در مقاطع مختلف مبارزاتی ما شاهد تفاوت و افت و خیز در غلبه فرهنگ، سنن، قوانین رسمی حاکمیت و همچنین فرهنگ جنبشهای سیاسی و فکری طبقات مختلف بر جامعه بطور کلی و مشخصا بر محیط کار و زندگی مردم در محلات هستیم. محلات شهر درست مانند مراکز کار و محیط های آموزشی در مرکز توجه طبقه حاکمه و جنبش های بورژوایی قرار دارد. از رسانه ها تا آخوند و مساجد محلات از قوانین رسمی تا جاری کردن سنتها و فرهنگ های پوسیده تا کانونهای مختلف ارتجاعی در محلات شهر بعنوان ابزار تحمیق و حاکم کردن افکار و فرهنگ ارتجاعی بهره میگیرند و تمرکز ویژه ای روی آن دارند. محلات شهر بدلیل رابطه پیوسته و بسیار نزدیک اجتماعی مردم و فعل و انفعالاتی که در آن جاری میباشد، مراکز و کانونهای مختلف سیاسی، فرهنگی، اداری، آموزشی، ورزشی، نظامی و غیره نیز بطور مستقیم از فضای حاکم بر محلات، که تقریبا مکان زیست مشترک همه است متاثر خواهند شد. هر گونه صدا و تحرکی له یا علیه در محلات کم و بیش توسط این مراکز و کانون ها کنترل می شوند و متعاقب آن واکنش بدانها نشان داده می شود. از اینرو محلات شهر یکی از مهمترین کانونهای جنب وجوش است که در آن هم جنبه ارتجاعی از نوع اسلامی و ملی و مرد سالارانه و ضد تمدن و ... میتواند بازتولید شود و هم می شود درست بر عکس آن به مکانی برای طرد ارتجاع و حضور مردم برای دفاع از آزادی و برابری بدل شود.
می توان به موارد متعدد اهمیت این جایگاه و این تصویر در شهرهای کوچک و بزرگ ایران و کردستان در 30 سال اخیر اشاره کرد و به عینه دید که در محلات شهر چگونه در جایی که مردم آزادترند و زن آزاد تر است؛ اتحاد و همبستگی عمومی مردم بر علیه رژیم و فرهنگ حاکم، چشمگیر و قابل توجه تر است، مردم از آسایش و امنیت بیشتری برخوردارند و جمهوری اسلامی و فرهنگ لمپنی اسلامی و قومی و ضد کمونیستی و عقب افتاده چنان بی خاصیت و بی تاثیر می شوند که در محلات، دیگر بعنوان نمونه تمدن و انقلابی گری و پیشرفت! از آن یاد می شود و مورد ستایش قرار می گیرد.
تمام نیروهای قومی و اسلامی از جمله دستگاه قدرت در ایران از طریق مساجد و آخوند محله، از طریق "ریش سفیدان و شورای اسلامی" با ایجاد شبکه های جاسوسی، تشکیل بسیج محلات، ایجاد فضای ضد زن و راه اندازی گشت زنی نیروهای خبرچین و مسلح و ایجاد جو رعب و حشت و ... دقیقا سیاست کنترل برای ممانعت از رشد فضای انقلابی محلات شهر و از این طریق در کنترل گرفتن کل فضای شهر را تعقیب میکنند.
در چنین اوضاع و احوالی که هر روز دایره اختناق تنگ تر می شود و آزادی دخالت و عمل در سرنوشتمان محدود تر می شود ، ما مردم نیز می توانیم مبارزه با تک تک این موارد و بسیج مردم حول مبارزه با فشار و عوامفریبی آنها را درست به عکس خود تبدیل کنیم. روشن است که تلاش و ایفای چنین نقشی در محلات مختلف هر شهر از اهم فعالیتهای روتین گارد آزادی است. برای مقابله با زورگوئی، زن ستیزی قوم پرستی، بیرون راندن نیروهای انتظامی و اطلاعاتی در محل، تنبیه کردن عاملان این روند و غیره میتوان در هر محله ای دهها واحد گارد آزادی را سازمان داد. مردم محله و واحدهای گارد میتوانند فضای محلات شهر را به یک محیط غیر قابل کنترل برای حضور و فعالیت نیروهای جمهوری اسلامی و ناسیونالیست های حامی فرهنگ منحط ضد زن و ضد تمدن و آزادیخواهی تبدیل کنند.
