بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

مصاحبه اکتبر با رحمت فاتحی دررابطه با اعتصاب عمومی 28 مرداد

 

اکتبر: حزب حکمتیست وهمچنین بیش از420 نفر ازکمونیستها در اول مرداد ماه  سال جاری طی بیانیه های جداگانه ای به مناسبت سی امین سالگرد یورش وحشیانه جمهوری اسلامی به کردستان با فتوای خمینی ،مردم کردستان را به اعتصاب عمومی فراخواندند، اهداف فراخوان وسیاستهای ناظر براین فراخوان چه بود؟


رحمت فاتحی: به نظرم حزب بدرستی پای فراخوانی رفت که دراین شرایط جامعه کردستان و ایران به آن نیازداشت. سعی میکنم زمینه های سیاسی و تاریخی این حرکت را به طور مختصر توضیح دهم. در28 مرداد 58 خمینی فرمان یورش به کردستان را با هدف سرکوب انقلاب صادرکرد. در آن موقع کردستان تنها منطقه ایی بود که جمهوری اسلامی نتوانسته بود حاکمیت ضد انقلابی و ارتجاعی خود را در آن اعمال نماید. مردم کردستان و در راس آن کمونیستها و آزادیخواهان با تمام توان خود از دستاوردهای انقلاب وگسترش این دستاوردها دفاع میکردند و نوعی از حاکمیت مردمی را در این منطقه سازمان داده بودند. این برای رژیم سرمایه داری و جمهوری اسلامی غیر قابل تحمل بود.  جمهوری اسلامی وخمینی برای تثبیت موقعیت و دولت نو پایش تصمیمشان را گرفته بودند که با تمام توانشان به کردستان حمله کنند. زیرا میدانستند که سرکوب کردستان به معنای سرکوب انقلاب است. جمهوری اسلامی دراین فاصله توانسته بود دربقیه نقاط ایران، انقلاب را سرکوب کند،حداقل دستاوردهایی که مردم درنتیجه انقلاب بدست آورده بودند بازپس بگیرد. کمونیستها و آزادیخواهان در کردستان تمام تلاش خود را کردند که جنگی در کردستان اتفاق نیافتد ولی همچنانکه اشاره کردم   برای جمهوری اسلامی مهم بود که برای تکمیل پروژه ضد انقلابی خود به کردستان حمله نماید. خمینی با فرمان جنایتکاران خود با بسیج تمام نیروهای ضد انقلابی سپاه پاسداران، بسیج، گله حزب الله و ارتش از زمین و هوا به کردستان حمله و بخش زیادی از شهرها و روستاهای آن را ویران و به خاک و خون کشید و در دادگاهای چند دقیقه ایی  به فرمان خلخالی مزدور تعداد زیادی را در شهرهای کردستان به طور دسته جمعی اعدام کردند. در نتیجه برای کمونیستها و آزادیخواهان در کردستان هیچ راهی باقی نمانده بود به غیر از سازمان دادن مقاومت در تقابل با این حمله وحشیانه رژیم و دفاع از دستاوردهای مردم کردستان که در نتیجه انقلاب بدست آورده بودند. حمله وحشیانه رژیم به کردستان و مقاومت قهرمانانه مردم در شهرهای کردستان به بخشی جدایی ناپذیر از تاریخ کمونیستها و آزادیخواهان در ایران و کردستان تبدیل شده است و حزب حکمتیست مسئولانه و بدرست برای ارج نهادن به این مقاومت و زنده نگه داشتن خاطره آن و کمونیستها و آزادیخواهانی که در این راه از خود مایه گذاشتند و یا جان خود را از دست دادند  فراخوان اعتصاب عمومی را داد. 


علاوه بر این، فراخوان درشرایطی داده شد که اتفاق دیگری درایران افتاده بود. پس از سی سال جنگ ومقاومت ومبارزه مردم علیه رژیم اختلافات درون جناحی حکومت تشدید شده و ازهرزمانی عمیق تر شده وجنبشی به نام جنبش سبز شکل گرفته بود.ماهیت این جنبش چیزی نبود بغیرازاختلافات مقامات بلند پایه حکومتی برسر پول وثروت وقدرت،وتوانسته بودند مردم را به میدان بیاورند ومتاسفانه توانستند بخش زیادی از چپ وراست را پشت این خط سبزگردآورند،حزب حکمتیست بدرستی تشخیص داد واز همان ابتدا با این جنبش مخالفت کرد. اعلام کرد که نفع وخواست ومصلحت مردم دراین حرکت نیست ودرادامه تلاش کرد صف مستقل آزادیخواهان و کمونیستها را شکل دهد وبهترین ومطلوبترین مکانی که میتوانست این صف مستقل درآن شکل بگیرد کردستان بود،انتخاب کردستان بدلیل سابقه تاریخی وبدلیل وجود قطبی قوی ازکمونیستها وسوسیالیستها بود که می توانستند نوعی دیگروراهی دیگررا درتقابل با جمهوری اسلامی و سرنگون کردن آن وتقویت کردن جنبش آزادیخواهی وبرابری طلبی نشان دهند به این اعتبارحزب حکمتیست به پای این فراخوان رفت وخوشبختانه این فراخوان ازطرف طیف وسیعی ازانسانهای کمونیست وآزادیخواه جواب گرفت وهمچنان که خود شما هم اشاره کردید بیش از 420 نفرازکمونیستهای شناخته شده هم بیانیه داده وازاین حرکت دفاع کردند وازهمه مردم کردستان خواستند که دراین حرکت شرکت کنند واین باعث شد که افق وامید وآرزو دردل هزاران نفر ازمردم چه درکردستان و ایران وچه درخارج ازایران درست کند.همه این مسائل سبب شد که حزب ما با انرژی وتوانایی زیادی پای فراخوان اعتصاب عمومی برود،اما درکناراین همه مسائلی که گفته شد این حرکت با خواست ومطالبه تعدادی ازانسانهایی که بهر دلیلی خسته یا سرخورده بودند وبا دشمنی سرسختانه ای با پیشروی کمونیسم ورادیکالیسم درکردستان  دارند تناقض داشت به همین دلیل درمقابل این حرکت سنگربندی کردند وعلیه ما شروع به تبلیغ وسخنرانی کردند ،اتهام زدند و...

در همین رابطه دوست دارم به دو موضوع  اشاره کنم که مابه ازائ فراخوان برای  اعتصاب عمومی 28 مرداد و استقبالی که از طرف توده های محروم جامعه از آن شد. هر چند ممکن است که مستقیما جواب به سئوال شما نباشد.خیلی از شخصیتهای راست وچپ جامعه تحت تاثیراین واقعه به اظهارنظرپرداختند،.چه کسانی که سازنده مقاومت ودفاع در برابر یورش وحشیانه جمهوری اسلامی بودند وچه کسانی که سازنده ومعماراین کشتار مردم بودند. یکی از این افراد بنی صدر است.  بنی صدر ازکسانی است که دراین فاصله و دراثر این فشاربه اظهارنظر پرداخته  وگفته است که دراین اتفاق کومه له وخمینی مقصر بودند و اگر آنها نبودند میشد جلوی یورش را گرفت. فکر میکنم سخن بنی صدرتازگی ندارد اگر بیاد بیاوریم همان زمان که این مقاومت سازمان داده شد خیلی ازآنهایی که بعدها به مهره های اصلی قدرت گیری رژیم و بخشی از این سناریو درشهرهای کردستان شدند این گونه سخنان را علیه کمونیستها برزبان می آوردند ومیگفتند این کمونیستها یا چپ روی وتند روی آنان بود که رژیم  را وادار کرد به کردستان حمله کند. درحالی که وقتی به این تاریخ برمیگردیم اتفاقا تا آنجایی که به کمونیستها وآزادیخواهان درکردستان برمیگردد برای دفاع از دست آوردهای انقلاب وبرای جلوگیری از جنگ، تمام تلاششان را بکارگرفتند. کمونیستها و آزادیخواهان در کردستان برای ممانعت از جنگ ودرگیری تمام تلاش خود را کردند که من تنها به نمونه هایی از آن اشاره میکنم. یکی از این تلاشها کوچ دسته جمعی مردم مریوان بود.مردم یک شهر به تمامی از شهر کوچ کردند برای اینکه جمهوری اسلامی را متوجه کنند خواهان جنگ نیستند بلکه تنها خواهان دفاع از دست آوردهای انقلابی هستند که برای آن خون داده اند ومیخواهند علاوه بردفاع از دست آوردهای انقلاب این دست آوردها را گسترش دهند،سازماندهندگان این کوچ هم اکنون حی وحاضر هستند وهرکسی میتواند برود وآنها را ببیند. دراین همین رابطه  مردم شهرهای دیگرکردستان با سازماندهی کمونیستها برای دفاع ازکوچ کنندگان وبرای مقابله با جنگ به سوی مریوان به راهپیمایی پرداختند.درکامیاران اکثریت مردم این شهردرمقابل تانکهای رژیم که برای یورش به کردستان روانه شده بودند درجاده ها تحصن کردند واز حرکت تانکها و ستونهای رژیم بطرف کردستان جلوگیری کردند. هزاران نفرازمردم سنندج در  استانداری کردستان تحصن کردند ،تحصن مردم روستای باوه ریز درنزدیکی سنندج درمقابل تانک وتوپهای رژیم (درهمان زمان خمینی گقته بود من میدانم کومه له ودمکرات چیست اما نمیدانم بابا ریز دیگر چیست).تمام این وقایع را که مرور میکنی بخشی از تلاشهایی است که کمونیستها وآزادیخواهان کرده اند که جلوی جنگ را بگیرند منتها خمینی و بنی صدر،جمهوری اسلامی ونظام سرمایه داری در ایران میدانستند وعزم کرده بود که تثبیت قدرت درایران  وتثبیت سرمایه داری ودولت موقتش برای دفاع از سرمایه داری، در گرو سرکوب انقلاب درکردستان است ودراین مورد هیچ ابهام وتوهمی نداشت . آقای بنی صدر اکنون به یکی از منتقدان خمینی تبدیل شده است واین که خمینی نباید این کار را میکرد،بنی صدر درزمانی این گفته را برزبان می آورد که او را دراین تقسیم قدرت وثروت  کنار گذاشته اند ومحروم کرده اند. وی کسی بود که قبل از حمله به کردستان ،مردم وانقلابیون ترکمن صحرا را سرکوب کرد،قبل از آن زنانی را که با شعارنه روسری نه تو سری به خیابان آمده بودند سرکوب کرد. قبل ازیورش به کردستان کسی بود که کارگرانی را که برای  خواست ومطالبات خود اعتصاب کرده وشوراهایشان را تشکیل داده بودند سرکوب کرد شعارآقای بنی صدر درآن مقطع این بود که "شورا پورا مالیده " درنتیجه لطفا" این ژست را نگیرد،چون روزی از روزها باید درمقابل اعمالی که مرتکب شده جوابگو باشد.او هم فردی است مانند اصلاح طلبانی که اکنون به این دلیل که از قدرت کنارگذاشته شده اند ظاهرا" ازآزادی زندانیان سیاسی دفاع میکنند. درحالی که خودشان قبلا  هزاران نفر را در زندانها و بیرون زندانها به طور دستجمعی به قتل رسانند والان عاشورای حسینی راه اندخته اند. این سخنان بنی صدربه هیچ وجه واقعیت ندارد وآن چه به مردم وکمونیستها وآزادیخواهان برمیگردد تلاشی بود که جنگ صورت نگیرد.


 مسئله دیگر تلاش ناسیونالیستها است که گویا این روز روزی ملی است و دلیل یورش رژیم وفتوای خمینی هم در این رابطه بود که این هم حقیقت ندارد به این دلیل هنگامی که به یورش رژیم به کردستان نگاه میکنیم متوجه میشویم رژیم برای تثبت خود از هیچ جنایتی رویگردان نبود و همچنانکه اشاره کردم تمام توانایی خود را بکار گرفت برای سرکوب دستاوردهای انقلاب در کردستان. اتفاقا سازشکاری و مماشات ناسیونالیستها و در راس آن حزب دمکرات و لبیک گفتن سران آنها به خمینی و همراهی کردن ستونهای نظامی رژیم به داخل پادگانها در تسریع حمله به کردستان و پایین آوردن توان مقاومت مردم نقش مهمی را در این رابطه ایفا کردند. منتها نه مردم و یا کسانی که در برابر این یورش مقاومت کردند و یا آن را سازمان دادند اصلا" وابدا" ربطی به مسئله ملی وجنبش ملی نداشتند و نه خود جمهوری اسلامی به این خاطر به کردستان حمله کرد. برای خمینی سرکوب انقلاب اساسا هدف بود و برای کسانی که این مقاومت را سازمان دادند دفاع از دستاوردهای انقلاب و گسترش آن نقطه حرکت آن بود.هدف کمونیستها و آزدیخواهان دفاع از آزادی بی قید وشرط سیاسی ،دفاع از حق ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، دفاع ازبرابری زن ومرد،دفاع از حق کودک ودفاع از شوراها وبنکه های محلات بود وجمهوری اسلامی این خطر را احساس کرده بود،احساس میکرد دربرخی از مناطق قدرتش رو به کاهش است ودر کردستان انقلاب ادامه دارد وقطبی از آزادیخواهان در حال دفاع از دست آوردهای انقلاب هستند. تا زمانی که یورش به کردستان با فرمان خمینی آغاز شد شهرهای کردستان که بوسیله احزاب و مردم اداره مبشد، بدلیل قوی بودن دفاع از دست آوردهای انقلاب حتی یک بار هم حزب دمکرات جسارت نداشت که ازطرح خودمختاری واین گونه برنامه ها صحبت کند چون این موقعیت وفضا در جامعه وجود نداشت بلکه برعکس فضا،فضای دفاع از انقلاب وخواست ومطالبه کارگران وزنان ودفاع از آزادی بی قید وشرط و دقاع ازانسانیت بود واجازه طرح شعارو مطالبات انحرافی را نمی داد.یورش جمهوری اسلامی به کردستان سبب تقویت خواست خودمختاری و یا خواسته های دیگری در این رابطه شد در کردستان. شروع جنگ مسلحانه که یکی از سنتهای  واقعی و پایه ای جنبش ملی است با وقوع حمله رژیم به ناسیونالیسم میدان داد که این نوع خواستها را مطرح نماید وموقعیت بهتری را نصیب احزاب ناسیونالیست کرد. شخصا" در مقابل این سوال قرارگرفته ام که کمونیستها یا حکمتیستها و28 مرداد؟ چه ربطی به همدیگر دارند؟ باید گفت ربط این دو مقوله به هم اینست که کمونیستها صاحبان اصلی این تاریخند  وازآن دفاع کردند واکنون نیز تنها مدافعان آن هستند وتا پیروزی نیزازآن دفاع خواهیم کرد.اما با تمام اینها این حرکت،حرکتی بود که توانست به اهدافی که برای خود ترسیم کرده بود دست یابد.


اکتبر:  فراخوان حزب حکمتیست مبنی براعتصاب عمومی از سوی فعالین ومحافل سیاسی با چه عکس العمل هایی روبروشد؟


رحمت فاتحی : ازمسائل مهمی که این فراخوان بدنبال داشت این بود که راست وچپ جامعه را مجبور به واکنش کرد.برای اولین بارپس از سی سال یک حزب کمونیستی فراخوان داد ودراین فراخوان ازجامعه وطبقه کارگرو زحمتکش آزادیخواه کردستان درخواست کرد که برای گرامیداشت یاد وخاطره کمونیستها وانسانهای آزادیخواهی که درمقابل یورش خمینی ونظام سرمایه داری به کردستان به مقاومت ودفاع برخواسته بودند اعتصاب کنند ( منظورم صدور اطلاعیه نیست چون هرساله اطلاعیه داده شده است) برای اولین باریک حزب بصورت عملی به سازماندهی وشکل دادن اعتصابی میرود که به جمهوری اسلامی نه بگوید،این نکته اساسی این حرکت بود وبه همین اعتباربا   اعتصاب عمومی ،یاد وخاطره تمام کسانی که دراین راه جان باختند را باردیگرزنده نگه داشت، یکباردیگر با صراحت به جمهوری اسلامی اعلام شد که شکل دیگری ،فکردیگری وجنبش دیگری درجامعه وجود داردکه با کلیت نظامش مخالف است وبه آن نه میگوید،همین امر باعث شد سازمانها وشخصیتهای گوناگون موضع بگیرند وبحث داغ وپرشوری دربین احزاب وبخصوص جناح راست درست کند واگریادتان باشد جمعی ازناسیونالیستها حتی قبل ازما 28 مرداد را عزای عمومی اعلام کردند ودرهمان زمان حزب حکمتیست اعلام کرد این آلترناتیو نیست وراه اشتباهی است ومردم کردستان احتیاجی به عزای عمومی ندارند وهیچگاه به این گونه حرکات برای مقابله با جمهوری اسلامی عقیده نداشته اند بلکه احتیاج به مبارزه درمیدان واقعی دارند وطبعا" حزب بدرست دراین مورد تصمیم گرفت حتی دراثرکار وفعالیت وتبلیغ وسیع حزب ما تعدادی ازافرادی که مدافع عزای عمومی بودند درادامه دربحث وصبحتهایشان درتلویزیونها وجاهای دیگربه نادرستی این حرکتشان پی بردند واقرارکردند عزای عمومی راه حل نیست. اگرتوجه کرده باشی دراین فاصله اکثرتلویزیونهای کردی با برپایی میزگرد وبحث وگفتگو متوجه شدند که راه حلی که میتواند جوابگوی این مسئله باشد مقاومت از راه اعتصاب واعتراض به جمهوری اسلامی است.بنظر من این حرکت همچنان که گفتم امید وافقی تازه در مقابل جامعه قرار داد وخون تازه ای دررگ انسانهای مبارزجاری ساخت واین امید را داد که میشود نوعی دیگروبا فکری دیگروبه شکل دیگری از مبارزه را درمقابل جمهوری اسلامی سازمان داد ویکی ازنتایج آن هم همان گونه که گفتم  امضای 420 نفرازکمونیستها پای فراخوان اعتصاب است البته این تعداد تنها ازبخش علنی است،هزاران انسان دیگردرداخل کردستان دراین اعتصاب مشارکت کردند وکسانی که خود درشکل دادن وسازماندهی آن نقش داشتند جزئی ازاین کمپین بودند که متاسفانه امکان آن نیست که بیایند بطورعلنی دفاع کنند و کار مهمی که کردند با افتخار از آن یاد کنند. احزاب دیگرو افراد منفرد وقتی این استقبال گرم را ازسوی مردم دیدند به طبع نمی توانستند سکوت کنند تعدادی با سمپاتی برخورد کردند،تعدادی مخالفت کردند وتعدادی آرزوداشتند که این اتفاق نیافتد و علیه ما سنگرگرفتند وتبلیغ کردند واین حرکت را ناسیونالیستی قلمداد کردند. سعی کردند احزابی که فکرمیکردند میتوانند درکردستان نقشی داشته باشند درموقعیتی قراردهند که نتوانند به این کمپین ملحق شوند چون منافعشان این گونه ایجاب میکرد


اکتبر: بدون شک سازماندهی اعتصاب عمومی با این ابعاد نیازمند کاروتلاش شیانه روزی است، حزب حکمتیست وکمیته کردستان درراستای عملی شدن اعتصاب عمومی درکردستان چه اقدامات وفعالیتهایی را انجام دادند تا این فراخوان با موفقیت به سرانجام رسیده وبا استقبال عمومی روبروشود؟


رحمت فاتحی : ما ازهمان ابتدا که فراخوان را دادیم میدانستیم که این حرکت با استقبال توده مردم زحمتکش وکارگرروبرو میشود.علت این امرروشن است این حرکت که حزب ما درجهت سازمان دادن آن حرکت کرده بود، پایه وزمینه های واقعی آن درجامعه کردستان موجود بود،بخش زیادی از مردم کردستان اعم اززن ومرد، پیر و جوان ازاین یورش ددمنشانه ضربه سنگینی خورد وبه همین دلیل سخن ما این بود که این روز،روزی نیست که مربوط ومختص به یک فرد،یک شهر ویا یک نقطه ومکان خاص باشد بلکه تمام جامعه کردستان را شامل میشود.اگردقت کنید اکثریت مردم کردستان ازاین حمله صدمه خورد،فرزندان مردم کشته شدند،آواره شدند،خانه هایشان دراثربمباران وتوپ باران ویران شد،شیرازه جامعه ازهم پاشید، بهمین دلیل میدانستیم زمینه واقعی دراین جامعه وجود دارد ومیدانستیم درحال حاضرهم درکردستان مخالفت با جمهوری اسلامی به شدت وجود دارد ومردم خواهان نابودی جمهوری اسلامی هستند ونهایت امید وآرزوی مردم این است که روزی سایه این نکبت برسرشان نباشد واعتقاد داشتیم حزب ما میتواند برای موفقیت این اعتصاب برنامه ریزی دقیقی انجام دهد وانرژی وتوانایی خود را دراین جهت بکار بگیرد وبخصوص وجود کادرهایی دراین حزب که خود سازمانده این مقاومت درسی سال گذشته بوده اند ونقش اصلی واساسی درایستادگی ومقاومت علیه جمهوری اسلامی داشته ودارند میتوانند  درارتباط تنگاتنگ و با کمک وهماهنگی فعالین کمونیست درمحل اعتصاب را به موفقیت برسانند ودرعمل درستی این نظریه را شاهد بودیم.در فاصله کوتاهی توانایی هایمان را بکارگرفتیم تا این اعتصاب را سازمان دهیم.سازماندهی یک اعتصاب کارساده ای نیست وبخصوص سازماندهی یک جامعه ، نه یک کارگاه،نه یک مکان ونه یک محیط آموزشی، این کار نیازمند صرف انرژی بسیارزیاد ومجموعه ای ازامکانات وسیع است این تنها یک وجه قضیه است وجه دیگرآن این است که شما با حکومتی وحشی ودرنده روبرو هستید که هرنوع حرکت اعتراضی در بطن جامعه را به خونین ترین وجه سرکوب میکند ودرطی سالهای گذشته نیزاین کار را بطورمستمرانجام داده است وتوانسته تا حدی مردم را مرعوب کند اما با همه اینها مردم ازاین اقدام استقبال کردند.اقداماتی که ما دراین رابطه انجام دادیم دارای جنبه های مختلفی بود یکی از مهمترین جوانب کار مسئله تبلیغ و به حرکت درآوردن  تشکیلاتهایمان  درداخل شهرها و تشکیلات علنی حزب بود. ارتباط با افرادی که میدانستیم درمیان مردم نفوذ کلام دارند. ازآنها دعوت شد برای مشارکت در سازماندهی اعتصاب شرکت کنند. یکی ازراه های مهم واساسی که میتوانست بردامنه ووسعت اعتصاب تاثیرمستقیم داشته باشد تلویزیون پرتو بود که متاسفانه دو یا سه روز پس از فراخوان تعطیل شد اما درهمین مدت بسیارکوتاه نیزتلویزیون توانست تاثیرات مثبتی داشته باشد ودرروزهای مانده به 28 مرداد کمبود آن احساس میشد.یکی ازاقدامات دیگرپخش وسیع اطلاعیه وتراکتهای مربوط به اعتصاب درشهرهای کردستان بود که اخباروعکسهای آن درسایتها وتلویزیون ونشریات منعکس شد، در این مدت هزاران نسخه تراکت واطلاعیه های حزب درهمه شهرها ی کردستان پخش شد. .مسئله دیگرارتباط گیری بود،برای اولین باردر طول سالیان گذشته صدها وهزاران نفر با شوروشوق پای به عرصه گذاشتند چه آنهایی که فراخوان را امضا کرده بودند وچه آنهایی که حتی فراخوان را امضا نکرده بودنداما دلشان با ما میزد دوباره فعال شدند،ارتباط هایشان را زنده کردند وازطریق ایمیل وتلفن وبا تمام امکاناتی که دراختیار داشتند با مردم ارتباط برقرارکردند تا آنها را قانع کنند ودرخواست کردند که به اعتصاب ملحق شوند ودلیل اهمیت این روز را یادآور شدند. حرکت مهم دیگری که دراین رابطه داشتیم سازمان دادن فعالیت گارد بود دراین مقطع این یکی از مهمترین حرکاتی بود که میتوانست این پروژه را تقویت کند. گارد آزادی درمرداد ماه 2 بارابراز وجود کرد (3 مرداد و 23 مرداد) که درعملیات 23 مرداد ماه واحد گارد توانست تاثیر به سزایی بگذارد نه تنها در سطح شهرمریوان وسنندج بلکه در سطح بقیه شهرهای کردستان بدلیل تردد تعداد زیادی از مردم شهرهای دیگر ایران.،هرچند محل عملیات جاده ای بود که شهرهای مریوان وسنندج را به هم وصل میکرد واز همین راه بیشتر از1000 نسخه ازتراکتهای ویژه اعتصاب عمومی 28 مرداد به شهرها رسید ودر همین روزتعداد زیادی از مردمی  که شاهد حضورگارد آزادی بودند اعلام آمادگی کردند و متعهد شدند که بعنوان بخشی ازاین پروژه وکمپین عمل کنند واین یکی ازمهمترین فعالیتهای این دوره بود وهمچنین تلاشهای زیادی نیز درجهت فراهم کردن امکانات مالی برای تامین آن صورت گرفت.


اکتبر: دامنه اعتصاب عمومی درکردستان کدام مناطق وشهرها را دربرگرفت وحضورچه اقشاروطبقاتی از جامعه درپیوستن به اعتصاب پررنگ تر بود؟ همچنین طبق اخباری که درسایتها ی خبری درج شد در بعضی ازشهرها نیزنیروهای نظامی وامنیتی رژیم ازملحق شدن مردم به اعتصاب جلوگیری کردند،لطفا" ازدامنه ووسعت اعتصاب بگویید.


رحمت فاتحی : ینظرم استقبال مردم ازاعتصاب عمومی در 28 مرداد بیشترازتوقعات وانتظارات ما بود.هرچند ما ازابتدا مطمئن بودیم این حرکت با اقبال عمومی روبرو میشود اما اینکه میزان مشارکت مردم درچه حدی خواهد بود بیشترازانتظارات معمول بود.اگرتوجه کرده باشی انعکاس اخبارمربوط به اعتصاب هم کمترازواقعیتی بود که دردنیای واقعی درکردستان اتفاق افتاد، اکثرشهرهای کردستان درگیراعتصاب شد وبخصوص به میزانی که ما به مثابه حزب حکمتیست درشهرهایی که تمرکزوتلاش بیشتری کرده بودیم یا حداقل شخصیتهایی که خودشان سازندگان این تاریخ بودند احساس مسئولیت کرده و دخالت کردند به همان میزان جواب درخور گرفتند. وقتی دقت میکنید این مسئله درمریوان،سنندج،کامیاران،بوکان،سقز وبانه وکرمانشاه را هم دربرگرفته بود وبدلیل یک مشکل واقعی که وجود دارد یعنی سانسور شدید وفشارو خفقان تحمیلی از سوی رژیم جمهوری اسلامی دراین روزمشخص برای عدم شکل گیری اعتصاب وهمچنین انعکاس اخبارمربوط به آن،حزب نتوانست آن چنان که شایسته است میزان وابعاد آن را منعکس ونشان دهد.اما این که این اعتصاب در کجا و دربین چه بخشهایی ازاجتماع مورد استقبال بیشتری قرارگرفت بنظرم بیشترین استقبال ازاین پروژه واین اعتصاب توسط طبقه کارگر وزحمتکش و مغازه داران تهیدست وفقیرجامعه درشهرها صورت گرفت. اگرتوجه کرده باشید اولین اخباررسیده ازاعتصاب ازشهر سنندج وازمراکز کارگری وصنعتی شهرک صنعتی این شهرمخابره شد که کلا" به اعتصاب پیوسته بودند وسپس سایربخشها درشهربدان ملحق شدند.این پیشوازی واستقبال را میتوانیم در بیشتر شهرهای کردستان ببینیم وبه همین دلیل بود که میگفتیم ایجاد یک صف مستقل مبارزاتی ممکن است واین صف مستقل باید توسط کمونیستها وکارگران سازمان داده شود ونوعی دیگرازمبارزه واعتراض را با خواست ومطالبه مشخص علیه جمهوری اسلامی را درمقابل جامعه قرار دهند واین اتفاقی بود که درکردستان افتاد.درمورد فشارهای وارده از سوی رژیم درپیوستن به اعتصاب باید بگویم،جمهوری اسلامی همزمان با فراخوان حزب برای اعتصاب،تمامی دم ودستگاههای امنیتی خود را ازنیروی انتظامی گرفته تا اطلاعات وانواع واقسام ستادهایی که به منظورسرکوب وفشارسازمان داده است بکارگرفت تا بتواند با اعتصاب مقابله کند ونگذارد این اتفاق بیافتد،حتی پیش ازاعتصاب چندین گزارش وخبردراین رابطه به دست ما رسید که ما لازم ندیدیم آن را منعکس کنیم. مهاباد یکی از این شهرها بود وجمهوری اسلامی در مناطقی که اعتصاب شکلی از اعتراض وسنتی جا افتاده تر است بیشترمردم را تحت فشارقرارمیدهد. جمهوری اسلامی مردم را تحت فشار زیادی گذاشت  وهراقدامی را که فکر میکردند در جلوگیری از اعتصاب موثراست به عمل آوردند.دربعضی ازشهرها جمهوری اسلامی توانست ازابعاد اعتصاب بکاهد ولی نتوانست ازآن جلوگیری کند ودر نقاطی که قطب کمونیستها وآزادیخواهان دارای پتانسیل وتوان بیشتری بود و یا حداقل رهبرانی که دراین باره مصمم بودند که به این اعتصاب شکل دهند ابعاد وسیعتری گرفت ازجمله در سنندج،مریوان،کامیاران وسایر نقاط این اتفاقی بود که افتاد.


اکتبر:با توجه به ابعاد اعتصاب و این که فراخوان حزب وکمونیستها درمناطق گسترده ای ازکردستان از سوی مردم جواب مثبت گرفت،درارزیابی ازمجموعه اقدامات صورت گرفته،فکر میکنید چه کارها وفعالیتی مبایست اضافه برآن چه انجام دادید صورت میگرفت تا دامنه اعتصاب ازآن چه بود گسترده تر میشد؟


رحمت فاتحی : برای حزب ما ورهبری آن این گونه کارها تازگی ندارد وعلی القاعده با آن بیگانه نیستیم.کسانی که این حزب را تشکیل داده وبدان شکل داده اند کارهایی ازاین نوع را درگذشته انجام داده ودرتداخل وسازماندهی اعتصابات گسترده وعظیم نقش موثر داشته،در سازماندهی مبارازت بسیاربزرگ دخالت کرده است وحتی همین 28 مرداد که درمورد آن بحث میکنیم سازندگان این تاریخ واساسا" رهبران وکادرهای آن درحزب حکمتیست هستند به همین اعتبارقاعدتا" نبایستی سازمان دادن این اعتصاب برای ما عرصه ناشناخته ایی باشد. اما وافعیت این است که رفتن به سوی این گونه کارهای بزرگ  در این شرایط کار ساده ای نیست بخصوص با وجود حکومتی جنایتکاری مثل جمهوری اسلامی که هرگونه اعتراضی را با زندان وشکنجه وحبسهای طویل المدت درنطفه خفه کرده وبدان جواب میدهد کارساده ای نیست اما با وصف این بنظرم میتوانستیم ابعاد ووسعت این اعتصاب را بسیاربیشتر گسترش دهیم .امیدوارم حزب ما درفرصتی جمع بندی کاملی ازاین حرکت ارائه دهد چون این حرکت قدم اول در کارهایی بزرگی است که باید درکردستان وایران در دستورکارحزب قرارگیرد چون بعد این کارمختص به کردستان نبود ونیست وتاثیرات آن نیزفراتر ازکردستان بود و تاثیرات مهمی در سطح ایران خواهد داشت. علت این امر مشخص است و آن هم این است که  تلاش ما این است که به شکل گیری قطبی کمونیستی وسوسیالیستی در تقابل با جنبشهای ارتجاعی سبزو سیاه و یا هر جنبش ارتجاعی دیگر نه تنها در سطح کردستان بلکه در سطح ایران کمک کنیم. به نظرم با تلاش بیشتروفعالیت گسترده ترمیتوانستیم ابعاد این حرکت را گسترش دهیم. یکی ازمشکلات ما دراین رابطه نبود تلویزیون بود متاسفانه در شرایطی فراخوان اعتصاب دادیم که تلویزیون پرتو با تعطیلی روبرو شد.شاید این یکی از مهمترین ابزار تبلیغ وقانع کردن مردم برای پیوستن به اعتصاب وگسترش آن بود.لازم بود کادرهای ما ورهبری حزب که درشکل گیری مقاومت وسازماندهی آن نقش داشتند  وقت وانرژی بیشتری صرف این کار میکردند. چون تک تک این افراد نفوذ کلام دارند وخود این ارتباط میتواند اعتماد واطمینان وقدرت وافق ودلگرمی را منتقل کند این گونه موارد باید از فعالیتهایی باشد که دردور آینده ودرحرکات آتی مد نظر قرار بگیرد.مسئله دیگرویکی از مشکلات مهم مسئله مالی بود زیرا سازمان دادن این گونه حرکات نیازمند امکانات وسیع مالی است که ما نداریم،هرچند تا جایی که امکان داشت توانستیم هزینه ها را در حدی تامین کنیم ولی ناکافی بود،بدون شک اگر امکانات مالی بهتری داشتیم امکان تبلیغی ووسعت کار ما بیشتر شده ونتیجه بهتری میگرفتیم.


اکتبر: نتایج ودست آوردهای اعتصاب عمومی 28 مرداد تا چه اندازه در پیشبرد جنبش آزادیخواهی وبرابری طلبی درسطح ایران میتواند موثر باشد وآن را چگونه ارزیابی میکنید. اساسا" فکر میکنید این حرکت توانسته است جنبش آزادیخواهی را تقویت کند؟


رحمت فاتحی : قطعا" ،تقویت کرده و خواهد کرد. ما ازروزاول هم گفتیم که فراخوان به اعتصاب عمومی تلاش آگاهانه ما برای شکل دادن و تقویت قطب جنش آزادیخواهانه مردم میباشد در تقابل با بقیه جنبشهای دیگر  تلاشی است که اعتماد واطمینان را به مردم بازگرداند،قدرت تصمیم گیری وفضا وموقعیت درجامعه فراهم کند که بتواند بحث و آلترناتیو خود را درجامعه طرح کند که در این راستا اعتصاب عمومی موفق به این کار شد.. درسخنان قبلی هم اشاره کردم درحال حاضروضعیتی درایران درست شده است که جنگ درونی سران رژیم برسرثروت و سامان این جامعه که جنگی واقعی است توانست بخش وسیعی از مردم را به میدان بکشاند هرچند روز به روز شاهد تضعیف این صف هستیم وبه اعتبار نمایندگان این حرکت مردم روز به روز متوجه میشوند که اینها ربطی به منافع ومصلحت مردم ندارند ، درمقابل این حرکت اکنون قطبی شکل گرفته است که این قطب خواهان آزادی برای تمامی انسانها است،خواهان نابودی کلیت جمهوری اسلامی است واین حرکت توانست فضایی بوجود آورد که مردم زحمتکش وکارگر به میدان بیایند وخود را سازمان دهند و به دور حزب خود گرد آیند تا جمهوری اسلامی را به زیرآورده وحکومتی را به سرکار بیاورد که جوابگوی نیازهای انسانی وی باشد،این حرکت دراین راستا انجام گرفت.یکی از دست آوردهای مهم این اعتصاب بازگرداندن اعتماد ازدست رفته به کارگران وکمونیستها وتمامی انسانهای آزادیخواه وبرابری طلب بود ونشان داد میشود با اتکا به خود ورهبران خود وتشکل مستقل خود درتقابل با سایر جنبشها به میدان آمد و درمسیربرداشتن جمهوری اسلامی گام برداشت.این حرکت تاثیرات روحی ،سازمانی وجنبشی مهمی بر مردم داشت که سالها بود ازمردم بازپس گرفته بودند. این اعتصاب میتواند باردیگرافق وامید را به مردم بازگردانده وجنبش آزادیخواهی وبرابری طلبی را درکردستان و ایران تقویت کند وبنظرم کمونیستها ورهبران کارگری وسازماندهندگان این حرکت درکردستان نه تنها در جامعه کردستان راه نشان دادند که میشود با اعتصاب یکپارچه جمهوری اسلامی را به عقب نشینی وادار ساخت بلکه در سطح ایران هم راه نشان داد که این راهی است که جامعه ایران بدان نیازدارد که با اتکا به نیروی طبقه کارگر وزحمتکش میتوان در مقابل جمهوری اسلامی ایستاد و سرنگونی رژیم را از این راه با اتکا به طبقه کارگر و زحمتکش جامعه هموار کرد و صف خود را از در مقابل هر جریان ارتجاعی مانند جنبش سبزوسیاه که مردم را  گوشت دم توپ کرده اند جدا کرد.


در پایان میخواهم از فعالین حزب و کارگران و زحمتکشان و سازماندهدگان این حرکت وهمه مردمی که اعتصاب عمومی را ممکن کردند تشکر کنم و برایشان آرزوی موفقیت در تمام عرصه های زندگیشان را دارم.    

 
با تشکر از رفیق رحمت فاتحی


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول