بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

مبارزات کارگران دفاعی است یا تعرضی؟

   

اسد گلچينى

مبارزات کارگران دفاعی است یا تعرضی؟

ضرورت نقد و بازبینی “مبارزات کارگران تعرضی است”

 

این مقاله در تاریخ 20 دسامبر 2009 منتشر شد و انتشار مجدد آن در فضای آرامتر بعد از "انقلاب" برای رفقای کمونیست و فعالین کارگری مفید است و  یاداوری به طرفداران "انقلاب سبز" که کارگر برای آنها هم فقط ارزشی معادل نیروی فعاله برای همان انقلاب در جریان بورژوایی است.

 

تعرضی بودن ویا دفاعی بودن مبارزات کارگری، از آن مواردی است که باید مورد بررسی قرار بگیرد. این نظریه و سیاست که “مبارزات طبقه کارگر تعرضی است” عملا یکی از داده ها در بخشی از جنبش کارگری است. رسیدن به پاسخ درست بدون شک نمیتواند بی توجه به وضعیت طبقه کارگر و سطح مبارزاتش باشد. بخش قابل توجهی که اساسا از محافل و جمع های فعالین چپ فعال و یا علاقمند در مسایل و مبارزات کارگران هستند تاکنون حامل این نظریه بوده اند، بخشی از جریانات سیاسی همچون حزب کمونیست کارگری هم از مدافعان و مبلغین این نظریه بوده است.

نقد و بازبینی این تصور و نظر، میتواند بسیاری از فعالین کارگری و کمونیست را به شناخت درستی  از چگونگی سازمانیابی مبارزه اقتصادی کارگران، سطح این مبارزات و نحوه ارتقا آن در میان طبقه کارگر، دخالت آگاهانه و سازمانیافته کارگران در هر تحول اجتماعی و سیاسی و دنبال کردن خواستهای سیاسی و اقتصادیش و سازماندهی انقلاب کارگری برساند. بویژه اینکه تحولات بعد از ” انتخابات”22  خرداد 88  تا هم اکنون،ضرورت این بازبینی را برای همه مبارزین جنبش کارگری و گرایش کمونیستی و کارگری در این جنبش دو چندان کرده است.

این نوشته به خطوط کلی این بحث میپردازد.

نظریه “مبارزات کارگران حالت تعرضی دارد” صرفا نمیتواند از زاویه یک مشاهده ساده باشد، مدافعان آن، مدعی سطحی از مبارزه طبقاتی بین کارگر و سرمایه دار هستند که سرمایه داران و دولتشان از طرف  طبقه کارگر مورد تعرض برای بدست آوردن موقعیت مناسبتری است. در چنین موقعیتی کارگران شرایط کار مناسبتر و سطح معیشت و سازمانیابی بهتری برای دفاع از موقعیتش را به طبقه سرمایه دار و دولتش تحمیل کرده است. و این سوال پیش میاید که چرا درست هنگامی که در جامعه تحولاتی سیاسی صورت میگیرد و شرایط برای ادامه این تعرض مناسبتر میشود، طبقه کارگر و کلا جنبش کارگری ( مبارزات کارگری و تشکل ها و احزاب و گرایشات مختلف کارگری) غایب است؟ مدافعین این نظریه “جنبش کارگری در حال تعرضی است” در برابر این سوال و باز نگری واقعی قرار میگیرند که اگر مبارزات کارگران تعرضی است چرا از فضای  بعد از “انتخابات” 22 خرداد 88  بر علیه کل بورژوازی و دولتش از آن استفاده نشد؟

تحولات بعد از 22 خرداد نادرستی این تصور و فاکتورهای غیر واقعی اش را آشکارکرد

سالهای 83 تا 88 دورانی است که این نظریه بیش از پیش شکل گرفت و  متکی به فاکتورهای واقعی اما آکسیونی و بسیار دفاعی بود. از جمله: مبارزه بخشی از کارگران در محل های کار که بسرعت یا تعطیل میشدند و یا کارگران را اخراج میکردند. مبارزه این کارگران و کارگران بسیاری کارخانه ها برای حقوق های معوقه و پرداخت نشده. بخشی از رهبران و فعالین کارگری خارج از محیطهای کارگری در اشکال مختلف فعالیت علنی و گسترده ای داشتند. فعالیت های  بسیاری از فعالین و سازمانهای چپ در جریان بود و اعتصاب و تشکل یابی های مختلفی که اساسا در این چهارچوب بود. چنین نظریه ای بیشتر منتج از این وضعیت بود.

همین دوره چند ساله در عین حال این را هم نشان داد  که تعرضی نامیدن جنبش کارگری و مبارزات کارگران نه بر اساس فاکتورهای واقعی قدرتمند شدن مبارزه طبقه کارگر و دفاع از سطح معیشت و شرایط کاری مناسب، بلکه مبارزات بخشی از طبقه کارگر که در سخت ترین شرایط  بکار گرفته شده است و از حداقل زندگی و  نا امنی شغلی برخوردار است که باید برای آن شروط بردگی را هم حتی پذیرفت، استوار است.و اینها باز هم به معنای تعرضی بودن نیست.

آکسیونها و مبارزات کارگران در مناسبتها و مبارزات مختلف که عملا و بدرست بر علیه  فضای اختناق و استبداد هم بوده است از نظر این مدافعان همواره به فاکتورهای تعرضی بودن این مبارزه افزوده شده و خیلی مواقع  مبنای این نظریه قرار گرفته است. و در واقع در همان سطح دفاع از موقعیت تحمیل شده بوده است. مبارزات کارگری بر خلاف این تصور همچنان دفاعی بوده و در واقع از دفاعی هم عقب تر است، چونکه تعرض سرمایه دار و دولتش به طبقه کارگر آنچنان ابعادی بخود گرفته است که دفاع از آنچه کارگران داشتند باز هم مساله اصلی این مبارزه نبوده است. چرا که در مجموع کارگران پراکنده تر و در وضعیت ناامنی بسیار بیشتری از هر لحاظ بوده اند و سطح خود اگاهی آنها و همچنین درجه تشکل یابی شان در برابر سرمایه داران و دولت بر اثر تحمیل این شرایط و سرکوب شدید بیشتر نشده است.کارگران قادر به تعرض به سرمایه دار و قوانین دولتش نیستند و حتی با اتکا به قدرت خود قادر به آزادی اسیرانش از زندان آنها نیست. و این در حالی است که موقعیت سازمان های کارگری و احزاب و جریانات سیاسی درون جنبش کارگری هم به همین شکل ضعیف بوده است و اینهم شاخصی برای این وضعیت دفاعی است چرا که عدم وجود تشکل های سازمانیافته و از جمله تشکل های کمونیستی کارگران مانند کمیته های کمونیستی کارگران در محل کار و زیست شرط هر گونه پیشروی از سطح مبارزات کنونی در مبارزه طبقه کارگر است.

تحولات بعد از 22 خرداد در ایران و غیبتی که طبقه کارگر و کمونیستها برای پیگیری مبارزات و مطالبات خود داشتند، بهترین محک برای بررسی این نظریه است که آیا مبارزه کارگران تعرضی است و یا دفاعی و از هر کدام چه استنتاجاتی برای جنبش کارگری بدست میاید. تا قبل از این رویدادها هر گونه بحث و مخالفت مخالفان این نظریه در میان فعالین کارگری  مدافع این سیاست، با آوردن فاکت از سطحی ازمبارزات که فوقا اشاره شد و یا ازجمله جاده بستن ها، اعتصابات و آکسیونهای کارگری و مراسم های اول ماه مه و دفاع از حقوق کودکان و برپایی ان جی او ها و حتی خواندن سرود انترناسیونال در خاوران و … پاسخ میگرفت و مدافعان این نظریه بر اساس این فاکتورها نتیجه میگرفتند  که مبارزات کارگران تعرضی است.