نباید گذاشت هیچ آخوندی بدون دردسر در پشت منبرش هذیان گوئی و تحریک بر علیه زنان و کمونیستها و مردم بکند و فردا دوباره امکان یابد همین خزعبلات را تکرار نماید. نباید فرصت تبلیغات قوم پرستانه ،اسلامی و همچنین حمایت از حمله نظامی امریکا و اسرائیل را به هیچ جریانی داد. نباید گذاشت هیچ گروه وجریانی آزادیهای سیاسی ،اجتماعی و حق انتخاب پوشش را ازمردم سلب کند .
نباید گذاشت هیچ کسی در فکر قتل ناموسی باشد. میتوان این فرهنگ کثیف اسلامی و ملی را منزوی کرد و عاملان آنرا از دست بردن به چنین جنایتی بشدت پشیمان کرد. نباید اجازه داد که فعالیت جاسوسی و قلدری نیروهای اسلامی در محلات ممکن گردد. میتوان تک تک آنها را شناسائی کرد. اسامی شان را به در و دیوار زد. برای ما فرستاده شود. به خانواده شان نامه داد و تماس گرفت و آنان را تشویق کرد که فرد مزبور از اعضا خانواده شان دست از مزدوری بردارد. در مواردی باید و میتوان با سنگ و چوب و آب گرم و رنگ و ... به استقبال ماموران و گشت زنی های نیروهای رژیم رفت و تمام بچه های محله را علیه آنان بسیج کرد. ماشینها یشان را براحتی میتوان خراب کرد و آتش زد. از راه تلفن عمومی با پخش شایعات و بکار گیری ابتکارات مختلف ،جنگ روانی و فرسایشی مداومی برایشان درست کرد. با بسیج مردم به حضور آنها اعتراض کرد. باید مجبورشان کرد دست از سر محله و مردم بردارند طوری که جرات گشت زنی روزمره را برای آنها ناممکن و سخت کرد و کاری کرد در طول شب توان و جرئت هیچ نوع حضوری در محلات شهر را نداشته باشند. ضروری است که در مواردی برنامه ریزی کرد و افراد شرور و مورد تنفر مردم را در مکانی در محل یا به بیرون شهر برد و آنجا حسابی حالیشان کرد که کار جاسوسی و آزار مردم بی پاسخ نمی ماند و چنانچه ادامه دهند با مجازات شدیدتری روبرو خواهند شد. میتوان مردم محله را بر علیه آنها شوراند. باید کاری کرد که مردم تمام محله متحد و در حمایت از همدیگر بر علیه مزدوران رژیم و هر کسی که در فکر اقدامی علیه مردم محله و امنیت آنها و ایجاد فضای مذهبی و مردسالار علیه دختران و زنان محله هستند به میدان بیایند.
اگر در اين محلات فعالیت و حضور مزدوران رژیم را محدود و متوقف کنیم ، زنان و دختران زندگی آزادتری داشته باشند و فرهنگ انسانی و مدرن دست بالا پیدا کند، کاری کرد که قوانین و فرهنگ پوسیده اسلامی و قومي و مرد سالارانه ميدان دار نباشد ، اگر مردم آن محلات با هم متحد تر و صميمي تر و افكار ارتجاعی قومي و طرفداران فدراليستهاي ارتجاعي درميان مردم بی ارزش و بی خاصیت شده باشند در چنین شرایطی ميتوان از دور مشاهده كرد كه صف آزاديخواهان و گارد آزادي ميخ خود را كوبيده است. این تلاشها و کسب موقعیت برتر و بهتر مردم در آن محله به سرعت به الگو و سنت مبارزاتی همه محلات شهر تبديل خواهد شد. گارد آزادی و ضرورت آن جزو جدایی ناپذیر کنترل محلات است. کنترل محلات همانطوری که اشاره شد به معنی احاطه فکري، ارزشي و سياسي بر فضاي محل، تاثيرگذاري بر آن، بالا بردن هشياري مردم و تامين قدرت مردم و قابليت عملي ممانعت از دارودسته هاي اسلامي، قومي و گانگسترهاي سياسي براي تحميل خود بر مردم و زورگوئي و تعدي به امنيت مردم است. يعني تامين يک فضاي آزاديخواهانه و انساني در محل فعاليت. منظور اين است که گارد آزادي براي خود وظيفه حفاظت و حراست مردم و بنيادهاي زندگي مدني را در قبال جريانات باند سياهي چه در قالب حکومت جمهوری اسلامی و چه در پوشش اپوزیسیون و فرهنگ قومی قائل است. واحدهاي گارد آزادي با این درک و قائل شدن این وظایف برای خود است که میتوانند به نقش برجسته خود جامه عمل بپوشانند. دقیقا با ایفا چنین نقشی است که زمینه رشد خود و ایجاد واحدهای متعدد گارد را فراهم میکنند. تامین بالاترین سطح امنیتی نیز قبل از هر چیز از همین مسیر تامین خواهد شد. بايد اين کار را به هر درجه اي که ممکن است انجام دهیم. به اين معني گارد آزادي درست بر عکس تمام سنتهای رایج " مبارزه مسلحانه و سنت پیشمرگایتی" تنها هسته ها يا واحدهاي نظامي و مسلح نيست. يک نيروي سياسي، نظامي و توده ای است که عميقا در زندگي و رگ و ريشه محل سكونت خود حضور دارد و در همانجا مبارزه و "انتفاضه" انقلابی و آزادیخواهانه خود را سازمان میدهد و به پیش میبرد .
ادامه دارد..
(توضیح اکتبر: به منظور کمک به پروسه شکل گیری واحد گارد آزادی و تاکید مجدد بر مهمترین وظایف پایه ای آن ، به ویژه در کردستان، و همچنین پاسخ به برخی از سوالات جدید علاقه مندان به این عرصه، نشریه اکتبر دست چینی ازمطالبی که قبلا نیز در شمارهای قبلی اکتبر منتشر شده بود مجددا در اختیار خوانندگان خود قرار میدهد. مطلب"کنترل محلات شهر" به همین منظور در این شماره باز تکثیر شده است)
(بخش دوم)
جنگ و خطر سناریو سیاه
مقابله با فضای جنگی و خطر جنگ که، از جانب جمهوری اسلامی و امریکا دامن زده میشود، از مبرمترین وظایف مردم و گارد آزادی میباشد. تلاش و مبارزه ای که میتواند در ابعاد گسترده به این منظور در محلات و مدارس و محیط کار به حرکت در آید و مبنای اتحاد مردم در سازمان و نهادهای مختلف مخالف جنگ طلبی امریکا و جمهوری اسلامی واقع گردد. سازمان گارد آزادی و متشکل شدن حول آن بر علیه خطر وقوع سناریو سیاه و فضای جنگی و جنایت و عوامفریبی جمهوری اسلامی در پرتو این فضا، میتواند یکی از آن تشکلها وسنگرهای محکم و انقلابی باشد که مردم در محلات و مدارس و محیط کار و روستاها و... سازمان دهند. در بطن این تلاش و مبارزه ممکن و واقعی است که دسته های وسیع گارد آزادی شکل بگیرد و آنرا سازمان داد.
احزاب و نیروهای اپوزسیون کرد بورژوا- ناسیونالیست تماما در کنار حمله احتمالی امریکا قرار گرفته اند و در حسرت تکرار سناریو سیاه عراق در ایران و کردستان ایران بسر میبرند. نیروهای کرد اسلامی بن لادن ی و مفتی زاده و انصار و غیره نیز در کنار جمهوری اسلامی و از این فضا دارند استفاده میکنند و با شروع هر اتفاقی در همراهی با جمهوری اسلامی نهایت ظرفیت وحشیگری خود را به نمایش خواهند گذاشت.از اینرو در کردستان ایران چنانچه ما و مردم دست بالا پیدا نکنیم آن منطقه به یکی از کانونهای اصلی سناریو سیاه و جنگ و خونریزی گسترده تبدیل خواهد شد. این واقعیت را باید گفت و مردم بر علیه این روند و این جریانات آماده شوند. بنظر من هیچ نیروی سیاسی و هیچ انسان آگاه، سالم وشرافتمندی امروز نباید خواهان حمله امریکا و شروع جنگ باشد. نمیتوان و نباید در حسرت و آرزوی تبدیل ایران به عراق امروز بسر برد. نباید نه در همسوئی جمهوری اسلامی و نه در صف نیروهای طرفدار امریکا و جنگ قرار گرفت. هر نیرو و انسانی که اندکی از سیاست سر در آورد و از تجربه و تاریخ تاکنونی چیزی آموخته باشد و منافع جامعه و مردم مبارز و زحمتکش را مبنا سیاست و اهداف خود قرار داده باشد نه تنها خواهان چنین سناریویی نخواهد بود که به روشنی میفهمد جمهوری اسلامی با چند حمله امریکا و اسرائیل و بمب باران چند مرکز نظامی و اقتصادی ولو کوبنده از بین نخواهد رفت. بر عکس بیش از پیش در مقابله با مردم وحشی تر و قویتر خواهد شد. همچنان که در طول سالهای اخیر نیز نفس فضای جنگی تماما به نفع جمهوری اسلامی تمام شده است و رژیم از این فضا برای سرکوب مردم معترض و راه انداختن ماشین آدمکشی و اعدام و تحمیل فقر و گرسنگی و تداوم عمر ننگین خود نهایت استفاده را برده است.
همراهی با این پدیده خطر ناک ضدیت با منافع کارگران و زحمتکشان است. موقعیت و رویداد مهمی است که تکلیف موافق و مخالف را روشن میکند. صف و جایگاه نیروهای انقلابی و ضد انقلابی، نیروهای مردمی و ضد مردمی و سرانجام ماهیت نیروهای مدافع سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و نیروهایی که میخواهند از راه کشتار مردم و جنگ و خونریزی و نوکری برای امریکا یا جمهوری اسلامی در جایی به قدرتی برسند را بدون تردید از هم جدا خواهد کرد. این واقعیت و تصویر مهم است که به آگاهی و تصویر جامعه تبدیل شود. در چنین شرایطی ما با یک پدیده سرنوشت ساز، که سرنوشت سی سال مبارزه و تلاش و قربانی دادن با جنایتکارترین رژیم های این دوره از تاریخ، جمهوری اسلامی، در آن رقم میخورد روبرو هستیم. گارد آزادی بعنوان نیرویی که در سنگر دفاع از مدنیت و امنیت سیاسی و اجتماعی مردم قرار دارد و چنین شناخته شده است باید بر علیه این پدیده خطرناک به مقابله بر خیزند و حول این پرچم مردم آزادیخواه میتوانند برای دفاع از خود و برای مقابله با این روند در ابعاد میلیونی در شهر و روستا و محل کار با ایجاد واحدهای گارد به مبارزه و اعتراض و مقاومت خود شکل بدهند و متحد شوند.
اولین قربانیان این فاجعه که ،جمهوری اسلامی و امریکا و نیروهای ناسیونالیست عامل و بانی آن میباشند، مردم و مبارزات تاکنونی آنها برای رسیدن به آزادی و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی خواهد بود. گارد آزادی محمل و سنگری است که جوانان و مردم آزادیخواه حول آن میتوانند متشکل شوند و مانع وقوع چنین جنایتی شوند و راه رسیدن به آزادی و سرنگونی جمهوری اسلامی را با مبارزه خود هموار و ممکن کنند.
یک پایه مهم گارد آزادی برای مقابله با این روند و برای مبارزه با آن و در راستای تامین منافع و امنیت مردم و حراست از یک جامعه انسانی تشکیل شده است. در صورتی که مردم در این صف متحد شوند بدون تردید مانع جدی در مقابل وقوع این جنایت و تحمیل سناریو سیاه به جامعه خواهند شد. و در صورت وقوع این جنایت نیز صف و سنگر محکمی بر علیه نیروهای درگیر در این روند میتوان ایجاد کرد و مانع دست درازی کانگسترهای اسلامی و قومی و امریکائی به منافع خود شد. در اوضاع خطیر کنونی مهمترین و فوریترین وظیفه گارد آزادی مقابله با این روند است. برای پیشرفت در این امر باید در ابعاد وسیع این سیاست و فراخوانها را به میان مردم برد و از مردم و جوانان مبارز خواست که واحدهای گارد آزادی را تشکیل دهند و به گارد آزادی به پیوندند. فضای جنگی کنونی و خطر جنگ و عاملین و مدافعان آن را باید بعنوان بزرگترین خطر و یک روند تماما ضد مردمی تلقی و معرفی کرد. این امر مهم و حیاتی را همین امروز باید انجام داد. فردا دیر خواهد شد!
ضرورت مسلح شدن در کردستان
همانطوری که بارها توضیح داده ایم گارد آزادی یک نیروی صرفا نظامی نیست. تمام مواردی که در بالا و در بخش اول این مجموعه مقاله(کنترل محله) اشاره شد الزاما ربط مستقیمی به اسلحه و مسلح شدن ندارد. یک مبارزه سیاسی و ملیتانت است که جزئی از مبانی و وظایف پایه گارد آزادی است در این دوره و در ابعاد سراسری جامعه ایران. نیرویی است میلیتانت، متحد کننده، آزادیخواه، مخالف سرسخت جمهوری اسلامی و جنگ طلبی امریکا و پروژه های قوم پرستانه و مذهبی و ... گارد آزادی چه در شکل مسلح و چه غیر مسلح بدون ایفا چنین نقشی نمیتواند گارد آزادی باشد و حتی زمینه اجتماعی گسترش خود و ملزومات مسلح شدن خود را نیز فراهم نماید. با این نگاه به گارد و با اتکا به این مبانی است که ما میتوانیم در شرایط ویژه هر دوره و یا منطقه خاصی در خصوص عملکرد و وظایف گارد به تناسب موقعیت و ضرورت خاص آن منطقه و تناسب قوای موجود آرایش و وظایف متفاوتی در نظر گرفته شود. جامعه کردستان یکی از این موقعیت ها و ویژه گیها است که از نظر من موقعیت گارد را در این دوره از نظر شکل سازمانی و وظایف و خصلت مسلح بودن آن با سایر نقاط در ایران متفاوت خواهد کرد.
وقتی به جامعه کردستان میرسیم ،علیرغم تمایل ما، ما با فاکتورهای دیگری روبرو میشویم که این فاکتورها خصلت مسلحانه بودن گارد را در کردستان بیشتر برجسته میکند و دقیقا خود این فاکتورها است که ما را موظف میکند که ابعاد سیاسی و ملیتانت فعالیت گارد را گسترش دهیم و از این مسیر ملزومات سازمان دادن واحدهای ورزیده نظامی و قوی گارد را در ابعاد وسیع فراهم کنیم. این ویژه گیها عبارتند از: شرایط جنگی و فضای نظامی که جمهوری اسلامی سی سال است به آن جامعه تحمیل کرده است. مسلح بودن نیروهای راست و ناسیونالیست کرد که امروز نیز تماما در کنار امریکا و صف سناریوه سیاه قرار گرفته اند. در کردستان اسلحه عملا با سیاست گره خورده است. ما کمونیستها در کردستان بدلیل تحمیل جنگ جمهوری اسلامی و احزاب قومی کرد به سازمان و جنبش ما و جامعه در گذسته، سابقه تاریخی در مقابله و مقاومت مسلحانه بر علیه جنایت و زور گوئی و پایمال کردن حقوق مردم از جانب این نیرو ها را داریم. دست بردن به اسلحه و زور گوئی جریانات ناسیونالیست و اسلامی علیه ما و تجربه برخورد مستقیم مسلحانه و کشتار کارگران و نیروهای کمونیست از طرف آنها و ... از جمله فاکتورها متفاوتی هستند که کارگران و کمونیستها و گارد آزادی را ناچار میکند که باید از توان و قدرت توده ای و پتانسیل مسلح قدرتمندی برخوردار باشد . از اینرو بنظر من باید با تمام توان در تمام شهرها و روستا ها و مراکز کار مردم آزادیخواه چنین واحدها و قدرتی را سازمان دهند و ملزومات مسلح کردن خود را فراهم کنند و در ارتباط با ما قدمهای بعدی فعالیت را منسجم و گسترده خواهند کرد. از نظر من کوتاهی و درنگ در آن اشتباه محض و غیر قابل جبران خواهد بود.
همچنان که اشاره شد واقعیت جامعه کردستان و اضافه بر آن، شرایط خطرناک جنگی و فضای جنگی ما را موظف میکند با اتکا به سنت و سیاستهای خود بسیار جدی تر در کردستان گارد آزدی را گسترش دهیم و بخش عمده این نیرو فوری مسلح شوند. در ادامه سنتهای کمونیستی و آزادیخواهانه تاکنونی در جامعه کردستان حیاتی است برای مقابله با این روند نیز بیش از پیش سنتهای مبارزه آزادیخواهانه، از جمله شکل توده ای مبارزه ملیتانت و انقلابی و متشکل و همچنین مقاومت و مبارزه توده ای مسلحانه، که به خود مردم و اهداف آزادیخواهانه متکی میباشد تقویت کرد و گسترش داد. مردمی که یک عمر است تحت شدیدترین سرکوبگریهای یک حکومت اسلامی ضد انسانی قرار دارد و بر علیه آن مبارزه میکند نمیتواند و نباید امروز به هستی خود، به آرمان و آرزوهای خود پشت کند و به امید نیروهای خود گمارده ناسیونالیست و قومی که بی شرمانه در رکاب امریکا و با امید به قلدری نظامی آن یا پیوستن به این و آن جناح از رژیم میخواهند به نان و نوایی برسند در انتظار بسر ببرد و سکوت اختیار کند. پورژوا- ناسیونالیستها در تلاشند که بجای نیروهای جمهوری اسلامی اینبار به نام" کرد"،"ملت کرد"،" پیشمرگان کردستان"،" دمکراسی امریکائی" و ... بر مردم حکمرانی کنند و شهر و روستا و مدنیت جامعه را به همت جنایات امریکا و وحشیگری جمهوری اسلامی به جهنمی مانند عراق امروز تبدیل کنند. باید به مقابله آن برخاست و ابزار و مکانیزم خنثی کردن این خطرات را سازمان داد. ما قاطعانه اعلام میکنیم که در مقابل این روند ضد مدنی خواهیم ایستاد. مردم آزادیخواه کردستان مسئول و موظف هستند در این نبرد و تلاش متحد و گسترده به میدان بیایند. در همراهی با ما و با ایجاد واحدهای گارد آزادی و دیگر اشکال مبارزاتی خود این پروژه ضد مردمی رابا شکست مواجه کرده و نیروهای حامی این سناریو را هر چه بیشتر طرد ومنزوی کنیم!
برای خنثی کردن و مقابله با تهدیدات مسلحانه جنایتکاران اسلامی و قلدری و زور گوئی هر نیروی مسلحی باید خود را متشکل کرد ، به مبارزه برخاست و نیروی مسلح خود را سازمان داد. ضروری است که مردم و نسل جوانان انقلابی به این حقیقت آگاهی داشته باشند که احزاب موجود قومی و نیرو ی"پیشمرگ"احزاب ناسیونالیست واقعا نیروی مدافع و حافظ خواستهای پیشرو و انقلابی جامعه کردستان نیستند. محصول یک تاریخ دیگری میباشند. با مبارزه و اهداف و زندگی امروز یک جامعه انسانی و پیشرفته همخوانی ندارند. نیروی مدافع سرمایه داران و زو گویانی هستند که امروزبخش عمده آن نیرو وسنت مبارزه مسلحانه ناسیونالیستی عملا به ابزار دست امریکا و این و آن دولت در منطقه تبدیل شده اند. این سنت نباید جایگاه مثبتی در ذهن مردم و نسل جوان داشته باشد و تصور کنند که مبارزه خود را با جمهوری اسلامی از این طریق میتوانند به پیش ببرند. اینها هیچ گوشه ای از منافع کارگر و زن و جوان و جنبش آزادیخواهانه را نمایندگی نمیکنند. باید راه و افق دیگری را انتخاب کرد. به حکمتیستها باید پیوست و نیرو ی دیگری را سازمان داد. نیرویی که به سنت مبارزاتی خود مردم و به مبارزه روزمره و به حال و آینده مردم شرافتمند مرتبط و مربوط باشد. نیرویی که ملیتانت و آزادیخوا است و ابزار اعتراض ومقاومت مردم مبارز است. هیچ منافعی جدا از منافع جامعه انسانی ندارد. نیرویی که ابزار دست خود کارگر و مردم آزادیخواه است. نیروی که بعنوان ارتش کارگران و توده های زحمتکش در مقابل هر ارتجاعی خواهد ایستاد. این نیرو و سنت مبارزاتی گارد آزادی است که مدتها است فعالیت خود را شروع کرده است. باید آنرا تقویت کرد، سازمان داد و به آن پیوست.
جا انداختن سنت جدیدی در شکل مبارزه میلیتانت و مقاومت و مبارزه سیاسی و مسلحانه توده ای به یک ضرورت سیاسی و یک نیاز مبرم مبارزاتی توده کارگر و زحمتکش جامعه کردستان تبدیل شده است. سنتهای ناسیونالیستی بیش از هر زمانی به منافع مردم بیربط تر شده است. کارگر و زن و جوان و همه آزادیخواهان در کردستان به ایجاد فوری نیروی انقلابی و مسلح خود در محل کار و زیست در شهر و روستا و مراکز کار و غیره نیاز مبرم دارند. چنانچه بخواهیم آینده خود را خود تعییین کنیم، از امنیت و آسایش و آزادیهای سیاسی برخوردار باشیم و به یک جامعه انسانی برسیم و از آن حراست کنیم، بدون متشکل شدن و آمادگی مسلح شدن هزارها و دها هزار انسان آزادیخواه در صف گارد آزادی به عنوان نیرو و بازوی مسلح طبقه کارگر و آزادیخواهان در کردستان ممکن نخواهد
شد.
و بدین ترتیب گارد آزادی بعنوان نیرو ی صف انقلابیون و آزادیخواهان جامعه کردستان باید وسیعا" گسترش پیدا کند وازهم اکنون زمینه مسلح شدن خود را فراهم نماید وبخش هایی ازآن هم اکنون مسلح گردد. هر کمونیست و انسانی که تشنه آزادی است و برای پیروزی مبارزه میکند نباید یک لحظه هم در تحقق این هدف کوتاهی کند!
( باز تکثیر از نشریه اکتبر)
S_zijji@yahoo.se