این میتواند سرنوشت کومەله نباشد. پاسخ به اطلاعیه حزب کمونیست(کومەله)
محمد فتاحی
m.fatahi@gmail.com
در جواب به اطلاعیه و ادبیات سیاستمداران اطراق کرده در سالن انتظار جنبش ها توضیح چند نکته لازم است:
یکم- شما هزار بار شرافتمندترید زمانی که در مقابل حزب سازمانده اسلام سنی در کردستان سکوت اختیار می کنید، زمانیکه که حزب قاتل کمونیست ها را انقلابی اعلام می کنید، زمانیکه زنان درون کومه له را در گروههای هفت و هشت نفره به اتهام تن فروشی روانه بازارهای سلیمانیه می کنید، زمانیکه...
شما شرافتمندترید اگر مثل کومه له های دیگر در همان دره روی هم چاقو کشی کنید. شما شرافتمندترید اگر تمام گرایشات سیاسی آن دره را در درون خود جای دهید.
در تمام این حالت ها، علیرغم تمام ارتجاعی که نمایندگی میکنید، کماکان میتوانید به حضورتان در اپوزیسیون رژیم اسلامی افتخار کنید. امروز اما کاری می کنید که تمام خط قرمزها و اصول و پرنسیب های لازم برای یک سازمان سیاسی اپوزیسیون را زیر پا نهاده است.
دوم- فرموده اید که جار و جنجال تبلیغاتی در خصومت با کومه له است. دو مثقال ذکاوت سیاسی کافی است تا متوجه میشوید که مبارزه ما علیه کار پلیسی در درون اپوزیسیون ایران تاریخی طولانی تر از کشف توطئه و خصومت در روح شیطانی ماست.
ما یازده دوازده سال قبل کار پلیسی بهرام نویدی پور در نشریه نیمروز در لندن علیه منصور حکمت را افشا کردیم. ده سال قبل علیه اتهام ایرج آذرین و رضا مقدم و پیمان نعمتی علیه حزب کمونیست کارگری اطلاعیه دادیم و از طریق وکیل حزب صاحب نشریه ای در ونکوور کانادا که اتهامات اینها را چاپ کرده بود را مطلع کردیم که به دادگاه کشیده میشوند. قضیه با معذرتخواهی رسمی آن نشریه تمام شد.
هفت، هشت سال قبل اقدام امین صادقی(عبدالله مهتدی) را به خاطر "رو کردن" اطلاعات زندگی شخصی منصور حکمت را افشا کردیم. آنروزها از میان شما ما را مطمئن میکردند که ایشان دستی در این کار ندارد. سالها بعد عمر ایلخانیزاده تائید کرد که ما درست تشخیص داده بودیم.
حساسیت ما به کار پلیسی فقط در دفاع از خودمان نبوده است. یازده سال قبل، از حرمت و شخصیت کسانی در آلمان در مقابل اتهامات پلیسی تعدادی آدم نا مسئول دفاع کردیم که هیچ تشابه سیاسی به ما نداشتند.
دو سال قبل زمانی در مقابل کار پلیسی نوید بشارت علیه حزب کمونیست کارگری رسما اطلاعیه صادر نموده و آنرا محکوم کردیم که بین ما و آن حزب بیشترین اصطکاک سیاسی بود.
سال گذشته در افشای همین جریان فاسد دوست شما که امروز هم پروژه تان است، گفتیم و نوشتیم، که "شکل" اسرائیل در جیب حزب کمونیست کارگری یافته بود.
با این نمونه ها خواستم به اطلاع آن کمیته محترم برسانم که تقلای ما علیه کار پلیسی مطلقا از راویه دفاع از یک محیط سالم امنیتی در درون کل اپوزیسیون رژیم اسلامی از چپ تا راست است و مطلقا به فاصله سیاسی ما با این و آن بیربط است. این امر برای ما یک پرنسیب است، یعنی دقیقا برعکس شما که در تمام موارد مذکور سکوت، بی سیاستی و بی مسئولیتی تنها پرنسیب تان است.
سوم- فرموده اید آنچه که ما و تعداد زیادی انسان شریف، چپ و سوسیالیست بیرون تشکیلات حکمتیست ها می بینند، یک جار و جنجال تبلیغاتی است. واقعا درور به اینهمه شرافت سیاسی!
نکند بگویید اطلاعیه های فعالین کارگری در داخل را ما نوشته ایم؟ نکند اطلاعیه سندیکای شرکت واحد را هم جنجال تبلیغاتی حکمتیست ها اعلام کنید؟
آن کارگر اخراجی ایران خودرو هم که خطاب به همه اپوزیسیون از دست مجاهدات ضدآمریکایی داد زده و در سایت ها اطلاعیه داده است را لابد رشوه بگیر حکمتیست ها ارزیابی می کنید؟
گروههای کارگری در برلین و کلن و هامبورگ را که از دست مجاهدات ضدآمریکایی اطلاعیه داده اند را هم نکند اعضای جنجال برانگیز حکمتیست ها معرفی کنید؟
به جای فرو بردن سرتان در برف، بروید اطلاعیه های اینها و هشدارهای اینها را بخوانید و یاد بگیرید احساس مسئولیت یعنی چه. "گروه همبستگی با جنبش کارگری - برلین" در اطلاعیه اش می نویسد؛ "این سبک کار در خدمت جمهوری اسلامی و دشمنان طبقه کارگر است. این سبک کار متعلق به مراکز امنیتی ، سازمان های اطلاعاتی و دولت های سرکوبگر است. تسویه حساب های فرقه ای و برچسب زدن به مخالفین نظری و بی تعهدی در انتشار مطالب ، شیوه ای است که باید هر چه سریعتر از سوی فعالین جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی دیگر افشا و طرد گردد. " در مقابل این این کار پلیسی، ما بسیار نرم تر و محتاطانه تر از این گروه نوشته ایم.
و من متاسفانه هیچکدام از این کمیته ها و گروه ها و فعالینی که اطلاعیه صادر کرده اند را نمی شناسم.
لابد حالا میخواهد بگویید خوب این ها به حزب محترم شما چه مربوط، مگر شما دستی در این جهاد داشته اید؟ میگوئید کار جریان ایرج گنده گو و رضامقدم است و به شما بیربط؟
اگر این جوابی برای یک محفل شبانه کنار دست خودتان است، اطلاعیه منتشره در شماره 219 ارگان حزب خودتان را چگونه توجیه می کنید؟ نکند بگوئید آن شماره نه نتیجه همراهی شما با آن جریان پلیسی که محصول توطئه حکمتیست هاست؟
به گزارش کادرهای خودتان بعداز جلسه پالتاکی که اعلام کردند عوامل آمریکا در میان فعالین کارگری در خارج و داخل کشور را به جامعه معرفی می کنند چه میگوئید؟ نکند بگوئید کادرهای شما از حکمتیست ها رشوه گرفته بودند تا حزب مجاهدتان را بی آبروتر کنند؟ نکند شرکت عضو کمیته مرکزی و کادرهای تان در آن جمع که نقشه پلیسی ریختند را منکر شوید؟ لازم هست لیست اسامی آن کادرهایتان را ذکر کنم که تا دیروز انسان های شرافتمندی مثل همه بودند؟
سواد خواندن ندارید مقالات آگاهگرانه دیگران در این باره را مطالعه کنید؟ گوشی تلفن تان را بردارید از بهرام رحمانی سوال کنید چه کسانی برگزار کننده آن جلسه و طراح نقشه بودند؟ چرا از دیگران نمی پرسید، گزارش منتشره کادر خودتان در مورد نقشه های پلیسی در دستور، که در سایت نئوتوده ای ها درج شده است را برایتان بخوانند؟
از همان اردوگاه تان تلفن بردارید بپرسید اینها چه کسانی اند که در سنندج فعالین کارگری را وابستگان به احزاب سرنگونی طلب به "جامعه" اعلام می کنند که صدای تعدادی انسان مبارز بلند شده است؟
چهارم- فرموده اید که حزب حکمتیست بی ریشه است و نباید به هشدارشان گوش داد. صد در صد درست گفته اید! با این حساب آیا کرایه دادن عضو و کادر به پروژه ایرج آذرین- رضامقدم و شریک شدن در نقشه و طرح شان ناشی از ریشه دار بودن این مرکز فساد در جامعه است؟ گیرم که از ما "بی ریشه" تری، ناشناسی، رهگذر مسئولی در آن دره متوجه فساد سیاسی، تباهی، کار پلیسی، انفجاری یا هر اتفاق ناگواری در آن اردوگاه شده و جلو آمده و برای متوجه کردن ساکنان محل داد میزند که مواظب باشید. پاسخ بیدار شدگان از خواب این است که چون آن فرد بی ریشه است شما بی مسئولیتی اختیار می کنید؟
در کومه له دوره ما بارها در منطقه ای کسی ناشناس جلو می آمد و از حضور همکاران و جاسوسان رژیم آگاه مان میکرد، یا در مقابل خطری هشداری میداد و می رفت. در آن زمان هیچ کس به این حماقت دچار نمی شد به دلیل "بی ریشه بودن" طرف، در مقابل آن موضوع از خود خلع مسئولیت کند.
امروز به دنبال این همه افتضاح که به بار آورده اید، کنار هم نشسته و عقل تان را روی هم گذاشته اید که مثل جریان دانشجویان با گنده گویی قضیه را ماست مالی کنید؟ در جریان اقدامات پلیسی علیه دانشجویان اول بدون سروصدا مقالات حاوی آن اتهامات را روی سایت های تان گذاشتید. وقتی همه و منجمله کادرهای شرافتمند خودتان آنرا محکوم کردند، بدون اینکه توضیحی دهید سرتان را پائین گرفتید و آنرا از سایت های تان حذف کردید و ظاهرا آثار به جا مانده از کثافتکاری تان را پاک کردید. بعدا معلوم شد در همان حال که تظاهر به بی گناهی می کردید و آثار جرم پاک میکرده اید، مخفیانه وبسایت آن کارهای پلیسی را توسط سرور تلویزیون تان تامین میکرده اید. میتوانید خودتان به خودتان توضیح دهید در سیاست، این شیوه کار بزدلانه چه عنوانی دارد؟ در مورد امروز هم همه و منجمله کادرهای شرافتمند خودتان میدانند چه گلی کاشته اید. آنگاه به جای معذرت خواهی و در پیش گرفتن اقدامات لازم از موضع یک سازمان مسئول، سیاست آن گنده گوی خط دهنده تان را پیشه کرده اید؟
موخره:
نکته آخرم خطاب مجدد به کادرهای شرافتمند در کومه له است. شما مثل هر انسان مسئول دیگری متوجهید که این فاکت های غیرقابل انکار نه کار جنجالی حکمتیست ها، نه تراوشات اذهان شیطانی آنها، که محصول اثرات یک مجاهدت ضد آمریکایی است که توسط بخشی از فعالین و کادرهای شما و جریان ایرج آذرین و رضامقدم در حال حاضر پیش برده میشود. اسامی اینها را شما هم از من بهتر میدانید، چون اکثر شما دون شان خود میدانید با شرکت در پروژه رضامقدم و ایرج آذرین شرافت سیاسی و حتی شخصی خود را لکه دار کنید. شما شاهدید که کمیته مرکزی شما مثل دوره قبل جریان دانشجویان با تظاهر به بی خبری و نفهمی در عمل از پیشبرد پروژه پلیسی دفاع میکند. قدیمی های تان یادتان هست حتی در جریان جنگ حزب دمکرات علیه کومه له کسی در میان ما حتی به ذهنش خطور نکرد اعلام کند که اسامی فعالین دمکرات را به رژیم گزارش می کند. سالهای گذشته تمام جریانات قومی و ملی از آمریکا پول گرفتند، اما هیچ آدم شرافتمندی به خود اجازه نداد فعالین آنها را به عنوان عوامل سازمان های آمریکایی به جامعه و به کسی معرفی کند. سازمان مجاهدین همه میدانند در سالهای پشت سر دوره ای در خدمت بعث بود و دوره ای هم در خدمت آمریکا، اما هیچ جریان اپوزیسیون به این فاز نرفت که فعالین مجاهد در ایران را علنی و یا معرفی کند. امروز کسانی به عنوان کادر و کمیته مرکزی در بخش خارج کشور سازمان شما آستین بالا زده اند تا کسانی در داخل کشور را به عنوان عوامل آمریکا و این و آن به جامعه معرفی کنند. تعدادی هم در داخل کشور نقشه این ها را دارند عملی می کنند. این کار در بهترین حالت زیر پانهادن تمام خط قرمزها و پرنسیب ها و اصول ابتدایی حضور در اپوزیسیون است.
تظاهر کمیته مرکزی تان به بی خبری از این نقشه که سازمانده اش بخشی ار اعضای خودش است، در عین حال نشان میدهد که شهامت دفاع جدی از آن را ندارد. میدانید در جریان دانشجویان هم علنا و رسما به امضای کمیته مرکزی این کار را نکرد، اما در عمل همه ما دیدیم چگونه به ضمیمه سیاسی آن جمع بدنام تبدیل شد. با توجه به آن تجریه اگر امروز رسما علیه آن پروژه اعلام موضع نکند و برای تضمین پاکسازی سازمان تان از این فساد اقدامات مشخص سیاسی تشکیلاتی در دستور نگذارد، هیچ تضمینی نیست در آینده به یک سنت جاافتاده در حزب شما تبدیل نشود. این کار فضای سیاسی را به همه نا امن میکند. آن وقت حزب شما هم عملا به سازمان پیمان نعمتی، امین صادقی، نوید بشارت، بهرام نویدی، رضامقدم و ایرج آذرین تبدیل میشود. این سرنوشت سیاه را ما برای دشمنان طبقاتی مان هم در اپوزیسیون آرزو نمی کنیم. فراخوان مجدد ما به شما این است که برای دفاع از شخصیت و کرامت سیاسی خودتان هم که شده قبول نکنید.
هفتم فوریه 09