مصاحبه پرتو با رحمت فاتحی در رابطه با مصاحبه اخیر مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران در روزنامه کردی زبان میدیا.
مصاحبه محمود سلیمی مدیر بخش کردی تلویزیون پرتو با رحمت فاتحی در رابطه با مصاحبه اخیر مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران در روزنامه کردی زبان میدیا.
محمود سلیمی.
رحمت فاتحی خوش آمدی به ستودیو تلویزین پرتو.
رحمت فاتحی. با تشکر از شما
م. همچنانکه اطلاع دارید مصطفی هجری اخیرا در مصاحبه ایی که در سایت "بو روژ هلات" پخش شده است به مسائلی اشاره کرده است. هر چند اینها بحثها جدیدی نیستند ولی لازم است ما اینجا، مقدری به آن به پردازیم. ایشان در این مصاحبه بحثهای زیادی کرده اند، از جمله در رابطه با خودشان، در مورد بخش دیگر ح.د، احزاب دیگر در کردستان و جبهه متحد با آنها و بحثهای دیگری. موضوعی که در این مصاحبه هجری جدید است رو کردن مجدد آنها به اسلام و اسلام پناهی است. بطور مشخص تفسیر خود را از اسلام داده اند. اینکه اسلامی که آنها میخواهند از نوع اسلام خمینی نیست که مضر و بد است و آنها با اسلام توده های مردم مشکلی ندارند. من بعدا به بحثهای دیگر ایشان خواهم پرداخت، تا همینجا، به نظر شما این اسلام و اسلامخواهی جدید ح. د برای چیست؟ اساسا ضرورت بحثهای اخیر مصطفی هجری در این شرایط در چه رابطه ای است؟
ر. اینکه ح.د که از طرف نماینده و دبیر کل این حزب، مصطفی هجری، این صحبتها را میکند، به قول شما، اعلام سیاستهای جدیدی از طرف ح.د نیست. اما موضوعی که مهم است، شرایط جدید و اوضاع سیاسی بوجود آماده است که ح.د را ناچار به موضعگیری کرده و چنین اظهار نظرهای را میکند. علت آنهم روشن است. بحثهای را که هجری در این مصاحبه بیان کرده است از ابتدا جزو فلسفه وجودی ح.د بوده است. از اسلام پناهیش گرفته تا اتحاد و وحدت با احزاب ناسیونالیست و فاشیست ایرانی تا بقیه بحثهای دیگرش. ایشان در این مصاحبه اظهار داشته اند که اینها جزو دستاوردهای کنگره 14 حزبشان بوده اند. ولی این "دستاوردها" متکی به همان سیاستهای قدیمی ح.د است. تئوری های ح.د عوض نشده است. بلکه اوضاع و شرایطی که تا چند ماه قبل ح.د به آن امید بسته بود عوض شده است. هجری با توجه به این شرایط جدید این بحثها را میکند، که موئلفه های آن این است: ح.د در چند سال اخیر تمام افق و امید و آرزوهایش را به سیاستهای امریکا در رابطه با حمله به ایران گره زد. تصمیم گرفته بود که بعنوان تفنگداران صف مقدم سربازان امریکایی در حمله به ایران حمام خون راه بیندازد و با سرنگون شدن جمهوری اسلامی، رهبران این حزب به موقعیت و مقامی برسند. ولی این خواب و خیالهای رهبری ح.د بعد از به گل نشستن سیاستهای امریکا و شکست آن در عراق و کمرنگ شدن حمله امریکا به ایران، برباد رفت. این پروژه تنها شامل ح.د نمیشد و کل احزاب راست و چپ را از نوع حزب کمونیست کارگری و سیاست انتظار کومله در یک جبهه غیر رسمی ولی در یک کمپ که برای آن تبلیغ میکردند در بر میگرفت. این جریانات تلاش زیادی کردند که با آن مردم را متوهم کنند. در آن شرایط این افق و امید به پروژه این احزاب تبدیل شده بود. که متاسفانه این افق در جامعه کردستان هم به درجاتی شنونده پیدا کرد و میشد این توهم و امید به این پرچم را در اعتراضات مردم به رژیم نیز دید. این توهم درست شد که از طریق پروژه امریکا، رژیم سرنگون خواهد شد و این جریانات میتوانند از آن موقعیت به نفع سیاستهای خود استفاده خواهند کنند. ولی آنچه واقعیت است جنگ امریکا با ایران فعلا در حد تحریم ها باقی ماند و بخصوص با روی کار آمدن اوباما مسئله جنگ با ایران و اوضاع بحران اقتصادی جهان حالت پیچیده تری به خود گرفته و احتمال جنگ را کمتر کرده است و علامت سئوال بزرگی را در این رابطه در مقابل اوباما و سیاست مداران حیزب دمکرات امریکا قرار داده است. زیرا که حزب حاکم جدید امریکا باید در این رابطه تصمیم بگیرد که آیا قرار است سیاستهای جنگ افروزانه بوش را ادامه خواهد داد یا نه. طبق اظهارات اوباما در رابطه با جنگ ظاهرا این هدف نیست. در نتیجه شکست سیاستهای امریکا و افشا گری ما علیه سیاستهای جنگی آمریکا وسیاستهای احزاب راست وقوم پرست، توهم به این سیاستها جنگی حمله به ایران را در جامعه خیلی کمرنگ کرده است. ح.د هم متوجه این مسئله شده است. مسائلی که هجری اکنون به آن اشاره میکند نتیجه این شکست است و آوار شکست سیاستهای امریکا بر روی این احزاب و از جمله حزب دمکرات نمایان است. این بحثها هیچی نیست به غیر از بی افقی و بن بست ناسیونالیسم. پروژه جنگ امریکا با ایران در حال حاضر حداقل عقب افتاده و در نتیجه ح.د باید دنباال آلترناتیو دیگری باشد زیرا متوجه شده است که از راه سیاستهای جنگی امریکا در حال حاضر بجایی نخواهد رسید. بحثهای اخیر هجری به غیر از اینکه بی افقی و بن بست خود را از این راه دارد توضیح میدهد سیاستت جدیدی را جلوی پای مردم کردستان قرار نمیدهد.
م. مصطفی هجری در بخش دیگری از صحبت هایش از تعدادی از احزاب ایرانی و کردستانی نام میبرد و خواهان درست کردن جبهه با آنهاست. در رابطه با پژاک میگوید که ما آنها را بعنوان حزب برسمیت نمیشناسیم. میگوید پژاک بخشی است از پ.ک.ک و دنبال فلسفه آپویسم هستند. من فکر میکنم با توجه به اینکه ح.د سیاستهای خودش را به سیاستهای امریکا گره زده است میخواهد و تلاش میکند سیاستهایش منطبق با امریکا و کشورهای غربی باشد. در حال حاضر امریکا، ترکیه، ایران و عراق و حتی احزاب حاکم کردستان عراق دلخوشی از پ.ک.ک ندارند. فکر میکنم اظهار نظر هجری هم در رابطه با پ.ک.ک در این راستا است. هر چند قبلا یکی دیگر از اعضای دفتر سیاسی ح.د اظهار داشته بود که رابطه آنها با پ.ک.ک خوب است. آیا فکر میکنید که در این شرایط میخواهند از پ.ک.ک فاصله بگیرند، وقتی میگویند ما با آنها هیچ ارتباطی را نداریم؟
ر. اجازه بدهید من قبل از اینکه به سئوال شما جواب دهم اشاره کوتاهی به مسئله جبهه که بحثش شد بکنم. موضوع اتحاد و جبهه احزاب ناسیونالیسم کرد در کردستان در شرایطی، خیلی مهم و قوت گرفت که جنگ امریکا علیه ایران و حمله به ایران شدت گرفت. قبلا هم در زمانیکه امریکا در تدارک حمله به عراق بود، احزاب ناسیونالیست کرد خود را برای این حمله آماده و سیاستهایشان را با حمله امریکا هماهنگ کردند. در این رابطه جبهه ای را تشکیل دادند. با سرنگونی صدام حسین این احزاب با اتکا به سیاستهای امریکا موقعیتی را در کردستان عراق کسب کردند. ح.د فکر میکرد اتفاقی که در عراق افتاد در ایران نیز تکرار خواهد شد. در نتیجه برای احزاب ناسیونالیست کرد در ایران مسئله جبهه هم موضوعیت جدی پیدا کرد. ولی بطور واقعی وقتیکه به این موضوع نگاه میکنید با توجه به شکست سیاستهای امریکا در عراق و کمرنگتر شدن جنگ امریکا علیه ایران جبهه هم کل موضوعیت خود را از دست میدهد و علیرغم تبلیغات این احزاب دیگر موضوعیت سابق را ندارد. این جبهه قرار بود که بخش زیادی از احزاب را ازجمله کومله که ظاهرا در موضع مخالفت، ولی در واقع در همین کمپ بود، تا شاخهای دیگر حزب دمکرات و کومله را در بر بگیرد. ولی در رابطه با پژاک صحبت شما واقعی است. موضعگیری حزب دمکرات در رابطه با پژاک پر از تناقض است. مدتی پیش آقای نظیف یکی از اعضای دفتر سیاسی این حزب اظهار داشت که، ما با پ.ک.ک رابطه مان خوب است هر چند در گذاشته اصطکاکاتی داشته ایم ولی امروز هجری چیز دیگری میگوید. هجری تلاش میکند که به شرایط و نیازهای در حال حاضر منطقه جواب دهد. برای ایشان مهم است که سیاستهای ح.د را با توجه با دولتهایی که در حال حاضر در منطقه قدرت دارند از جمله، امریکا، بریتانیا و غیره هماهنگ باشد. در همین رابطه ح.د تلاش میکند سیاستی را که اتخاذ میکند با شرایط و اوضاع و سیاستهای قدرتهای منطقه انطباق داشته باشد. زیرا اساسا سیاست ح.د متکی بر دیپلماسی و مماشات با قدرتهای حاکم است. دیپلماسی که آنها اتخاذ میکنند باید جواب این نیاز را بدهد و بتواتد خود را در شکافهای قدرتهای منطقه جا بدهد. شکافی هم که در حال حاضر در منطقه بوجود آماده است به نفع پ.ک.ک نیست. به همین خاطر ح.د نمیتواند از پ..ک.ک دفاع کند چون این جهتگیری با سیاستهای قدرتهای بزرگ در منطقه همخوانی ندارد. موقعیت پ.ک.ک با توجه به حمله ترکیه به آنها و مخالفت امریکا و عراق و حتی احزاب حاکم در کردستان با پ.ک.ک خیلی ضعیف است. منافع دراز مدت تربا این کشورها، ح.د را در رابطه با پ.ک.ک دست به عصا کرده است و نمیخواهد این منافع بزرکتر را قربانی آن کند. باتوجه به این ح.د دارد جواب این نیاز را میدهد. مسئله اساسی مخالفت ح.د با پ.ک.ک، اساسا آپویسم نیست. آپوئیسم را دستاویزی قرار میدهد برای مخالفت خود با پ.ک.ک. به همین دلیل ساده است ح.د در حال حاضر خواهان ارتباط با پژاک یا پ.ک.ک نیست
.
م. وقتیکه هجری دارد در مورد سیاستهای امریکا صحبت میکند به نظر میرسد قبل از انتخاب اوباما باشد. ایشان میگویند که ما حزبی هستیم که مبارزه میکنیم برای سرنگونی جمهوری اسلامی ولی اگر با نیروی خودمان نتوانیم رژیم را سرنگون کنیم، اگر نیروی خارجی آنرا سرنگون نماید ما این حرکت را مثبت ارزیانی میکنیم. به شرطی که نیروی خارجی که میخواهد جمهوری اسلامی را سرنگون کند به هدف تغییرات دمکراتیک و به نفع مردم باشد، ما از آن دفاع خواهیم کرد. با توجه به تجارب گذشته حمله کشورهای خارجی به کشور دیگری در تمام دنبا، آیا چنین اتفاق افتاده که نیروی خارجی، دولت دیگری را سرنگون کند به نفع تحولات دمکراتیک در آن کشور. ما در این مدت شاهد حمله دولتهای غربی به عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین بودیم و وضع آنرا میبینیم که لازم به توضیح نیست یا در افغانستان همچنین. آیا این است معنای تحول دمکراتیکی که آقای هجری منظورش است؟ آیا واقعا مسئله ای که حزب دمکرات مطرح میکند تا چه اندازه واقعی است؟
ر. در اینکه ح.د خواهان سرنگونی جمهوری اسلام است تا از این طریق آنها هم جایگاه و موقعیتی پیدا کنند شکی نیست. یا حتی اگر جمهوری اسلامی سرنگون هم نشود ولی راه حلی پیدا شود و بتوانند موقعیتی حتی با وجود حاکمیت رژیم شریک قدرت شوند چه در حال حاضر و چه در آینده در این هم شکی نیست. در نتیجه ح.د دارد تمام آلترناتیوها را امتحان میکند تا در قدرت شریک شود. چون پروژه ح.د این است که در قدرت با دولت سرمایه داری شریک شود. این پروژه را هر نیروی برایش تامین نماید با او همراه خواهد شد. تا مدتی پیش قرار بود امریکا این موقعیت را برای ح.د فراهم نماید. ولی من در صحبتهای قبلی هم به آن اشاره کردم. امریکا دیگر در این موقعیت نیست. در نتیجه امید و آرزوها ح.د در این رابطه بر باد رفت. اظهار نظر جدید هجری را هم باید در بن بست و بی افقی بعد از شکست امریکا در منطقه ارزیابی کرد. همچنانکه خودت هم گفتید شما هیچ جایی را سراغ ندارید که کشوری سرمایداری، میلیاردها دلار خرج کند صدها هزار نیرو به آن کشور بسیج کند و صدها و یا هزاران نفر از نیروهایش را به کشتن دهد برای دفاع از خواست توده مردم و یا تحول دمکراتیک در آن کشور. این به غیر از عوام فریبی و دروغ گفتن به مردم اسم دیگری نمیشود روی آن گذاشت. اگر در گذاشته در رابطه با حمله امریکا به ایران و تبلیغات احزاب ناسیونالیست و پرو غرب توانست توهماتی را در بین مردم درست کند، الان این نوع تبلیغات مردم را فریب نخواهد داد. این پروژه شکست خورده ای است. این را مردم ایران با رگ وپوستشان با توجه به همسایگی شان با عراق و اخبار آن از طریق میدیای مختلف حس کرده اند و در اففانستان هم همین طور.مردم به خوبی میدانند که نیروهایی که برای سرنگونی این کشورها بسیج میشوند به غیر از تامین منافع سرمایه دارانه خودشان و حفظ ابرقدرتیشان، حمله آنها هیچ ربطی به منافع مردم و یا تغییر دمکراتیک در این منطقه ندارد. این عوام فریبی و کلاهبرداری است.
م. ح.د برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی تنها مسئله ای که از آن بحث نمیکند مبارزه روزانه مردم کارگر و زحمتکش برای رسیدن به اهداف خودشان از طریق سرنگون کردن جمهوری اسلامی است. مبارزات مردم روزانه ادامه دارد. طبعا مردم مطالبات زیادی را از قبیل مطالبات سیاسی، اقتصادی و طبقاتی را دارند. این خواستها کاملا مطالبات اجتماعی مردم است. طبعا مبارزات مردم روز به روز رادیکالتر و شفافتر میشود. به نظر میرسد که ح.د نفعی در این مبارزات مردم ندارد به همین دلیل است که ح.د برای سرنگونی جمهوری اسلامی از همه چیز صحبت میکند به غیر از اعتراضات و مبارزات توده مردم. علت این مسئله را در چه میبینید؟
ر. به نظر من ح.د برای خیلی از مسائل جواب دارد. برای نمونه مصطفی هجری در همین مصاحبه دارد جواب مسائل زیادی را میدهد. دارد از پناه بردن خودشان به اسلام و اسلام پناهیشان حرف میزند، رجعتشان به اسلام و فوائد آن و امتیاز دادن به اسلام در مبارزاتشان. از مردم میخواهند برای رفع مشکلاتشان لازم است که پایه های اسلامی خود را تقویت نمایند. در عین حال هم دارد از اتحاد خودشان با سلطنت طلبان و حزب پان ایرانیست و تغییراتی که این احزاب کرده اند به نسبت دوره حکومت پهلوی و مسائلی دیگری صحبت میکند. این پروژه "جدید" ح.د بعد از سرخوردگی ها و بی افقی های اخیرشان است. ح.د قرار نیست بحثی یا سیاستی را در رابطه با مبارزات مردم کارگر و زحمتکش بکند واز این زاویه راه حل جلوی پای مردم بگذارد. زیرا که من در صحبتهای قبلیم اشاره کردم که ح.د تمام تلاشش این است که از راه شریک شدن در قدرت سیاسی سرمایه دارانه رژیم در ایران، بخشی ازسناریوی سرکوب مردم کارگر و زحمتکش شود. اگر شما به اعتراضات و مبارزات کارگران و مردم زحمتکش در ایران و کردستان نگاه کنید ما روزانه شاهد دهها اعتراض کارگری بوده ایم از جمله کارگران شرکت نیشکرهفت تپه، البرز، ایران تایر، ریسندگی کردستان، پرریس، فرش غرب و غیره. ما شاهد اعتراضات زنان برای بدست آوردن حقوق برابر با مردان و یا علیه قتلهای ناموسی بوده ایم. شاهد اعتراضات وسیع مردم برای آزاد کردن زندانیان سیاسی و غیره بوده ایم. بخصوص با کمرنگتر شدن جنگ و خلع صلاح شدن رژیم در استفاده از فضای جنگی برای سرکوب خواستهای مردم، طبعا اعتراضات و مبارزه مردم کارگر و زحمتکش برای رسیدن به خواسته هایشان تقویت میشود. ح.د در این رابطه حرفی برای گفتن ندارد و قرار هم نیست در این رابطه کاری بکند. اتفاقا مصاحبه اخیر مصطفی هجری دارد به این جواب میدهد که به مردم بگوید که راه شما این نیست که به کمپها و کمپینهای مبارزات مردم کارگر و زحمتکش که برای خواستهای انسانیشان مبارزه میکنند به پیوندید. بلکه راه شما این است که شما به اسلام فکر کنید ولی نه از نوع خمینیش بلکه اسلام ناب محمدی و این راه حل درمان دردهای شما است. حزب ح.د دارد خود را به این پروژه وصل میکند . علاوه بر این ح.د میخواهد سیاستهای خود را با سیاستهای احزاب ناسیونالیستی و فاشیستی ایرانی مانند سلطنت طلبان وغیره منطبق میکند تا بلکه از این راه موقعیتی را کسب کند. ولی باید به ح.د گفت (هرچند به نظر نمیرسد که ح.د از گذشته تجربه بگیرد) که مجددا راه غلطی را انتخاب کرده است و سیاستهای "جدیدشان" هم با شکست بزرگتری روبرو خواهد شد و بیشتر در میان توده های کارگر و زحمتکش منزوی خواهد شد و این نوع سیاست هم براشان دستاوردی نخواهد داشت.