کرده اند گسترش داد. خارج کشور جای مهمی است و اگر مبارزین و سازمانهای مخالف رژیم بتوانند آنرا به رژیم تنگ کنند بسیار موثراست. اگر افکار عمومی و مردم مبارز و متمدن را به حمایت از مبارزه مردم ایران و دانشجویان و کارگران در بند کشاند مهم است. اگر این مبارزه مقطعی و موقتی نباشد بار دیگر خارج کشور میتواند صحنه کشمکش جدی رژیم و مردم مبارز و اپوزیسیون چپ بویژه شود. در داخل همانطور که گفتید رژیم همچون همیشه در مورد دانشجویان دستگیر شده و برای مبارزین خوش نام و رهبران و فعالین شناخته شده در دانشگاه، دست به بد نام کردن تحت نان ارازل و اوباش و اینها دانشجو نیستند و ... زد اما رژیم از اینها بسیار آبرو باخته تر است و مردم آنها را بسیار خوب میشناسند. همانطور که اشاره کردم مبارزه دانشجویان با سمپاتی بسیار وسیع روبرو شد و دستگیری آنها مایه نگرانی زیاد. صرفا ترس از سرکوب و زندان است که اجازه به فعالیت گسترده ای نمیدهد.علیرغم اینها نمونه های بسیار مهمی در جریان بوده است که<span style="mso-spacerun: yes">  </span>باید آنها را گسترده و فعال کرد. شهرهای سنندج و مریوان پیشرو یک حرکت مهم و اجتماعی برای دفاع از زندانیان شدند. در این شهرها تا کنون چند هزار نفر با امضای خود خواهان آزادی دانشجویان در بند شده اند. بار دیگر شهرهای سنندج و مریوان در کنار دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ایستادند، در کنار مبارزه آنها ایستادند و مصمم اند که این مبارزه را در ابعاد وسیعی ادامه بدهند. دانشگاه را آنها تنها نگذاشتند، خانواده زندانیان را تنها نگذاشتند و مبارزه بسیاری از مردم مبارز را تنها نگذاشتند. به نظر من امروز این حرکت مهم شهرهای سنندج و مریوان میتواند به همه شهرهای ایران جاری شود. میتواند این تجربه تکرار شود و موجی از اعتراض برای آزادی دانشجویان و زندانیان کارگر دامن زده شود. ما فکر میکنیم شهرهای کردستان میتوانند این قدم ابتدایی ولی بسیار مهم را بیش از بیش دامن بزنند . این ها میتواند و چنانچه با پیگیری دنبال شود میتواند پیش درآمد فعالیت و اقدامات دیگر مردم باشد. چیزی که در شهرهای کردستان بازدارنده است نه تنها ترس از رژیم بلکه نا باوری به این نوع مبارزات است. این هم بین ما و بویژه بیرون از ما موج میزند. این را هم باید شکست. آزادیخواهی و برابری طلبی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>باید در برابر سنت های ناسیونالیستی و بی تفاوتی و راضی نگاه داشتن خود به &quot; تبلیغات&quot; و اعلام موضع از طریق صدور اعلامیه ، دوری کرد اینها سم مبارزه اند و رخوت و کسالت را دامن میزنند. امروز در شهرهای کردستان، و در میان مردم مبارز و آزادیخواه، در میان تشکل ها و تجمع و کانون ها، در میان محلات و خانواده ها میتواند تجربه مردم سنندج و مریوان را تکرار کرد. این مبارزه را عمومی کرد همه گیر کرد و مردم با امضای خود خواهان آزادی دانشجویان شوند ساختن این پله میتواند مردم را برای پیشبرد و سازماندهی اعتراض و <span style="mso-spacerun: yes"> </span>مبارزه توده ای و اجتماعی بیش از بیش آماده تر کند. </span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="3"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"> </span><span lang="AR-SA" style="COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Arial"></span></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="3"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA">سایت اکتبر: </span></b><b><span lang="AR-SA" style="COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Arial"></span></b></font></font></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">محمود صالحی از فعالین<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جنبش کارگری در کردستان و چهره شناخته شده میباشد که صرفا بجرم برگزاری مراسم اول ماه مه در شهر سقز، &quot; محاکمه&quot; و مدت چندین ماه است در زندان بسر میبرد. محمود اکنون از لحاظ جسمانی در وضعیت بسیار وخیمی بسر میبرد. وضعیت وی تاکنون مورد اعتراضات وسیعی در سطح جهانی قرار گرفته است. اما، رژیم اسلامی بر خلاف گذشته با بی اعتنائی برخورد کرده است. چرا؟ پیام شما برای فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی در کردستان چیست و چکار باید کرد ؟ </font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">اسد گلچینی:</font></font></span></b></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">محمود صالحی را باید آزاد کرد. محمود صالحی و اسالو و شرایطی که در آن قرار گرفته اند این است که<span style="mso-spacerun: yes">  </span>رژیم و سرمایه داران میخواهند به کارگران بگویند اگر آزادی بخواهید و اگر در خواست عدالت کنید و اگر بخواهید لقمه ای به سفرتان اضافه شود و تومانی به جیبتان، سرو کارتان با زندان و شکنجه و نگاه داشتن در سخنترین شرایط مانند محمود صالحی است. رژیم تا چه وقت میتواند به این جنایت ها ادامه بدهد.<span style="mso-spacerun: yes">  </span>مردم و مبارزاتشان نقش تعیین کننده دارد. احزاب سیاسی و رهبران و فعالین<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نقش مهمی در این نقش مردم دارند. </span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">دلیل این وحشیگری رژیم در حق به صالحی، دلیل این ضد انسان ها و این نمایندگان واقعی خدا و اسلام در حق به محمود صالحی همان آزادیخواه وبرای طلب بودن این کارگر مبارز و شجاع است. دلیل همان است که برای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب. اینکه چرا علیرغم این همه درخواست رژیم اعتنایی نمیکند و مردم و نزدیکان محمود را با در زندان نگاه داشتن محمود صالحی و شاهد مرگ تدریجی بودن آن هر لحظه شکنجه میکند همین است که همه ما <span style="mso-spacerun: yes"> </span>صرفا <span style="mso-spacerun: yes"> </span>&quot;خواهان&quot; آزادی او هستیم. همه، اعم از کسی که در آمریکا و کانادا<span style="mso-spacerun: yes">  </span>است تا آنکه در شورای همکاری تشکل ها و اتحادیه کارگران بیکار و اخراجی و تا دانشجویان و کارگران متشکل در سندیکا ها ، کارخانه و محلات و ...<span style="mso-spacerun: yes">  </span>خود را راضی کرده ایم که یک اعلامیه بدهیم و وجدان خود را راضی نگهداریم و مردم را هم به همین کار مهم قانع کنیم. در چنین فضایی از &quot;فعالیت&quot; است که &quot;کمیته دفاع از محمود صالحی&quot; هم علیرغم همه زحمات و تلاش فداکارانه، به اعلامیه نویسی و پرداختن به<span style="mso-spacerun: yes">  </span>نیشکر تا سما ریس مشغول است و... یک دلیل مهم نگاه داشتن دانشجویان و محمود صالحی <span style="mso-spacerun: yes"> </span>اینهاست. ما مردم را به حرکت مستقیم دعوت نمیکنیم. خود ما و بسیاری فعال کارگری و چپ مهمترین کارمان سالهاست که جلسه گرفتن و اعلامیه دادن برای سایت هاست، چیزی که مدتهاست رژیم آنرا از دست رس بسیاری دور کرده است. و بسیاری مردم اصلا از سایت ها بی خبرند. خانواده عزیزان دانشجو در آن شهر چند میلیونی و در خاموشی گسترده ای که هست جنایتکاران و سران رژیم را آرام نمیگذارند. چگونه است که 100 نفر از مردم سنندج، همه دوستان محمود، همه تشکل هایی که وجود دارد نمیتوانند شب و روز را جلو زندان و دادگاه و استانداری<span style="mso-spacerun: yes">  </span>شهر بسر ببرند و این جنایتکاران را از این عمل شنیع و غیر انسانی در حق به این انسان مبارز منع کنند و مردم زیادی را دخالت دهند؟ راضی نگاه داشتن خود به اعلام موضع و خوشحال شدن از اینکه &quot;فعالیت&quot; مهمی میکنیم صرفا میتواند مایه خنده بسیار تلخی باشد. خود را از این باید نجات بدهیم. ما حکمتیست ها نه مدافع این نوع &quot;فعالیتها&quot; هستیم و نه خواهان آنچنان &quot;تشکل&quot; های کارگری. ما باید بتوانیم همه را به فعالیتی واقعی فرابخوانیم و از این نوع &quot;تشکل&quot; ها و <span style="mso-spacerun: yes"> </span>&quot;فعالیت&quot;<span style="mso-spacerun: yes">  </span>کمیته های بیربط و بی خاصیت دور کنیم. مدتهاست که ما این را با صدای بلند میگوییم. چند سال و ماه دیگر قرار است که خود و دیگران را مشغول به سرنوشت محتوم کمیته های هماهنگی و پیگیری و بیکاران و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>امثالهم بکنید؟ سازماندهی اعتراض در دنیای واقعی و ایجاد اتحاد و همبستگی روی زمین و در محل و مراکز واقعی و موجود را باید اساس کارمان قرار بدهیم. همانطور که تشکل های موجود کارگری از چپ و راست تا شبکه ارتباطی آزادیخواهان و برابری طلبان دانشجو، تا خانواده های زندانی و مردم مبارز و جسور سنندج و مریوان انجام میدهند. این راهی به <span style="mso-spacerun: yes"> </span>کاری واقعی و مبارزه ای جدی با رژیم و همه ستمگران و سرمایه داران است. محمود صالحی و صالحی ها و دانشجویان و اسالو ها و خبرنگاران و فعالین سیاسی با هر گرایش و نظری را امروز و فردا ها، از چنگ این رژیم باید با قدرت سازمانیافته <span style="mso-spacerun: yes"> </span>آزاد کرد و راه دیگری نیست. </span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><font size="3"><font face="Times New Roman">8 ژانویه 2008 </font></font></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">با تشکر از شما! </font></font></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 14.4pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="COLOR: #333333; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">###########</font></font></span></p><p /><p> </p><p /><p> </p><p /><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p><p /><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>مجامع عمومی کارگری را برپا کنیم / به نقل از نشریه پرتو</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2008/01/post_206.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=1026" title="مجامع عمومی کارگری را برپا کنیم / به نقل از نشریه پرتو" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2008:/maqalat//3.1026</id>
    
    <published>2008-01-07T12:03:43Z</published>
    <updated>2008-01-07T12:48:55Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="مظفر محمدی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p align="center"><img style="WIDTH: 55px; HEIGHT: 61px" height="61" hspace="0" src="http://www.hekmatist.com/mosafarM22.jpg" width="55" align="baseline" border="0" /></p>]]>
        <![CDATA[<h3 class="title"><font size="1"></font></h3><p align="center"><a name="more"></a></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center; mso-pagination: none" align="justify"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span style="mso-spacerun: yes">                                            </span></span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span style="mso-spacerun: yes">                                                                      </span></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none" align="justify"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV">تشکل مهمترین و گرهی ترین مساله طبقه کارگر و شاید بتوان گفت کلید حل همه مسایل او است.هر دولت بورژوایی که سر کار میاید قبل از هر چیز سعی میکند برای کنترل طبقه کارگر راهی پیدا کند. همانطوري كه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جمهوری اسلامی با شوراهای اسلامی و خانه کارگرش اين كار را كرده است.نزدیك سه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>دهه است  طبقه کارگر ایران را این دو تشکل دولتی و ضدکارگری کنترل کرده و مبازاتشان را به بیراهه میبرند. </span><span lang="SV" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"></span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none" align="justify"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV">چرا چنین است؟ <br />اختناق است و تشکل مستقل کارگری را اجازه نمیدهند. طبقه کارگر را به فقر و فلاکت و گرسنگی کشانده اند،  ناامنی شغلی و بیکاری یقه کارگر را گرفته است، قانون کار کارگری وجود ندارد و دهها مصیبت دیگر گریبانگیر جامعه که طبقه کارگر را هم تحت تاثیر مخرب خودش قرار داده است... هر کدام از این مصایب و فشارهای غیرانسانی کافی است تا کمر هر انسانی را خم کند. شرایط ضد کارگری و ضدانسانی محیط کار قابل توصیف نیست. یک بردگی تمام عیار است. <br />اما هنوز همه اینها جواب به سوال فوق نیست! تازه خود  این مصایب علامت سوال را گنده تر کرده است!<br />چرا کارگران متشکل نیستند؟ چرا طبقه کارگر سه دهه است به شوراهای اسلامی و خانه کارگر تن داده است؟ جواب این سوال را از هر تک کارگری نمیشود خواست. این برعهده رهبران و فعالین کارگری افتاده است. <br />شوراهای کارگری و مجامع عمومی سالها است در میان طبقه کارگر و دو نسل قبل و بعد از قیام بهمن نام و راهی آشنا است. سندیکا را هم که همه میشناسند. تشکل صنفی کارگر را ظاهرا  قانون کار رژیم هم به رسمیت شناخته است. پس مشکل کجا است؟  <br /></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV">جواب به این سر راستی است:</span><span dir="ltr"></span><span lang="SV" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"><br />قبل از هر چیز باید گریبان  سیاستی را  گرفت که تا حالا طبقه کارگر را به راست و چپ برده است.</span><span dir="ltr"></span><span lang="SV" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV">گرایشاتی در درون کارگران هستند که تا طبقه</span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"> کارگر و بخصوص رهبران و فعالین کارگری تکلیف خود را با آنها روشن نکنند کاری از پبش نمیرود. <br />گرایشی کارگران را سالهای سال است نسبت به این و آن جناح و دارو دسته رژیم متوهم نگه داشته است. <br />این گرایش که یک سرش در شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر و گوشه دیگرش در میان جریانات اصلاحات و غیره است، هر روزه کارگران را به دریوزگی به درگاه این و آن آیت الله و بیت امام و مجلس و غیره میکشانند و حقوق کارگر را از دشمنان کارگر گدایی میکنند. این سیاستی کاملا ضد کارگری و  بشدت مضر بوده و تا حال خیری به کارگر نرسانده هیچ بلکه بیش از دو دهه است که وقت طبقه کارگر را کشته و او را در انتظار نگه داشته است. <br /></span><span lang="SV" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"><br /></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV">گرایشي</span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"><span style="mso-spacerun: yes">  </span>به ظاهر چپ<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و در عمل پاسیو هم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>گاها اینجا و آنجا در میان بخشی از فعالین کارگری خودنمایی میکند. کار این گرایش جز ایجاد سرگیجه و دور كردن کارگران از سیاست و حزبیت کمونیستی و کارگریشان نیست. حتي<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اكونوميست ناميدن اين جريان در درون جنبش كارگري<span style="mso-spacerun: yes">  </span>برايشان زياد است. آخرین دسته گل این چپ سنتي و غيركارگري اين است که میگویند: &quot;مجمع عمومی تشکل نیست&quot;</span><span dir="ltr"></span><span lang="SV" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"><span dir="ltr"></span> .</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV">طبقه کارگر چاره ای ندارد جز</span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"> اینکه یقه خود را از این گرایشات  رها کند. </span><span lang="SV" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV"><br /><br /></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV">مجامع عمومي كارگري را بايد دودستي چسپيد<br /></span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-language: SV">مجمع عمومی کارگری را برپا كنيم. خانه كارگر و نمایندگان اصلاح رژیم را براي هميشه به خانه بفرستيم. <br /></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV">مجمع عمومی برای کارگران و بخصوص فعالین کارگری راهی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>آشنا و عملی است. اما این کار نه سنت گشته و نه قرب و جایگاهش شناخته شده است. مجمع عمومی منظم كارگری، همان مجامع عمومی كه هر شرکت و اداره وتعاونی و هر گروه مردم هر از چندگاهی مثلا سالی یک بار برگزار میكنند، وپس از رتق و فتق امور هر کس به خانه اش برمیگردد، نیست. اگر مجمع عمومی را به این معنا بگیریم، تشکل نیست. بورژواها هم در سیستم اداره امورشان گاهی مجامع عمومی این و آن بخش خود را دارند. <br />اما مجمع عمومی کارگری ، اجتماع سالانه کارگران برای شنیدن بیلان سود سرمایه داران و یا رتق و فتق امور کارخانه نیست. مجمع عمومی سنگر دایم و تعطیل ناپذیر و مدام در دسترس همه کارگرانی است که زیر سقفی با هم کار میکنند. سنگری که  منتظر اجازه و اساسنامه و آیین نامه نیست. جایی است که کارگران در آن میایستند و نه تنها اجازه هیچ تعرضی را به سطح معیشت خودشان نمیدهند بلکه از طریق آن  و با انتخاب نمایندگان  در همین مجامع عمومی و فرستادنشان به جلو صحنه،  برای بهبود شرایط کار و سطح معیشتشان دست به تعرض و پیشروی میزنند. حتي ضامن ادامه كاري هر تشكل صنفي<span style="mso-spacerun: yes">  </span>از قبيل سنديكا<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و اتحاديه و يا انجمهاي كارگري<span style="mso-spacerun: yes">  </span>هم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>همين مجامع عمومي كارگري است. اگر كارفرماها و يا دولت بتوانند نمايندگان يك سنديكا يا<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اتحاديه كارگري را به زندان بفرستند يا اخراج و از دور خارج كنند، اما نميتوانند مجمع عمومي منظم كارگران را تعطيل كندد. نميتوانند مانع حضور كارگران و دخالت مداوم در مسايل كار</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"> </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV">و معيشتشان بشوند. جايگزيني نمايندگان منتخب در هر مجمع عمومي هم ادامه كاري مبارزه و تلاش كارگران راتامين و هم امنيت نمايندگان خود را تضمين ميكند. <br />با وجود مجمع عمومی دایما در دسترس و به این معنا منظم، نفوذ هیچ کارفرمایی در میان کارگران برای به بیراهه بردن کارگران ممکن نیست. هیچ کارفرمایی نمیتواند همه کارگران یک محل کار را که تک تک عضو مجمع عمومی هستند، بفریبد، بخرد و یا تهدید کند و بترساند و در میان کارگران تفرقه درست کند. <br />یک نماینده کارگری ممکن است اشتباه کند، فریب داده شود یا به سازش کشیده شود، اما نماینده ای که عضو مجمع عمومی کارخانه است و با هر بار تشکیل مجمع عمومی قابل عزل و نصب است، امکان تکرار لغزش و خطای او<span style="mso-spacerun: yes">  </span>وجود ندارد، چرا که ماموریت او از این مجمع عمومی تا بعدی است که ممکن است یک ماه و یا حداکثر 3 ماه باشد و یا در شرایط اضطراری ممکن است مجمع عمومی فوق العاده تشکیل شود. <br />مجمع عمومی سنگر همین امروز کارگران برای دفاع از حقوقشان، برای گرفتن حقوقهای معوقه، برای لغو قراردادهای موقت کار، علیه طرح تعدیل و برای افزایش سالانه دستمزدها به نسبت تورم و نیاز خانواده کارگری است. مجامع عمومی همچنین در شرایط تحولات سیاسی مهم محل ابراز وجود طبقه كارگر به عنوان حامی جنبشها و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اعتراضات و مبارزات در جامعه است. بیانیه و قطعنامه حمایت میدهد و رژیم را از تعرض به آزادیها و پایمال كردن حرمت انسان در جامعه، حرمت زن و كودك و از دستگیری و زندان و شكنجه برحذر میدارد و هشدار میدهد...<br />علاوه بر این،مجمع عمومی، اساس و پایه  شوراهای کارگری برای ایجاد حکومت کارگری است. <br />تامین این اتحاد و تشکل در عمل ساده اما بسیار بزرگ و عظیم بر عهده کارگران چپ و سوسیالیست افتاده است که ضمن مبارزه حتی دفاعی امروز برای گرفتن دستمزدهای معوقه کارگران، افقشان را که برچیدن نظام سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم است گم نمیکنند، ضرورت و فوریت حزب کمونیستی برای قدرت سیاسی را میشناسند و طبقه کارگر را در این مسیر هدایت میکنند<br />مجامع عمومی کارگری را همین امروز برپا کنیم. آن را مستقر و منظم کنیم. <br />نمایندگان و هیاتهای نمایندگی منتخب مجامع عمومی را به جلو بفرستیم و خود در همین سنگر غیر قابل تعطیل و تسخیرناپذیر پشت نمایندگان و رهبران کارگری بایستیم. </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: SV">١٧ دیماه ٨٦ (٧ ژانویه ٢٠٠٨)</span></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>   تلویزیون پرتو از كورش مدرسی می پرسد / حمله نظامی تركیه به كردستان عراق چه اهدافی دارد؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/12/post_205.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=998" title="   تلویزیون پرتو از كورش مدرسی می پرسد / حمله نظامی تركیه به كردستان عراق چه اهدافی دارد؟" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.998</id>
    
    <published>2007-12-25T19:08:37Z</published>
    <updated>2008-01-09T19:51:25Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p><span lang="FA" style="COLOR: black"><font size="2"><p align="center" /><p align="center" /><p align="center"><img style="WIDTH: 60px; HEIGHT: 62px" height="62" hspace="0" src="/maqalat/kooroshm6.jpg" width="60" align="baseline" border="0" /></p></font></span><span lang="FA" style="COLOR: black"></span></p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><span lang="FA" style="COLOR: black"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN-RIGHT: 42pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><span lang="SV" style="COLOR: black">·</span><span>        <span lang="FA" style="COLOR: black">حمله نظامی تركیه به كردستان عراق چه اهدافی دارد؟</span></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN-RIGHT: 42pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><span lang="SV" style="COLOR: black">·</span><span>        <span lang="SV" style="COLOR: black"> </span>دعوت احمدی نژاد به مكه، گزارش سازمانهای اطلاعاتی امریكا و دورنمای سازش یا جنگ ؟</span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN-RIGHT: 42pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><span lang="SV" style="COLOR: black">·</span><span>        <span lang="FA" style="COLOR: black"> ١٦ آذر، دانشجویان زندانی،  پیروزی قابل باز پس گیری؟ ارزیابی شما چیست؟ </span></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><span lang="FA"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><span lang="FA"> (</span><span lang="SV" dir="ltr">I</span><span lang="FA">)</span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"><font color="#000080" size="2">پرتو:  حمله نظامی تركیه به كردستان عراق چه اهدافی را تعقیب میكند؟</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">كورش مدرسی: حمله تركیه چند جانبه است. یك جنبه قطعا برمیگردد به نیروهایی كه علیه  ترکیه فعالیت میكنند مثل پ‌كا‌كا و غیره. اما بخش مهمتربرمیگردد به اینكه تركیه میخواهد در معادله تعیین تكلیف عراق حذف نشود. الان تكلیف عراق دارد به تدریج روشن میشود. جنوب عراق را كه رسما تحویل جمهوری اسلامی داده اند، به اسم اینكه تحویل دولت عراق داده اند. منطقه  كردستان هم وضع نابسامانی دارد. بهر حال عراق دارد میرود به سمت اینكه خرد خرد تبدیل شود به منطقه تحت تسلط  و نفوذ كشورهای منطقه و اساسا محل نفوذ جمهوری اسلامی. تركیه هم ادعای ارضی روی بخش هائی از عراق (کرکوک) دارد و هم میخواهد بعنوان نیرویی آنجا به حساب بیاید. وضعیت كردستان این لقمه چرب را هم در مقابلش گذاشته كه به سادگی میتواند این نقش را در  آنجا بازی كند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"><font size="2"><font color="#000080">پرتو:  از طرفی در كردستان عراق تنفری ویژه هست نسبت به ارتش و دولت تركیه كه این حضور تركیه را در كردستان عراق دچار مشكل میكند. از طرف دیگر هم تركیه را بعنوان دومین قدرت نظامی ناتو و هیجدهمین قدرت اقتصادی دنیا و بعنوان نیرویی كه بعد از آمریكا میخواهد در منطقه جای آمریكا را بگیرد اسم میبرند. چقدر فكر میكنید كه این عوامل تاثیر دارند</font>.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">كورش مدرسی : حمله تركیه به عراق یك حمله جنایت كارانه است. بدون شك نه تنها مورد نفرت مردم كردستان عراق است بلكه مورد نفرت كل مردم جهان باید قرار بگیرد. دولت تركیه به مردم بی دفاع حمله میكند و این هیچ مجوزی ندارد جز اینكه او هم مثل بقیه دولتها مثل آمریكا، مثل جمهوری اسلامی دارد خر خودش را میراند، منفعت خودش را تامین میكند. و آنجا هم به یمن جبن جریانات ناسیونالیست كرد و بی كفایتی و لاقیدی شان نسبت به سرنوشت مردم كردستان وضعیتی پیش آمده كه كردستان تبدیل شده به منطقه ای كه آینده اش معلوم نیست. نه دولت هست، نه دولت نیست.. هیچ كس در كردستان عراق نمیداند كه چند ماه و یك سال آینده چه بر سر خود و خانواده اش خواهد آمد. جنگ نیست ولی كسی هم نمیداند چه اتفاقی برایش میافتد. این قضیه این امكان را به تركیه داده است. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">بعلاوه این وضعیت را  باید در متن تجدید تقسیم دنیا گذاشت و مورد بررسی قرار داد. تركیه هم دارد در این متن بازی میكند. قدرت دوم یا سوم ناتو مهم نیست. چون قدرت اول ناتو در عراق شكست خورد. قدرت دوم بودن مدالی نیست كه به خودش بدهد،  در حالیكه قدرت اول دارد بارش را می بندد میرود. از لحاظ اقتصادی هم تركیه هر قدرت چندمی باشد، مسئله اش ناسیونالیسم ترك است.  بخصوص بعد از تجزیه شوروی و شكست بلوك شرق این رویای تبدیل شدن به نمایندگی كل آن چیزی كه به خودشان می گویند ترك از كل مغولستان تا  تركیه،  تمام آذربایجان و تركمنستان و كل قفقاز و تا وصل میشود به چین این را در سر می پروراند یعنی این بحثها هست در محافل ناسیونالیستی شان كه برعكسش اینها همه به ناامن كردن تركیه كمك میكنند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">اینكه آیا تركیه به عنوان محمل كل ناسیونالیسم ترك چقدر نفع میبرد یا ضرر میكند و یا  اینكه این موقعیت  چقدر واقعی یا غیر واقعی است مورد بحث من نیست.  میگویم كه اهداف ناسیونالیستی و آروزها و آمال ناسیونالیستی ترك را مد نظر دارند. تركیه دورانی دوست داشت در اروپا ادغام شود. الان بیشترو بیشتر دارد برمیگردد به سمت ناسیونالیسم ترك و رو آوردن به بسیج كشورهایی كه از ریشه  ترك محسوب میشوند. یا اینها ترك بودن را بارشان میكنند.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">بهرحال این حملات را باید در این متن هم گذاشت. تا جاییكه به كردستان عراق مربوط است من فكر میكنم كه بهترین راه برای ممانعت از دخالت تركیه تعیین تكلیف كردستان عراق است از طریق رجوع به  آراء مردم در كردستان عراق. راه حلی كه ما چندین سال است داریم روی آن تاكید میكنیم حزب كمونیست كارگری عراق در ده سال گذشته روی آن  تاكید داشته است. تنها راه این است كه از مردم كردستان عراق خواسته شود رای بدهند كه میخواهند مستقل شوند یا نه. و ما فراخوان داده ایم كه مردم كردستان عراق در این شرایط رای بدهند كه جدا و مستقل شوند. اگر در این شرایط مثلا یك رفراندوم عمومی با یك ضریب بالایی به استقلال رای بدهد كه میخواهند جدا شوند به نظر من نسبت وضعیت بلاتكلیف فعلی خطرات كمتری در كمین مردم كردستان خواهد بود. كوسوو و جاهای دیگر را نگاه كنید. نمیگویم بی خطر است اما كم خطر تر است. بالاخره نوری در ته این تونل پیدا میشود و معلوم میشود این كشور مستقل است و بقیه مجبور میشوند قبولش كنند. وضع فعلی کردستان یك طعمه است كه هر كس از ایران گرفته تا سوریه و تركیه هر روز دارند برایش نقشه میكشند. و با ادامه این وضع به نظرمن هیچ بعید نیست كه یك روزی كل كردستان عراق بین تركیه و ایران و سوریه تقسیم شود. بخصوص اگر وضع عراق نابسامانتر از این كه هست شود.در آن حالت  ایران یك تیكه اش را بگیرد سوریه یك تكه اش  و تركیه هم بیاید كركوك را بگیرد و كل ماجرای كركوك را به نفع خودش حل كند. میخواهم بگویم اینها روی میز هست. همه راجع به ان بحث میكنند. و این وسط چیزی كه راجع به آن بحث نمیشود ظاهرا سرنوشت مردم كردستان عراق است. كه به نطر من تنها راه حل و شانسی كه  مردم كردستان عراق را از یك مهلكه دیگری درببرد این است  كه  مردم بروند پای یك رفراندوم  و رای بالایی بدهند كه میخواهند جدا بشوند. تحت نظارت سازمان ملل یك جمعیت ٩٠ در صدی رای بدهند میخواهند جدا شوند. در آن حالت  برای تركیه مشكلتر میشود حمله كند.  برای ایران مشكل میشود دست درازی كند و دخالت كند در زندگی مردم كردستان عراق. سوریه هم همچنین.           </font></span><span lang="FA"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><span lang="FA"> (</span><span lang="SV" dir="ltr">II</span><span lang="FA">)</span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"><font color="#000080" size="2">پرتو:  احمدی نژاد ( كه حالا باید گفت حاج آقا )‌ به دعوت خصوصی از طرف شاه عربستان به مكه رفته است.  اكنون كه سازمانهای اطلاعاتی آمریكا اعلام كرده اند پروژه اتمی ایران چند سال قبل متوقف شده و بوش از آن فضایی كه داشت و آژیتاسیونی كه میكرد برای حمله به ایران كمتر كرده.  به نظر میرسد احمدی نژاد جایگاه بهتری پیدا كرده است در منطقه. تاثیر این تحولات را با توجه به سفر اخیر احمدی نژاد بر اوضاع  چگونه میبینید؟</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">كورش مدرسی:  من فكر میكنم كه سفر احمدی نژاد تا انجا كه مربوط است به حج، امر شخصی ایشان است همانطور كه زندگی خانواده گی اش هم به ما وبه جامعه ایران  مربوط نیست. اینكه او  كجا میرود و سرش را به كدام سنگ میزند به ما مربوط نیست. به هیچكس نباید مربوط باشد امر خصوصی است. ولی تا جاییكه به بحثهای سیاسی مربوط میشود من فكر میكنم بازتاب بلاواسطه وضع ناشی از گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریكا است. گزارش اطلاعاتی آمریکا به مساله دولتهای منطقه هم تبدیل شده است. برای اسرائیل به یک نوع و برای بقیه كشورها به نوع دیگر. از جمله برای عرابستان سعودی و كشورهایی كه متحد آمریكا بوده اند و كشورهای خلیج هم.  اگر توجه داشته باشید احمدی نژاد برای اولین بار به اجلاس كشورهای خلیج دعوت شد. معاون  وزیر خارجه مصر از ایران دیدار كرده و صحبت از سفر احمدی نژاد به مصر است. بنابراین همه اینها و ازجمله دعوت شخص پادشاه عربستان از احمدی نژاد برای سفر به مكه، به موقعیت جدید جمهوری اسلامی مربوط است . موقعیتی كه در منطقه پیدا كرده است و بازتاب شكست آمریكاست چه در عراق و چه در مسئله بهانه گیری هسته ای. بهر حال این موقعیت،  انعكاس آن است و انعكاس به یك درجه قدرت گیری منطقه ای جمهور اسلامی.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"><font color="#000080" size="2">پرتو: بعد از گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریكا، محافلی از هیات حاكمه در اسرائیل اظهار داشتند كه این گزارش، راه را باز میكند برای جمهوری اسلامی كه از این به بعد بدون ممانعت به سمت تولید بمب هسته ای برود.این مساله چقدر به واقعیت نزدیك است؟ و یا این گزارشها چقدر خطر جنگ را برطرف كرده است؟</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><span lang="FA">كورش</span><span lang="FA" dir="ltr"> </span><span> مدرسی: گزارش اطلاعاتی در واقع باد آمریكا و اسرائیل را برای حمله به ایران خالی كرد.  دیگرتوجیهی برایشان باقی نگذاشته  و به یك معنا پنچرشان كرده است. تا همین الان ظاهرا حمله به دیگر موجه نیست. منتهی به این معنی نیست كه خطر جنگ كاملا رفع شده و تمام شده است. نئوكنسرواتیوها و دولت اسرائیل. اینها میتوانند خیلی ساده چیزهای دیگری خلق كنند. اسراییل میتواند، دلیل دیگری برای، درگیری با جمهوری اسلامی پیدا كند. اسرائیل ممكن است به دلیل خودسرانه هم   شروع كند به بمب زدن به جاهایی از ایران و در این ماجرا آمریكا قطعا هم درگیر میشود. در این حالت دیگر گزارش سازمانهای  اطلاعاتی آمریكا نامربوط میشود. آمریكا درگیرجنگی میشود و دوباره اجرای همان سناریوهای جنگ شروع میشود. بهرحال خطر جنگ مسئله تمام شده ای نیست و آمریكا یا اسرائیل و یا خود جمهوری اسلامی از دست بردن به ماجراجویی ابا نخواهند كرد. یک درگیری نیمه مهم میتواند کل داستان گزارش اطلاعاتی آمریکا را بایگانی کند، اصلا منسئله هسته ای را بگذارند كنار و تبدیلش كنند به جنگی دیگر كه درجریان است. فی الحال بخشهایی از دولت آمریكا الان بیشتر از مسئله هسته ای روی نقش ایران در عراق صحبت میكنند. این میتوانند محملی برای درگیری بوجود بیاورد. دولت ایران هم از یك طرف به اندازه كافی ماجرا جو و لاقید هست و منفعت الهی برای خودش می بیند. خلاصه هر چند احتمال جنگ كمتر شده اما ساده لوحی است اگر كسی فكر كند كه خطر گذشته است. </span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">تا جایی كه به ما مربوط است باید فشار را روی جمهوری اسلامی زیاد كرد. و معلوم شود كه شروع جنگ برای جمهوری اسلامی هم آنقدرها نعمت الهی نیست و مبارزه برای سرنگونی اش تشدید میشود و شانسی برای بقا ندارد. این كار مردم ایران است. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><span lang="FA">(</span><span lang="SV" dir="ltr">III</span><span lang="FA">)</span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"><font color="#000080" size="2">پرتو: به دنبال اعتراضات دانشجویی در هفته های گذشته و دستگیری و زندانی شدن تعداد قابل توجهی ازرهبران و فعالین دانشجویی چپ و ادامه اعتراضات در این زمینه،  ارزیابیهای گوناگونی از این تحولات شده است. با توجه به این تحولات و یا در مقایسه با ١٦ آذر سال  قبل، با بطور كلی تحركات دانشجویی در دوره های گذشته، ارزیابی شما چیست؟</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">كورش مدرسی: ١٦ آذر امسال جنبه هاییش شبیه ١٦ آذرهای قبل بود. چندین سال است كه ١٦ آذر برگزار میشود. و البته تفاوت ها هم خیلی روشن است. ١٦ آذر اامسال را با ١٦ آذر آن موقع كه قندچی و بزرگ نیا ... كشته شدند و ماجرایی كه ١٦ آذر از آن شروع شد، مقایسه كنید میبینید دو دنیای متفاوت است.  مهم نیست فاصله بین اینها چند ده سال است. این تفاوت تنها تفاوت دو نسل متفاوت نیست. بحث بر سر دو جنبش متفاوت است كه توقعات مختلفی دارند. اولی جنبشی ناسیونالیستی بود.  ضد شاه بود ولی كاملا ناسیونالیستی و متعلق به جبهه ملی بود.  </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">جنبش امسال جریانی است كه مطلقا ناسیونالیستی نیست. نه تنها ناسیونالیستی نیست بلكه جریانی  خودآگاه است و این در چیزهایی  كه مینویسند و حرفهایی كه میزنند پیدا است.  اینها خود را چپ میدانند و  چپ را نه در قالب اصلاح طلبی رژیمی، بلکه در قالب ضدیت با ناسیونالیسم و در قالب آزادی خواهی و برابری طلبی دارند تصویر میكنند. این اتفاق جدیدی است كه قبلا در سیاست ایران و در جامعه ایران نبوده. این اولین بار است.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">در نتیجه وقتی كه فاصله میگیریم،  میبینیم جریانی امسال آمده و در اوضاع سیاسی ایران میگوید آزادی، برابری، نه به جنگ، تحریم انتخابات، دانشگاه پادگان نیست، و جنگ نمیخواهیم بیمه بیكاری میخوهیم. كدام جریان در جامعه ایران هست كه ضدیت با جنگ را به این شفافیت،  با آزادیخواهی و با ضدیت با جمهوری اسلامی و علیه فلاكتی كه به  كارگر و مردم زحمتكش جامعه تحمیل شده، تركیب كره باشد؟ ١٦ آذر پارسال به این روشنی این را نداشت. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">١٦  آذر پارسال حركت مشتركی بود بین سازمانهایی. ١٦ آذر امسال اساسا فراخوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بود و دارای پرچمی روشن و تعریف شده. جریانی عروج كرده است با كلامش، نوشته هایش و خواسته و فراخوان و سازمانده و  دستگیر شده ها و زندانی هایش و همه چیزش آشكارا و روی میز است. و این  اتفاق جدیدی است و پرچم جدید و متفاوتی است. خیلی ها می گفتند با جنگ مخالفیم. اما یك عده مثل ناسیونالیستها میرفتند سمت جمهوری اسلامی. اینها در صحنه سیاست ایران این دوره منفعل شدند بخاطر اینكه جنگ پس شان زد. کنار جمهوری اسلامی ایستادند یا مبهوت وضعیت شدند.جریاناتی هم فكر میكردند كه جنگ  برای آنها فرجی است و  امیدی و دریچه ای و فرصتهایی را باز میكند یا باندازه ما و مردم عادی نگران جنگ نبودند نمیتوانستند نقش مهمی را بازی کنند. جریانات اسلامی هم در دانشگاهها كه تا چندی پیش،  به نیروهای رژیم سركوفت میزدند كه دانشجویان چپ را چرا دستگیر نمیكنند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">میخواهم بگویم كه در این نسل جریان دیگری به میدان آمده است و پیروزی ای كسب كرده است. گرچه فكر میكنم  دستاوردی كه به دست آمده  قابل بازپس گیری است منتهی این اتفاق عظیمی است در سیاست ایران. بخاطر اینكه پرچمی است در دانشگاه برداشته شده كه بعد ماوراء قومی و مذهبی دارد. پرچمی كه میگوید ما كرد ترك و فارس و لر و بلوچ نیستیم، انسانیم، برابری میخواهیم، آزادی میخواهیم. و این برابری طلبی و آزادیخواهی ضد جنگ است. همچنین این انعكاس جنبشی است كه در اعماق جامعه است. انعكاس جنبش  طبقه كارگر و بخش زحمت كش جامعه است كه استثمار نمیخواهد، برابری میخواهد و برابری فقط قانونی نیست كه  زن و مرد یكسانند بلكه برابری كه اینها میخواهند برابری همه آدمها در برخورداری از نعمات زندگی. است. این بخشی از مبارزه ی طبقه ای است در جامعه، چهره دیگری از مبارزه كارگران نیشكرهفت تپه است. این جنبش هم قابلیت بزرگ شدن و گسترش را نه تنها  در دانشگاهها و اقلیمهای مختلف آن مملكت دارد، بلكه  میتواند به عمق جامعه برود و جواب بگیرد. و به وسعت و عمق  جامعه نیرو جمع میكند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2">جمهوری اسلامی هم  از این سر میخواهد آن را شكست بدهد  و از همین سر به نفع هر آدم آزادی خواه و برابری طلبی است كه نگذارد این اتفاق بیافتد. این پرچم را تقویت كند و بگذارد در اهتزاز باشد. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"><font color="#000080" size="2">پرتو: شما گفتید این دستاورد توسط جمهوری اسلامی قابل بازپس گرفتن است. اما در حالی كه اكثریت  رهبران و سازمان دهندگان را زندانی كرده است، به دنبال آن در دانشگاههای شهرهای مختلف  ایران، نیروهای چپ آمده اند و میگویند ما هستیم. همراه اینها و پشت سرشان هستیم و این حركت گسترش پیدا كرده است. چه كار دیگری باید كرد تا نه تنها این دستاوردها بازپس گرفته نشوند بلكه این مبارزه و جنبش  گسترش یابد.</font></span><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">كورش مدرسی: من فكر نمیكنم اكثریت رهبران و فعالین دانشجویی را گرفته باشند یك تعدادی را گرفته اند و تعداد زیادتری هم بیرون هستند. این دانشجویان شبكه وسیعی اند. یكی از جنبه های مهم  ١٦ آذر امسال كه به نسبت گذشته یگانه بوده ، همین پدیده ای است كه  از جامعه انعكاس میگیرد. یك اتفاقی افتاده در تهران كه ظاهرا دستگیری  بیشتر و جمعیت كمتر از پارسال هم داشته است. ولی همه جا  به آن پیام میدهند. طبقه كارگر از آن حمایت میكند. از جاهای دیگر و در عمق جامعه به اسم چپ پوسته میتركاند، اعلام موجودیت میکنند.  این آن جوابی است كه آزادیخواهی و برابری طلبی از جامعه  میگیرد. راه ممانعت و جلوگیری از سركوبش این است كه جنبش دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هر چه وسیعتر شود و فشار گسترده ای برای آزادی همه دانشجویان، بلا استثنا  بر جمهوری اسلامی  اعمال گردد.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">------------------------------------------</font></span></p><span><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="center"><span><font size="2">شكست امریكا و  تأثیرات آن بر احزاب  سیاسی  و جنبش ها  </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">مصاحبه تلویزیون پرتو  با كورش مدرسی</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">تلویزیون پرتو:  حمله آمریکا به عراق و جنگ ٤-۵ سال گذشته و شکست آمریکا، تاثیرات مهمی بر اوضاع منطقه و اوضاع جهان داشته است. بطور مشخص تاثیرات این شکست بر احزاب سیاسی و جنبش ها و افق شان در جامعه ایران چگونه بوده است؟ شما قبلا هم به این مساله اشاره کرده اید که  به دنبال شکست آمریکا در عراق، احزاب سیاسی و نیروهایی که به این جنگ دل خوش کرده بودند،  بی افق شدند و چشم انداز تاریکی در مقابل شان قرار گرفت. این آن مقطعی است  که در چند ماه قبل اتفاق افتاده است. این جریانات به امریکا  امید بستند و امیدوار بودند که در نتیجه پیشروی آمریکا آنها به جایی برسند. احزاب سیاسی منظورم است. جنبشهای سیاسی هم از این احزاب متاثر بودند. در کنار اینکه احزاب ناسیونالیست و راست و قومی افق شان را از دست دادند جنبش سرنگونی به نوعی افت فاحشی کرد. ارتباط اینها را با هم چگونه توضیح میدهید؟</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">کورش مدرسی: احزاب نماینده جنبش ها هستند. انقلاب ۵٧ در ایران سنت سیاسی دو طبقه را در ایران بالغ کرد. یکی جنبش کمونیسم طبقه کارگر است و یکی بستر اصلی جنبش بورژوازی. وقتی انقلاب ۵٧ شروع شد همه بورژواها از بورژواهای ناراضی به اصطلاح ملی تا روسای ادارات و از کارخانه دارها و مزرعه دارها تا بخش هائی از بالاترین رده های دولتی و همه، شروع به تظاهرات علیه شاه کردند. به هر دلیل قدر نظم بورژوائی موجود را کاملا نمیدانستند. انقلاب ۵٧ این شعور بدوی بورژوازی را تا آخرین حلقه های این طبقه به آن شیر فهم کرد. در نتیجه بخصوص بعد از انقلاب ۵٧ طبقه سرمایه دار و دارای ایران و طبقه ای که خود را مالک و صاحب جامعه کرده است، دیگر حاضر نیست از <u>هر شلوغی ای</u> حمایت کند. میگویند &quot;هزینه دارد&quot;، &quot;شلوغ نکنید&quot;و ... اینها به جز در شرایطی که بر پرچم تحرک اجتماعی تماما کنترل داشته باشند (مانند تحرکات ناسیونالیستی و فاشیستی)، ضد تحرک اجتماعی هستند.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">این یک طرف قضیه است. طرف دیگر این تغییر، کمونیسم طبقه کارگر است. اگر بخواهیم ببینیم کمونیسم و طبقه کارگر چه تغییری کرده، باید ذهنیت و سیاست امروز خودمان را با سال ۵٧ مقایسه کنیم. سال ۵٧ بسیار نپخته، عموما با تصویری بسیار آغشته به جنبش ها و سنت های بورژوازی وارد انقلاب شدیم که با فهم و خود آگاهی امروز مان تماما متفاوت بود. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">به هر صورت امروز بورژوازی پرو غرب میخواهد جمهوری اسلامی بیافتد <u>اما بدون دخالت مردم</u>. وقتی مردم به حرکت درمیایند بورژوازی این را میبیند که <u>نظم بورژوائی</u> زیر سوال میرود، کارگر آن جامعه به حرکت درمی آید و میدان برای اعمال اراده طبقه کارگر و جنبش کمونیستی آن باز میشود. وقتی زحمتکش آن جامعه به حرکت درمی آید دیگر فرستادن اش به خانه سخت است. بورژوازی دوست دارد  تصویری به جامعه بدهد که در آن قیام و انقلاب کردن، بخصوص توسط طبقه کارگر، اصولا نا لازم است. در نتیجه آن چیزی که به نفع بورژوازی و سلطه سرمایه داری بر زندگی مردم است را به ذهنیت مردم تبدیل میکند. گویا این منفعت مردم هم هست. جنبشهای اجتماعی همیشه این کار را میکنند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">در نتیجه بورژوازی این تصور را دامن زد  که آمریکا قرار است جمهوری اسلامی را بیاندازد و لازم به شلوغ کردن هم نیست. احتیاج به سازمان، احتیاج به تشکل، احتیاج به تحزب رادیکال و میلیتانت هم نیست. و این را به عنوان یک تاکتیک ایده الیزه کردند. جلو افتادند و دایره و دمبک دموکراسی آمریکا را دست گرفتند. این دید، این افق، و این انتظار عمیقا در جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی بازتاب و نفوذ داشت. با شکست آمریکا در عراق افق ناسیونالیسم پرو غرب هم شکست خورد و  با توجه به نفوذ این ایده ها جنبش سرنگونی هم به یک معنا خوش بینی اش کم شد چون بخش زیادی از امید به سرنگونی، از سیاستها و افق  میدیای جهانی و میدیای لوس آنجلسی و سنت عمیقی که در جامعه وجود دارد، گرفته میشد. و به این ترتیب این جنبشها  و از جمله چپ های ناسیونالیست ایران هم در این ماجرا لطمه شدیدی خوردند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">پرتو: جریانات ناسیونالیست محلی و قومی  هم به اینکه آمریکا در عراق پیروز میشود و بعد در ایران هم کاری میکند، امید بستند. شکست آمریکا به همان اندازه آنها را هم دچار بحران کرد. در نتیجه  اکثر شان انشعاب دادند چند تکه شدند. با وجود این  بخشا مردم پشت سرشان رفتند. برای مثال در کردستان و خوزستان و جاهای دیگر ناسیونالیست های  قومی و محلی تلاش کردند بخشی از مردم را پشت سر خود بسیج کنند. این پدیده را چگونه توضیح میدهید؟ </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">کورش: جامعه ایران جامعه پیچیده ای است. در ایران ما ملیتها یا اقوام زیادی داریم، اما جنبشهای ملی یا ناسیونالیستی زیادی نداریم. تنها جایی که جنبش ملی در آن در ابعاد اجتماعی هست، کردستان است. آذربایجان  رابطه انتگره تری از کردستان با بافت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران دارد. قاجارها ترک بودند. ناسیونالیسم آذری که امروز قدم به میدان گذاشته است هنوز یک جنبش اجتماعی نیست. حتی رابطه ناسیونالیسم  کرد ایران با دولت مرکزی با رابطه ناسیونالیسم کرد عراق با دولت مرکزی عراق فرق میکند. ناسیونالیسم کرد ایران ناسیونالیسم سهم خواه است. جنبش شریک شدن بورژوازی و تحصیل کرده گان ناراضی کرد در قدرت است. استقلال هیچوقت در این سنت ریشه عمیق نداشته است. به قول خودشان دموکراسی برای ایران  و خود مختاری برای کردستان میخواهند. دلیل اش این است که بافت جامعه ایران با بافت عراق  و یا پاکستان فرق میکند. مردم ایران دو سه انقلاب بورژوائی را با هم از سر گذرانده اند و این انقلاب ها و دولت ها و سیستم هائی که در نتیجه آنها شکل گرفته است به درجه زیادی مردم ایران را به هم جوش داده است. چسبندگی میان اقوام مختلف در جامعه ایران بیشتر از عراق یا پاکستان و یا ترکیه است. برای مثال تبریز پای اصلی دو انقلاب مشروطه و انقلاب ۵۷ بوده است. شیراز هم همینطور. انقلاب با کودتای آتاتورک یا بعث فرق دارد. این انقلابات یک چسبندگی درونی به  جامعه و مردم ایران داده است.  مشکل است که در آذربایجان شعار جنگ مسلحانه چریکی ترکها علیه فارسها را بدهید. از آنجا که جامعه با هم ادغام است و چنین جنبش هائی به سادگی توده گیرنمی شوند.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">احساسات فاشیستی و ناسیونالیستی امثال آقای شایگانی، ناسیونالیسم    نوع پژاک، پ ک ک و سازمان زحمتکشان <u>در شرایط عادی</u> در آذربایجان یا کردستان ایران طرفدار زیادی پیدا نمیکند. اینها در شرایط متعارف نمیتوانند ریشه بدوانند و همه گیر شوند. رشد اینها در ایران در شرایطی تسهیل میشود که جامعه در یک حالت بلاتکلیفی یا سناریوی سیاه  قرار بگیرد. در یک حالت نامتعارف، که مثلا با حمله نظامی آمریکا شکل میگیرد رشد اینها ممکن است. رشد اینها فقط در یک جامعه مریض ممکن است و حمله آمریکا میتوانست چنان جامعه ای را بوجود بیاورد. خود اینها هم  به این پدیده امید بسته بودند. در نتیجه گمان نمیکنم که حمله نظامی امریکا آنقدر که برای سازمان زحمتکشان، ناسیونالیستهای ترک و یا برای الاحواز مهم بود برای حزب دموکرات کردستان جا داشته است. حزب دموکرات و یا کومه له هم حتما حساب هایی برای حمله آمریکا باز کرده اند. اما حساب های اینها با حساب های سازمان زحمتکشان و یا فاشیست های ترک و عرب فرق دارد. در نتیجه                  با شکست آمریکا این جریانات فاشیستی، بیشتر از بستر اصلی ناسیونالیسم کرد، لطمه خوردند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">روشن است که همه اینها که برای حمله آمریکا کیسه دوخته بودند،  در این میان جریانی چون حزب دموکرات هم یک درجه طرفدار فدرالیسم قومی میشود و همه به نوعی خود را با جهت اوضاع تطبیق دادند. ولی منفعت برنده اصلی از حمله امریکا به ایران جریان هائی مثل پژاک، زحمتکشان و ناسیونالیسم ترک و از این قبیل جریانات لمپنی و فاشیست هستند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">با شکست آمریکا سازمان زحمتکشان انگار موضوعیتش را از دست داده و من فکر میکنم جریان شایگانی و ناسیونالیسم ترک آذربایجان هم هیچ شانسی ندارد اما حزب دموکرات میماند. دموکرات و کومه له پدیده های مانده گار تری در جامعه کردستان هستند. این ها میمانند و اشکال جدیدی به خود میگیرند، ممکن است جدا شوند و یا دوباره به هم بپیوندند. با فروکش کردن خطر سناریوی سیاه، جریانهای سناریوی سیاهی تضعیف میشوند و محیط برای جریانات بستر اصلی تر، مدنی تر و اجتماعی تر باز میشود. و مبارزه سیاسی اینها به شیوه ای که خود درست میدانند و جنبش شان ایجاب میکند ادامه خواهد داشت.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">پرتو: شما قبلا در جاهای دیگر گفته اید که شکست امریکا بر احزابی که خود را چپ میدانند نیز تاثیر داشت و آنها نیز دچار بی افقی و سردرگمی شده اند. در حالیکه این جریانات چپ در همان حال مخالف حضور آمریکا در منطقه هستند، این  تناقض نیست؟</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">کورش: ببینید، اشتباه است اگر احزاب را بر اساس اسمشان دسته بندی کنیم. اگر ما قبول کنیم اسم احزاب چیزی راجع به آنها میگوید انوقت باید قبول کنیم که حزب دموکرات کردستان یک حزب، دمکرات است. قبول کنیم که سازمان زحمتکشان، سازمان مردم زحمتکش کردستان است. قبول کنیم که حزب کمونیست کارگری نماینده کمونیسم کارگری است. یا آقای شایگانی نماینده مردم آذربایجان است. اینها را فقط باید اسمی گرفت که در بدو تولد به هر دلیل روی این موجودات گذاشته شده اند. وقتی میخواهیم احزاب را قضاوت کنیم باید آنها را در متن سنت اجتماعی که نمایندگی میکنند قرار بدهیم و قضاوت کنیم.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">چیزی که ما دسته بندی احزاب چپ مینامیم، اساسا  شعبات مختلف جنبش ناسیونال - رفرمیست ایران است. وقتی که در جنبش ناسیونالیستی ایران، بعد از تجربه جمهوری اسلامی، سنت پرو غربی دست بالا پیدا کرد ناسیونالیسم چپ هم به سمت غرب چرخید. امروز، برعکس دوره قدیم که چپی های آل احمدیست و بعضا طرفدار شریعتی  و اسلامی و چپی با هم قاطی بودند، ناسیونالیسم چپ، غربی تر است بخصوص در جریانی مثل حزب کمونیست کارگری دیگر کاملا ناسیونالیست پروغرب است. درست است که اینها مثل حزب مشروطه فکر نمیکردند آمریکا میاید و دموکراسی میاورد. اما حمله امریکا را فرجی برای خود میدیدند. به عنوان روزنه ای میدیدند كه  امکاناتی را باز میکند و اگر آمریکا به ایران حمله کند مبارزه طبقاتی حادتر میشود و این معنی اش این بود که برای آنها بهتر میشود. این کل تصوری است که همه چپ در این دوران داشت. انتظار داشت و فکر میکرد جمهوری اسلامی  فورا میافتد. اینکه چه کسی و کدام نیرو جمهوری اسلامی را میاندازد سوال این چپ سنتی نبود. در حالیکه سوال همیشگی ما بوده است. اگر قرار است جنبش ناسیونالیستی و فاشیستی یا حمله آمریکا، جمهوری اسلامی را بیندازد که مردم خانه خراب میشوند. مگر آقای علاوی برای مردم عراق چیزی آورد؟ یا کمونیست های ایران خیلی وارد تر از کمونیستهای عراقی هستند؟ </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">به هر حال با کم شدن امکان حمله آمریکا به ایران و غایب شدن نیروی غیبی که قرار بود جمهوری اسلامی را سرنگون کند، زیر پای این جنبش ها خالی شد و در نتیجه احساس یاس، خستگی و ضعف  همه گیر شد. وقتی جنبش سرنگونی ضعیف میشود همه احساس ضعف میکنند. تا دیروز شما فراخوان میدادید به مناسبت ١٨ تیر چندین هزار را در لس آنجلس و لندن جمع میکردید. الان به زور ١٠ نفر را جمع میکنید. وقتی جامعه دچار رخوت میشود، این به سازمانها و احزاب هم تسری مییابد. اینها رابطه متقابل با هم دارند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">پرتو: سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشی اعلام کردند که جمهوری اسلامی،‌ پروژه غنی سازی را از سال ٢٠٠٣ متوقف کرده تاثیرات این اتفاق بر احزاب سیاسی چیست؟ بخصوص ناسیونالیست های  قومی ایرانی و جریانات پروغرب و خیلی های دیگر میگفتند اگر آمریکا در عراق شکست خورده خوب در ایران میبرد. حال به نظر میرسد که بعد از این گزارش دست بوش بسته شده، عوارض سیاسی این مسئله برای این جریانات چیست؟</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span><font size="2">کورش: این مسئله عوارض کوتاه و طولانی مدتی دارد. کل ماجرای جنگ و سناریویی که آمریکا حول مسئله هسته ای و امکان حمله به ایران چیده بود، ناسیونالیسم ایرانی را در بن بست عظیمی قرار داد و آنها را کنار جمهوری اسلامی قرار داد یا اصولا منفعل کرد. و همراه با آنها کل طیفی که از این سنت تغذیه میکرد در صحنه سیاسی ایران سرگردان، فلج و بی افق شد. جبهه ملی را نگاه کنید،  یک انجمن اختاپوس تام و تمام شده است. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2"> </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">اوضاع اخیر باعث شد که برای یک دوره در صحنه سیاست ایران فقط یک نیرو بماند که بتواند هم ضدیت با جمهوری اسلامی را نمایندگی کند و هم دفاع از مدنیت و منفعت طبقه کارگر و ضدیت با جنگ را. بخش تحزب یافته این نیرو ما بوده ایم و در بعد  اجتماعی اش بخشهای زیادی از کارگران، دانشجویان و کسانی که اعتراض کردند، قرار دارند. برای مثال در ١٦ آذر امسال پرچمی بالا میرود که این جنبش را نمایندگی میکند. و این شکستی بزرگ برای ناسیونالیسم ایرانی است. جبران این شکست برای جریانات ناسیونالیست ساده نیست. حاصل شکست آنها در این دوره عروج جنبش دیگری بوده است. این غولی  است که از شیشه بیرون آمده و ساده نیست دوباره آن را در شیشه کرد. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">از طرف دیگر با کم شدن خطر جنگ، ناسیونالیست های پرو غرب دوباره بعنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی فعال میشوند. ولی اگر چپ و کمونیسم خوب بجنبد آنها دیگر نمیتوانند جایگاه سابق را بدست بیاورند. اگر این فرصت را از دست بدهیم، طبقه کارگر و کمونیستها دوباره به جای اول شان بر میگردند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">گفتم که مساله به نظر من دو وجه دارد. وجه کوتاه مدت اش این است که با  کم شدن خطر جنگ ناسیونالیسم ایرانی میتواند از جمهوری اسلامی فاصله بگیرد و بعنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی فعال تر شود، اما در طولانی مدت مشکل است که موقعیت سابق را دوباره بدست آورد. جنبشی که در &quot;غیبت&quot; این ناسیونالیسم قدم به میدان گذاشت حریف جدی برای این ناسیونالیسم است. مثلا مشکل است که دو خردادی دمکرات شده ی تحکیم وحدت را دوباره پرچم دار اصلی اعتراض در دانشگاه کنند و کسانی که تا دیروز در کنار جمهوری اسلامی بودند را بیاورند و رهبر مردم  بکنند.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">١٧ دیماه ٨٦ (٧ ژانویه ٢٠٠٨)</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><font size="2">-----------------------------------------</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 12pt"><span lang="FA"><strong>                                 </strong></span></span></p><font color="#000000" size="3"><p dir="rtl" align="center" mce_serialized="1" /><p dir="rtl" align="center" mce_serialized="1"><font size="1"></font></p><a href="http://www.azadi-b.com/M/2007/12/post_13.html"></a><p /><p><font size="5"></font></p><h3 class="title" align="justify"><span style="FONT-WEIGHT: 400"><font size="2">۱۶ آذر: مشاهدات تازه، درسهای نـَه چَـندان تازه و ...</font></span></h3><p align="justify"><font size="2"><font color="#ff6600">کورش مدرسى</font> : مشاهده اول - آزادیخواهی و برابری طلبی روی پای خود می ایستد<br />اعتراضات ۱٦ آذر امسال ویژه بود. امسال در اوج تعرض جمهوری اسلامی به آزادی های سیاسی، در عین حمله رژیم به معیشت مردم کارگر و زحمتکش، در اوج قافیه بافی‌های هسته‌ای - ناسیونالیستی جمهوری اسلامی، در همراهی ناسیونالیست با جمهوری اسلامی در نگرانی از خدشه دار شدن تمامیت ارضی ایران و بالاخره در اوج انتظار مستاصلان سیاسی که چشم امید به باز شدن فرصت و فرجی در حمله آ‌مریکا دوخته‌ بودند، ۱٦ آذر امسال برگزار شد. </font></p><a name="more"></a><p align="justify"><font size="2"></font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">جنس ۱٦ آذر امسال متفاوت بود. بانگ اعتراض جوانانی بود که گفتند &quot;نه!&quot;، به خفت جمهوری اسلامی تن نمیدهیم، مبهوت تبلیغات ناسیونالیستی نمیشویم؛ زندگی را بر همه شما حرام میکنیم! آزادی و برابری میخواهیم، دستگاه سرکوب‌تان را از دانشگاه بیرون ببرید، &quot;دانشگاه پادگان نیست!&quot;، &quot;نه به جنگ!&quot;،  &quot;آزادی، مساوات، تحریم انتخابات!&quot;. و این فریادی بود به بزرگی و به گستردگی خود خواست آزادی و برابری.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">۱٦ آذر امسال از یک نظر دیگر هم ویژه بود. امسال علاوه بر خارج شدن دو خرداد و کل مخالفت نمائی دم و دستگاه انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت از صحنه رویاروئی با جمهوری اسلامی که سال های قبل هم وجود داشت، جریانات ناسیونالیست و قوم پرست نیز از صحنه خارج شده بودند. شکست جریانات ناسیونالیستی در مسابقه ناسیونالیسم با جمهوری اسلامی و افسردگی سیاسی جریانات قوم پرست و هپروتی از عدم حمله آمریکا به ایران و متحقق نشدن فرجه ها و فرصت هائی که در انتظار آن بودند، آنها را از صحنه مبارزه فعال علیه جمهوری اسلامی کنار زد. در نتیجه امسال تنها یک نیرو امکان دخالت فعال و نمایندگی کردن اعتراض واقعی و انسانی به جمهوری اسلامی را داشت. جریانی که محرکه خود را از آزادی تام و تمام و برابری انسانها در برخورداری از نعمات زندگی میگیرد. از جنبشی که برای بازگردان اختیار به انسان برپا شده است. این نیرو جریان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بود. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">و بالاخره ۱٦ آذر امسال ویژه بود چون جنبش آزادی و برابری در دانشگاه از تهران تا تبریز، از مشهد تا شیراز و از کرمانشاه و سنندج تا مازندران <u mce_serialized="1">روی پای</u> خود و بدون استفاده از هیچ &quot;محمل&quot; و &quot;عصائی&quot; قدم به میدان بسیج عمومی برای رودرروئی مستقیم با جمهوری اسلامی گذاشت و این جنبشی است متفاوت از جنبش ۱۸ تیر ۱۳۷۸. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ابهامی که جنبش ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در اهداف خود داشت را ندارد، میداند چه میخواهد، تفاوت خود با جنبش های دیگر را میداند. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از تهران تا مشهد و از تبریز تا کرمانشاه و از شیراز تا همدان و مازندران با احترام تمام به پیشینیان خود، اهداف مبهم جنبش ۱۸ تیر را پشت سر گذاشته‌اند. جنبش آزادی و برابری، جنبش طبقه ای است که منفعتی جز رهائی انسان ندارد. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در اولین رویاروئی مستقیم خود با جمهوری اسلامی نشان داد که اگر امیدی در ایران هست تنها این جنبش است. ۱۶ آذر امسال هوای مفرح و تازهای در فضای سیاسی ایران بود.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1" mce_keep="true"><font size="2"> </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">مشاهده دوم: قدرت یک پرچم</font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">اولین رکن قدرت ۱۶ آذر امسال پرچم آن بود: آزادی و برابری. دانشجویان آزادیخواه در این حرکت اعلام کردند که ما فارس، کرد، ترک، بلوچ، عرب و لر و گیلک نیستیم. <u mce_serialized="1">ما انسانیم نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم</u>. ما لشگر آزادیخواهان و برابری طلبان هستیم که قدرت خود را از جنبش حاکم کردن انسانها بر سرنوشت خود میگیرد و درست به همین دلیل این فریاد چنین ابعادی و چنین پژواکی پیدا میکند. <u mce_serialized="1">جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی تنها جنبشی است که میتواند همه انسان های شرافتمند این جامعه از هر جنسیت و از هر قومی را حول رهائی همگانی متحد کند</u>. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">در تمایز از پرچم ۱۸ تیر ۱۳۷۸ این پرچم و جنبشی که حول آن قوام میگیرد تمایزات خود را میشناسد. میداند که در مقابل پرچم ناسیونالیسم، در مقابل پرچم قوم و ملت پرستی، در مقابل پرچم های مذهبی قرار گرفته است و بازتاب شعار &quot;نه مذهبی، نه قومی، زنده باد هویت انسانی&quot; است. میداند که قدرت و امکان فراگیر شدن این حرکت هم درست در همین ویژگی است. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1" mce_keep="true"><font size="2"> </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">مشاهده سوم: قدرت تشکل</font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">اما قدرت ۱٦ آذر امسال تنها در پرچم آن نیست. تشکل رمز دوم قدرت ۱٦ آذر امسال است. جمهوری اسلامی برای ممانعت از برگزاری ۱٦ آذر اقدام به وسیع ترین دستگیری های سیستماتیک دوره اخیر زد و تلاش کرد که با دستگیری عزیزترین و برجسته ترین آزادیخواهان و برابری طلبان دانشگاه و ارعاب دانشجویان مانع از برگزاری اعتراضات ۱۶ آذر شود. <u mce_serialized="1">اما نتوانست</u>. <u mce_serialized="1">شکست خورد</u>.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">این شکست را قبل از هر کس صف محکمی از رهبران، فعالین و سازمان دهندگانی که جای خالی عزیزان ربوده شده را پر کردند، کسانی که اجازه ندادند کارها بخوابد تضمین کردند. وجود شبکه خودآگاه و مرتبط دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب این امکان را فراهم کرد. تشکل قدرت می آورد و یکی از مهمترین قابلیت هائی که تشکل بوجود می آورد همین جان سختی در مقابل ارتجاع است. تشکل است که تجربه را منتقل میکند، فعال، رهبر و سازمانده تربیت میکند و امکان مقاومت و تعرض را فراهم میکند. بدون وجود یک شبکه به هم بافته از بهترین، آگاه ترین و روشن ترین اکتیویست های جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی در دانشگاه پرچم و آگاهی امکان مقاومت در مقابل جمهوری اسلامی را ندارد. جمهوری اسلامی هم این را میداند و درست به همین دلیل اولویت خود را ارعاب، درهم شکستن معنوی و سازمانی شبکه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب قرار داده است. بدون این شبکه کاری از پیش نمیرفت. بعدا به این نکته بر میگردیم.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1" mce_keep="true"><font size="2"> </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">مشاهده چهارم : جنبشی از اعماق جامعه </font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">جنبش هائی که در جامعه شکل میگیرند ناشی از خوش فکری این و آن نیستند. حرکتی که در جامعه پژاوک میابد و پرچمی که در مقیاس اجتماعی دور خود &quot;آدم جمع میکند&quot; باید به افق و آرمانی حلقه باشد که در جامعه موجود است و این افق و آرمان ها البته طبقاتی هستند. این شامل دوخردادیسم، ناسیونالیسم، اسلام سیاسی و انواع قوم پرستی میشود. به خصوص این حکم شامل جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی میشود. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">این جنبش ریشه در افقی دارد که نقطه شروع آن نه تمامیت ارضی است، نه حق این یا آن ملت و بخش. این جنبش برابری انسانها است و ریشه خود را از طبقه ای میگیرد که انسان نقطه شروع و خاتمه در رهائی آن است. <u mce_serialized="1">طبقه ای که برای رهائی خود ناچار است که کل بشریت را از قید ستم و استثمار نجات دهد: طبقه کارگر</u>. به این اعتبار ۱٦ آذر چهره دیگری از مبارزه کارگران هفت تپه، مبارازت کارگران ایران خودرو، اتحاد کارگری علیه بیکاری و همه بخش های دیگر مبارزه کارگری است. آنکس که این واقعیت را نمیبیند یا مبارزه کارگری را غیر سیاسی میکند و یا مبارزه سیاسی را از مبارزه اقتصادی کارگر جدا میکند و این جنبش یک پارچه طبقاتی را نمیبیند.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">درست به همین دلیل جنبشی که در ۱٦ آذر امسال قدم جلو گذاشت، نه تنها میتواند مرزهای ملی، قومی و مذهبی را بشکند و به سراسر ایران گسترش پیدا کند بلکه میتواند مستقیما به ریشه طبقاتی خود دست ببرد و در طبقه ای پژواک سیاسی و تشکیلاتی و نتیجتا مبارزاتی پیدا کند که به سادگی قادر به شکستن کمر جمهوری اسلامی و کمر هر رژیم سرمایه داری‌ای است. ۱٦ آذر امسال تنها صدای آزادی خواهی و برابری طلبی در دانشگاه نیست. صدای آتشفشانی است که در اعماق جامعه در حال نیرو گرفتن است و غرش انفجار آن تمام جامعه را زیر و رو خواهد کرد. باید به استقبال این واقعیت رفت.       </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">***</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">اما علاوه بر این مشاهدات، ۱٦ آذر امسال درس های نه چندان تازه ای را هم در مقابل ما قرار میدهد:</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1" mce_keep="true"><font size="2"> </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">درس اول: شرافت و وجدان طبقاتی است </font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">پخش خبر اعتراضات ۱٦ آذر امسال تنها با سانسور دولتی جمهوری اسلامی روبرو نبود. &quot;خبر گزاری&quot; های &quot;با شرف&quot; و &quot;با وجدان&quot; جهان هم این خبر را به شیوه خود منعکس کردند. جمهوری اسلامی از زبان خبرگزاری فارس اعلام کرد که ۴۰ نفر جمع شده اند، ایسنا این عدد را به ۱۰۰ نفر افزایش داد، پیک نت و شبکه توده ای ها و اکثریتی های خودمان گفتند که خیلی مهم و بزرگ نکنید که مهم و بزرگ نبوده است، انجمن اسلامی اظهار تعجب کردند که اصلا چرا دولت این دانشجویان را دستگیر کرده است  و بی‌بی‌سی، سی‌اِن‌اِن، تلویزیون ها و رسانه های ابژکتیو آمریکا و اروپا خیلی ساده سکوت کردند. اینها که در رشته بیرون‌روی هر شیخ پشم الدینی دکترا میدهند و با قاروقور شکم هر دو خردادی فورا میزگرد متخصصان دکترا گرفته خود را تشکیل میدهند و در باب اهمیت آن ساعت ها صرف و صفحه ها سیاه میکنند. این بار سکوت کردند. حتی وقتی انگشت توی چشمشان کردیم و به رویشان آوردیم بازهم سکوت کردند. و تازه وقتی زبان باز کردند نقل رژیمی ها را مبنا گرفتند. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">اما، این سکوت صرف نظر از نشان دادن جایگاه سیاسی این رسانه ها، بار دیگر یک درس قدیمی را بیاد رفقای ما می اندازد. <u mce_serialized="1">شرافت و وجدان مفاهیمی تماما طبقاتی هستند</u>. شرافت و وجدان جنبش ها و نهاد های سرمایه دارای سر سوزنی به آنچه که ما و انسان ها بطور کلی وجدان و شرافت میخوانیم ربطی ندارد. عکس آن است. منفعت همه آن جنبش هائی که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بر ویرانه های آنها قد برافراشته است حکم میکند که ۱٦ آذر امسال مسکوت بماند. ابعاد دریچه خبری، وجدان و شرافت ژورنالیست های محترم را هم اندازه پول و احترامی که بورژوازی تقدیم آنها میکند تعیین مینماید. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">این درس بسیار مهمی است که باید مورد توجه همه فعالین آزادی خواه و برابری طلب قرار بگیرد. اگر وجدان و شرف طبقاتی است، اگر رسانه ها و ژورنالیست های محترم همانقدر و همان نحو ما را منعکس میکنند که برایشان صرف دارد و وجدان و شرف خبری ندارند، آنوقت باید باور کرد که کل میدیای جهانی در اساس علیه جنبش ما و علیه وجدان و شرافت انسانی است. تا آنجا که میتوانند ما را مسکوت میگذارند و هر وقت هم مجبور شدند لابد دکتر رئیس دانا، پرفسور مسعود بهنود و جناب استاد سازگارا را، بعنوان &quot;متخصصین&quot;، مامور معرفی ما میکنند!  </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1" mce_keep="true"><font size="2"> </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">درس دوم : اهمیت سازمان واقعا غیر حزبی</font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">در مشاهده سوم به جایگاه تشکل اشاره کردیم. چه از زاویه قابلیت و قدرت سازمان دهی زیر ضرب دشمن و چه از زاویه نکته ای که در بالا به آن اشاره کردیم وجود یک سازمان رسمی یا عملی غیر حزبی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب حیاتی است. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">جنبش ما نمیتواند امید داشته باشد که رسانه های طبقات حاکمه حتی واقعیت را خشک و خالی بیان کنند. کار اینها این است که واقعیت جنبش ما را قلب کنند. گرچه جنبش ما باید رسانه های خود را داشته باشد اما قدرت ما  از قدرت رسانه ای ما نیست. به ازا هر رسانه ما اینها یک میلیون رسانه را دارند، به ازا یک گوینده و مجری ما، آنها صد هزار گوینده خوش قیافه تر و خوش حرف تر را در مقابل جامعه قرار میدهند. و دست آخر مانع از رسیدن صدای ما به جامعه میشوند، صدای رسانه ای ما را لای پارازیت های خبری تفسیری خود محو میکنند. قدرت ما در تشکل ماست. تشکل یعنی ارتباط تنگاتنگ انسان ها در دنیای واقعی. ارتباطی که چون شریان های حیاتی، ناقل خبر، حقیقت، وجدان و شرف خبری در جامعه هستند. بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، آقای پهلوی و خیل ناسیونالیست های خنّاق گرفته سیاسی همانقدر در ممانعت از ۱٦ آذر جنبش آزادی و برابری امسال منفعت دارند که جمهوری اسلامی. آنچه صدای حقیقت و خبر ۱۶ آذر امسال تهران را به مشهد، خبر مشهد را به تبریز و خبر تبریز را به سنندج و مازندران و کرمانشاه رساند تشکل و رابطه تنگاتنگ در جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی بطور اعم و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بطور اخص در سراسر ایران بود.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">همین تجربه یک بار دیگر نشان میدهد که کل جنبش های بورژوائی در مقابل جنبش ما یک صف واحد هستند. بخش مهم جریانات بورژوائی در رابطه با ما ترجیح میدهند که در کنار قدرت حاکم ناظم نظم بورژوائی بایستند. بخش مهمی از این جنبش امروز مسلح است، میلیس خود را دارد و میخواهد &quot;مستقل از دولت&quot; منفعت جنبش خود را بر جنبش آزادی و برابری تحمیل کند. کسی که این واقعیت را نمیبیند یا جزئی از آن سیستم است و منفعت‌اش حکم میکند که واقعیت را پنهان کند و یا از نظر سیاسی خرفت است. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">قدرت هر جنبشی متناسب با تعداد و اندازه سازمان های مختلف غیر حزبی و توده ای تحت تاثیر سیاسی آن است. سازمان هائی که مردم را در ابعاد وسیع و با یک یا چند خواست معین گرد می آورد، متحد میکند و مبارزه را به پیروزی میرساند. استقلال سیاسی توهم است. هیچکس در این دنیا از احزاب سیاسی <u mce_serialized="1">استقلال سیاسی</u> ندارد. اما این سازمان ها <u mce_serialized="1">باید از نظر تشکیلاتی از احزاب سیاسی مستقل باشند</u> و مکانیسم های تصمیم گیری خود را داشته باشند. در متن این سازمان های غیر حزبی احزاب سیاسی مجاز اند و باید تلاش کنند که سیاست خود را بر آنها غالب کنند و این سازمان ها را به سیاست های خود جلب کنند. شبکه و سازمان &quot;عملا موجود&quot; دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب یک سازمان غیر حزبی و چپ است که باید هرچه وسیعتر گسترش پیدا کند، در اولین فرصت رسمی شود. این سازمان، یک سازمان وسیع حول تامین آزادی و برابری است. مستحکم کردن و گسترش شبکه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و تبدیل آن به یک سازمان دمکراتیک (یعنی با مکانیسم تصمیم گیری دمکراتیک) و فراگیر چپ در دانشگاه شرط پیشرفت و دفاع از خود است. این هم درس چندان تازه ای نیست. رهبران، فعالین و سازمان دهندگان شبکه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب خود بیش از همه بر اهمیت این جنبه واقف هستند و تجربه ۱۶ آذر هم همین را تاکید میکند.         </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">احزاب سیاسی و بویژه حزب ما نباید خود را در این نوع سازمان ها منحل کنند و یا این سازمان ها را تبدیل به یک روکار و تابلو خشک و خالی یک حزب و یا محمل &quot;اتحاد عمل&quot; چند سازمان کنند. منفعت جنبش ما ایجاب میکند که این سازمان ها واقعی، واقعا دمکراتیک، واقعا غیر حزبی و هرچه وسیعتر باشند. متاسفانه تبدیل سازمان های غیر حزبی به نام دیگری برای حزب سنت کمونیسم اردوگاهی (روسی، چینی ...) و همچنین چپ سنتی است. چپ سنتی نه به چنین سازمان هائی احتیاج دارد و نه میتواند در محیط اجتماعی و غیر فرقه ای فعالیت کند.  </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1" mce_keep="true"><font size="2"> </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">درس: سوم: کمیته های کمونیستی</font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">وجود یک سازمان وسیع غیر حزبی چپ بدون وجود یک استخوان بندی محکم کمونیستی در عمق آن ممکن نیست. همانطور که ادامه حیات شورا یا اتحادیه بدون وجود شبکه های حزبی در عمق آنها متصور نیست. شرط ادامه کاری شبکه یا سازمان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، شرط اینکه این سازمان چسب درونی لازم، روشن بینی کافی و استحکام مورد نیاز برای مقاومت در مقابل تعرض دولت و همه دستگاه تحمیق راست را داشته باشد، وجود کمیته های کمونیستی است.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">در جای دیگری در همین شماره کمونیست به تفصیل در مورد این کمیته ها صحبت کرده ایم. اینجا فقط باید به این واقعیت اشاره کرد که بدون یک اسکلت کمونیستی در عمق سازمان های غیر حزبی ای، این سازمان ها، هر چقدر هم که توده ای و عظیم شوند،  مانند تل گوشت بدون استخوانی میمانند که امکان ایستادن روی پای خود را ندارند. این کمیته های کمونیستی هستند که چنین سازمان ها را در زیر ضرب به هم متصل نگاه میدارند، دستگیرشد‌گان و اسرا را جایگزین میکنند، روشن بینی و عمق میدهند، افرادی که از هر سری و در هر پروسه ای به ایده های آزادیخواهانه و برابری طلبانه جلب شده اند را &quot;از آن خود&quot; و یا جذب میکنند. همانطور که مغز استخوان که گلبول تولید میکند، کمیته های کمونیستی هم کمونیست تولید میکنند. هر آزادیخواهی و برابری طلبی را کمونیست و حکمتیست میکنند، خود را باز تولید میکنند. همانطور که مغز انسان کل بدن را به حرکت در می آورد کمیته های کمونیستی شبکه اعصاب و عضلات سازمان غیر حزبی را به حرکت در می آورند. سازمان غیر حزبی بدون چنین شبکه ای از کمیته های کمونیستی بدن بدون اسکلت و مغز است. تجربه ۱۶ آذر همین درس قدیمی را تاکید میکند.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">***</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1" mce_keep="true"><font size="2"> </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">و ادامه کار:</font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">۱ - رفقای‌مان را در چنگال دژخیمان رها نخواهیم کرد</font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">برگزاری اعتراضات ۱۶ آذر در سراسر ایران بیگمان شکست بزرگی برای رژیم و موفقیت عظیمی برای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بود. اما مبارزه ادامه دارد. در این رو‌دروئی جمهوری اسلامی قبل و بعد از اعتراض اقدام به ربودن سازمان دهندگان، فعالین و رهبران اعتراض دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب کرد. رژیم با این کار خود میخواهد شکست‌اش را جبران کند و ما نباید این اجازه را بدهیم. فعالین، سازمان دهندگان و رهبرانی که از سراسر ایران دستگیر شده اند، عزیز ترین عناصر جنبش ما هستند. تک تک آنها را از حلقوم رژیم بیرون خواهیم کشید. این تلاشی سراسری در ایران و سطح جهانی است که باید در راس اولویت های همه سازمان های مدافع آزادی و برابری قرار گیرد. باید در ایران خانواده های دستگیرشد‌گان را تنها نگذاشت، باید به آنان کمک کرد که محمل اعتراض وسیعی علیه جمهوری اسلامی شوند. باید اعتراض را دائم در دانشگاه و جامعه زنده نگاه داشت. باید ارتباط دستگیرشده‌گان را با خارج از زندان و با توده دانشجو برقرار نگاه داشت. نباید اجازه داد سلول های اوین دست آنها را از ما کوتاه کند. باید از تشکل های کارگری و سایر تشکل های اجتماعی کمک گرفت. در خارج کشور باید اعتراض همه تشکل های انسانی و کارگری و همه آزادیخواهان را علیه جمهوری اسلامی بسیج کرد. باید آزادی هر یک از دستگیرشده‌گان را به جشن شکست جمهوری اسلامی و مراسم بزرگداشت رفقای در بند تبدیل کرد. باید به ازاء هر نفر که دستگیر شده است هزار نفر را به صف دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب جلب کرد.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2"> این کمپینی برای آزادی فوری ربوده‌شدگان و معرفی و مجازات آدم ربایان است که باید همه کسانی که خود را در این جدال ذینفع میدانند در آن شریک شوند.  </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1" mce_keep="true"><font size="2"> </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><u mce_serialized="1"><font size="2">۲ - گسترش سازمان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب</font></u></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">نجات رفقای‌مان از چنگال مزدوران بدون سازمان دادن یک مبارزه همه جانبه ممکن نیست. و یک مبارزه همه جانبه بدون یک سازمان همه جانبه غیر ممکن است. شرط پیشرفت بعدی در هر زمینه ای گسترش سازمان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و تلاش برای تاسیس عملی آن در همه دانشگاه ها و موسسات آموزشی در داخل و خارج کشور است.  </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">و این کار در غیاب رفقای توانای ما و در حالیکه در سلول های اوین شکنجه میشوند باید انجام گیرد. اما قدرت رفقای در بند ما این است که نسل قابلی از آزادیخواهان و برابری طلبان را بوجود آورده اند که میتوانند و باید جای خالی آنها را پر کنند. این شرط نجات رفقای در بند است. </font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">جلو رفتن، وسیع شدن، جذب تعداد هرچه وسیعتری به صف دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و با انرژی و قدرت بیشتر به رویاروئی با رژیم رفتن برای تضمین اینکه دانشگاه نه پادگان و حوزه، بلکه سنگر آزادیخواهان و برابری طلبان باشد.</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="2">##########</font><strong> </strong></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="1">ارزیابی اطلاعاتی از ایران یا کودتای سیاسی پنتاگون علیه بوش آیا خطر جنگ برطرف شده است؟</font></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="1"><font size="1">دو سوال از کورش مدرسی</font> </p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font color="#000080" size="2"><span lang="FA">کمونیست: دولت آمریکا گزارشات اعلام شده توسط ارگانهای اطلاعاتی و جاسوسی خود را در مورد اینکه جمهوری اسلامی برنامه تولید سلاح هسته ای را از سال  ۲۰۰۳ متوقف کرده است، را تایید کرده است. نظر شما در این مورد چیست؟</span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><span lang="FA">کورش مدرسی: انتشار این گزارش مطلقا یک رویدادی اطلاعاتی و یا یک روشنگری از جانب ارتش آمریکا نیست. این یک اقدام صراحتا سیاسی و مستقیما علیه جرج بوش و نئوکانسرواتیو های حاکم در آمریکا است. گزارش، گزارش شورای ملی اطلاعات آمریکا (</span><span lang="EN-GB" dir="ltr">ouncil</span><span lang="ER">‏</span><span lang="EN-GB" dir="ltr">National Intelligence C</span><span lang="FA">) در واقع انعکاس ارزیابی شاخه های مختلف ارتش آمریکا است. این هیچ چیز جز یک کودتای سیاسی علیه کابینه بوش و جناح محافظه کار در قدرت نیست. </span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"><font size="2">به نظر میرسد فرماندهان ارتش آمریکا دسته جمعی تصمیم گرفته اند <u>که در شرایط کنونی</u>  و بعد از تجربه عراق به نفعشان نیست که وارد ماجراجوائی نظامی بشدت مهلک تر و خطرناک تری با ایران شوند. فکر میکنند، لااقل فعلا، ارتش آمریکا بنیه و توان لازم برای سازمان دادن چنین رو‌دروئی طولانی و عواقب امنیتی و نظامی آن را ندارد. البته در این رابطه حمایت حزب دمکرات آمریکا و بخش هائی از خود جمهوری خواهان، یعنی بخش مهمی از طبقه حاکم در آمریکا را هم با خود دارند. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA"><font size="2">اما چنین سندی در شرایط عادی به این صورت منتشر نمیشد. حفظ مصلحت نظام و رو نکردن تمام دعواهای داخلی آنهم در چنین ابعادی یک اولویت مطلق طبقه حاکمه همه کشور ها و از جمله آمریکا است. انتشار این سند به این شکل روشن و قرار گرفتن آن به این صراحت در مقابل ارزیابی های نئوکانسرواتیو های آمریکا و شخص بوش (فرمانده کل قوا) دال بر آن است که حمله نظامی به ایران حتمی بوده است و <u>نظامیان ناچار به خالی کردن باد جرج بوش شده اند</u>. در غیاب قطعیت چنین حمله ای بعید است که ارتش آمریکا علیه &quot;فرمانده کل قوا&quot;، یعنی رئیس جمهور، چنین اقدامی را در این شکل بدون قابل تفسیر انجام دهد. ارتش آمریکا زیر فشار حتمی شدن حمله به ایران عکس العمل سیاسی از خود نشان داده است و باد جرج بوش را خواباند. شکاف های داخلی دولت آمریکا، درست مانند دولت جمهوری اسلامی، زیر این فشار دهان باز کرده است.     </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"> </font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font color="#000080" size="2"><span lang="FA">کمونیست: آیا فکر میکنید این به معنای انصراف دولت آمریکا از حمله نظامی به ایران باشد؟ </span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA"><font size="2">کورش مدرسی: ببینید، نظر ما همیشه این بوده است که دادن حکم قطعی در این مورد که جنگ میشود یا نمیشود از نظر واقعی بی پایه است و از نظر سیاسی بخشی از فضای جنگی ای که از طرف جمهوری اسلامی و یا دولت آمریکا دامن زده میشود. حتمی بودن جنگ یا حتمی بودن اینکه جنگ نمیشود را ما نمیتوانیم پیش بینی کنیم. آنچه که میتوان گفت این است که ریشه هائی که چنین جنگی را فراهم میکند را نشان دهیم و قضاوت کنیم که آیا جنگ محتمل تر شده است، اوضاع خطرناک تر است یا نه. </font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA"><font size="2">اما مهمتر اینکه ما و مردم ایران و بخصوص کارگر و زحمتکش آن جامعه نمیتوانند مانند یک مفسر یا یک &quot;کارشناس&quot; منتظر شوند تا ببینند آیا بالاخره جنگ میشود یا نه. این قماری است که در آن انسانیت در آن جامعه به نابودی کشیده میشود. ما نمیتوانیم منتظر تصمیم دولت آمریکا یا ایران در مورد هستی و نیستی جامعه ایران شویم. <u>باید جنگ را نا ممکن کنیم</u>. و این برای ما یعنی خالی کردن جنگ از نعمات الهی برای جمهوری اسلامی. یعنی گذاشتن فشار روی جمهوری اسلامی برای بیرون کشیدن حق مردم از حلقوم آن و برای سرنگون کردن آن. این به اعتقاد ما انسانی ترین و ممکن ترین راه جلوگیری از جنگ است.</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA"><font size="2">در این مورد خاص هم مسئله همین است. گفتم که اقدام ارتش آمریکا باد جریان بوش - چینی را در کرده است و به این اعتبار امکان شروع حمله به ایران را کم کرده است. اما بازهم زیادی نباید بار این شکاف کرد. همین فردا جناح مقابل در آمریکا و یا جمهوری اسلامی و ‌احمدی نژاد میتوانند با خلق یک داستان یا رویاروئی جدید کل صحنه را به قبل از این ماجرا برگردانند و دوباره چرخ جنگ را با سرعت بیشتری به چرخش در آورند. به این امامزاده ها نباید دخیل بست. تنها شانس ما بستن دخیل سرخ پیروزی بر علم پرچم بالای کاخ ریاست جمهوری در ایران است. برای منتفی کردن جنگ باید رژیم را انداخت.</font></span></p></font><a name="more"></a></span>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>كمپین برای آزادی دانشجویان زندانی , مصاحبه  نشريه پرتو با خالد حاجی محمدی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/12/post_204.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=997" title="كمپین برای آزادی دانشجویان زندانی , مصاحبه  نشريه پرتو با خالد حاجی محمدی" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.997</id>
    
    <published>2007-12-25T16:57:46Z</published>
    <updated>2007-12-25T17:09:03Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="خالد حاج محمدی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p align="center"><img style="WIDTH: 65px; HEIGHT: 60px" height="60" hspace="0" src="http://www.hekmatist.com/xaled1.JPG" width="65" align="baseline" border="0" /></p><p align="center" />]]>
        <![CDATA[<h3 class="title"><span style="FONT-WEIGHT: 400"><font size="2"></font></span></h3><p align="justify">پرتو: شما کمپینی برای آزادی دانشجویان دستگیر شده را فراخوانده اید، هدف از کمین شما چه است و تا کنون چه اقداماتی برای آزادی این دستگیر شدگان انجام داده اید: </p><a name="more"></a><p align="justify" /><p align="justify">خالد حاج محمدی: هدف کمپین ما آزادی همه دانشجویان زندانی است. تلاش ما این است کل امکانات و توان خودمان را برای جلب توجه افکار عمومی هم در داخل ایران و هم در سطح بین المللی برای دفاع از دانشجویان و مطالبات آنها و فشار به جمهوری اسلامی جهت آزادی بی قید و شرط آنها جلب کنیم. همزمان و در همین راستا به همه نیروها، احزاب و شخصیتها اعلام کرده ایم و تلاش میکنیم که نیروی مان را متحد کنیم و با هم این تلاش انسانی را پیش ببریم. اخبار مبارزات دانشجویان و خانواده های زندانیان، کارگران در مراکز مختلف و مردم در شهرهای مختلف را منعکس کردیم تا به گوش جهانیان برسد. تاکنون در کشورهای اروپائی، کانادا و امریکا سعی کرده ایم به مراجع بین المللی از پارلمان اروپا تا امنستی اینترنشنال، اتحادیه های کارگری، احزاب و جریانات انساندوست، نهادها و شخصیتهای سیاسی- اجتماعی و فرهنگی خوشنام مراجعه کنیم، آنها را از اتفاقات در دانشگاهها، دستگیری دانشجویان، شکنجه و زندانی کردن آنها مطلع کنیم، پیام دانشجویان و مردم ایران و انتظار آنها از این نهادها را با آنها در میان بگذاریم و از آنها بخواهیم که به کمین برای آزادی دانشجویان پیوسته، به جمهوری اسلامی اعتراض کنند و خواهان آزادی دستگیرشدگان شوند.تا كنون براثر این تلاشها و فعالیت جریانات و احزاب و شخصیتهای دیگر تعداد زیادی از نهادها از پارلمان اروپا تا امنستی، تعدادی از احزاب اروپایی از انگلستان تا سوئد، بخشی از اتحادیه های دانشجویی عملا به کمپین برای آزادی آنها پیوسته و طی نامه های اعتراضی به سفارت خانه های جمهوری اسلامی و دفتر ریاست جمهوری نامه خواهان آزادی بی قید و شرط دانشجویان شده اند. در بسیاری از شهرها از جمله لندن، استکهلم، گوتنبرگ، هامبورگ، تورنتو، هیلسنکی، کلن، آکسیونهای اعتراض را فراخوان داده و بعضا مشترکا با احزاب و جریانات مختلف پیش برده ایم و کماکان به این فعالیتها ادامه میدهیم. در خود ایران کل تشکیلات ما در چهارچوب امکانات آنجا و با توجه به فاکتورهای مختلف در همین راستا و برای بسیج مردم، کارگران، زنان و انواع نهاد و تشکل در تلاش بوده ایم که در مقابل تعرض جمهوری اسلامی سدی بسته شود و بخش هر چه بیشتری از مردم آزادیخواه را در دفاع از دانشجویان و برای آزادی دستگیر شدگان به میدان آوریم. <br /> <br />پرتو: شاید برای اولین بار در تاریخ مبارزاتی دانشجویان و مردم در ایران این دستگیریها با چنین عکس العمل وسیعی از طرف مردم روبرو شده است. دلیل این مساله چیست؟<br />خالد حاج محمدی:  این صدایی از اعماق جامعه بود، شوکی به کل طبقه کارگر و انسان آزاده در ایران بود که تکانی بخورد و همین هم اتفاق افتاد. در این مدت اعتراضات زیادی در دانشگاههای مختلف ایران، از تهران و مازندران و شیراز گرفته تا مشهد، بابلسر، همدان، کرمانشاه، تبریز، سنندج، یزد و ... در جریان بوده است. هزاران نفر طومار اعتراضی را در تهران و سنندج امضا کرده و برای رژیم ارسال کرده اند. کارگران بخشی از مراکز از پتروشیمی و عسلویه گرفته تا ایران خودرو ... از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دفاع کرده اند. </p><p align="justify">پرتو: هدف رژیم  مرعوب کردن جامعه است. فکر میکنید چقدر امکان عقب راندن این تلاش رژیم و آزاد کردن دانشجویان دربند وجود دارد؟</p><p align="justify">خالد حاج محمدی: من فكر میكنم امروز دیگر برگشت به قبل از ١٦آذر نا ممکن است و همین مایه افتخار هر انسان شرافتمندی است.  بحث من این نیست که امکان مرعوب کردن جامعه کاملا منتفی است این به فاکتورهای زیادی بستگی دارد که باید جایی دیگر به آن پرداخت. ولی ما میتوانیم جمهوری اسلامی را باز هم بیشتر به عقب برانیم و کل دانشجویان را آزاد کنیم. کلید این مسئله در دست ما است،  مردم آزادیخواه، کارگران، زنان، دفاع همه جانبه دانشجویان، اعتراض همه جانبه ما به جمهوری اسلامی، فشار هر روزه برای آزادی آنها و هزار اقدام در این جهت ممکن است و میتواند جمهوری اسلامی را سر جای خود قرار دهد. هنوز یک هزارم نیروی ما و مردمی که قلب آنها را فتح کرده ایم به نیروی فعاله برای آزادی دانشجویان تبدیل نکرده و به میدان نیاورده ایم. هنوز حتی در یک مرکز کارگری یک ساعت اعتصاب برای آزادی آنها صورت گرفته نشده. باید در این جهت قدمهای جدیتر برداریم، باید موفقیتهای تا کنونی را دستمایه قدم های بعدی کرد. آزادی دانشجویان کاملا ممکن است، نیرویش را داریم، توانش را داریم، فضای سیاسی آماده است و یک آتشفشان که سر باز کرده است.</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>١٦ آذر پرچم و رهبری چپ</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/12/post_203.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=995" title="١٦ آذر پرچم و رهبری چپ" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.995</id>
    
    <published>2007-12-24T19:16:58Z</published>
    <updated>2008-01-09T23:59:31Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="رحمان حسین زاده" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p align="center"><span class="avat2"><img style="WIDTH: 60px; BORDER-TOP-STYLE: none; BORDER-RIGHT-STYLE: none; BORDER-LEFT-STYLE: none; HEIGHT: 42.58%; BORDER-BOTTOM-STYLE: none" height="80" alt="avatar" src="http://www.4rojhelat.org/files/data/upimages/ar.jpg" width="60" /></span></p>]]>
        <![CDATA[<h3 class="title"><span style="FONT-WEIGHT: 400"><font size="1"></font></span></h3><p align="justify" mce_serialized="2"><font color="#ff6600"><strong>رحمان حسین زاده</strong></font> :</p><p align="justify" mce_serialized="2">  دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، دو هفته قبل و در روز سیزدهم آذر پیشگام و مبتکرحرکت  اعتراضی شدند که فضای سیاسی ایران را وسیعا  تحت تاثیر خود قرار داد. این رویداد نه تنها در صدر اخبار رسانه های خارجی و داخلی قرار گرفت، بلکه از برجسته ترین تحرکات سیاسی اعتراضی است، که تا به امروز در صدرتحولات جامعه ایران قرار دارد.</p><a name="more"></a><p align="justify" mce_serialized="2"> در شرایط فضا سازی هسته ای - جنگی جمهوری اسلامی و آمریکا و همپالگی هایشان، در شرایط گسترش سرکوب وجو پر اختناق حاکم برجامعه توسط رژیم سیاه اسلامی  و در فضایی که جمهوری اسلامی میخواست این تصویررا جابیندازد که جنبشهای اعتراضی را به عقب رانده و اوضاع را در کنترل دارد،در حالی که روزهای قبل ازشانزدهم آذر تعداد قابل توجهی ازرهبران و فعالین شناخته شده دانشگاهها را دستگیر کرد، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، معادلات این رژیم ارتجاعی را بر هم زدند. ورق را برگرداندند. پرچم مبارزه و اعتراض جامعه علیه وضع موجود، علیه سرکوب و پادگانی شدن دانشگاه، علیه جنگ و جمهوری اسلامی را برافراشتند و صدای رسای آزادی و برابری شدند. نفرت و اعتراض عمیق جامعه را نمایندگی کردند و در زمین ارتجاع اسلامی لرزه ایجاد کردند. تا همین لحظه، تحرک دانشجویی در سراسر کشور موقعیت جنبش آزادیخواهی و  برابری طلبی را محکم نموده است.  بار دیگر سرها به طرف چپ و کمونیسم چرخیده است. </p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2"><strong mce_serialized="2">نقطه عطف : پرچم  و رهبری چپ</strong></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2">آنچه 16 آذر امسال را از پیشینه این مناسبت و حتی از مناسبتهای باشکوه، چهار سال اخیر که در آن پرچم سرخ آزادی و برابری هم برافراشته میشد، متمایز میکند، ارائه تمام قد پلاتفرم و رهبری چپ  به جامعه و جنبش اعتراضی است. این بار قبل از همه ودر صفی متمایز دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با پلاتفرم علیه جنگ و جمهوری اسلامی و علیه نیروی سرکوب آن، الهام بخش تحرک اعتراضی در دانشگاهها و رساندن پیام آزادی و برابری به اعماق جامعه بودند. در واقع پیش کسوتان آزادیخواه و برابری طلب 13 آذر سرخ این پیام را به جامعه منتقل کردند، که جنبش و نیروی آزادیخواه و برابری طلب قصد دارد هدایت گر اعتراض و مبارزه پیگیر و قاطع علیه جمهوری اسلامی، وراهنمای رهایی انسان در این جامعه باشد. این بارخبری از صف رنگین کمانی سالهای گذشته نبود. این بار صفی واحد، با پرچم انقلابی و رهبران سوسیالیست و محبوب در جلو صحنه بودند. نقطه عطف 16 آذر امسال دقیقا در همین حقیقت نهفته است. </p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2">درروز سیزده آذر امسال گامهای محکم  به میدان آمدن رهبری و پلاتفرم آزادیخواهانه و برابری طلبانه ای را می بینیم که اگر دامنه نفوذ سیاسی و حتی عملی آن را محدود به دانشگاه بدانیم، بسیار گمراه کننده و ساده لوحانه خواهد بود. امسال آزادیخواهان وبرابری طلبان و نیروی چپی عروج کرده است، که با پلاتفرم و شعار و مطالبات عمیق انسانی، آگاهانه و سنجیده اعتراض کل جامعه را نمایندگی میکنند. </p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2">زمانی که اعلام میکنند &quot;نه به جنگ&quot; یعنی خواست و مطالبه میلیونها انسان را نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان نمایندگی کردن، یعنی دلهره و احساس مسئولیت میلیونها انسان را از وقوع جنگ نمایندگی کردن، یعنی از قول جامعه انسانی گفتن نه به قلدری نظامی آمریکا، نه به تباهی کشیدن جامعه، نه به عراقیزه کردن ایران، نه به ماجراجویی جمهوری اسلامی .</p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2">شعار &quot;دانشگاه پادگان نیست&quot; رو به كل جامعه دارد و خواهان آن است كه  نیروی نظامی و انتظامی را از محل کار و زیست مردم برچینید، قلدری نظامی و زور اسلحه تان را پایان دهید.</p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2">آزادی و برابری هم بر همه دسته بندیهای کاذب، خرافی ملی، قومی، مذهبی، تبعیض آمیز وغیر انسانی خط باطل میشكد و آنها را برسمیت نمی شناسد. این مطالبات و شعارها محدود به دانشگاه و دانشجو نیست. حرف دل کارگر، زن ، جوان و همه مردم تشنه رهایی و برابری است. تنها چنین پلاتفرم و صف آزادیخواهانه ای  میتواند اتحاد عمیق، انسانی و همسرنوشتی شهروندان جامعه ایران را تضمین کند.</p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2" mce_keep="true"> </p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2"><strong mce_serialized="2">پرچم و رهبری چپ باید فراگیر و اجتماعی شود.</strong></p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2">عروج پلاتفرم و رهبری چپ در 16 آذر و در دانشگاه اتفاق بسیار تعیین کننده ای است. بخش مهمی ازطی کردن مسیر تامین یک رهبری روشن بین چپ و فراگیر در کل جامعه است. اما باید براین واقعیت تلخ آگاه بود که در کل جنبش اعتراضی ودر جنبشهای مهمی چون جنبش کارگری و زنان ، هنوز پلاتفرم و رهبری چپ و سوسیالیست ، نیروی قد علم کرده موثر در سرنوشت و تحولات خود این جنبشها و جامعه نیست.</p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2">هنوزصف متمایز کارگران آزادیخواه و کمونیست در جنبش کارگری،  و یا صف زنان آزادیخواه و کمونیست در جنبش زنان و یا پلاتفرم و رهبران چپ در کل جنبش سرنگونی طلبانه قد علم نکرده است. تجربه دانشگاه نشان میدهد، رهبران آگاه و کمونیست در جنبشهای اعتراضی و مشخصا در جنبش کارگری و زنان میتوانند سازمان یابند و به میدان بیایند. میتوان صف کارگران، زنان و مبارزین آزادیخواه و برابری طلب را در هر کارخانه، محله و شهر سازمان داد و متحد ومتشکل کرد. اگر عروج رهبری چپ همه گیر شود، آنوقت میتوان ابعاد عظیم تکانهای اجتماعی جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه سراسری را دید . آنوقت میتوان مشاهده کرد، چگونه نظام حاکم اسلامی سرمایه در ایران زیر فشار تحرک اجتماعی گسترده و همه گیر کارگران، زنان، دانشجویان و همه بخشهای معترض جامعه به زانو درخواهد آمد.</p><p dir="rtl" align="justify" mce_serialized="2"> 16 اذر امسال و  تحولات تا كنونی و از جمله تداوم مبارزات و تلاش همه جانبه برای آزادی دانشجویان زندانی و همه زندانیان سیاسی، بشارت دهنده و حامل پیام تکثیر و فراگیر کردن پلاتفرم و رهبری چپ در کل جامعه و در جنبشهای اعتراضی است.</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پیام صالح سرداری به: مردم مبارز و آزادیخواه مریوان دانشجویان زندانی را باید از چنگ رژیم آزاد کرد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/12/post_200.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=981" title="پیام صالح سرداری به: مردم مبارز و آزادیخواه مریوان دانشجویان زندانی را باید از چنگ رژیم آزاد کرد" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.981</id>
    
    <published>2007-12-21T17:29:28Z</published>
    <updated>2008-01-09T19:42:09Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="صالح سرداری" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p align="center"><img style="WIDTH: 60px; HEIGHT: 76px" height="76" hspace="0" src="/saleh-sardari.jpg" width="60" align="absMiddle" border="0" /></p>]]>
        <![CDATA[<p><font size="2"> اعتراضات اخیر دانشجویان دانشگاه های ایران با شعارهای زنده باد آزادی برابری،نه به جنگ،دانشگاه پادگان نیست، سوسیالیسم یا بربریت، زندانی سیاسی آزاد باید گردد،کارگر دانشجو اتحاد اتحاد ،ازمطالبات طبقه کارگر حمایت می کنیم و.... <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">شورو امید بیشتری را در میان مردمی</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">که تشنه آزادی و برابری<span style="mso-spacerun: yes">  </span>هستند بوجود آورده است.</span>علیرغم زندانی کردن تعدادی از رهبران و فعالین دانشجو ،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>دانشجویان با شکوه تمام<span style="mso-spacerun: yes">  </span>تجمعات اعتراضی خود را بر گزار کردند.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>16 آذر امسال تنها به تهران</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">محدود</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">نماند. دانشجویان دانشگاه های<span style="mso-spacerun: yes">  </span>مشهد، تبریز، کرمانشاه،<span style="mso-spacerun: yes">  </span>همدان، شیراز،اصفهان، شاهرود، سنندج برای آزاد کردن رفقای در بند خود تجمع اعتراضی برگزار کردند. رژیم هار اسلامی برای سرکوب این تجمعات<span style="mso-spacerun: yes">  </span><span style="mso-spacerun: yes"> </span>بیش از 40 نفر از دانشجویان را<span style="mso-spacerun: yes">  </span>زندانی کرده که با آزار و شکنجه روبرو هستند. رژِیم می خواهد آنها را به تسلیم وادارد تا این مبارزه برای آزادی و برابری را به عقب براند. اما<span style="mso-spacerun: yes">  </span>دانشجویان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و مردم مبارز از مبارزه دست بر نداشته و برای آزاد کردن رفقایی دربند خود تجمع و اعتراضاتی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>بر گزار کرده اند وبه شیوه های مختلف با رژیم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در گیرند.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>در شهرهای مختلف ایران و از جمله<span style="mso-spacerun: yes">  </span>در سنندج مردم مبارز این شهر به حمایت ازدانشجویان برخاسته و با جمع آوری امضا خواستار آزاد کردن دانشجویان شده اند. خانواده های زندانیان و بسیاری از مردم مبارز برای آزادی آنها در تلاشند.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">از همه ما انتظارمی رود که برای آزادکردن دانشجویان از هر طریقی که ممکن است به مبارزه برخیزیم. با پشتیبانی از خانوادهای دانشجویان دربند و از جمله شهروندان مریوان ، محمد سعید کهنه پوشی و صالح ایومند، مبارزه کنیم. دانشجویان دانشگاه پیام نور و جوانان شهر مریوان همراه با خانواده زندانیان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>می توانند نقش موثری در این تلاش داشته باشند.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">باید یکپارچه ومتحد خواستارآزادی دانشجویان زندانی و همه زندانیان سیاسی شد.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">صالح سرداری</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>30/آذر/1386</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">21/دسامبر2007</span></p><p /><p> </p><p /><p> </p><p /><p> </p><p /><p> </p><p /><p> </p></font></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>. مصاحبه با اسد گلچینی دبیر کمیته کردستان در رابطه با چهارمین نشست شورای کادرها و اولویت های تشکیلات کردستان حزب حکمتیست</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/12/post_201.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=968" title=". مصاحبه با اسد گلچینی دبیر کمیته کردستان در رابطه با چهارمین نشست شورای کادرها و اولویت های تشکیلات کردستان حزب حکمتیست" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.968</id>
    
    <published>2007-12-16T11:23:23Z</published>
    <updated>2008-01-08T22:42:37Z</updated>
    
    <summary> ...</summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="اسد گلچينى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<h3 class="title"><font size="2"></font></h3><p><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 18pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt"><font size="1"></font></span></span></p><p align="center"> </p>]]>
        <![CDATA[<h3 class="title"><span lang="FA"><p align="center"><img height="80" src="/asad.jpg" width="68" border="0" /> </p> </span></h3><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span>کمونیست: انتخاب شما را به دبیری کمیته کردستان حزب حکمتیست تبریک میگوئیم. اولین سوال ما این است که آیا برگزاری نشست چهارم شورای کادرهای کردستان حزب در روزهای اخیر یک کار روتین حزبی بود یا مستقیما به اوضاع و احوال سیاسی امروز ایران مربوط بود؟   </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">اسدگلچینی: متشکرم از شما، قبل از هر چیز میخواهم این را اشاره کنم که در دوره گذشته رحمان حسین زاده دبیر کمیته کردستان بود. بعنوان معاون او و بعنوان یک تیم فعالیت داشتیم. کار مشترک با یک کمونیست برجسته برای من مایه اطمینان بیشتر در هر قدم نبرد مشترکمان بود. بدلایل وجود رهبری متمرکز حزب که برای ما حیاتی بود و دقیقا میتواند همان در کنار بودن را در ابعاد مهمتری جبران کند، من خودم را راضی به ادامه کار به شکل فعلی کردم. کاندید شدم و رفقا به من اعتماد کردند. کمیته کردستان فعلی و تک تک رفقا، هیات اجرایی آن و تیم  من و صالح سرداری برای خود من مایه شور و امید زیادی است و امیدوارم با هم و در کنار همه کادرها و فعالین حزب در شهرها، بتوانیم به خواست ها و توقعات واقعی و منطقی که شورای کادرها و رهبری حزب پیش روی ما گذاشته است پاسخ درخور بدهیم. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">نشست شورای کادرهای  تشکیلات کردستان بطور معمول هر سال یکبار برگزار میشود. برگزاری نشست چهارم شورا هم یک کار روتین بود و هم در شرایط حساسی هم برگزار شد و بدون تردید نمیتوانست مهر این وضعیت را برخود نداشته باشد. تقریبا به موقع  نشست چهارم را برگزار کردیم. نشست شورای کادر ها از نظر ما همیشه بسیار با اهمیت بوده است چرا که بخش بسیار وسیعتری از تشکیلات علنی حزب در کردستان که از کمونیستهای با سابقه و درگیر در مبارزات 3 دهه اخیر مبارزه مردم  در کردستان هستند در این نشست سالانه شرکت دارند و سیاست های اصلی و جهت های مهم فعالیت ما در کردستان را بررسی و ترسیم میکنند.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">در این نشست مهم  معمولا  از رهبران حزب همچون دبیر کمیته مرکزی، رئیس دفتر سیاسی و یا معاون دبیر کمیته مرکزی شرکت و سخنرانی دارند و د رمورد فعالیتها و همچنین مهمترین مسایل جامعه و فعالیت ما را حزب تاکید میکنند.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">کمونیست:  با توجه به اهمیت و جایگاه کردستان در فعالیتهای کمونیستی حزب، نشست شورای کادرهای کردستان چه مسائلی را مورد بررسی قرار داد و انجام چه فعالیتهای مشخصی را در این شرایط در دستور کار کمیته کردستان منتخب در این نشست قرار داد؟  </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">اسد گلچینی: برر سی فعالیت کمیته کردستان در فاصله دو نشست  سوم و چهارم یکی از موضوعات اصلی بحث بود.تعداد زیادی از رفقا بر روی فعالیت این دوره کمیته بحث و اظهار نظر کردند . </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">نشست چهارم شورای کادرها گزارش دوره گذشته را مثبت ارزیابی کرد و در عین حال بر پیشرفت در همه زمینه ها تاکید گذاشت.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">فعالیت دوره آینده کمیته کردستان یکی از مباحثات مهم نشست شورا بود.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">مسایل مهم مورد بحث عبارت بود از، فعالیت های همه جانبه و پیگیر بر علیه رژیم، جنگ احتمالی و آمادگی ما، افشا و مقابله با ناسیونالیزم در همه وجوه سیاسی و اجتماعی آن، گسترش و سازماندان تشکیلات حزب ، کمیته های کمونیستی، فعالیت گارد آزادی ، کار مالی ، فعالیت های تبلیغی و ارتباط با مردم مورد بحث قرار گرفت</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">مساله محوری ما در  مباحثات این بود که کمیته کردستان حزب در دور آتی فعالیتش بتواند حزب و فعالیتهایش را  بعنوان سازمان مبارزه مردم ارتقا بدهد و در این مبارزه نقش مهمی داشته باشد و این هدف مهمی است که تلاش ما بر آن متمرکز خواهد بود. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><u><span lang="FA">تشکیلات و سازمان حزب:</span></u></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">فعالیت تشکیلات های حزب در شهرهای کردستان، کمیته های کمونیستی، کادرها و اعضا حزب. ما تاکید کردیم که در شرایطی که اوضاع از هر زمان پیچیده تر شده است، جامعه همچنان با معضلات مهم اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ناشی از وجود رژیم کماکان مواجه است، ما نه تنها راه حل انقلابی و کمونیستی و کارگری بلکه تشکیلات پرقدرتی برای مقابله با این شرایط را داریم. باید بر این نقطه قدرت ها متکی بود. این در حالی است که افق و سیاست های جریانات سیاسی دیگر بدلیل بی ربطی و یا بی تفاوتی به جامعه و مردم مبارز، دچار سردرگمی و بحرانند. حزب در کردستان وظیفه دارد تا بعنوان نیرویی مسئول در برابر جامعه و مردم و نیرویی پیگیر برای سرنگونی رژیم و نجات جامعه از این لکه چرکین جمهوری اسلامی،  فعالیت موثر و روشن خود را سازمان بدهد.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">حزب ما در کردستان چه از لحاظ سیاسی و چه سازمانی باید یک گام مهم و عملی بردارد که بتواند خود را به نیرویی اجتماعی و سیاسی دخیل در سرنوشت جامعه تبدیل کند. ما تاکید کردیم که این مرحله را با فعالیت و کار موثر این تشکیلات بزرگ، و با آگاهی بر نقش و سیاست روشن و کمونیستی و ایجاد سازمان حزب و در این میان  کمیته های کمونیستی و گارد آزادی که با مسائل جامعه تنیده شوند میتوانیم پاسخ گو باشیم. تحقق این امر به فعالیت و نحوه کار همه تشکیلات کردستان ، از کمیته و هیات اجرایی تا همه رفقای کادر و عضو حزب و کمیته های کمونیستی و واحد های گارد در کردستان بستگی دارد. ما هر چند بزرگ و یا کوچک باشیم زیاد تعیین کننده نیست، نحوه کار ما و مرتبط کردن فعالیتمان به کار و زندگی و سرنوشت جامعه و جنگیدن برای آزادی ، برابری و سوسیالیسم تعیین کننده است. جامعه باید در ابعاد بسیار بیشتری شاهد وجود و حضور حکمتیست ها به عنوان کمونیستهایی که در انتظار نمی مانند، بلکه هر آن در پی تغییر محیط کار و زندگی و مردم پیرامونشان و سازماندهی آنها در مبارزه و اعتراضی که دارند، هستند. وجود و حضور هر تعداد از حکمتیست ها در هر جا باید به معنای اتحاد و سازمانیافتگی مبارزه و تغییر در محیط زندگی  انسانی ، آزاد و برابر باشد. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">جلب فعالین و کمونیستهایی که در راس مبارزه در عرصه های مختلف هستند یک فعالیت مهم برای تقویت حزب و تقویت این مبارزات است، بدون این، حزب قادر به پیشروی نیست بدون وجود کادرها و کمیته های کمونیستی که تلاش میکنند سازمان توده ای و حزبی برای این مبارزات ایجاد کنند پیشروی ممکن نیست. نشست شورای کادرها بر ایجاد کمیته های کمونیستی با نفوذ و متکی بخود در سازماندهی حزبی و توده ای در محیط کار و زیست و در هر تجمع و کانونی را یک هدف مهم تعیین کرد. بدون این، تاثیر گذاری ما بر جامعه بشدت محدود خواهد بود. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">خوشبختانه کمیته کردستان حزب حکمتیست که از کمونیستهای شناخته شده و از رهبران توده ای و علنی  محرومان جامعه  بوده اند تشکیل شده و همچنین از وجود سازمان حزب در محل های کار و زیست این ماتریال مهم و تعیین کننده، برخوردار است. این نشست یک بار دیگر بر اهمیت این و همگامی هر چه بیشتر کل این تشکیلات و وجود رهبری معطوف به عرصه های اصلی نبرد، هم اولویت، پر کار و متحد تاکید  و گسترش فعالیت آن را یادآوری کرد. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><u><span lang="FA">گارد آزادی :</span></u></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">گارد آزادی و سازماندهی و ادامه فعالیت آن یکی از موضوعات مهم و مورد توجه جدی نشست بود. در این باره ما در کنگره دوم حزب به تفصیل بحث  کرده و به نتایج مهمی از کار یک دوره فعالیت حزب در این مورد رسیدیم. در این جلسه نیز اساسا تاکید مجددی داشتیم بر اینکه گارد آزادی بعنوان نیرو و سازمانی باید باشد  اجتماعی، ملیتانت و درگیر در مبارزه سیاسی و اجتماعی کارگران، زنان، جوانان و همه مردم خواهان آزادی. امروز در کردستان کماکان میتوان و باید نیروی مسلح داشته باشیم و این بخش به عنوان بخش نیمه منظم به فعالیت خود ادامه خواهد داد و به فراخور اوضاع و با آمادگی باید این بخش را گسترش دهیم. منتها گادر آزادی اساسا باید متشکل کننده مبارزه و مقاومت ملیتانت مردم  در زندگی و کارشان باشد.گارد آزادی سازمان مبارزه و مقاومت و تعرض جوانان زنان و کارگران جامعه برای مقابله با هر نوع ستم و نابرابری و تعرضی بر آنهاست.گارد آزادی نیرویی در مقابل رژیم ضد زن، نیرویی در مقابله با مرتجعین  است. در دوره گذشته این جنبه اصلی و مهم گارد آزادی و سازمان وسیع و اجتماعی آن به فعالیت بسیار محدود ابراز وجود مسلح محدود شد.در این دوره ما باید گارد آزادی را بر قاعده بنشانیم. گارد آزادی مهمترین نیروی ما برای  سازماندهی مردم، مقاومت و مبارزه آنها در شرایط کنونی و هر شرایط ویژه دیگر از جمله شرایط جنگی است. صد ها واحد گارد آزادی لازم است که در محله و دانشگاه و محیط کار، زندگی را بر رژیم  و همچنین مرتجعینی که زندگی را بر زنان و کارگران و مردم محروم سیاه کرده اند،  تنگ کنند. گاردآزادی باید بتواند امید بخش آزادی و زندگی انسانی و برابر باشد و این بدون وجود سازمان توده ای، ملیتانت و مرتبط به مسایل اجتماعی مردم ممکن نیست. و وجود این تصویر از گارد آزادی بدون وجود کادرها و کمیته های کمونیستی ممکن نیست. چنین تشکیلاتی در زمان لازم قادر خواهد شد که مسلح شود و مردم را سازماندهی و رهبری کند. همچنان که اشاره کردم در کنار این البته که کمیته کردستان همچنان نیروی مسلح متشکل از رهبران و کادرهای علنی و غیر علنی خود را داراست و در صورت لزوم آن را گسترش میدهد و برنامه های خود را در همین راستا پیش میبرد.  </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><u><span lang="FA">مساله جنگ احتمالی و فعالیت ما:</span></u></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">از نظر ما خطر جنگ و فاجعه ناشی از آن میتواند جامعه را به قهقرا بکشاند، جریانات و احزاب ناسیونالیست در کردستان چند سال است که آماده اند در رکاب آمریکا و حمله نظامی اش به نان و نوایی برسند. از نظر ما این و بهر درجه که امید به امریکا برای مقابله با رژیم وجود داشته باشد مردود است و باید افشا شود. ما چند سال است این را به مردم میگو ئیم و خوشبختانه مردم هم اوضاع عراق را بیشتر متوجه شده اند. شرایطی ممکن است پیش بیاید که بار دیگر بشریت از دیدن و شنیدن آن شرم کند. چه بوسیله ریختن بمب و چه بوسیله تحریم های اقتصادی که بیش از بیش مردم را تحت فشار قرار خواهد داد و دست رژیم را باز تر میکند. دقیقا آنچه  سالهاست در عراق  اتفاق افتاده است، شاید بمراتب عظیم تر و دهشتاک تر. مخالفت با این وضعیت و با جنگ و ادامه فعالیت برای سرنگونی رژیم اسلامی به عنوان یکی از بانیان این وضعیت  یکی از مشغله های مهم نشست چهارم بود. تشدید مبارزه بر علیه رژیم در اتکا به مبارزه سازمانیافته کار ماست. در این زمینه این نشست به کمیته منتخب توصیه های لازم را برای آمادگی در صورت وقوع مصائب ناشی از این رویدادها کرد.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><u><span lang="FA">فعالیت مالی:</span></u></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">نشست بر تلاش همه جانبه بسیاری از رفقا که با تلاش سخت چه با مایه گذاشتن از خود و چه جلب کمک های مالی، فعالیت کمیته را ممکن کردند عمیقا قدردانی کرد و تقویت بنیه مالی حزب در اتکا به فعالیت گسترده در خارج و داخل برای جلب کمک های مالی تاکید کرد.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><u><span lang="FA">فعالیت تبلیغاتی و تلویزیون:</span></u></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA"> موثر تر شدن این تبلیغات در داخل و به اشکال مختلف و در میان مردم و چه از تلویزیون و یا سایت و رادیو های انترنتی و... یکی از نکات مورد تاکید نشست شورای کادرهای کردستان بود. حضور همه رفقای کمیته  در فعالیتهای تبلیغی از جمله تلویزیون و تامین ارتباط حضوری با مردم و ایجاد سازمان مناسب مورد تاکید قرار گرفت.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">کمونیست: باتشکر از اسد گلچینی</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">اسد گلچینی: متشکرم</span></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>خطر حمله نظامی آمریکا  مروری کوتاه بر مواضعی که گرفته شد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/12/post_199.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=967" title="خطر حمله نظامی آمریکا  مروری کوتاه بر مواضعی که گرفته شد" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.967</id>
    
    <published>2007-12-16T11:05:35Z</published>
    <updated>2008-01-11T13:02:53Z</updated>
    
    <summary> ...</summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="حسين مرادبيگى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p align="center"><font size="2"> </font></p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed" align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA"><span lang="FA"><img style="WIDTH: 66px; HEIGHT: 77px" height="77" hspace="0" src="/noktober/hsor-5.jpg" width="66" align="baseline" border="0" /> </span></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">حسین مرادبیگی</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">بالاگرفتن خطر حمله نظامی آمریکا به ایران در چند هفته گذشته، احزاب و نیروهای سیاسی، رهبران و فعالین کارگری و افراد و آدمهای معینی را نیز به دخالت، اظهار نظر و موضعگیری سیاسی در این مورد وادار کرد. این مساله، همه را، خواهی نخواهی، ناچار کرد تا خود را در معرض قضاوت جامعه و مردم ایران قرار دهند. مقاطع تاریخی و مهم بیشتر از هر زمانی به مردم و جامعه امکان میدهند تا به ماهیت واقعی احزاب و نیروهای سیاسی آنطور که واقعا هستند و نه آنطور که خود ادعا میکنند، پی ببرند. مردم ایران برای رسیدن به آزادی و برابری و یک دنیای بهتر و غیر ممکن کردن تحمیل چنین سناریوئی راهی جز سرنگونی جمهوری اسلامی ندارند. وجود جمهوری اسلامی تنها مایه تحمیل مصائب بیشتر، فقر و فلاکت بیشتر و فجایع بیشتر به جامعه و مردم ایران خواهد شد. جمهوری اسلامی را باید درهم کوبید.</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">با توجه به اهمیت این مساله و شناخت بیشتر از مواضعی که احزاب و نیروهای سیاسی و حتی آدمهای معینی در این مدت در مقابل جنگ  گرفتند، مروری هرچند کوتاه، بر مواضع بعضی از احزاب و نیروهای سیاسی را ضروری میدانیم.  </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA"> </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">گروه اول: ناسیونالیسم کرد و احزاب و گروههای مربوطه، هر دو حزب دمکرات، با هر تبصره و اما و اگری، سازمان زحمتکشان، قوم پرستان مختلف و همچنین سازمان مجاهدین خلق، بالکل در کنار آمریکا قراگرفتند. اینها به امید حمله آمریکا به ایران دخیل بسته اند، افق و سرحالی و پژمردگی سیاسی خود را از آن میگیرند. هنوز هم در انتظارند که از اینطریق به نوائی برسند. اینها را باید به مناسبتهای مختلفی بیشتر نقد و افشاء کرد. اینها بدون پدیده جنگ نیز با طرح فدرالیسم خود بالقوه این ظرفیت را دارند که در پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی یکی از فاکتورهای سوق دادن جامعه ایران بسوی سناریوی سیاه باشند. مخالفت اینها با جمهوری اسلامی کوچکترین حقانیت سیاسی ای به اینها در خوابی که برای آینده جامعه و مردم ایران دیده و می بینند، نمی دهد. کسی که اوضاع عراق را می بیند و آن را برای جامعه و مردم ایران آرزو میکند، یا برای افتادن مردم در چنین سیاه چالی روز شماری و حتی شادی میکند، باید از چه ظرفیت ضد انسانی ای برخوردار باشد. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">   </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">دوم ناسیونالیسم ایرانی.  ناسیونالیسم ایرانی و اکثر احزاب و جریانات مربوطه نیز با هر تبصره و &quot;نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی&quot; ای عملا در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتند. یک عده از اینها که طیف اکثریتی، راه توده و بخشهائی از ملی – مذهبی ها را در برمیگیرند به شیوه خود از جمهوری اسلامی حمایت کردند. اینها دربدر بدنبال &quot;کبوترهای&quot; درون رهبری دو دولت جنایتکار جمهوری اسلامی و دستگاه حاکمه آمریکا میگشتند تا آنان را بر سر میز مذاکره بکشانند و میان آنان &quot;صلح و آشتی&quot; برقرار کنند. این نیروها از سر &quot;دلسوزی&quot; برای مردم اما در اصل از سر علاقه خاصی که به جمهوری اسلامی دارند، تلاش خود را براین متمرکز کردند که مردم را با توهم به &quot;صلح و آشتی&quot; برای جمهوری اسلامی در انتظار نگاهدارند تا مردم کار خاصی علیه جمهوری اسلامی انجام ندهند. منتظر باشند تا حضرات دست &quot;اصلاح طلبان&quot; درون &quot;نظام&quot; را دست &quot;کبوترهای&quot; درون هیئت حاکمه آمریکا میگذارند و اینها با هم مساله را حل خواهند کرد. فردا نیر دوباره اتفاقی بیفتد همین را شروع میکنند. اینها جزو جنبشی هستند که عمو زاده هایشان در قدرتند. با هر عطسه آیت اللۀ منتظری فورا ده تا اطلاعیه میدهند اما از رشد جبهه آزادی و برابری طلبی و اردوی انسانیت در ایران، نگران میشوند. کار اینها همواره از این نوع خوشخدمتی ها و عوام فریبی ها در خدمت جمهوری اسلامی بوده است. اینها بقای زندگی خود را در ادامه اختناق و ارتجاع می بینند. شخصیتهای این طیف هیچ تردیدی بخود راه نمیدهند که در صورت وقوع جنگ، به نام دفاع از آب و خاک در کنار جمهوری اسلامی قرار گیرند. این تصور را باید کنار گذاشت که </span><span lang="FA" style="COLOR: black">اپوزیسیون بورژوایی اعم از جمهوریخواه و سلطنت طلب و مشروطه طلب آن خصلت آشکارا سرکوبگر جمهوری اسلامی را مورد تعرض قرار دهند. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA"> </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">حزب مشروطه ایران  </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">روی این نیرو از رگه های ناسیونالیسم ایرانی پرو غرب بطور ویژه تر مکث میکنیم. مقطع سیاسی اخیر، پرده از روی فضل فروشی های فیلسوف مابانه گاه و بیگاه سران این حزب، داریوش همایون و اعوان و انصارش، را کنار زد. این سربازان &quot;وطن&quot;، ناگهان سربازان جمهوری اسلامی از آب درآمدند! به جای آمریکا میاید و میگیرد در سال 2003، سال 2007 دست از رقابت ناسیونالیستی خود با جمهوری اسلامی کشیدند و به آنچه &quot;می اندیشیدند&quot; یعنی ثبت نام در لیست جانبازان جمهوری اسلامی، علنا تحقق بحشیدند. &quot;چه آخر و عاقبتی&quot;! طرفداران &quot;عدم خشونت&quot;، خشونت طلب تر از جمهوری اسلامی شمشیر را از رو بستند. این رویداد، یک بار دیگر قد و قواره &quot;دمکراسی&quot; خواهی و ادعای &quot;حقوق بشر&quot; ی اینها و جنبش اجتماعی اینها را علنا به مردم ایران نشان داد. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">استدلالات اینها و هم پالگی های اینها در رگه های مخنلف ناسیونالیسم ایرانی تماشائی است! از یک طرف ادعا میکنند که: &quot;جمهوری اسلامی با برنامه تسلیحات اتمی خود امنیت بین المللی و موجودیت ایران را به خطر انداخته است و مسئولیت مستقیم حمله نظامی احتمالی به ایران و پیامد های مصیبت بار آن را بر عهده دارد.&quot; نقل از بیانیه کنفرانس یک کشور یک ملت حزب مشروطه ایران. اما چند سطر پائین تر میگویند، &quot;از هم اکنون برای هیچ کس جای تردید نمی گذارند که درصورت جنگ و تجزیه ایران جای آنها موقتا در کنار همه نیرو هائی ــ صرفنظر از پیشینه آنان ــ خواهد بود که بهر دلیل از یکپارچگی و یگانگی ملی ایران دفاع کنند.&quot; همانجا. و هیچ کس تردید ندارد که منظور اینها جمهوری اسلامی و کسانی است که در صف مزدوران جمهوری اسلامی از هم اکنون نام نویسی کرده اند. یا میفرمایند :&quot; اول این کشور را نگاه خواهیم داشت و سپس پیکار خود را با رژیمی که مسئول همه تیره روزی های ماست از سر خواهیم گرفت.&quot;همانجا. ادعاهائی که با آن حتی سر خود را نیز نمی توانند کلاه بگذارند. جالب این جاست که هم اینها و هم سران جبهه ملی گسترش &quot;منازعات قومی&quot; در ایران را نیز نتیجه سرکوب مستقیم جمهوری اسلامی میدانند با اینحال در پیوستن به جمهوری اسلامی برای ادامه همین سرکوبها و گسترش این شکافهای و ایجاد گورستانهای قومی بدون هیچ تردیدی از هم اکنون نام نویسی میکنند! </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">واقعیت این است که اینها ادعاهای پوچی بیش نیستند. این ادعاهای پوچ و نگرانی اینها از خدشه دار شدن تمامیت ارضی، توجیهی است برای   پیوستن حضرات به جمهوری اسلامی. در عین حال پرده از ماهیت عمیقا شوونیستی اینها نیز برمیدارد. اینها بهانه است، مشکل جای دیگری است. جنبش ناسیونالیسم پرو غرب با خطر حمله نظامی احتمالی آمریکا به ایران و قرار گرفتن پروژه گروههای قومی در دستور کار آمریکا، در یک بن بست واقعی قرار گرفت و افقش را از دست داد. کل موجودیتش با آن زیر سوال رفت. اگر آمریکا می آمد و میزد و می انداخت، در روزهایی که اینها وعده امروز و فردای آن را میدادند، و اینها آلترناتیو حکومتی جانشین میبودند، بی گمان صحنه را طور دیگری جز امروز می چیدند. آویزان شدن امروز اینها به این تشبثات برای ثبت نام در صف سپاه پاسداران و بسیج جمهوری اسلامی، بیانگر قبول شکست در مقابل جمهوری اسلامی و تن دادن به وظایفی است که در این رابطه برعهده میگیرند. جمهوری اسلامی هرچه باشد حکومت مورد نظر اینهاست حتی با آخوندش. دارد رویاهای این بورژوازی و این جنبش را از قبل ابلهی دولت بوش و شکست آمریکا در عراق متحقق میکند. نصف بیشتر عراق عملا تحت سیطره جمهوری اسلامی است. برای اعاده &quot;امنیت&quot; عراق از جمهوری اسلامی که خود یک پای عدم امنیت مردم عراق و یک پای سیاه چالی است که به مردم عراق تحمیل کرده اند، باید از جمهوری اسلامی کمک بخواهند! بیانیه حزب مشروطه و امثال حزب مشروطه در این شرایط نشانگر قد و قواره بورژوازی ایران در اوایل قرن بیست و یکم است. </span><span lang="FA" style="COLOR: black">بورژوازی ایران همه اشکال حکومتی خود را مزمزه کره است، با جمهوری اسلامی با رهبری آخوندی نیز کنار خواهد آمد. نه تنها کنار آمده است، که به بهانه جنگ، &quot;افتخار&quot; سربازی جمهوری اسلامی را نیز نصیب خود کرده است. چون نزد این بورژوازی آزادی مردم و آزادیهای سیاسی در جامعه جائی ندارد، حقوق شهروندی انسانها بدون قائل شدن هیچ نوع تبعیضی بر اساس ملیت و مذهب و جنسیت و زبان و رنگ و غیره جائی ندارد. امنیت و رفاه اجتماعی و برابری کامل زن و مرد جایگاهی ندارد. بورژوازی ایران از &quot;لیبرال&quot; و غیر لیبرال آن از اشکال استبداد و سرکوب بورژوائی در ایران همواره حمایت کرده است. بخصوص شمشیر همیشه دست ناسیونالیسم پرو غرب بوده و مسجد دست آخوند، با هم طبقه کارگر و مردم محروم را چاپیده اند.</span><span lang="FA"> اینها جمهوری اسلامی را بر جامعه ای آزاد و برابر در هر حالت ترجیح میدهند. بهانه جنگ و خراش ورداشتن تمامیت ارضی، توجیهی است برای پیوستن اینها به جمهوری اسلامی. از سر دشمنی اینهاست با امر آزادی و برابری و وجود آزادیهای بی قید و شرط در جامعه و خودداری از برسمیت شناختن حقوق کامل شهروندی افراد این جامعه بدون قائل شدن هیچ تبعیضی براساس ملیت و قومیت و جنیست و مذهب و زبان و رنگ و غیره.  </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">معیار پایبندی یا عدم پایبندی به لزوم آزادیهای بی قید و شرط سیاسی در جامعه و دفاع از حقوق کامل شهروندی افراد جامعه و یا حفظ چهارچوبه مدنیت جامعه</span><span lang="FA" style="COLOR: black"> </span><span lang="FA">در شرایطی که به دلیل جنگ و تحولات سیاسی و غیره وقوع سناریوی سیاه در یک جامعه محتمل میشود، ساده است، جای دوری نباید رفت. آن را باید در راه حلی جستجو کرد که هر نیروی سیاسی ای جلو جامعه میگذارد. نیروئی که از هم اکنون علیرغم هر &quot;نه خود به جمهوری اسلامی&quot; در مقابل مردم ایران طرف جمهوری اسلامی را میگیرد، به هر بهانه ای، دارد از هم اکنون همراه اوباش اسلامی وعده پاکسازیهای قومی و به بمب و راکت بستن مدارس و کودکستانها و محل کار و زندگی مردمان دیگری را میدهد. در نقطه مقابل اینها به قول منصور حکمت متاسفانه به اندازه کافی آدم عوامفریب قومی نیز موجود هست و پیدا میشود که به عنوان پرچمدار این یا آن &quot;خلق&quot;، مجازی یا واقعی، مردم را به مهلکه جنگ قومی بکشانند. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA">به جای کشیدن نعره شوونیستی یا قومی، اگر کسی مساله اش </span><span lang="FA" style="COLOR: black">حفظ مدنیت جامعه باشد، قبل از هر چیز از تضمین حق همه مردم  ایران به عنوان شهروندان متساوی الحقوق بدون هیچ نوع تبعیضی بر اساس ملیت و قومیت و زبان و جنسیت و مذهب و رنگ و غیره دفاع میکند. با صدای بلند از آزادیهای بدون قید و شرط  سیاسی و تشکل و اعتصاب و غیره در جامعه دفاع میکند. خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی و پایان دادن به تروریسم اسلامی میشود. با جنگ و حمله نظامی آمریکا به ایران مخالفت میکند. از برابری کامل حقوق زن و مرد در ایران دفاع میکند، از لغو حکم اعدام دفاع میکند. اگر هم خواست و مطالیه ای دارد آن را در میان میگذارد. ظاهرا این راه حلهای متمدنانه و انسانی از سر آدمهای عوام فریب قومی و از سر آدمهای فضل فروشی نظیر داریوش همایون و حضرات حزب مشروطه و دیگر نمایندگان رگه های مختلف ناسیونالیسم ایرانی که با گذشت بیش از دو دهه زندگی در کشورهای غربی و ادعای &quot;دمکراسی&quot; و &quot;حقوق بشر&quot;ی هنوز تا مغز استخوان شوونیست و مرتجع مانده اند، زیادی است. انتظار اینکه اینها به آزادی مردم و جامعه ایران تمکین کرده و احترام بگذارند، بیهوده است. جای اینها همواره در کنار ارتجاع یا استبداد است. آزادی و امنیت اجتماعی جامعه و مردم ایران را تنها طبقه کارگر و جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران میتواند تامین کند. </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="COLOR: black"> </span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="COLOR: black">کومه له  این دوره</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span>یک نیروی همیشه بی خیال نیز تحت این عنوان که خبری نیست، اینجوری ها هم نیست، اینها تیلیغات جنگی است، دولت آمریکا و  جمهوری اسلامی بالاخره با هم میسازند، خوشخیالی و بی خیالی و بی وظیفه بودن خود را به نمایش گذاشت. این نیرو مردم و جامعه نگران و دلواپس را می دید. می دید که در این حداقل یک سال گذشته و بویژه این روزها موضوع حمله آمریکا به ایران مهمترین مساله سیاسی روز دولت ها و کشورها و رسانه ها و میدیای مختلف بورژوائی بوده است. می دید که بر انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا سایه انداخته است. می دید که این مساله حتی بازار را نیز ناچار از محاسبه سود و زیان خود در این شرایط کرده است. می دید که جمهوری اسلامی تحت این عنوان جامعه را مدتهاست جنگی کرده است و از هر طرف به توده مردم کارگر و زن و جوان و هر معترضی یورش می برد. می دید که ناسیونالیستهای قومی رنگارنگ از هم اکنون در انتظار چنین فاجعه ای شادی میکنند، با اینحال دوست داشت چنین وانمود کند که خبری نیست. یا اگر هست، جدی نیست، تبلیغات جنگی است. انگار داشت یاس خود را از جدی نبودن آن منعکس میکرد! چنین موضعگیری ای ناشی از دوگانگی است که این نیرو در این شرایط با خود حمل میکند. این نیرو کومه له است. کومه له این دوره که مدتهاست بر پلکان &quot;خرد&quot; نشسته است نمی خواست جانب احتیاط را از دست بدهد. چرا که میدانست تصمیم یا موضع واقعی خود را بعد از رویدادن فاجعه آشکار  میکرد. کومه له بسته به اینکه منافع روز او چه مصلحتی را ایجاب میکرد، به &quot;موقع&quot; مو </span></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پیام جمیل خوانچه زر به: جوانان مبارزو آزادیخواه مریوان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/12/post_197.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=957" title="پیام جمیل خوانچه زر به: جوانان مبارزو آزادیخواه مریوان" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.957</id>
    
    <published>2007-12-14T12:19:30Z</published>
    <updated>2007-12-14T12:23:15Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="right"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><p /></span></p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA"><p><font face="Times New Roman" size="2"> </font></p></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><span><font size="2"><shapetype id="_x0000_t75" stroked="f" filled="f" path="m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe" o:preferrelative="t" o:spt="75" coordsize="21600,21600"><stroke joinstyle="miter" /><formulas><f eqn="if lineDrawn pixelLineWidth 0" /><f eqn="sum @0 1 0" /><f eqn="sum 0 0 @1" /><f eqn="prod @2 1 2" /><f eqn="prod @3 21600 pixelWidth" /><f eqn="prod @3 21600 pixelHeight" /><f eqn="sum @0 0 1" /><f eqn="prod @6 1 2" /><f eqn="prod @7 21600 pixelWidth" /><f eqn="sum @8 21600 0" /><f eqn="prod @7 21600 pixelHeight" /><f eqn="sum @10 21600 0" /></formulas><path o:connecttype="rect" gradientshapeok="t" o:extrusionok="f" /><lock aspectratio="t" v:ext="edit" /></shapetype><p /></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="right"><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><p /></span></p><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font></p></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font size="2"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">همانطورکه شما</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">عزیزان شاهد میباشید درطی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>روز های گذشته رژیم جمهوری اسلامی به دستگیری وسرکوب دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span style="mso-spacerun: yes"> </span>پرداخته است. تا کنون 36 نفراز رهبران و فعالین دانشجویی دستگیر شده اند. دانشجویان مبارز و برابری طلب توانستند تجمع های با شکوه خود را به مناسبت 16 آدر در تهران و بسیاری از دانشگاه های دیگر کشور برگزار کنند و خواهان آزادی دانشجویان در بند شوند. این خواست برحق دانشجویان مبارز از طرف همه ما باید مورد حمایت بی دریغ قرار بگیرد. رژیم اسلامی و متحجر را باید به عقب راند. ما به عنوان انسانهای آزادی خواه وبرابری طلب این حرکت رژیم را بهر شکل ممکن باید محکوم کنیم و برای آزادی دانشجویان دربند سازمان یافته و متحد حرکت کنیم. مبارزه ما جوانان در شهر مریوان این را به رژیم نشان داده است. اعتراضات و اعتصابات متعدد ما، اتحاد و مبارزه ما در برابر و سرکوب و بی عدالتی این را نشان داده است. <p /></span></font></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="2"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">دانشجویان در بند <span style="mso-spacerun: yes"> </span>ندایی جز آزادی وبرابری ومبارزه برای حق وحقوق دانشجویان، کارگران <span style="mso-spacerun: yes"> </span>و آزادی بی قید وشرط بیان ، برسمیت شناختن حق و حقوق میلیونها انسان آن جامعه چیز دیگر نداشتند. این ها خواست ما بوده است و این پرچمداران واقعی را نباید تنها گذاشت.<p /></font></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="2"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">ما باید این بار هم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>متحد و متشکل شویم.<span style="mso-spacerun: yes">  </span>قدرت ما مردم و جوانان <span style="mso-spacerun: yes"> </span>دراتحاد و هم گامی ما است. خود رژیم بر این امر کاملا واقف است. آنها هرکاری میکنند که مردم از کارگر،زن ومرد،پیر وجوان باهم متحد نباشند تا بیشتر بتواند قدرت خودکامه خود را اعمال کند.<p /></font></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="2"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">اگر ما متحد نباشیم این رژیم جنایتکار، کارگر را به جرم اینکه خواهان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>یک زندگی بهتر است<span style="mso-spacerun: yes">  </span>زندانی می کند،سرمایه داران و کارفرما ها را هرچه <span style="mso-spacerun: yes"> </span>بیشتر افسارگسیخته به جان کارگران می اندازد. اسالو وصالحی را زندانی و <span style="mso-spacerun: yes"> </span>دچار مرگ تدریجی می کند، جوانان را به عنوان اراذل واوباش شکنجه واعدام می کند، حکم اعدام را برای<span style="mso-spacerun: yes">  </span>عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار صادر می کند.<p /></font></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="2"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">این حکومت را باید به عقب راند و دستش را از سر سفره مردم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>کوتاه کرد. به هر وسیله ممکن، به هر شکلی که مناسب میدانید همراه با همه مردم<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، خواهان آزادی دانشجویان دربند شویم.<p /></font></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><b><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">زنده باد آزادی، زنده باد برابری<p /></font></font></span></b></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">22 آذر 1386<p /></font></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="EN-US" style="mso-bidi-language: FA"><a href="mailto:Jamill_kh@yahoo.com"><span dir="ltr"><font face="Times New Roman" size="3">Jamill_kh@yahoo.com</font></span></a></span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><p /></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 130%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font face="Times New Roman">عضو كميته كردستان حزب حكمتيست<p /></font></font></span></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>همگام مبازه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هستیم. (سخنان رحمان حسین زاده در آکسیون حمایت ازمبارزات دانشجویان- 6 دسامبراستکهلم )</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/12/_6.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=952" title="همگام مبازه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هستیم. (سخنان رحمان حسین زاده در آکسیون حمایت ازمبارزات دانشجویان- 6 دسامبراستکهلم )" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.952</id>
    
    <published>2007-12-11T12:35:05Z</published>
    <updated>2007-12-25T16:50:32Z</updated>
    
    <summary> ...</summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></span></span></span></span></p><p /><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></span></span></span></p><p><a name="more"></a></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p></span></p>]]>
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">(سخنان رحمان حسین زاده در آکسیون حمایت ازمبارزات دانشجویان- 6 دسامبراستکهلم )</span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span> </span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">دوستان <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">قبل از آمدن به این تجمع اعتراضی، آخرین اخبار مربوط به مبارزات دانشجویان را تعقیب میکردم. در یکی از وبلاگهای متعلق به دانشجویان آزادیخواه عبارت زیبایی را </span></span></span></span></span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">دیدم که نوشته شده بود.</span></span></span></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></span></span></span></span></p><p align="justify" /><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></span></span></span></p><p align="justify"><a name="more"></a></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"> &quot;امشب اوین ستاره باران است&quot;. من هم میخواهم چنین شروع کنم که این روزها اوین و دیگر زندانهای<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جمهوری اسلامی ستاره باران است. ستاره های مبارزات دانشجویان،ستاره های دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب،ستاره های اعتراض مردم و کارگران و زنان و جوانان راهی کنج زندان اوین و زندانهای دیگر جمهوری اسلامی شده اند. جمهوری ابله اسلامی غافل از اینکه با اینکار خود ستارگان اعتراض و مبارزه آزادیخواهانه را به قلب جامعه و قلب مردم پرتاب کرده است. یکسال قبل جمهوری اسلامی با ستاره دار کردن تعدادی از دانشجویان محرومیت آموزشی و اجتماعی را بر آنها تحمیل کرد، اما غافل از اینکه ستاره های اعتراض برحق دانشجویان و مردم را به کل جامعه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>معرفی کرد. اجازه بدهید، به نیابت از این آکسیون و همه شما به عزیزان دستگیر شده و دربند <span style="mso-spacerun: yes"> </span>درود بفرستم واعلام کنم همگام آنها <span style="mso-spacerun: yes"> </span>و همگام اعتراض و مبارزه ای هستیم که <span style="mso-spacerun: yes"> </span>این عزیزان از مبتکران شایسته ولایق آن هستند. اعتراض و مبارزه قوام گرفته ای<span style="mso-spacerun: yes">  </span>که درغیاب فیزیکی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>این <span style="mso-spacerun: yes"> </span>عزیزان هم ، توسط همرزمان و همگامان پخته و کارامد شان در <span style="mso-spacerun: yes"> </span>دانشگاه تهران و اصفهان و تبریز و کرمانشاه، در همین سه روز اخیر ادامه پیدا کرده و تازه فردا و روزهای آینده هم باید منتظرادامه تجمعهای اعتراضی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بود. ما اعلام میکنیم آکسیون اعتراضی امروز ما در استکهلم و دیگر دوستان ما در گوتنبرگ و تورنتو و دیروز در لندن ادامه همان تجمع اعتراضی دانشگاه تهران و تبریز و .... است. به این معنا شاید بتوان گفت محرک <span style="mso-spacerun: yes"> </span>تحرک اعتراضی به وجود آمده در اروپا هم دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هستند. ما صف مشترک و اعتراض و مبارزه مشترکی را نمایندگی میکنیم. </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"></span></span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">دوستان و حضار عزیز </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران در روز سیزدهم آذر تحول مهمی را در فضای سیاسی ایران ثبت کرد. در شرایط پلیسی و امنیتی شدید، جنبش آزادیخواه و برابری طلب عروج کرد. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب <span style="mso-spacerun: yes"> </span>دانشگاه تهران در مصافی رودر رو و<span style="mso-spacerun: yes">  </span>لحظه به لحظه جمهوری اسلامی که قصد کرده بود، مانع تجمع و اعتراضشان شود را عقب راندند و پرچم و پلاتفرم رادیکال و مطالبات فوری میلیونها انسان را نمایندگی کردند. پرچم و پلاتفرم و صف متشکل رهبران و فعالینی را عرضه کردند که مدتها است جنبش اعتراضی علیه وضع موجود و جمهوری اسلامی به آن نیاز دارد. جنبش اعتراضی به پلاتفرم و رهبری چپ اجتماعی و مبتکر و سازمانده نیاز دارد. تلاش امسال دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بخشی از یک حرکت موثر در راستای ایجاد این رهبری جنبش اعتراضی برای خلاصی جامعه از تباهی و سیاهی و حاکمیت جمهوری اسلامی است. زمانی که اعلام میکنند &quot;نه به جنگ&quot; یعنی خواست و مطالبه میلیونها انسان را نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان نمایندگی میکنند. یعنی دلهره و احساس مسئولیت میلیونها انسان را از وقوع جنگ نمایندگی کردند. یعنی از قول جامعه انسانی گفتند نه به قلدری نظامی آمریکا، نه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>به تباهی کشیدن جامعه، نه به عراقیزه کردن ایران، نه به ماجراجویی جمهوری اسلامی و نه به سناریویی که سردمداران جهل و سیاهی <span style="mso-spacerun: yes"> </span>بین المللی وکشوری میخواهند به جامعه تحمیل کنند. زمانی که میگویند &quot;دانشگاه پادگان نیست&quot; الهامش برای ما مردم در بیرون دانشگاه اینست، نه تنها دانشگاه بلکه کشور ایران دیگر پادگان نیست و بس است. نزدیک به سی سال است جمهوری اسلامی با پادگانی کردن جامعه ایران، با گسیل و حاکم کردن نیروی نظامی و انتظامی در هر کوی و برزن و در دانشگاه و کارخانه و مدرسه و در هر محله و شهرمان بر مقدرات مردم حاکم شده است. اگر تنها یک روز و حتی یک ساعت مردم احساس کنند که دست نیروی سرکوب نظامی و انتظامی از سر آنها کوتاه است، همه میدانیم که مردم ایران با چه سرعتی و با چه قدرت توده ای حاکمیت سیاه اسلامی را به زیر میکشند. و بالاخره زمانی که اعلام میکنند که آزادی و برابری میخواهیم یعنی اینکه چکیده اهداف آزادیخواهانه و برابری طلبانه جنبش اعتراضی رادیکال را برای آینده جامعه ترسیم میکنند. این پلاتفرم و این مطالبات فصل مشترک پیوند دادن صف وسیع جنبش آزادیخواهانه در داخل کشور و در خارج کشور است. همین مطالبات انسانی حرکت دانشجویان را در دانشگاههای سراسر کشور به هم پیوند داده است. حمایت و توجه کارگران و زنان و جوانان و مردم ایران را نسبت به تحرک دانشجویی موجب شده است. ما را به عنوان بخشی از صف آزادیخواهان و برابری طلبان به آکسیون واعتراض حمایتی کشیده است. </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">عزیزان </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">اجازه بدهید دراین آکسیون و تجمع تعهدی را نسبت به تحرک و مبارزه دانشجویان آزادیخواه و بویژه همه دستگیر شدگان این مبارزه تاکید کنم. مناسبت 16 آذر در روزهای آینده به پایان میرسد، اما به احتمال قوی دستگیر شدگان و رهبران وفعالین دانشجویی را در زندان نگه میدارند. در نتیجه تحرک و اعتراض برای آزادی آنها چه در ایران و چه در خارج کشور ادامه پیدا میکند. ما متعهدیم تا آزادی دستگیرشدگان و نجات آنها از چنگ جمهوری اسلامی این تحرک اعتراضی را ادامه دهیم.<span style="mso-spacerun: yes">  </span>ما به سهم خودمان به عنوان حزب حکمتیست<span style="mso-spacerun: yes">  </span>اعلام میکنیم جزو لایتجزای ادامه اعتراض و مبارزه برای آزادی دستگیر شدگان مبارزات دانشجویی اخیر و دیگر دستگیر شدگان حق طلب و کل زندانیان<span style="mso-spacerun: yes">  </span>سیاسی هستیم. لذا از همه آزادیخواهان و همه حکمتیستها در سراسر ایران و در خارج کشور و در هر جا که هستیم و کاری از دستمان بر میاید، میخواهم با عزم و اراده و پایداری مبتکر سازماندهی اقدامات اعتراضی موثر برای آزادی دستگیر شدگان اخیر دانشگاههای ایران باشیم. سخنانم را با درود مجدد به تحرک اعتراضی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دانشگاههای ایران <span style="mso-spacerun: yes"> </span>به پایان میبرم. </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">زنده باد آزادی و برابری </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">زنده باد دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب </span></p><p align="justify" /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">*** </span></p><p align="justify" /><p align="justify"> </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جنگ و مواضع قابل درک</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/11/post_196.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=930" title="جنگ و مواضع قابل درک" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.930</id>
    
    <published>2007-11-30T12:26:19Z</published>
    <updated>2007-11-30T12:45:01Z</updated>
    
    <summary>  ...</summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="محمد فتاحى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p><font size="2"><h3 class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none" align="right"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#ff0000"> </font></font></span></font></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"> <p align="center"><img style="WIDTH: 58px; HEIGHT: 70px" height="70" hspace="0" src="/maqalat/hamefatahi2.jpg" width="58" align="baseline" border="0" /></p></font></span></h3><h3 class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right" align="center"></h3></font><font size="2"></font></p>]]>
        <![CDATA[<h3 class="title" align="justify"><font size="1"> </font></h3><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none" align="justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#ff0000"></font></font></span></font></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none" align="justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#ff0000">محمد فتاحی</font></font></span></font></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-pagination: none" align="justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"> </span></font></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: 'B Titr'; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"> </font></span>یک:<span style="mso-spacerun: yes">  </span>حزب مشروطه ایران </font></span></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right" align="justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"> </font></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">موضع حزب مشروطه ایران در قبال جنگ احتمالی برای خیلی ها جای تعجب بوده است. در قطعنامه کنفرانس اروپایی این حزب بعد از چندین بند در اعلام دشمنی با جمهوری اسلامی در بند آخر آن اعلام کرده اند که همراه مردم و همه نیروهایی که از تمامیت ارضی و استقلال ایران دفاع می کنند، خواهند بود.</span></font></span><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"> </span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">تمامیت ارضی اصل اول منشور این حزب است و جنگ آمریکا علیه ایران برای این مقدس ترین پدیده در آرمان آنها احتمال خطر دارد. در طرح حمله آمریکا به ایران قرار است توان نظامی، اقتصادی و علمی ایران برای دنبال کردن پروژه اتمی دهها سال عقب انداخته شود. ترجمه عملی این کار اولا، یعنی بمباران مراکز هسته ای ایران، که همه کارشناسان بر تاثیرات انفجارات هسته ای بر میلیونها مردم نه فقط بر مردم ایران که حتی بر کشورهای همسایه اشاره دارند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">ثانیا، بمباران مراکز اصلی اقتصاد ایران یعنی پالایشگاهها، پتروشیمی، گاز، برق، تلفن و صنایع و کارخانه های اصلی ایران. این یعنی نه فقط ویران کردن مراکز کار بخش مهمی از جامعه که نابودی زیرساخت اقتصادی کشور است. و این به محروم کردن جامعه در بهره مندی از مهمترین امکانات زندگی می انجامد. کمبود، گرانی و فقر به مراتب غیرقابل مقایسه با امروز تنها یکی از تبعات این ویرانی خواهد بود. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">ثالثا، بمباران مراکز علمی. این هم یعنی بمباران بخشی از دانشگاهها و مراکز علمی برای کشتار استادان، متخصصین و دانشجویان آن به هدف نابودی توان علمی ایران در رشته های مربوط به علوم و تحقیقات هسته ای. خود طراحان این بمباران ادعا دارند این حمله به عمر جمهوری اسلامی می افزاید. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اولویت حزب مشروطه اما نه انسان، زندگی، امنیت، آسایش، رفاه و سعادت انسان بلکه تمامیت ارضی و خاک است. و از شانس خوب این حزب، امروز قهرمان دفاع از تمامیت ارضی، استقلال و عظمت ایران رییس جمهور مملکت، آقای احمدی نژاد است. به همین دلیل، علیرغم سرنگونی طلب بودن این حزب از امروز تا اطلاع ثانوی اینها در صف ارتش، سپاه، نیروی انتظامی، لباس شخصی ها، وزارت اطلاعات، بسیج و همه نیروهای مدافع آرمان مقدس حزب مشروطه قرار خواهند گرفت. توجیه این تصمیم تاریخی خطر دشمنان است. سالهای اول حاکمیت جمهوری اسلامی حزب توده و سازمان اکثریت با همین توجیه پشت جبهه جنایت و اعدامهای آن دوره ایستادند. ساده لوحانی که امثال حزب مشروطه و اکثریت و دایره پیرامون آنها را غیرایدیولوژیک ارزیابی می کنند، می توانند ببینند که اتفاقا اساسا اصول ایدیولوژیک این احزاب چگونه اینها را یار وفادار جنایتکارترینهای تاریخشان می کند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">البته فاکتورهای دیگری هم امثال حزب مشروطه را پشت احمدی نژاد برده است. اگر آمریکا در عراق شکست نمی خورد، و اگر با همان شیوه می توانست ایران را تسخیر و چلبی حزب مشروطه را به تهران برگرداند این حزب سردار جنگی می شد. آمریکا نه توان حمله زمینی را دارد و نه قدرت سرنگونی جمهوری اسلامی را. به همین دلیل به جای به بازی گرفتن امثال حزب مشروطه، هوادار به بازی گرفتن احزاب قومی برای اعمال فشار و گرفتن امتیاز سیاسی از جمهوری اسلامی است. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اگر ناتوانی آمریکا در حمله زمینی به ایران شروع بحران احزاب ناسیونالیست ایرانی پروغرب بود، قرار گرفتن احمدی نژاد در موضع دفاع از تمامیت ارضی و قدرت و عظمت منطقه ای ایران مقطع مهمتر بحران سیاسی، ایدیولوژیک این سنت سیاسی است. همین بحران در این سنت سیاسی است که زلزله در خانه تقریبا همه احزاب سیاسی چپ و راست ایران انداخت. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font size="1"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">در جنگ احتمالی علیه ایران، اسلامیون و قوم پرستان و مزدوران جمهوری اسلامی و آمریکا تنها نیروهای دخیل در ویران کردن مدنیت جامعه نیستند. حزب مشروطه و سرداران ناسیونالیسم پروغرب ایرانی را هم داریم که شمشیر از رو بسته اند. قطعنامه حزب مشروطه با قاطعیت می گوید در این راه آماده هرگونه فداکاری است. حزب مشروطه فراموش کرده است بگوید حاضر است اسامی شان در کنار آن اکثریتی ها و توده ای ها در تاریخ ایران ثبت کند که پشت سر خلخالی شمشیر زدند. </span></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font size="1"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: ">دو: سازمان اکثریت</span><span lang="AR-SA"> </span></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">منظور من از سازمان اکثریت مجموعه سیاسی موجود در سنتی است که احزاب و جریانات سیاسی مختلف در طیف ملی مذهبی ها را در برمی گیرد. مخرج مشترک سیاست اینها کمک به انحراف توجه مردم در مبارزه علیه جنگ و تقبل نقش دلالی میان جمهوری اسلامی و آمریکاست. &quot;شورای ملی صلح&quot; اینها عبارت<span style="mso-spacerun: yes">  </span>از یک کمپین سیاسی تبلیغی برای فشار به به قول خودشان باند احمدی نژاد – خامنه ای برای تسلیم شدن آنها به خواست آمریکا و از این طریق پرهیز از جنگ است. مضرات اصلی پروژه اینها بویژه با توجه به امکانات تبلیغی گروه شیرین عبادی در مدیای هوادار غرب و آمریکا، در این است که ذهن مردم را از کاری که باید برای جلوگیری از جنگ انجام دهند دور می کند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font size="1"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">امروز مردم ایران به همان نسبت که برای مطالبات سیاسی، اقتصادی خود به میدان بیایند، به همان نسبت رژیم را از پذیرش ریسک جنگ به هراس می اندازند. اگر رژیم اسلامی مردم قدرتمندی را در میدان ببیند که در صورت جنگ دست روی دست نخواهند گذاشت همین امروز سیاست جنگ طلبانه را کنار خواهد گذاشت. ضرر کمپین گروه فشار &quot;شواری ملی صلح&quot; جبهه اکثریت و ملی مذهبی ها در این است که توجه مردم در مقابل جنگ را به جای سازماندهی مبارزه همین امروز برای مطالبات سیاسی و اقتصادی به نقطه ای جلب می کنند، که در عمل به جای پیشگیری از جنگ راه آنرا هموارتر می کند. </span></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: ">سه: سازمانهای قومی</span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">در لیست سازمانهای قومی همه جریانات قومی و ناسیونالیست محل قرار می گیرند که پروژه آنها برای آینده ایران یک فدرالیسم قومی است؛ راهی که یوگوسلاوی رفت و عراق فعلی در آن دست و پا می زند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اگر حمله سال 2003 به عراق به اینها امید داد، شکست امریکا حالشان را گرفت. در بحرانشان فرو برد و اکثرشان را چند شقه کرد. با راه افتادن کمپین حمله هوایی به ایران، بخشهایی از اینها دوباره جان گرفته اند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اگر امثال حزب مشروطه از ناسیونالیسم ایرانی برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال و ایران حاضر می شوند لباس پاسدار و بسیجی به تن کنند، جریانات قومی هم برای همین شعارها و آرمانها در سطح محدودتر قومی، آماده اند لباس مزدوران آمریکایی به تن کنند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">برای هر دو نوع ناسیونالیسم خاک و ارض و مرز بر انسان و زندگی و رفاه ارجحیت دارد. به همین دلیل ساده هم است که انجام کشتار و قتل عام و ویرانگری جامعه جزو قهرمانی های اینها در راه خاک و وطن است. زیر تهدیدات همین امروز اینها، به محض پیدا کردن فرصت آغاز کشتارهای قومی و ملی جزو اولین الویتها در راه خاک و وطن است. نمایندگان خودگمارده &quot;آذربایجان جنوبی&quot; همین هفته های اخیر در روزهای آخر آبان ماه در تجمعی در تبریز در قطعنامه شان دو هشدار خونین صادر کردند. اول اینکه اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را کار &quot;جمهوری فارسی ایران&quot; می دانند، ثانیا در مورد تغییر بافت جمعیتی در ارومیه تهدیدات روشنی کردند. هشدار اولی به معنی اعلام دشمنی با مردمان فارسی زبان است. و دومی یک تهدید رسمی و علنی علیه کرد و ارمنی در شهر ارومیه. قطعنامه صریح اینها نشان دادن راه به نیروهایشان برای کشتار مردمان غیرترک در ارومیه در اولین فرصت ممکن برای پاکسازی عوامل بیگانه از خاک وطن ترک می باشد. جناح دیگری از وطن پرستان هشدار داده است که سرکوب نیروهای پ.ک.ک باید توسط ارتش ترکیه تا مرحله نهایی پیش برود. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">قوم پرستان &quot;کردستان شرقی&quot; هم که مشترکا همراه &quot;برادران ترک&quot; خود از آمریکا پول و دستور می گیرند، همین ادعاهای مشابه را برای بخشهای وسیعی از آذربایجان بعنوان &quot;خاک کرد&quot; و بخشی از وطنشان داشته و آماده تر از اولی ها حاضر به فداکاری در کشت و کشتار و قتل عام در یک مبارزه وطن پرستانه اند. نمونه جنگ قومی نقده در یک آن شهرهای وسیعی در بر می گیرد. جنگ &quot;ترک&quot; علیه &quot;فارس&quot; وحشت ناکتر و وسیعتر از همه، بزرگترین شهرهای ایران و منجمله تهران را تهدید می کند. به این لیست جنگ قومی در خوزستان، در بلوچستان و مناطق دیگری را اضافه کنید که به تدریج هویت قومی و عشیره ای در خون شان تزریق می شود. این یعنی بغداد امروز ضربدر ابعادی باور نکردنی. اگر بمباران آمریکا مراکز و سدها و کارخانه هایی را سالم باقی گذاشته باشد، جنگ جویان قوم پرست نه فقط آنها که هر پل و مرکز برق و تلفن و آبی را ویران خواهند کرد. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">سپاهیان اسلام، بسیج، حزب اله و ناسیونالیستهای وطن پرستی که از همین امروز به آنها پیوسته اند، هم با توجیه دفاع از اسلام و وطن و تمامیت ارضی هر جنبنده مخالف و معترضی را به رگبار خواهند بست. مردان اینها هم همان خواهند کرد بقیه یوگوسلاوی و بغداد و باکو کردند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: ">چهار: مجاهد</span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">نقش مجاهد به عنوان یک پای هر نوع سناریوی سیاهی و امروزه به عنوان عامل آمریکا به اندازه ای برای همه روشن است، و ماهیت مجاهد به اندازه ای برای همه افشا شده و خود مجاهد به اندازه ای در جامعه خوشنام، که توضیحی برای نقش شان لازم نیست. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: ">پنج: حزب کمونیست کارگری</span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="1">خجول ترین نیروی هوادار حمله آمریکا به ایران حزب کمونیست کارگری است. ابراز صریح هواداری از جنگ برای اینها موانع متعددی دارد: </font></span></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>اولا به لحاظ عقیدتی مثل دوره های اول مجاهد مخالف سلطه جهانی آمرکا بر جهانند. ثانیا در عرصه زندگی اجتماعی در همین دوره تحریمهای اقتصادی، گرانی و فقر روزافزون در زندگی مردم را شاهداند و جرات حمایت صریح از آنرا ندارند. <span style="mso-spacerun: yes"> </span>ثالثا پذیرش صحنه های کشتار مردم برای امانیزم پوپولیستی اینها راحت نیست. به همین دلیل برای دفاع از حمله آمریکا به ایران، اطلاعیه اینها مملو از معذوراتی شبیه به قطعنامه حزب مشروطه در دفاع از جمهوری اسلامی است. قطعنامه حزب مشروطه در بندهای متعدد توضیح می دهد که سرنگونی طلب است و حتی آنجا که اعلام می کند همراه جمهوری اسلامی خواهد بود آنرا صراحتا بیان نمی کند، بلکه می گوید همراه مردم و همه نیروهایی که از تمامیت ارضی و استقلال وطن دفاع می کنند خواهد بود. اطلاعیه حزب کمونیست کارگری هم در بندهای مختلف توضیح میدهد که مخالف جنگ است. </font></font></span></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"> جایگاه روشن این حزب در کنار نیروهای نظامی آمریکا وقتی روشن می شود که می گوید ایران، عراق و افغانستان نیست. و جنگ مبارزه طبقاتی را تشدید می کند. در عین حال انتقاد می کند به کسانی که از نظر آنها ناامید و بی افق اند. بعدا که رهبران این حزب به تفصیل سیاست شان را توضیح دادند به این نکته &quot;مهم&quot; اشاره می کنند که جنگ می تواند مانند دوره جنگ در روسیه ١٩١٧ زمینه انقلاب سوسیالیستی اینها را فراهم کند. جالب این است که سازمان قومی زحمتکشان کردستان هم که مانند اینها عنوان سوسیالیست و چپ را یدک می کشد، عین همین استدلال &quot;سوسیالیستی&quot; را در دفاع از جنگ آمریکا علیه ایران آورده اند.</span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اما به دور از شعارهای چپ نمای این حزب، علت پایه ای دفاع اینها از این جنگ چیست؟      </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">ذکر این نکته لازم است که سیاست اینها ادامه خطی است که از قبل دارند و تغییر تازه ای در آن روی نداده است. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اولا: اینها در دوره قبل هم تمام فاشیستها و قوم پرستان را ازهخا و الاحواز گرفته تا پژاک و ترک پرستان را همراهی کردند و تحرک آنها را بخشی از نیروی انقلاب سوسیالیستی شان محسوب نمودند. علت این امر در افق سیاسی آنهاست. اینها سرنگونی می خواهند به هر قیمت. این تمام آرمان شان است که انقلاب سوسیالیستی اش نام نهاده اند. دوره قبل قرار بود جنبش همه با هم سرنگونی سوسیالیسم آنها را پیروز کند. انجمن های اینترنتی اینها قرار بود ابزار رهبری آن انقلاب سوسیالیستی شان باشند. از شانس بد اینها اما شکست آمریکا در عراق امید سوسیالیستی اینها را به یاس تبدیل کرد و مثل همه امیدواران به آن جنگ انشعاب دادند. امروز بار دیگر که آمریکا قصد حمله به ایران را دارد، غنچه های سوسیالیستی اینها شروع کرده اند به شکفتن و قند در دلشان آب شده که سوسیالیسم بوشی در راه است. انتقاد اینها به &quot;نا امیدها&quot; در یافتن این امید جدید است. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">دوما: در دوره قبل هم امید اینها به فشار آمریکا و متحدین آن در غرب بود تا سفارتخانه های رژیم در خارج کشور را تعطیل کنند. مطالبه آنها از &quot;جامعه بین المللی&quot; اسم مستعار مراجعه به آمریکا بود. اگر در داخل کشور جنبشی با افق راست و هژمونی ناسیونالیسم پروغرب می توانست سوسیالیسم اینها را پیروز کند، در خارج کشور قبله گاه همان جنبش چرا نباید سفیران سوسیالیست اینها را روانه سفارتخانه ها کند.</span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اما نکاتی در مورد استدلال مشترک رهبران سازمان زحمتکشان کردستان و حزب کمونیست کارگری در ایجاد تشابه بین اوضاع جنگی در ایران امروز و روسیه آن روز:</span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اولا، بحث جنگ کلاسیک لشکرها در جبهه ها نیست. همه از حملات هوایی کمتر از دو هفته صحبت می کنند. نتیجتا ما با دوره ای از جنگ دو طرف روبرو نیستیم تا در فضای آن جنگ این دو نیرو هم به سوسیالیسم شان برسند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">ثانیا، بلشویکها از شروع جنگ به این امید که در آن سوسیالیسم شان را برپا می کنند، از آن دفاع نکردند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">ثالثا، امروز یک طرف جنگ که جمهوری اسلامی باشد از طریق امام جمعه هایش مردم را به تظاهرات علیه جنگ فراخوان داده است. امروز پرچم صلح در داخل ایران در دست رژیم است و برعکس تزار کسی را هم به زور به جبهه جنگ اعزام نمیکند. نتیجتا ایجاد تشابه بین این دو زیادی تصنعی است.</span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">همین حالا در اثر تحریم و فضای جنگی گرانی و فقر به مراتب بیش از چند ماه قبل بالاتر رفته است. حزب کمونیست کارگری اگر واقعا فردا بعد از ویران شدن زیرساخت اقتصادی ایران و از هم پاشیدن پایه های مدنیت آن جامعه انقلاب سوسیالیستی اش را با قدرت همین مردم سازمان می دهد، چرا همین امروز مردم را به مبارزه میلیونی علیه فقر همین امروزشان به میدان نمی کشاند؟</span><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">برعکس ادعایی که می کنند، اینها به مردم می گویند مهم نیست که امروز کاری نمی توانید بکنید، فردا با شروع جنگ تمام قدرت را می گیریم. نتیجتا اینها امروز مانند قوم پرستان و فاشیستها قول رهایی در دوره جنگ را می دهند تا مردم را نسبت به جنگ خوش بین کنند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">مسئله مهم دیگری که اینها باز هم از فرط شادی قادر به دیدنش نیستند این واقعیت است، که بمباران عمر جمهوری اسلامی را طولانی تر و دست آنرا در درندگی بازتر می کند. با شروع بمباران اینها هر جنبنده معترضی را به رگبار می بندند. نه تنها این، خود متخصصین غرب معتقدند که در صورت بمباران ایران باید عراق و افغانستان را برای اسلامی ها تماما کنار بگذارند. حتی بحث این است که امنیت کشورهای حاشیه خلیج هوادار آمریکا به خطر می افتد. و در پاکستان هم نگران افتادن تسلیحات اتمی این کشور به دست اسلامی ها هستند. حمله به ایران درست مانند مورد عراق اسلام سیاسی را در منطقه و دنیا قوی تر می کند. کسی فراموش نکرده است که قبل از حمله به عراق، چلبی های آنجا هم مژده قیام علیه رژیم صدام در صورت حمله و جنگ را می دادند. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font size="1"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: ">یک سوال:</span><span lang="AR-SA"> </span></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><span lang="AR-SA"> </span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">آیا پرداختن به دفاع حزب کمونیست کارگری از جنگ آمریکا و سیاست جناح راست هیات حاکمه آمریکا مهم است؟ هم آری، هم نه! </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">توافق اینها با جنگ در بعد اجتماعی استیصال بخشهایی از ناسیونالیسم ایرانی پروغرب را نشان می دهد که از سر ناامیدی به تحولی در داخل به حمله آمریکا و شانسی برای سرنگونی در فضای جنگی را در آرزوهایشان دارند. بخش اصلی ناسیونالیسم ایرانی پروغرب کنار جمهوری اسلامی ایستاده است تا از تمامیت ارضی دفاع کند. بخش های حاشیه ای این سنت، بخش های افراطی آن از چپ و راست در استیصال مانده و برای سرنگونی به هر سناریویی تن می دهند.<span style="mso-spacerun: yes">  </span>موضع حککا انعکاس تمایل جناح چپ این سنت است، که به دلیل حاشیه ای بودن این قشر تاثیری در ایجاد امید به جنگ در جامعه ندارد. </span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="1"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"></span><span lang="AR-SA"></span></font></font></p><p align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: inter-ideograph; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="1">از زاویه سیاسی اما چون این حزب خود را چپ و حزب منصور حکمت می داند، روشنگری برای عناصر سوسیالیستی که در جامعه از آن هواداری می کنند و یا در درون کادرهای خودشان که در مورد سنت سیاسی شان ناروشن اند، جایگاه معینی دارد. بعلاوه تعقیب خط سیاسی اینها در مقاطع مختلف و نشان دادن ناسیونالیسم پروغرب ایرانی به عنوان گرایش مسلط بر جهت گیری های آن از زاویه افشای ماهیت شان اهمیت معنی دارد. </font></span></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>چه خبر از کردستان؟ گفتگوی مجید خوشدل با رحمت فاتحی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oktoberr.org/maqalat/2007/11/post_195.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.oktoberr.org/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=927" title="چه خبر از کردستان؟ گفتگوی مجید خوشدل با رحمت فاتحی" />
    <id>tag:www.oktoberr.org,2007:/maqalat//3.927</id>
    
    <published>2007-11-27T23:47:07Z</published>
    <updated>2007-11-27T23:54:40Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>Ismail Waisi</name>
        
    </author>
            <category term="رحمت فاتحی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.oktoberr.org/maqalat/">
        <![CDATA[<p />]]>
        <![CDATA[<h3 class="title"><div class="onvanMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"></span></div><div class="onvanMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"> <font color="#ff0000">گفتگو:</font> کردستان عراق، گذشته‌ای پرفراز و نشیب و آینده‌ای نامعلوم. و یا به تعبیری، مُسکن و مرهمی ب<span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"></span>رای زخمی کهنه و ناسور، و تلاشی برای تحقق آمال و آرزوهای دیرین.</span>  </font></div><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1"></font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><a name="more"><font size="1"></font></a></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1"></font></span></p><p class="onvanMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ملتی که در دهه‌های طولانی با اراده‌ی سیاست‌های استعمار کهن به کوچ در چهار کشور و خانه به دوشی در اقصا نقاط جهان محکوم شده بود، این بار با کمک و حمایت استکبار و استعمار نوین صاحب «هویت جغرافیایی» می‌شود. هزینه‌ای را که برای کسب هویت فعلی پرداخت شده است، تاریخ آینده پاسخ خواهد داد. </font></span></p><p class="onvanMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">امّا به راستی در کردستان عراق چه می‌گذرد؟ پرسش‌هایی نظیر: ماهیت سیاسی، اقتصادی کردستان عراق، نحوه‌ی اداره‌ی این حوزه‌ی جغرافیایی، چگونگی مشارکت آحاد و طبقات مردم در هرم قدرت، نقش و جایگاه نیروهای خارجی و حوزه‌ی فعالیت آنان در منطقه، و نیز عوارض سیاسی، اجتماعی «استقلال جغرافیایی» کردستان عراق بر کشورهای مجاور، دایره‌ای را می‌ماند به شعاع کل منطقه‌ی خاورمیانه و بخشی از منطقه بالکان، که وارد شدن در آنها در محدوده‌ی یک گفتگو، سرگردانی و آوارگی را به همراه خواهد داشت. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">کسب اطلاعاتی هر چند ناقص امّا مستند، آن هم با هدف اجتناب از تجویز کردن نسخه‌های کورکننده از کنار گود، می‌تواند گام کوچکی در راستای کار روشنگری نسبت به این منطقه باشد. در این راه، خار مغیلان، دگم اندیشی و پیشداوری‌های سیاسی ـ تشکیلاتی، و اصولاً استفاده از عینک‌های تیره و تار در مواجهه با پدیده‌ها و واقعیت‌های اجتماعی می‌باشد، پدیده‌ها و واقعیت‌هایی هر چند تلخ و غیرانسانی. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1"></font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span><font size="1">رحمت فاتحی که به تازگی از کردستان عراق مراجعت کرده، در گفتگویی حضوری به پرسش‌هایم پاسخ می‌دهد. پیش و در خلال گفتگو از او می‌خواهم، تا نه به عنوان یک فرد تشکیلاتی، بلکه به عنوان ناظری «بی‌طرف» مشاهداتش را با من تقسیم کند. تلاش او در این زمینه برایم قابل احترام است. رحمت فاتحی عضو کمیته‌ی مرکزی حزب حکمتیست ایران است. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">*<span style="mso-spacerun: yes">       </span>*<span style="mso-spacerun: yes">   </span><span style="mso-spacerun: yes">    </span>*</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1"></font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* رحمت عزیز، ممنونم از شرکت‌ات در این گفتگو. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ من هم متشکرم برای زحمتی که می‌کشید. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* اطلاع دارم که تازگی از کردستان آمدی. امّا قبل از این‌که در رابطه با آن خطّه پرسش‌هایی را با تو در میان بگذارم، باید به واقعیت تلخی اشاره کنم: تقریباً همه‌ی جریان‌های سیاسی ما واقعیت‌های اجتماعی را در راستای منافع تشکیلاتی‌شان تعریف و تفسیر می‌کنند. یعنی واقعیت‌های اجتماعی وسیله‌ای هستند برای تبلیغ جریان‌های سیاسی و دیدگاههای آنها. از این زاویه، با این‌که من شناخت نسبی از تو دارم، امّا نمی‌دانم پرسش‌هایی که با تو در میان می‌گذارم، تو از چه زاویه به آنها جواب می‌دهی: از زاویه‌ی یک فعال تشکیلاتی؟ یا فردی که می‌خواهد اطلاعات و مشاهدات خودش را فارغ از منافع تشکیلاتی با من و خوانندگان این گفتگو در میان بگذارد. خودت در این باره چه فکر می‌کنی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ من در اینجا به عنوان یک فرد با شما صحبت می‌کنم و بحث‌ها و اظهار نظرهایم در واقع نظر شخصی من است. همان‌طور که شما گفتی، من مشاهدات خودم را چه در مدتی که در کردستان بودم، و یا به عنوان یک فعال سیاسی، عیناً با شما در میان می‌گذارم. امّا راستش را بخواهی، من اشکالی در این نمی‌بینم که حتا از زاویه‌ی یک تشکیلاتی بخواهم چیزی را توضیح دهم. چون واقعیتی‌ست که من با تشکیلات معینی فعالیت می‌کنم، حال ممکن است شما با آن مخالف یا موافق باشی و... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* امّا سنتی که در جامعه‌ی ما هست، این است که فعالین تشکیلاتهای سیاسی معمولاً واقعیت‌های جامعه را آن‌طور نمی‌بینند که وجود دارد، بلکه آن‌طور بازگو می‌کنند که تشکیلات می‌خواهد. از این زاویه سؤال کردم که آیا شما در این گفتگو می‌خواهی مشاهدات خودت را آن‌طور که واقعاً بوده، به من و خوانندگان منتقل کنی؟ یا باورها و سیاست‌های تشکیلاتی‌ات در آن دخالت دارد؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ نه، من همچنان که گفتم، نظرات شخصی‌ام را بیان می‌کنم. امّا اگر خواستید، می‌گویم که نظر حزب یا تشکیلاتی که من به آن تعلق دارم، در آن مورد معین چه خواهد بود. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* البته این گفتگو جنبه‌ی تحلیلی ـ استدلالی ندارد، تا من نظر تشکیلات معینی را از شما بخواهم. بلکه صرفاً جنبه‌ی اطلاعاتی دارد؛ از مشاهداتی که خودت در کردستان با آنها برخورد کرده‌ای. به هر حال، به قول معروف برویم تا ببینیم به کجا می‌رسیم: همان‌طور که در ابتدا اشاره کردم، به تازگی از کردستان آمده‌ای. آیا در کردستان ایران هم حضور داشتی، و یا فقط در کردستان عراق بودی؟ و دیگر این‌که چه مدت در آن منطقه بودی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ من به‌طور مستمر در دو سال گذشته، شش ماهی در کردستان بودم و بعد از یکی ـ دو ماه دوباره به منطقه برگشته‌ام. البته قبل از این مدت هم در کردستان بوده‌ام، ولی دوره‌ی جدید تداوم بیشتری داشته و...</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* آیا در کردستان ایران هم بودی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ نه، اساساً در کردستان عراق هستم. ولی با توجه به رابطه‌ی نزدیکی که هست، و یا کلاً به دلایل مشخصی ممکن است، که به نقاطی از آنجا سری بزنم، یا نزنم. امّا اساساً در کردستان عراق هستم. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* من متوجه نشدم. آیا بالاخره شما به کردستان ایران رفتی یا خیر؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ نه خودِ کردستان ایران، بلکه مرز کردستان ایران.</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* بسیار خوب! بپردازیم به کردستان عراق و مشاهدات خودت از آنجا. امنیت اجتماعی در کردستان را به‌طور مشخص در دو شهر اربیل و سلیمانیه چگونه دیدی؟ و این‌که بمب‌گذاری‌ها و عملیات انتحاری چقدر از مردمان آن منطقه قربانی می‌گیرد. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ همان‌طور که می‌دانی، یک تفاوت بین کردستان عراق و مناطق دیگر عراق است. در بخش‌های دیگر عراق عموماً هر روز بمب‌گذاری و عملیات انتحاری است، و طبق آمار خودشان روزانه صد نفر به طرق مختلف کشته می‌شوند. منتها در کردستان عراق تعداد بمب‌گذاری‌ها خیلی محدودتر است؛ اصلاً قابل مقایسه با مناطق دیگر نیست. مثلاً آخرین مورد بمب‌گذاری در چند ماه قبل بود. امّا اگر «کرکوک» را جزو منطقه کردستان حساب کنیم... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* که حداقل از نظر کردها این منطقه جزو کردستان عراق است. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ بله این‌طور است، در این صورت مسئله تا حدودی فرق می‌کند. یعنی موقعیت منطقه‌ی کرکوک تقریباً مثل موقعیت‌ مناطق دیگر عراق است، امّا باز هم در منطقه‌ی کردنشین کرکوک امنیت بیشتری به چشم می‌خورد، آن هم به دلیل جدایی‌ای که بین عربها و ترکمن‌ها و آسوری‌ها و کردها افتاده است. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* به هر حال مسئله نفت منطقه‌ی کرکوک موضوعی نیست که نه کردهای کردستان عراق و نه عربها از آن به راحتی چشم‌پوشی کنند. آیا این موضوع عامل اغلب ناآرامی‌ها در آن منطقه نیست؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ کرکوک منطقه‌ای است که ملیت‌های مختلفی در آن زندگی می‌کنند؛ از کرد و عرب بگیرید تا ترکمن و آسوری و ملیت‌های دیگر. متأسفانه هر بخش از این ملیت‌ها به دلیل وجود احزاب سیاسی که در آنجا هستند، یک سر آنها به یکی از کشورهای همسایه وصل است... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* مثلاً؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ برای نمونه بخشی از سازمانها و احزاب عرب به جریانات القاعده، عربستان سعودی و یا جمهوری اسلامی وابسته هستند. کردها هم در آن منطقه احزاب و سازمانهایی که دارند، متعلق به «اتحادیه‌ی میهنی کردستان» و «حزب دموکرات کردستان» است. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* البته یکی از دلایل ناامنی شهر کرکوک، تلاش کردهای منطقه برای الصاق آن به کردستان عراق است. به پرسش قبلی‌ام راجع‌به بمب‌گذاری‌ها در منطقه‌ی کردستان عراق برمی‌گردم. مسئولیت اغلب بمب‌گذاری‌ها و عملیات انتخاری را گروههای سنی‌ای به عهده گرفته‌اند که به جریانات قومی ـ اسلامی مختلف، و در رأس آنها القاعده وابسته هستند. با این حال بخشی از کشتار مردم در منطقه‌ی کردستان توسط عوامل رژیم اسلامی صورت گرفته. ابتدا اطلاعات خودت را در این زمینه با من در میان بگذار، تا سپس پرسش مشخص‌تری را مطرح کنم. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ کلاً بمب‌گذاری‌هایی که در منطقه می‌شود، حتا اگر جریانات مختلف سیاسی و قومی و مذهبی مسئولیت آنها را به عهده بگیرند، اساساً آنها به نحوی با ج. اسلامی در ارتباط هستند. از نیروهای القاعده گرفته تا جریانات دیگر از ج. اسلامی تغذیه می‌شوند و حمایت تدارکاتی ـ لجستیکی می‌شوند. این مسئله برای مردم منطقه کاملاً مشخص است. همچنان که می‌دانی، اخیراً تعدادی از وابستگان ج. اسلامی را در آنجا دستگیر کردند، که آنها مستقیم یا غیرمستقیم در بمب‌گذاری‌ها دست داشته‌اند... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* در کدام منطقه‌ی کردستان عراق، رژیم اسلامی میدان مانور بیشتری دارد، حضور مستقیم بیشتری دارد؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ بخش کردنشینی هست به نام بخش‌های «مَندَلی» که با کرمانشاه هم مرز است. در آنجا ج.اسلامی خیلی فعال است. بخش زیادی از نیروهای القاعده در حال حاضر در کوههای اطراف منطقه‌ی مندلی مستقر هستند...</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* که طبق اطلاعات من رژیم اسلامی در این منطقه یک گروه مسلح شیعه درست کرده. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ کلاً تعداد زیادی از مردم آن منطقه شیعه هستند. درست بعد از روی کار آمدن ج. اسلامی، مثل بقیه نقاط ایران، تعداد زیادی از نیروهای شیعه‌ی منطقه توهم پیدا کردند که ج. اسلامی می‌تواند برای آنها امنیت بیاورد. این توهم هنوز در بخش‌هایی از مردم منطقه وجود دارد، و ج. اسلامی هم از این موقعیت استفاده کرده تا نیروهای خودش را در آن مناطق سازمان دهد. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* در رابطه با نقش رژیم اسلامی در بمب‌گذاری‌ها این سؤال مطرح می‌شود: از آغاز تشکیل دولت عراق، یکی از متحدان اصلی حکومت خودگردان کًردستان، رژیم اسلامی بوده. حتا یکی از دو شاهرگ اقتصادی کردستان عراق در دست رژیم اسلامی است. با این حساب بمب‌گذاری‌های رژیم اسلامی در کردستان عراق چه پیامی می‌تواند داشته باشد؟ در رابطه با این پرسش لطفاً به مشاهدات مستقیم خودت توجه داشته باش، تا باورهای سیاسی‌ات. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ شما به درستی اشاره کردی! احزاب حاکم در کردستان عراق، عموماً رابطه‌ی خیلی نزدیکی با ج. اسلامی داشته‌اند. این مسئله دست ج. اسلامی را برای دخالت و نفوذ در منطقه خیلی باز کرده است. و همچنان‌که خودتان هم گفتی، به لحاظ اقتصادی، کردستان عراق خیلی وابسته شده به ایران. برای نمونه، اگر یادتان باشد، بعد از دستگیری‌ مأموران سپاه پاسداران در سلیمانیه، وقتی آنها مرزها را بستند، موقعیت اقتصادی کردستان عراق خیلی به خطر افتاد. منتها برای ج. اسلامی قبل از این‌که مسئله اقتصادی مطرح باشد، مسئله سیاسی اهمیت دارد. به این لحاظ که می‌خواهد بگوید، سرنوشت عراق در دست امریکا نیست، بلکه در دست من است. یعنی می‌خواهد بگوید که این ما هستیم که در این موقعیت حرف اوّل و آخر را می‌زنیم. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* یعنی ما هم یکی از بازیگران اصلی در این منطقه هستیم. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ درست است!</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* با این تفاصیل وضعیت اقتصادی، معیشتی مردم (مشخصاً اقشار و طبقات کم درآمد و زحمتکش) چگونه است؟ آن‌طور که من اطلاع دارم، خصوصاً در یک سال گذشته اغلب پروژه‌های رفاهی در منطقه تعطیل شده، ساختن ساختمانها نیمه کاره‌ رها شده، و به عبارتی گرانی و بی‌کاری بیداد می‌کند. من حتا اشخاصی را می‌شناسم که برای سالها نبض فعالیت‌های تجاری، اقتصادی کردستان عراق در دست آنها بود (بخشی از آنها از پناهندگان سیاسی کُردی بودند که سالها در انگلستان زندگی می‌کردند) امّا اغلب این افراد سرمایه‌ی خودشان را برداشته و به کشور خودشان بازگشته‌اند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ جامعه‌ی کردستان هم مثل جوامع دیگر، یک جامعه‌ی طبقاتی است. در نتیجه در این جامعه طبقاتی یک طیف محدود سریعاً سرمایه‌اندوزی کرد و موقعیت خیلی بالایی به دست آورد. در این رابطه مثلاً اگر شما به صحبت‌های «جلال طالبانی» توجه کرده باشید، می‌بینید که یکی از افتخارات او وجود دو هزار میلیاردر در کردستان عراق است. این رقم واقعی مدیون شرایطی‌ست که در کردستان عراق وجود دارد...</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* همان‌طور که گفتم برخی از آنها از «لندنی»ها و یا لندن‌نشینان سابق‌اند، با عنوان افتخاری پناهنده‌ی سیاسی. اتفاقاً کردستان عراق درس‌های بزرگ و آموزنده‌ای می‌تواند برای بخشی از اپوزسیون ایران داشته باشد. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ بله، تعداد زیادی از آنها در لندن زندگی می‌کردند، و تعداد دیگری از بقیه‌ی کشورهای اروپایی به کردستان آمدند و از موقعیت استفاده کردند و به موقعیت خیلی بالایی رسیدند. منتها در یکی ـ دو سال اخیر به دلیل موقعیتی که به دلیل جنگ ایران و امریکا درست شده... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* منظورت فضای جنگی و تنشی‌ست که بین ایران و امریکا وجود داشته. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ بله، منظورم تنشی که به وجود آمده، این مسئله تأثیر مستقیمی در موقعیت اقتصادی کردستان عراق گذاشته. اتفاقاً به همین اعتبار مردم زیادی به طرف فقر و فلاکت هر چه بیشتر کشیده شده‌اند... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* اگر امکان دارد، مثالی در این باره بزن. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ مثلاً وقتی شما در شهر سلیمانیه یا اربیل قدم بزنید، متوجه می‌شوید که هزاران نفر کارگر به دنبال کار هستند، امّا کاری برای آنها فراهم نیست. یا مثلاً چه همه بچه‌هایی که باید از بچگی و نوجوانی‌شان لذت ببرند، یا به سیگار فروشی مشغولند، یا دارند کفش‌ها را واکس می‌زنند. همین‌طور آدم‌های پیری که باید احترام دوران کهولت‌شان را داشته باشند، در به در می‌گردند تا نانی برای زندگی خودشان به دست آورند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* جهت صحبت را عوض می‌کنم و به موضوع مهم دیگری می‌پردازم: روزنامه و روزنامه‌نگاران در کردستان عراق. با این‌که اغلب روزنامه‌نگاران در کردستان عراق تا مدتی از یک آزادی نسبی برخوردار بودند، امّا در ماههای اخیر یک سانسور دولتی بر مطبوعات کردستان حاکم بوده. لطفاً مشاهدات خودت را در این باره با من تقسیم کن. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ تا آنجایی که من شاهد بوده‌ام، سیاستی که احزاب حاکم در رابطه با آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی روزنامه‌نگاران اعمال کرده‌، به نوعی از سوسیال دموکراسی ایده گرفته‌اند ـ حداقل حرف خودشان این است... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* مشاهدات خودت در این باره چه بوده؟</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ به نظر من روزنامه‌ها در کردستان مطالب زیادی می‌نویسند. یعنی مطالب انتقادی آنها درباره‌ی سیستم، موقعیت مردم، فشار و تضیقاتی که بر مردم است، کم نیست و آنها در این باره می‌نویسند. منتها چون آنها منشاء اثر و حرکتی نیستند، آنها را... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* فکر نمی‌کنم روزنامه‌ها باید منشاء حرکت مردم باشند. به هر حال، آیا با مواردی برخورد کردی که روزنامه‌نگاران را به خاطر نوشته‌هایشان دستگیر و زندانی کرده باشند؟<span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ مواردی که روزنامه‌نگاران را دستگیر کرده‌اند، در رابطه با نوشته‌ی آنها درباره‌ی مسئولین بوده. وقتی مسئولین احزاب مورد نقد شخصی قرار می‌گیرند، مثلاً به لحاظ اختلاس، دزدی (مکث)... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* فساد؟</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ فساد، بله! مواردی بوده که روزنامه‌نگاران را دستگیر کرده‌اند. ولی زمانی که نوشته‌های آنها انتقاد به جنبه‌های عمومی هست، به نظر من از جنبه‌هایی روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران آزاد هستند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* بنابراین روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران در کردستان عراق به مراتب آزادتر از روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران در ایران هستند؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ به نظر من چنین چیزی واقعی است. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* می‌توانی چند تا از همین روزنامه‌های مهم را نام ببری؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ بله، چند روزنامه مهم در کردستان عراق است، از جمله روزنامه‌ی «آونا» [آینه]، «چالدر» که ملابختیار، عضو دفتر سیاسی اتحادیه‌ی میهنی کردستان صاحب امتیاز آن است. یا روزنامه‌ی «هاولاتی»، که اینها روزنامه‌های پُر تیراژی هستند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* از تیراژ آنها اطلاع داری؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ خودشان ادعا می‌کنند که تیراژشان هیجده تا بیست هزار نسخه است. همان‌طور که گفتم این روزنامه‌ها مسایل انتقادی را مطرح می‌کنند، امّا به هر حال محدودیت‌هایی برای آنها وجود دارد. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* یکی از تعریف‌های پایه از جامعه‌ی آزاد و دموکراتیک نقش و جایگاه زنان در آن جامعه است، و درجه‌ی دخالت‌گری و تأثیرگذاری آنها. با این‌که بافت جامعه‌ی کردستان، بافتی سنتی ـ عشیره‌ای هست (این را از این زاویه اشاره می‌کنم که به سوسیال دموکراسی اشاره کردی. سنتی که تاریخ دویست ساله در جامعه‌ی صنعتی و مدرن دارد) امّا بعد از تشکیل حکومت کردستان عراق، تعداد زیادی از کسانی که در کشورهای غربی زندگی می‌کردند، به منطقه بازگشتند و فرهنگ و اندوخته‌های خودشان را با خود آوردند. این جمعیت انبوه منشاء تأثیرگذاری در جامعه‌ی کردستان عراق بوده‌، منتها در سطح، و نه در عمق جامعه. به زبان ساده در بافت جامعه تغییر محسوسی ایجاد نشده، طوری‌که مثلاً هنوز بزرگ خانواده، رئیس ایل یا قبیله حرف اول و آخر را می‌زند. حتا اگر ما به نحوه‌ی حضور اجتماعی بارزانی و طالبانی و سخنان آنها دقیق شویم، شباهت زیادی را با رؤسای قبیله و خان‌ها می‌بینیم. صحبت این است که زنان در این «اینوارمنت» در کجا قرار گرفته‌اند؟ و یا در مراکز تصمیم‌گیری و حضور مستقیم اجتماعی، جایگاه آنها چه بوده است؟ لطفاً از مورد دوم شروع کن و مشاهدات خودت را برایم بگو. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ اول، من این موضوع را تصحیح کنم، یعنی در رابطه با موقعیت رهبران ایل و عشیره، که از جلال طالبانی و مسعود بارزانی اسم آوردی. به نظرم موضوعی که اشاره کردید، قبلاً واقعی بود. امّا به نظر من در سالهای اخیر، چیزی که من شاهدش بودم، مردم آن احترام و قربتی که به رهبران عشیره داشتند، دیگر ندارند. یعنی آنها می‌توانند فتواهای زیادی بدهند، امّا اکثریت مردم آنها را از این گوش گرفته و از گوش دیگر خارج می‌کنند. می‌خواهم این را بگویم که جامعه‌ی کردستان به سرعت دارد از سنت‌های عشیرتی ـ قبیله‌ای فاصله می‌گیرد. البته تفاوتی هم هست، مثلاً وقتی به شهر سلیمانیه نگاه می‌کنیم؛ به لحاظ فرهنگی و ویژه‌گی‌های یک جامعه‌ی مدرن، فاصله‌ی زیادی دارد با شهر اربیل. یعنی شهر اربیل به درجات زیادی یک شهر سنتی مانده...</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* لطفاً به موقعیت زنان هم اشاره کن. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ زنان در شهر اربیل، موقعیت‌شان خیلی فرودست‌تر است از سلیمانیه. امّا در رابطه با سؤال‌تان، و این‌که زنان در چه رده از تصمیم‌گیری‌های حکومتی هستند، به نظرم در موقعیت خیلی نازلی هستند. البته تعداد زیادی از زنان کار می‌کنند، کارهایی از قبیل معلمی، منشی‌گری و کارهای اداری. منتها اگر بگوییم که زنان در موقعیت تصمیم گیرنده هستند، به نظر من چنین چیزی وجود ندارد... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* حتا در مقام‌های تشریفاتی معاون یا مشاور وزیر؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ تعداد محدودی هستند، تعداد انگشت شماری در پارلمان هستند... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* در بطن جامعه‌ی کردستان چطور؟ آیا هنوز همان قوانین و فرهنگ عشیره‌ای بر زندگی‌ زنان حاکم است؟ آیا نگاه جامعه به زنان در این چهارچوب است، یا تغییراتی در بطن جامعه در شرف تکوین است؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ موقعیت زنان به اعتبار جامعه، یعنی جامعه‌ای که دارد از سنت‌های عشیرتی و سنتی فاصله می‌گیرد، بهتر شده است. این موضوع را می‌شود دید... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* چطور می‌شود دید. خودت چگونه به این باور رسیدی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ مثلاً وقتی با آنها برخورد می‌کنیم، در صحبت‌ها و بحث‌هایشان، و در موقعیتی که برای خودشان قایل می‌شوند، این تغییر را می‌شود دید. منتها متأسفانه علی‌رغم این واقعیت، کشتن زن در جامعه‌ی کردستان یک امر عادی هست. به نظر من اکثر کشتارها... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* و قتل‌های ناموسی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ و قتل‌های ناموسی، علی‌رغم این که در این رابطه قانون وجود دارد، منتها به دلیل این‌که اغلب زنان توسط کسانی به قتل می‌رسند که معمولاً به احزاب حاکم، مسئولین و رهبران آنها وصل هستند، خیلی از آنها از مجازات فرار کرده‌اند. می‌خواهم با اجازه به یک آمار استناد کنم: طبق آمار (متأسفانه رقم دقیق آن را به خاطر ندارم) از چند صد نفر زنی که به جرم «مسایل ناموسی» کشته‌ شده‌اند، طبق نوشته‌ی روزنامه‌ها فقط دو نفر از قاتلین دستگیر شده‌اند... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* چرا؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ علت‌اش این است که بقیه‌ی قاتلین یا از فرماندهان نظامی نیروی پیشمرگه هستند، یا وابسته به یکی از مسئولین حکومتی هستند و یا مواردی از این دست: یعنی حتا علی‌رغم این‌که دادگاه حکم دستگیری بسیاری از قاتلین را صادر کرده، ولی به دلیل موقعیتی که توضیح دادم، آنها آزادند و در جامعه می‌گردند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* ببین رحمت، توضیحات شما از زاویه‌ای به ساختار حکومتی مربوط می‌شود. پرسش من به نگاه جامعه به زن مربوط می‌شد. مثلاً در رابطه با «قتل‌های ناموسی» انگار جامعه کردستان نسبت به آن مشکلی ندارد، یا حتا به مسئله فرو دست بودن زنان در آن جامعه. چون اگر از وضعیت موجود ناراضی بود، نسبت به آن عکس‌العمل نشان می‌داد. این‌طور نیست؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ به نظرم عکس‌العمل‌های زیادی نشان داده شده نسبت به قتل‌های ناموسی. در کردستان عراق در این رابطه کمپین کم نبوده و از طرق مختلف حکومت را تحت فشار گذاشته‌اند. امّا جامعه‌ی کردستان هم مثل هر جامعه‌ای، حکومتی هست که دارد حکومت می‌کند، و طیفی هم هستند که در مقابل حکومت قرار دارند و مبارزه می‌کنند. ولی متأسفانه همچنان که گفتی، این حرکت‌ها آن‌طور که باید رهبر یا سخنگو داشته باشد، یا با کار مداوم و تماس با مردم، آنها را قانع کند، نه، این‌گونه نیست. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* می‌خواهم در اینجا پوشه‌ای را باز کنم که احتمالاً به مذاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید: سنت مزدوری و جاسوسی در منطقه. واقعیتی است که بازیگران اصلی صحنه‌ی سیاست در کردستان عراق به ترتیب ایالات متحده، حاکمیت اسلامی ایران، عربستان سعودی و کشور اسرائیل هستند. البته نیروهای خارجی دیگری از جمله ترکیه در منطقه حضور دارند، امّا حضور آن چهار کشور سرنوشت ساز است. هر کدام از این کشورها عوامل اطلاعاتی، نظامی و شبه نظامی خودشان را در منطقه دارند. در رابطه با دو کشور عمده، یعنی ایالات متحده و رژیم اسلامی، اطلاعاتم را در قالب پرسش با تو در میان می‌گذارم: افراد بی‌شماری در رده‌های مختلف نظامی، امنیتی برای ایالات متحده جاسوسی می‌کنند. از طریق دوستان کرد به نام‌هایی از عناصر اطلاعاتی، نظامی رژیم برخورد کرده‌ام که به صورت «حرفه‌ای» برای امریکا جاسوسی می‌کنند. من صحبت‌ام را در اینجا قطع می‌کنم تا اطلاعات و مشاهدات خودت را برایم شرح دهی. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ موقعیت کردستان، عراق و ایران به دلیل وجود جنبش‌های متفاوت، به خصوص جنبش‌های ناسیونالیستی در این مناطق، به نظر من همیشه مسئله جاسوسی یکی از کارهای اصلی در منطقه بوده، که حداقل برای تعدادی یکی از منابع درآمد، کسب موقعیت و به نان و نوایی رسیدن بوده است. منتها به‌طور مشخص دررابطه با امریکا که شما سؤال می‌کنی، و یا بقیه‌ی کشورها (شما درست می‌گویی، تقریباً تمام کشورهای همجوار کردستان، یا کشورهایی نظیر امریکا، تلاش می‌کنند تا عوامل خودشان را سازمان دهند برای اهداف سیاسی کشورهایشان). حدوداً یکی ـ دو سالی است که امریکا در این رابطه [جاسوسی] هم در مورد ایران و هم در رابطه با عراق دارد ارگان‌ها و سازمانهای جاسوسی خودش را شکل و سازمان می‌دهد. امّا از طرف ایران کسانی که برای امریکا جاسوسی می‌کنند، به تجربه‌ی من جاسوس‌های چند جانبه هستند. یعنی یک سر آنها به امریکا وصل است، یک سرشان به ایران و یک سرشان به احزاب حاکم در دولت عراق. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* ما شاید به پدیده‌ی جاسوسی یا جاسوسان دو جانبه یا چند جانبه بعداً بپردازیم. امّا پرسشی که من مطرح کردم، از شما تحلیل سیاسی نمی‌خواستم، بلکه به مواردی می‌خواستم اشاره کنی که از وجود آنها اطمینان صد درصد داری. به‌طور مشخص آیا مواردی بوده‌اند که عوامل اطلاعاتی رژیم اسلامی برای امریکا جاسوسی کنند، و اطلاعات نظامی و امنیتی رژیم را در اختیار عوامل آمریکایی قرار دهند؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ آره مواردی را می‌دانم. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* می‌توانی به آنها اشاره کنی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ مواردی که من می‌دانم، عموماً کسانی هستند که موقعیتی در ج.اسلامی دارند. این موقعیت الزاماً به این معنا نیست که آن افراد، آدمهای شناخته شده‌ای از مسئولین اطلاعاتی بوده باشند، امّا خیلی‌ها می‌دانند که آنها از عوامل اطلاعاتی هستند... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* که اینها از رده‌های مختلف هستند؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ از رده‌های مختلف هستند، امّا هیچکس اطلاعات بیشتری از این ندارد. امیدوارم ج.اسلامی را سرنگون کنیم، آن وقت می‌شود پرونده‌ی اینها را رو کرد. منتها این افراد اطلاعاتی برای امریکا کار می‌کنند و همان‌طور که گفتم، من موارد مشخصی را می‌دانم که برای امریکا اطلاعات جمع‌آوری کرده‌اند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* فردی که قبلاً با نهادهای نظامی ـ امنیتی رژیم اسلامی فعالیت می‌کرده و حالا به عنوان پناهنده در اروپا زندگی می‌کند، در ای ـ میلی برایم نوشت، که در ایران امروز همه چیز و همه کس قیمت معینی دارد. اگر پول پرداخت کنی، «جنس» را دریافت می‌کنی. اشاره‌ی او به فساد ساختاری در حاکمیت ایران بود. امّا سؤالی که مایلم با تو در میان بگذارم: بنا به مشاهدات و اطلاعاتی که داری، آیا در کردستان ایران اطلاعاتی از مراکز نظامی ـ امنیتی رژیم اسلامی هست که در اختیار نیروهای خارجی، به‌طور مشخص در اختیار امریکا قرار نگرفته باشد؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ راستش جواب دادن به این سؤال مقداری مشکل است. چون بالاخره سیستم اطلاعاتی و امنیتی ج. اسلامی تا حدی پیجیده است. ج. اسلامی کارهای اطلاعاتی و جاسوسی‌اش محصول تجارب خیلی از کشورهای دیگر است، از جمله تجارب اسرائیل، امریکا، رژیم سابق... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* و بلوک شرق.</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ و بلوک شرق. به خاطر همین جواب دادن به سؤال شما خیلی مشکل است. امّا چیزی که من می‌دانم این است، که امریکا تمام امکانات و افراد مختلف را برای کسب اطلاعات در منطقه فعال کرده. و به نظر من به مقدار زیادی از اطلاعاتی که نیاز دارد، دستیابی پیدا کرده است. امّا من منظور شما را از سؤالی که طرح کردی، می‌فهمم. اگر یک دوره‌ای همکاری و جاسوسی کردن با امریکا کار زشتی محسوب می‌شد، این قبح ریخته است. حتا به نظر من جریانات سیاسی هستند که دارند برای امریکا کار می‌کنند، جریاناتی مثل «سازمان زحمتکشان»، «حزب دموکرات»... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* البته ممکن است افرادی از این دو تشکل و یا تشکیلات‌های دیگر به صورت فردی همکاری اطلاعاتی با آمریکا داشته باشند، امّا نه لزوماً به صورت یک دستورالعمل تشکیلاتی. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ ببینید! این مسئله هم به شکل فردی بوده، و هم به شکل تشکیلاتی... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* چطور این ادعا را اثبات می‌کنی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ علت‌اش این است: وقتی سازمانی می‌گوید که آرزوی ما این است (مثلاً صحبت‌های «مصطفی هجری») که روزی امریکا بیاید و به ایران حمله کند، و ما حاضریم مثل تفنگداران آنها باشیم، این مسئله نمی‌تواند جلوی هیچ‌گونه همکاری با امریکا را بگیرد. یا سازمان زحمتکشان، وقتی به صحبت‌های «عبدالله مهتدی» گوش کنیم، همین حرف را تکرار می‌کند. بنابر این برای جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات هیچ محدودیتی وجود ندارد. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* بله، قبح خیلی چیزها در جامعه‌ی ایران ریخته شده، از جمله قبح جاسوسی. البته نباید فراموش کرد که حرفه‌ی مزدوری مثل شمشیر دو دم است، بگذریم! پوشه‌ی دیگری را باز می‌کنم: بعد از حمله‌ی نیروهای امریکایی به مقر رژیم اسلامی در شهر اربیل و دستگیری عواملی از آنها، در فاصله‌ی کوتاهی بسیاری از عوامل نظامی، امنیتی رژیم مجبور به ترک منطقه شدند...</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ بله، درست است. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* چون در آن برهه آنها موقعیت خودشان را متزلزل می‌دیدند. با این حال عوامل کردی و عراقی رژیم در منطقه باقی ماندند. طبق اطلاعات من از آن پس تا مدتی بعد دو شهر سلیمانیه و اربیل، و حتا کرکوک از آرامش بیشتری نسبت به گذشته برخوردار بود. لطفاً اطلاعات خودت را در این باره با من در میان بگذار، تا بعد پرسش <span style="mso-spacerun: yes"> </span>دیگری را مطرح کنم. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ ج. اسلامی در زیر لوای مسایل مذهبی، فرهنگی، کمک‌های خیریه‌ای، فعالیت‌های اقتصادی سازمانها و ارگانهای زیادی را در کردستان عراق درست کرده بود، تا قبل از ماجرای شهر اربیل. البته کار افرادی که در این مراکز کار می‌کردند، اساساً جاسوسی، عملیات و ترور بود. ولی بعد از حمله‌ی امریکا به کسنولگری ج. اسلامی در اربیل، آنها مجبور شدند کُل دم و دستگاه‌شان را جمع کنند و... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* حداقل ده ـ دوازده مرکز «اقتصادی، تجاری» علنی در این دو شهر داشتند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ بله، تقریباً تمام مراکزی که مستقیماً به اسم ج. اسلامی فعالیت می‌کردند را جمع کردند و افراد آن به ایران برگشتند. یعنی به درجاتی حضور علنی ج. اسلامی بعد از آن حمله در منطقه کم شد. و شما درست می‌گویی؛ عوامل عراقی و کسانی که برای آنها کار می‌کردند، حضور داشتند و هنوز هم حضور دارند.</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">*که ظاهراً برای مدتی آرامش نسبی به منطقه بازگشت. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ منظورتان بعد از جریان اربیل است؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* بعد از جریان اربیل.</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ راستش من قضیه را طور دیگری می‌بینم، چون اصولاً در ماههای اخیر عملیات انتحاری، عملیات تروریستی و بمب‌گذاری‌ها در کل عراق کم شده است. به نظر من کم شدن عملیات‌ها هم به این دلیل نیست که نفوذ ج. اسلامی در منطقه کم شده، و یا از نفوذ جریانات القاعده، بعثی‌ها و یا جریانات قومی یا مذهبی کاسته شد، بلکه عملاً یک تقسیم بندی در منطقه شده، یک جداسازی صورت گرفته و عوامل وابسته به جریانات مختلف هر کدام منطقه‌ای را اداره می‌کنند. من مسئله را از این زاویه می‌بینم. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* قبل از بازگشایی دوباره‌ی کنسولگری رژیم اسلامی در شهر اربیل، همان‌طور که اشاره کردیم، رژیم دفاتر بی‌شماری را تحت پوشش فعالیت‌های تجاری، اقتصادی در دو شهر اردبیل و سلیمانیه اداره می‌کرد. و باز همان‌طور که صحبت کردیم، این مراکز پوششی برای فعالیت‌های سیاسی، تروریستی و جاسوسی در منطقه بودند. موضوع بسیار مهم در رابطه با مراکز مزبور، عدم کنترل بر روی افرادی بود که اداره‌ی کننده‌ی آن مراکز بودند، و یا کسانی که به آنجا آمد و شد داشتند. امّا بعد از بازگشایی دوباره‌ی کنسولگری در شهر اربیل، تقریباً تمام فعالیت‌های رژیم اسلامی به این مرکز انتقال پیدا کرده، و افراد مسئول آن مثل هر کنسولگری دیگری کنترل می‌شوند. با این حال اغلب سازمانهای کردی به بازگشایی دوباره کنسولگری رژیم در اربیل اعتراض کرده و آن را محکوم کردند. خود تو در این رابطه چه فکر می‌کنی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ به نظر من سازمانها به درستی به این مسئله اعتراض کردند. علت‌اش این است؛ که شما می‌دانی، من می‌دانم، همه‌ی مردم هم می‌دانند که کنسولگری‌ها و سفارت‌خانه‌های ج. اسلامی اساساً مرکز صدور تروریسم، جاسوسی و یا نقشه کشیدن برای ترور مخالفین بوده است. باز شدن دوباره‌ی کنسولگری، به نظر من دست ج. اسلامی را به درجات زیادی باز می‌کند، برای تأمین عوامل‌اش، تدارکات‌اش تا آنها برای اهداف خودشان سازماندهی کنند... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* لطفاً به نکته‌ی من توجه داشته باش. متأسفانه خیلی از نیروهای خارجی از جمله عوامل رژیم اسلامی در منطقه حضور داشته و دارند. بحث بر سر انتخاب مردم نیست که مردم از آن طریق عوامل خارجی را از کشورشان بیرون کنند. ای کاش چنین چیزی اتفاق بیفتد. پرسش من یک سؤال ذهنی نیست. رژیم اسلامی توسط عوامل نظامی ـ امنیتی خودش در منطقه‌ی عراق حضور دارد. در کنار این واقعیت تلخ، آیا بهتر نیست که حضور آنها حتی‌الامکان در کنترل باشد. آیا کنترل شدن آنها میدان مانورشان را محدوتر نمی‌کند؟ پرسش من از این زاویه بود. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ به یک لحاظ این مسئله می‌تواند مثبت باشد، یعنی همین موضوعی که خودت اشاره می‌کنی. بالاخره آدمها با هویت مشخصی که دارند در آنجا کار می‌کنند و می‌توانند فعل و انفعالات و کارهای آنها را تحت نظر داشته باشند. منتها در عین‌ حال این بازگشایی یک قالب رسمی به حضور ج. اسلامی داده... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* جنبه‌ی قانونی داده. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ جنبه‌ی قانونی به آن داده، و این موضوعی بود که سازمانها به آن اعتراض کرده بودند. چون خطر اصلی متوجه اپوزسیون مستقر در کردستان عراق است. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* با این‌که طبق گفته‌ات حضور مستقیمی در کردستان ایران نداشتی، امّا یکی ـ دو پرسش را مطرح می‌کنم، با این خواهش که اطلاعات موثق‌ات را با من تقسیم کنی: آیا هنوز شهرهای کردستان ایران مثل گذشته میلیتاریزه است؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ شهرهای کردستان ایران به شکل قدیم میلیتاریزه نیستند. مثلاً تا تاریخ 1372 [شمسی] آمار نظامیان ج. اسلامی در کردستان ایران رقمی بین 150 تا 200 هزار نفر بود. ولی آمار نظامیان الان خیلی خیلی کمتر شده. یا این‌که در گذشته در بین هر دو ـ سه روستای کردستان پایگاهی دایره شده بود، جاده‌ها معمولاً کمین داشت و نیروهای گشت زنی مدام در حال رفت و آمد بودند. امّا الان این‌طور نیست... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* امّا این اواخر رژیم اسلامی نیروهای زیادی را در مرز مستقر کرده‌ است. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ درست است، نیروهای زیادی در مرز مستقر شده‌اند. مثلاً در مرزهای «هورامان»، «مریوان»، اطراف «پیرانشهر»، «سردشت» تعداد زیادی از نیروهای ج. اسلامی متمرکز شده‌اند و حتا تعداد زیادی سلاح‌های سنگین هم در این مناطق مستقر کرده‌اند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* این پرسش‌ام را در چهارچوب یک فرضیه تصور کن: گفته می‌شود اگر هر گونه حمله‌ای به ایران صورت بگیرد، یکی از مناطق جابجایی نیروها، نفوذ و رخنه، مرز کردستان خواهد بود... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ از طرف چه کسانی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* از هر دو طرف مرز؛ ورود بخشی از نیروهای اپوزیسیون و بخشی از نیروهای خارجی به ایران از یک طرف، و از طرف دیگر ورود نیروهای رژیم اسلامی به مناطق مختلف عراق. چون در طرح پرسش دخالت کردی، احتمال می‌دهم که نسبت به این موضوع نظری داشته باشی. پس سؤالم را بعداً مطرح می‌کنم. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ تصور می‌کنم که اپوزسیون ایران با نیروهای امریکایی فرق می‌کند... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* مگر پیش‌تر نگفتی که بخشی از اپوزسیون ایران با امریکا همکاری می‌کند؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ به نظر من باز هم باید این جداسازی صورت بگیرد. راست می‌گویی؛ بخشی از اپوزسیون با امریکا همکاری می‌کند. منتها من اساساً فکر نمی‌کنم که اگر حمله‌ای صورت بگیرد، این حمله به صورت لشکرکشی به خاک ایران باشد. به نظر من حمله‌ی نظامی به ایران با استفاده از نیروی زمینی نخواهد بود. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* در فرضیه‌ی من حمله‌ی کلاسیک نظامی به ایران مطرح نبود. من معتقدم اگر حمله‌ای صورت بگیرد (که امیدوارم صورت نگیرد) از طریق حملات هوایی، موشکی خواهد بود. منتها در شرایط جنگی اگر قرار باشد جبهه‌ای زمینه‌ای ایجاد شود، مرزهای کردستان گزینه‌ی نخست خواهند بود. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ با این فرضیه تا حدودی موافقم، امّا همان‌طور که گفتم حساب اپوزسیون را باید از نیروهای امریکایی جدا کرد. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* پرسشی که می‌خواستم با تو در میان بگذارم، این است که در صورت حمله‌ی نظامی به ایران و باز شدن جبهه‌ای در منطقه‌ی کردستان ایران، اکثریت مردم چه عکس‌العملی نسبت به آن نشان خواهند داد. لطفاً در این رابطه هم باورهای سیاسی‌ات را دخالت نده و به واقعیت‌های جامعه توجه کن. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ کردستان ویژه‌گی خاصی دارد، که آن به نظرمن به درجات زیادی حزبی بودن آن است. البته احزاب موجود درگیری‌ها و اختلافات زیادی با هم دارند. منتها آن چیزی که در جامعه‌ی کردستان عمومی هست، مخالفت اکثریت مردم به حمله‌ی نظامی به ایران است... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* چگونه فکر می‌کنی که این باور در جامعه‌ی کردستان عمومیت دارد. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ من با تعداد زیادی از مردم کردستان ارتباط داشته‌ام. علت‌اش این است که وقتی مردم از کردستان ایران به کردستان عراق می‌آیند، تصورات متفاوتی از کردستان عراق دارند. یعنی قبلاً از طریق تلویزیون تصویرهایی از کردستان عراق دیده‌اند، که مثلاً آنها بهشتی را که آرزو می‌کردند، به آن رسیده‌اند. ولی به محض این‌که به این طرف مرز می‌آیند، با واقعیت کردستان عراق آشنا می‌شوند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* مثلاً کدام واقعیت؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ مثلاً نبودن برق، آب، نبودن بهداشت، نبودن قانون و نظم و نسق، اختلاف طبقاتی وحشتناک. به نظر من آنها سریعاً متوجه می‌شوند. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* فکر نمی‌کنی داری از یک طرف دست به کوچک نمایی می‌زنی، و از طرف دیگر دست به یک بزرگنمایی؟ و یا فکر نمی‌کنی داری به ناسیونالیسم ریشه‌دار در منطقه‌ی کردستان کم بها می‌دهی؟ </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ من نگفتم اعتقادات ناسیونالیستی در کردستان وجود ندارد. واقعیتی است که مردم بخشی از بحث‌ها و اعتقادات‌شان را از احزاب سیاسی می‌گیرند. منتها علی‌العموم وقتی نگاه می‌کنیم، با این‌که باورهای ناسیونالیستی در کردستان قوی است، ریشه‌ دارد، احزاب‌اش وجود دارند و از این طریق ایده‌های ناسیونالیستی تولید و بازتولید می‌شود، امّا امنیت اجتماعی مردم فاکتور مهمی است. مردم به امنیت‌شان فکر می‌کنند. به نظر من... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* و غیرمستقیم داری می‌گویی که مردم کردستان ایران در حاکمیت رژیم اسلامی از امنیت بیشتری برخوردارند؟!<span style="mso-spacerun: yes">  </span><span style="mso-spacerun: yes"> </span><span style="mso-spacerun: yes"> </span><span style="mso-spacerun: yes"> </span><span style="mso-spacerun: yes"> </span><span style="mso-spacerun: yes"> </span><span style="mso-spacerun: yes"> </span><span style="mso-spacerun: yes"> </span><span style="mso-spacerun: yes">  </span><span style="mso-spacerun: yes">   </span></font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ نه منظور من این نیست. منظور من در رابطه با سؤال شما، یعنی حمله‌ی امریکا به ایران است. واِلا مردم کردستان ایران، به نظر من اصلاً امنیتی ندارند؛ نه امنیت جانی دارند، نه امنیت شغلی و نه امنیت اجتماعی. منتها وقتی مردم به اتفاقی که در عراق افتاده، نگاه می‌کنند، ترجیح می‌دهند چنین حمله‌ای به ایران صورت نگیرد. و امیدوارم همان‌طور که شما گفتی، حمله‌ای صورت نگیرد. چون در آن صورت مردم ایران آسیب خواهند دید.<span style="mso-spacerun: yes">  </span></font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* می‌خواهم به جمع‌بندی پرسش‌هایم در این بخش بپردازم: آیا فکر می‌کنی در شمال کشور عراق، کشور مستقلی به نام کردستان تشکیل شود؟ دوباره خواهش می‌کنم در پاسخ به این پرسش دیدگاههای سیاسی‌ات را دخالت نده، و به واقعیت کردستان عراق توجه داشته باش. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ به نظر من امکان تشکیل یک کشور مستقل به نام کردستان خیلی کم است، هر چند این آرزوی اکثریت مردم منطقه است. به نظر من اکثریت مردم کردستان آرزو می‌کنند که این خواسته‌شان یک روز متحقق شود. هر چند خودت هم می‌دانی که تحقق شدن این آرزو به این معنی نیست که حتماً امنیت اجتماعی، شغل و رفاه اجتماعی برای مردم مهیا می‌شود. البته در یک صورت امکان وقوع آن هست، و آن این‌که سیاست‌های امریکا در منطقه به‌طور کامل به بن‌بست برسد و احساس کند که هیچ آلترناتیوی برایش وجود ندارد. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* آیا فکر نمی‌کنی که شرایط ذهنی و یا حتا شرایط عینی «استقلال» کردستان در منطقه فراهم است؟</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ چرا، به نظر من شرایط و اوضاع فعلی خیلی مستعد است برای استقلال کردستان در کشور عراق. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* به نظرت در صورت تشکیل کشور کردستان در عراق، عکس‌العمل مردم کرد در ایران، ترکیه و سوریه چه خواهد بود؟ لطفاً عکس‌العمل دولت‌ها را در این باره در نظر نگیر. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ تأثیرات‌اش مثبت خواهد بود. به نظر من این تأثیرات مثبت، تأثیری مستقیم در مبارزه‌ی آنها خواهد داشت. علت‌اش رابطه‌ی نزدیک این مناطق، هم فرهنگ و هم زبان بودن است... </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* و سنت‌های مشترک تاریخی. </font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ و سنت‌های مشترک. اتفاقاً به خاطر این واقعیت، کشورهای همسایه‌ی کردستان عراق خیلی نگران آینده‌ی این منطقه هستند. همان‌طور که دیدید، هر بار صحبت از استقلال کردستان عراق به میان آمده، آنها فوراً سمینارها و جلساتی برگزار کرده‌اند، برای مقابله با آن. به هر حال من فکر می‌کنم که استقلال کردستان عراق تأثیرات زیادی در منطقه خواهد گذاشت، خصوصاً در جنبش ناسیونالیستی و تقویت آن در کردستان عراق، ایران، ترکیه و سوریه.</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">* رحمت جان، از وقتی که برای این گفتگو به من دادی، بسیار متشکرم!</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">ـ قربانت ، مرسی! <span style="mso-spacerun: yes">   </span><i /></font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"><font size="1">*<span style="mso-spacerun: yes">       </span>*<span style="mso-spacerun: yes">       </span>*</font></span></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0mm 0mm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left" align="right"><font size="1"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB">تاریخ درج مصاحبه: 16 نوامبر 2007<span style="mso-spacerun: yes">  </span></span><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-GB"></span></font></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="1"></font></p><p class="matnMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-fareast-language: EN-US"><font size="1">تاریخ انتشار مصاحبه: 24 نوامبر 2007</font></span></p><div class="manbaMaghaleh" dir="rtl" align="justify"><font size="2"><font size="1">منبع: www.goftogoo.net</font> </font></div></h3>]]>
    </content>
</entry>

</feed> 