فعالین جدی و رهبران کارگری و کمونیستها نمیتوانند در این سطح خود را راضی نگهدارند و باید دنبال پاسخ واقعی باشند.لازم است مبانی این نظریه در میان این بخش از مبارزین چپ و کمونیست که مبارزات کارگری را تعرضی میدانند را شناخت، و تصور درست و شاخص های مهم از مبارزات تعرضی طبقه کارگر و بویژه در مهمترین مراکز کارگری داشت. کمونیستها در محل کار و زیست چنانچه این مشاهده ساده از وضعیت زندگی و مبارزه  طبقه خود را نداشته باشند بدون تردید در سازماندهی هر مبارزه اقتصادی و در تحولات سیاسی و اجتماعی، افق و آرزوهایش دنباله رو قطب نمای جنبش های در صحنه خواهد شد. و چنانچه دیدیم قطب نمای جنبش سبز موسوی و اعتراض و خواست جنبش های بورژوایی در چند ماه گذشته، بسیاری را با خود همراه کرد. و این در حالی است که کارگران بر اثر موقعیت  دفاعی خود قادر به برپاکردن سازمانها و تشکل های خود در کارخانه و محلات برای برافراشتن پرچم خواست و مطالبات خود برای زندگی بهتر وآزادی و برابری نشدند.

آکسیونهای کارگران در چند سال گذشته برای پرداخت دستمزدهای معوقه، برپایی اعتصابات و راه پیمایی ها و تحصن ها، صدورقطعنامه ها وجلب حمایتهای واقعی یا غیرواقعی، ایجاد سایت های انترنتی وجمع آوری امضا ها،برگزاری اول ماه مه ها، سازماندهی تشکل های فعالین کارگری و در مواردی احیا وسازماندهی تشکل های توده ای کارگران و … هر چند گسترده، باز هم  قادر به بیان رابطه تعرضی این مبارزات نیست.  مدافعان این نظریه نادیده میگیرند که کارگران چنانچه امنیت شغلی و سطح معیشت مناسب را از دست دادند و سرمایه داران شرایط خود را بر آنها تحمیل کردند صرفا با این سطح از مبارزات به خصوصیات  تعرضی نمیرسد. موقعیت تعرضی باید واقعی و در کار و زندگی کارگران ملموس باشد. سطح معیشت و شرایط کار مناسب و امن برقرار شود و در سطح اجتماعی و بین سرمایه دار و کارگر این توازن برقرار باشد و قابل روئیت باشد و …

نتیجه اینکه:

مبارزات کارگران دفاعی بوده و هست. کارگران صرفا با تکیه بر خشم و نفرت  ناشی از وضعیت تحمیلی نمیتوانند موقعیتشان را تغییر بدهند. این مطلقا کافی نیست. مدافعان “مبارزات کارگری تعرضی است” نادیده میگیرند که قرارداد های موقت و تعرض به کارگران در ابعاد میلیونی و عقب راندن آنها به حفظ کار بهر قیمت و با اضافه کاریهای زیاد، طبقه کارگر و مکانیزم مبارزه اش را دچار خلل جدی میکند. نادیده میگیرند که تعرض سرمایه داران و دولتش برای خصوصی سازی ها را باید با تعرض بیشتر برسطح معیشت کارگران و ممنوعیت هر نوع آزادی و تشکل و … اش دنبال کنند. و همه اینها موقعیتی بمراتب دفاعی تر از دفاعی به مبارزات کارگران و در کل طبقه کارگر داد.

این سیاست و نظریه درزمینه مبارزات وسازمانیابی واقعی کارگران درمحیط کار وزیست، تا کنون مانع دست یابی و شناخت درست در میان بخشی از فعالین چپ و کمونیست در جنبش کارگری شده است.از جمله در اتکا بر این سیاست “تعرضی بودن مبارزه طبقه کارگر” بود که بخشی از این طیف به جنبش سبز امید بستند و برآن تکیه زدند. و حزب کمونیست کارگری  و فعالینش هم که مدافع چنین نظریه ای بودند را  وارد  ”انقلاب” کرد.

این سیاست را لازم است نقد کرد و کنار گذاشت. ما در چنین تصور و نظریه ای شریک نبودیم. بیانیه کمیته مرکزی ما “درسهایی که باید آموخت”  بررسی وضعیت دوره بعد از “انتخابات” و موقعیت و نقش کمونیستها را ترسیم کرده و ملزومات برای تغییر موقعیت  طبقه کارگر و کلا جنبش کارگری را نشان میدهد. خواندن این بیانیه را به همه فعالین کارگری و کمونیستها توصیه میکنیم.

29 آذر 1388

20 دسامبر 2009

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول