بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

لیچار گویی رهبران حزب کمونیست کارگری

 

 

اسد گلچینی

دوران اعتراض به تقلب در "انتخابات" برای ریئس جمهوری در ایران تمام شد. برای برخی جریانات چپ ارتجاعی مانند حزب کمونیست کارگری، این البته که  انقلاب بود. اینها در انتخابات شرکت نکردند و مردم را از شرکت در این انتخابات منع کردند اما سربازان انقلابی موسوی در اعتراض به تقلب شدند ، مانند همه مردم انقلابی و همه جوانان جسوری بودند که مانند اینها فکر کردند که میتوانند جمهوری اسلامی را به این ترتیب بیندازند. رفتند و شکست خوردند میخواهند دیگران را هم شریک کنند و یا آنرا به گردن دیگران بندازند. نمیتوانید گریبان خود را خلاص کنید تا زمانی که بخودتان چپ میگویید. ما شما را همانطور که هستید باید بیشتر بشناسانیم . البته این دوران پر متحول یک پرش بزرگ به این سمت بود .

انقلاب شما اما تماما تحت فرمان و سازمان و رهبری موسوی بود. کسی که این را انکار کند یا احمق است و یا عوامفریب، کاری که حزب کمونیست کارگری به آن روی آورده است. دارند تاوان شکستشان را با بالا اوردن لجن  و لیچار گویی به ما جبران میکنند.

در مقابل صف کمونیستی و کارگری ما ایستادند و ما را ضد انقلاب خطاب کردند. اکنون هم ادامه میدهند و براستی ما هیچگاه از این گفته اینها نگران نشدیم چون از روزی که همین ها حزب کمونیست کارگری را به هم زدند و کمیته مرکزیش را دور زدند و ما و حزبمان را "فراریان از سوسیالیسم " و "حجاریانی" و ... نام نهادند ، همیشه ضد انقلاب هایشان بوده ایم، درست مانند انقلابهایی که مجاهد میکرد . و وقتی هم که از کمونیسم ما جدا شدید چه کارهایی که نکردید ..

الان هم رفتید و یکبار دیگر با نام کمونیسم و آزادی صفوف معصوم و اما چشم بسته این سازمان را در خارج و داخل دنباله رو جریانی بورژوایی کردید. نترسید مطلقا کسانی در صفوف شما بویژه در خارج کشور ازتان نخواهند پرسید که پس انقلابمان کو؟ چی شد این انقلابی که گفتید و چرا رهبرتان در آماده شدن برای سفر به تهران در نیمه راه خود متوقف شد و به رفتن به استودیو انقلاب بسنده کرد و مشغول به رهنمود دادن برای ساختن هسته شد؟! پس انقلاب چی شد؟ وای به حال این چنین کمونیستهایی و دنباله روانشان که دخیل خود را به موسوی و تشکیلاتش بسته بودند. وای بحال چپی که بعد از تجربه انقلاب ها هنوز در خم این کوچه باشد که نتواند منفعت جنبش کارگر و کمونیسم را تشخیص بدهد و تصمیم بگیرد که وارد آن بشود و یا نه.

 ما تردیدی نداریم که کسی در این صفوف پیدا نخواهد شد که این را بپرسد و ما توهمی به این نداریم در غیر این صورت تا کنون و در هر انقلابی که به آن خود را مشغول کرده اید هر بار یک نامه سرگشاده مینوشتیم . الان که مفتضحانه همراه پرچمی که موسوی بلند کرد شکست خوردید برای بیدار نشدن این صف خاموشی که مسموم کرده اید باید باز هم با لیچار گویی به کورش مدرسی و رهبران حزب ما، آنها را برای مدتی دیگر و تا انقلاب بعدی مشغول کنید. تا آن وقت البته اسباب بازی های دیگری همچون تلویزیون انقلاب همراه با شو های مسخره اش و سازمانهای ایکس مسلم و صفوف خاموش و سربزیر ولی الحق پول جمع کن که بزودی قرار است دولت برای رهبرانش هم تشکیل دهد! هستند.، دولتی و ستادی که البته  هر چه بیشتر مایه خنده دیگران را فراهم خواهد کرد. و این را هم خواهیم دید .

برای کسی که خود را کمونیست میداند و کمونیسم را از شما و انقلابی گری را از شما یاد میگیرد باید عمیقا متاسف شد.

فلسفه وجودی ما جنگ با بورژوازی و سازمان دادن کمونیستها و رهبران کارگری برای انقلاب کارگری است.ما و کمونیسم ما باید بتواند این نوع کمونیسم های بورژوایی و ارتجاعی امثال حزب کمونیست کارگری  را از ذهن و عملکرد رهبران و فعالین کارگری و کمونیست در داخل پاک کند و در این صورت گام بزرگی برای رهایی جامعه و کارگران و حتی نجات شما ها هم برداشته ایم. ما این کار را دنبال میکنیم و شما دنبال هخا ها و موسوی ها بروید و به ریش طبقه کارگر و صف مستقلش بخندید.

30 ژوئن 2009


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول