کنگره سوم حزب حکمتیست از نگاه چند نماینده. مصاحبه اکتبر با اسد گلچینی
اكتبر: به نظر شما کنگره 3 حزب چه جایگاهی داشت؟
اسد گلچيني :
به نظر من کنگره مهمی بود بویژه از این لحاظ که حزب حکمتیست در یکسال گذشته و در فاصله بین کنگره دو و سه،سهم مهمی در یک مبارزه کمونیستی در جامعه داشت. کشمکش و جدال مهم کارگر و دانشجو و زن و مردم ستمدیده در ایران در جریان بود، حزب ما یکی از مطرح ترین جریانات سیاسی در این کشمکش ها در یکسال و نیم گذشته بوده است. دوستان ما این را میبینند و مخالفان و دشمنان هم از زاویه خودشان این را کتمان نمی کنند. خود ما باید همه این واقعیت را ببینیم و بدانیم که حزب و رهبریش سهم مهمی در دادن افق روشن برای امید به مبارزه ای آزادیخواهانه و کمونیستی و مستقل داشت بویژه آنگاه که بسیاری امیدشان را به حمله آمریکا برای هر تغییری در ایران میدیدند و آنگاه که رژیم اسلامی با همه توان به سرکوب مبارزات دانشجویی پرداخت و وقتی امروز همه آن صحنه ها را نگاه میکنیم یک حزب سربلند و مفتخر به آنچه انجام داد را میبینیم.
ماشین سرکوب یکبار دیگر و بسیار گسترده تر هر صدای آزادیخواهی و هر مبارز و رهبری و تشکیلات ها و تجمع هایشان را نشانه گرفته بود، در چنیین وضعیتی مبارزات وسیعی بویژه از طرف جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی از دانشگاه به مقابله برخواست و کشمکشی بسیار گسترده شروع شد. 70 زندانی اساسا از فعالین ورهبران این جریان زندانی شدند. مبارزه ای نسبتا همه گیر در ایران و خارج کشور شروع شد و توانست زندانیانش را از چنگ آنها دربیاورد. مبارزه برای آزادی زندانیان به این محدود نبود، بمارزه برعلیه اعدام به این محدود نبود و نه به اعدام در مقابل این افسارگسختگی در شهرهای کردستان برافراشته شد، دانشگاه ها و کردستان در این کشمکش نقش مهمی داشتند و سرکوب اینها برای رژیم به معنای آرامشی دیگر برایشان بود، در این فاصله و در یکسال گذشته در همه عرصه های دیگر این کشمکش ادامه داشته است، حزب در همه بخشهایش درگیر بود. سالی بسیار دشوار برای هر رزمنده و مبارزی و سالی پر مشقت تر برای کارگران، رهبران و مبارزاتشان در ایران و کلا برای همه ستمدیدگان سالی بسیار دشوار تر بود. شرایطی که از سر گذراندیم و اوضاعی که در آن هستیم در کنگره مورد توجه بود.
اكتبر: چه نکا ت مهمی را در باره و در مورد جایگاه کنگره 3 حزب میخواهید به همه کمونیستها و بویژه حکمتیستها در کردستان بگویید؟
اسد گلچيني :
به همه آنها خواهم گفت که جای شما در کنگره خالی بود و اما در کنار تصمیمات و بحثهای مهم، همه شما بخشی از نقشه و تصویر ما بودید و به این اعتبار کنگره آنها را در کنار خود داشت. شرایط باز هم اجازه نداد تا ده ها کمونیست رزمنده در کنگره شرکت داشته باشند. کنگره تا جایی که توانست و مجاز بود آنها را نمایندگی کرد. کنگره نقش مهم و تعیین کننده این رفقا را در حیات و زندگی حزب میشناسد و آینده این حزب و مبارزه اش بدون آنها در چنین سطحی ممکن نمیبود و بخش مهمی از فعالیت آتی و تحقق تصمیات و سیاسته ای حزب بعد از کنگره هم به نحوه کار و تلاش آنها بستگی دارد. کنگره پیام مهمی در همین رابطه و نقش و جایگاه همه این رفقا داشت.
نکات مهمی به نظر من هست که باید اضافه کرد که به آنها اشاره میکنم:
1- افق و سیاست کمونیستی و حکمتیستی حزب و فعالیت همه بخشهای آن، توانست این جایگاه امروز را برای حزب در میان کمونیستها و در مبارزه با رژیم سرمایه داری و سرکوب اسلامی ایجاد کند. این سیاست ها را باید بیشتر شناخت، بیشتر شناساند،به همه کمونیستهایی که تاکنون راه حل درستی برای مبارزاتشان پیدا نکرده اند باید گفت و آنها را باید متقاعد کرد که بدون حزبی کمونیست با سیاستهای کارگری و میلیتانت همچون حزب حکمتیست، که میتواند برای گرفتن قدرت خیز بردارد، بدون حزبی که معطوف به طبقه کارگر است و در میان رهبران و فعالین این طبقه میخواهد و قادر است با نفوذ باشد، نمیتوان قدمی مهم پیش رفت. حزب ما با افق و سیاستهای روشنش در این سالها توانسته است مایه امید شود. این را باید به واقعیتی اجتماعی تر در میان طبقه کارگر ، رهبران کارگری و فعالین ورهبران کمونیست و چپ در همه عرصه های مبارزه تبدیل کنیم و حزب نه تنها مایه امید و دارای سیاست های کمونیستی، بلکه ابزار و سازمان کمونیستها برای رهبری این مبارزه باشد. برای این امر ما و بویژه رهبری و همه کادرهای حزب در همه جا وظیفه ای مهم در پیشبرد این مبارزه و تلاش بعهده دارند. شرایط پیچیده تر و دشوارتر است، نیرو و انرژیمان را باید موثرتر از همیشه و بدور از هر نوع پراکنده کاری و خرده کاری معطوف تقویت و سازمان دادن این امر مهم بکنیم. این کاری است که نه تنها بعهده رهبری بلکه تک تک کادرهای حزب در هر جا که هستند قرار دارد.
2- اوضاع در ایران تحت تاثیر بحران بزرگ اقتصادی ناشی از وجود نظام سرمایه داری هم اکنون و در آینده ای نه چندان دور به احتمال زیاد متحول میشود.30 سال تحمیل فلاکت و فقر و استثمار شدید و ناامنی مفرط برای کارگران و مردم ستمدیده، 30 سال سرکوب و ایجاد جهنمی برای سرپا نگاه داشتن این نظم برای سرمایه داران و ارتجاع قرون وسطایی در چنین وضعیتی که بوجود آمده است نمیتواند ادامه داشته باشد و جامعه عمیقا معترض است و دنبال راه حل است، طبقه کارگر و حزب کمونیستی اش یا باید برای بدست گرفتن سرنوشت جامعه نقشه بریزند و یا باز هم در چنین شرایطی سرکوب شده به زندگی بمراتب بدتری ادامه بدهند. سردرگمی و ابهامات بسیاربیشتری از بیرون و حتی از دئرن خود ما ممکن است در برابر ما قرار بگیرد. راه حل کنگره تاکید بر تصمیم و کار همیشگی ما برای سازماندهی این مبارزه و بدست گرفتن قدرت سیاسی بود و باز این جنبش کمونیستی است که در صورت اتکا به قدرت خود میتواند راه حلش را برای انتخاب در جامعه جلو بگذارد.
باید تاکید کرد که جنبش کمونیستی و چپ در ایران به این دلیل نتوانسته است جایگاه مهمی در مبارزه طبقه کارگر برای آزادی جامعه از شر سرمایه داری و نظم ارتجاعیش داشته باشد که دنباله رو دیگر افق ها و سیاستهای غیر کارگری و غیر کمونیستی بوده است. سرکوب و خفقان اگر یک طرف جدی مساله است، بی تفاوتی و نداشتن افق و تصویر درست از یک مبارزه کمونیستی معطوف به سازماندهی کارگران و طبقه کارگر طرف دیگر مساله است.کنگره روشنتر از همیشه بر این واقعیت انگشت گذاشت و بیشتر از همیشه حزب و جنبش کمونیستی و چپ را که اتفاقا بدلیل موقعیت خوب و سمپاتی وسیع و خوشنامی میتواند مایه امید و قدرت باشد را موضوع تغییراتی مهمتر در این زمینه کرد. در این زمینه لازم است و میتوان در فرصت های دیگری با همه رفقای کمونیست بحثهایمان را داشته باشیم.
ما باید کمونیسم را به پایه مادی اش یعنی طبقه کارگر مرتبط کنیم. بهر اندازه که در این کار شکاف بیشتری ایجاد شده است را باید متوجه شده و کارگران، رهبرانشان، فعالین کارگری و کمونیستها را به این مساله باز گردانیم و این کاری است که باید ما برای آن در ابعاد بیشتری دست به کار شویم.
در کردستان که این را خیلی روشن میشود دید.نگاه کنید به کومه له امروز و کومه له دیروز، نگاه کنید و ببینید فاصله بین حزبی که حزب کارگر و زحمتکش در کردستان بود با حزب دمکرات که نماینده و حافظ بورژوا هاست چه فاصله ای باقی مانده است؟ همه شاخه های کومه له را ببینید از آنهایی که تحت این نام کومه له ای که کمونیست بود، پرچم ناسیونالیستی برافراشته اند، آنهایی را ببینید که اعلام کرده اند سوسیالیسم نامربوط و دور از واقعیت امروز زندگی کارگر است، تا آنهایی که امیدشان را به نئوتوده ای ها بسته اند تا افقی برایشان بیاورند، همین مساله سرنوشت کمونیسم و مبارزه کمونیستی و کارگری را تحت تاثیر قرار داده است و همچنان ادامه دارد ، ما توانسته ایم کمونیسم کارگر و افق و سیاستهایش را در دسترس قرار بدهیم اما هنوز سازمان این ادعا نیستیم و امکانات و ملزومات دسترسی به جامعه را هم نداریم. کومه له در کردستان دیگر بستری برای کمونیسم نیست منتهی تصور و برداشت بخش وسیعی هنوز چنین است. این را باید با حضور در فعالیت کمونیستی و کارگری در همه عرصه های نبرد چه با بورژوازی حاکم و چه با برداشت های بورژوایی و ناسیونالیستی از کمونیسم نشان بدهیم. این را باید خود ما تضمین کنیم و کارگران و جنبش کمونیستی لمس کنند،زنان و جوانان انقلابی برای گره زدن مبارزه اشان این را باید لمس کنند و حزب حکمتیست را تشکیلاتی متناسب در مبارزه برای تحقق خواستهایشان بیابند. این موقعیتی است که باید برای تغییر آن تلاش بسیار زیادی بکنیم و در جامعه باید ریشه دار تر بشویم و جنبش کمونیستی و چپ در کردستان بتواند با حکمتیست ها چفت شود.
3- چه ما حکمتیستها و دیگر فعالین کمونیست و چپ در کردستان مبارزاتشان بشدت پراکنده است. در بسیاری موارد و نااگاهانه دنباله رو جریانات ناسیونالیست و پوپولیست هستند. سازمان نداریم و هر کس و جمعی با ابتکارات و توان خود سخت در تلاشند در حالی که ایجاد هر واحدی از چند کمونیست باید بتواند مظهر قدرت کارگر و آزادیخواهی و کمونیسم در تقابل با قدرت سرمایه داری و انواع گرایشات ارتجاعی و ضد مردمی باشد. در هر کارخانه و کارگاه و محلی باید اینگونه باشد و مظهر تغییر شرایط و و ضعیت به نفع آزادیخواهی و برابری طلبی باشد، ما بار دیگر نقش متحد کننده کارگران در ارتباط با تغییر برای زندگی را باید شکوفا کنیم. اینها باید همه ما را متوجه کند که در جایگاه مناسبی نیستیم وقتی به وضعیت و شرایط کار و یورش سرمایه دار و رژیمش به کارگران و ستمدیدگان نگاه میکنیم. وضعیت مبارزه طبقاتی کارگر در برابر سرمایه دار نه تنها در ایران بلکه در جهان، امروزه بیش از هر چیز به حضور شفاف و سازمانیافته کمونیسم مارکس و منصور حکمت نیاز دارد. حزب حکمتیست با سیاستها ی تاکنونیش این را نشان داده است که میتواند و در حالی که همه سازمانهای سیاسی در کردستان در برابر شرایطی که برای کارگران و مردم ستمدیده بوجود آمده است بیشتر از همیشه دنبال منافع طبقاتی خود هستند، کنگره سوم حزب همه تشکیلات و کادرهای حکمتیست در کردستان را فرا خواند که با افق کارگری و کمونیستی هر چه بیشتر مسلح شده و سازمان و تشکیلات مرتبط به این مبارزات را داشته باشند که بدون این نمیتوان هیچ مقابله جدی را پیش برد. کنگره، کمیته کردستان و همه تشکیلات را فرا خواند که با اتکا به همه نیرو و توان کمونیستهای 3 دهه اخیر و نسل جوان حکمتیست ها سازمان این مبارزه را ایجاد کنند و این سرمایه عظیم کمونیستی را باید بیش از بیش متوجه بود.
و بالاخره باید اضافه کنم که
ما باید گادر آزادی را دقیقا در ادامه این چنین سیاستها و مبارزه ای که حزب و طبقه کارگر و جنبش کمونیستی نیاز دارد سازمان بدهیم. سازمان مسلح با حفظ ظاهر در شرایط کنونی برای ما حیاتی است، حفظ دسترسی رهبران حزب در میان مردم حیاتی است و این توان حزب و کارگران و کمونیستها را برای هر نوع مقابله ای با رژیم و ارتجاع بالا خواهد برد. اما سازمان گارد نمیتواند و نباید به این محدود شود. این سازمان ، سازمانی باید بشود به وسعت مبارزه ای توده ای، اجتماعی و ملیتانتی که وجود دارد. باید ابزار مبارزه و تغییر محیط زندگی و کار ما از ارتجاع و سرکوب و استبداد باشد.گارد آزادی مهمترین و موثرترین سازمان هاست که برای جنبش کمونیستی و طبقه کارگر ابزار قدرتمند شدن است و ما بدون آن قادر به سازماندهی همه جانبه مبارزه ای که داریم و همینطور پیشروی در مبارزاتمان نخواهیم شد. تثبیت و بکار انداختن هر چه قدرتمند تر این سازمان کار ماست.
#############