چرا حکمتیستها و مردم از اعتصاب غذا و قومی کردن مبارزه زندانی دفاع نمیکنند؟
ما ا زابتدای شروع حرکتی تحت نام اعتصاب غدای زندانیان سیاسی کرد، هشدار دادیم و گفتیم که جریانات ناسیونالیستی مانند همیشه مبارزه مردم را به تفرقه و سردرگمی و شکست میبرند. گفتیم که زندانی سیاسی و مبارزه اش باید در برابر زندانبان صورت گیرد و نه خود عامل تفرقه در میان زندانیان شود. اینجا زندانی با رژیم هار و جنایتکاری روبرو است که بسیاری با هم همسرنوشتند. گفتیم این به هیچ عنوانی از طرف مردم حمایت نمیشود، و گفتیم که اعتصاب غذا روش غلطی برای مبارزه زندانیان است و اتفاقا این روشی بد و ضعیف برای زندانی و در فشار به زندانبان است. زندانیان میتوانند روشهای بسیار شناخته شده دیگری انتخاب کنند و مردم مبارز را به حمایت از خود فرابخوانند. اینها را ما نه از سر مخالفت با این یا آن جریان مخالف ما، که مدافع این اعتصاب غذای این تعداد از زندانیان بودند، بلکه از سر دفاع از مبارزه و منفعت زندانی و مکانیزم این مبارزه برای فشار بر زندانیان گفتیم . هر جریانی از منفعت جنبشی که به آن تعلق دارد حرف میزند و عمل میکند بسیاری از ناسیونالیستها بعد از یک ماه که بقول خودشان از اعتصاب غذای زندانیان میگذشت تازه بیدار شدند و به جنب و جوش افتاده اند و حملات خود را به مردم و ما شروع کرده اند چرا؟ دقیقا به دلیل ناکام بودن این روشها و اهدافی که داشتند. روشی که انتخاب کردید و تلاش کردید مبارزه زندانی را قومی کنید اشتباه بود.
روشهای ما و مردم در مبارزه از جمله برای آزادی زندانیان سیاسی معطوف به آزادی زندانی سیاسی در اتکا به نیروی اعتراض مردم است.زندانی را میخواهیم سالم و امیدوار به میان خود برگردانیم و جان زندانی و مبارزه مردم و روشهایی ماندگار و توده ای به سنت های مبارزاتی مردم جاری شود. جریانات ناسیونالیست و مدافعانشان از اینها دور ماندند و زندانی را بیش از بیش در منگنه رژِیم فاشیست و جنایتکاری باقی میگذارند که بیش از صد هزار اعدام در پرونده دارد.جنبش ناسیونالیستی امروزه و در راس همه آنها افراطیون و رهبرانش که مردم را بیرحمانه به باد حمله میگیرند که چرا از این حرکت حمایت نمیکنید و فعالین جریانات دیگر را تحقیر میکند ، خود به همان اندازه ضد رژیمند که روشها و فعالیتهایی که در دستور زندانیان میگذارند. به دلایل دیگری میپردازیم.
چرا اعتصاب غذا برای زندانی غلط است؟
اعتراض و حمایت مردم، مبارزه مردم و خانواده، دوستان و همکاران، تلاش و مبارزه زندانی با شیوه های بسیار متنوع و اعتراضی همیشگی به وضعیت خود و پرونده اش و ... در درجه اول و حمایت های بین المللی و ... در درجه دوم است که منجر به باز کردن گوش سرکوبگران رژیم میشود. این توهمی بسیار ساده لوحانه است که اعتصاب غذای زندانی میتواند او را از چنگ رژیم رها کند. برعکس مبارزه مردم، خانواده ها، همکاران، مردم یک شهر و ... میتواند و قطعا میتواند رژیم را وادار به رسیدگی به وضع زندانی سیاسی کند و این روش مردم است و این مبارزه ای است که مردم میتوانند و از عهده آن بر میایند. باید این را جنباند و این را به حرکت در آورد.راه حل این است. مبارزه زندانی اساسا در رابطه با جنب و جوش و حرکت مردم به حمایت از آنها میتواند دامنه ای وسیع بیابد و در زندانها نیز مایه امید و تلاش برای فشار به زندانبان شود. انتخاب روش اعتصاب غذا از بدترین روشهای مقاومت زندانی است و ما هیچگاه آنرا به هیچ زندانی توصیه نکرده ایم و همیشه و در هر جا که زندانیانی دست به این حرکت زده ایم از آنها خواسته ایم که آنرا بشکنند و راه دیگری برای مبارزه خود انتخاب کنند. ما موافق اعتصاب غذا نیستیم مهم نیست از طرف ناسیونالیست، کمونیست، مذهبی و کرد و ترک و فارس زبان باشد. اعتصاب غذا در درجه اول به خود زندانی زیان میرساند، رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی ککش هم نمیگزد. این مبارزه حمایت مردم را جلب نمیکند برعکس نگرانی خانواده ها و مردم را بیشتر میکند و زندانی سیاسی که تا دیروز تنها مشکل زندانی شدن داشت الان مشکلاتش به دو برابرتبدیل شده و جانش در خطر قرار گرفته است و اینها راه حل جنبش ما و مردم نیست. شما میتوانید راه حل خود را باز هم تبلیغ کنید و ما هم مرتبا به مردم اشتباه بودن این را نشان میدهیم و به زندانی هم اعم از آزادیخواه و کمونیست و ناسیونالیست این توصیه را میکنیم و تلاش میکنیم که راه ما را انتخاب کنند.
چرا اعتصاب غذای نامحدود؟ و چه فرقی با خودکشی و اعدام زندانی دارد؟
از راه حل های افراطی ناسیونالیستها که آن هم با مایه گذاشتن جان انسانهاست، یکی هم اعتصاب غذای نامحدود است. این دیگر اوج شاهکار این جنبش است. این به زبان آدمیزاد یعنی خودکشی. این را چرا مردم باید حمایت کنند؟ چرا زندانیان سیاسی دیگر باید حمایت کنند؟ این حرکت نه تنها عامل تفرقه بود، نه تنها روش اعتصاب غذا که غلط است را به این تعداد از زندانیان پیشنهاد کرد بلکه راه حل خودکشی، یعنی اعتصاب غذای نامحدود را پیشه زندانیان کرد. آهای انسانهای با انصاف! این روش چه فرقی با شکنجه و نهایتا از بین رفتن زندانی دارد؟ حتی اگر شما بعنوان ناسیونالیست های افراطی میخواهید این کار را بکنید ما توصیه میکنیم نکنید واقعا، و علیرغم همه کینه و نفرتی که به جنبش ما دارید ما برای جان شما ها و قربانیانی که بر اثر متد های جنبش شما دارند قربانی میشوند میگوییم نکنید! چیزی که همین امروز بخشی از شخصیت های همین جنبش با احساس مسئولیت برای جان زندانی همین را میگویند اسم این را چه میگذارید؟ تحقیق کنید ببینید حکمتیست نشدن!؟
این روش مردم نیست و جنبش ما شدیدا مخالف خودکشی زندانی سیاسی است. جنبش ما زندانی سیاسی را باید سالم از زندان بیرون بیاورد حتی اگر چند سال هم بگذرد. قدرت ما در خارج از زندان میتواند این را قطعی کند که چه زمان زندانی میتواند بیرون بیاید.
چرا با قومی کردن مبارزه زندانی مخالفیم؟ زندانی کرد زبان و احزاب ناسیونالیست
چرا مردم حمایت نکردند؟
بیش از یکماه از این حرکت زندانیان گذشت و تقریبا حرکت جدی از طرف مردم در حمایت از این کار صورت نگرفت.چرا اینگونه شد و آیا صرفا این میتواند با سرکوب افسارگسیخته رژیم پاسخ داده شود؟ به نظر ما نه، بیایید مبارزه خانواده فرزاد کمانگر، حسینی ها و زندانیان دانشجوی آزدیخواه و برابری طلب سال گذشته را نگاه کنید. و اینها را سرمشق دیگر زندانیان بکنید و به آنها تن بدهید و یاد بگیرید اگر جان و آزادی زندانی برایتان مهم است. فرزاد کمانگر در آستانه مرگ بود و همه دنیا این را میدانستند،با خودتان صادق باشید و اعتراف کنید که بخش بزرگی از جریانات و احزاب ناسیونالیست سکوت کرده بودو مردم در یک حرکت هماهنگ و به فراخوان فعالین دفاع از فرزاد کمانگر و مادر و خانواده فرزاد چند شهر از شهرهای کردستان را به عرصه مبارزه ای پیگیر برای حفظ جان فرزاد تبدیل کردند. حکمتیستها در صف مقدم این مبارزات بودند و جنگیدند. کانال تلویزیونی ما، سایت ها و تظاهرات های خیابانها را یکبار دیگر مرور کنید و سکوت و انفعال آن روز های خودتان را بیاد بیاورید. وجدان های شما وقتی بیدار میشود که زندانی مشغول خودکشی باشد؟ پس وقتی که فرزاد کمانگر روز ها و ساعتهای پایانی را میگذراند چرا این لشگرتان را راه نینداختید؟ مبارزه ما و مردم برای دفاع از زندانیان سیاسی و برای لغو حکم اعدام اینگونه بوده است. این روش و کار ما بوده است و ما برای دفاع از همه زندانیان سیاسی تلاش کرده ایم و بسیار روشن تر از سابق آزادی همه زندانیان سیاسی و دفاع از زندانی سیاسی بدون مراجعه به عقایدی که دارد را دنبال کرده ایم بروید و فعالیت یکسال گذشته ما را نگاه کنید و در خلوت و در مقابل آیینه خود را قضاوت کنید!
مبارزه مردم چگونه است؟ امید یا نامیدی تفرقه یا اتحاد؟
در مبارزه برای رهایی زندانیان سیاسی هم، مردم به مبارزه ای دل میبندند که امیدوار به آن باشند. به راه و روشهایی متوسل میشوند که آنرا ممکن بدانند. آکسیونهای چند نفره ما و شما در دفاع از زندانیان در خارج کشور بخش بسیار کوچکی از مبارزه برای آزادی زندانیان است.جنبش ناسیونالیستی در سازمان دادن مبارزه مردم و برای آزادی زندانیان سیاسی حتی متعلقین به جنبش خودش ، ناامید و ناکام مانده است و روش اعتصاب غذا را آن هم از نوع خودکشی مستقیم را در دستور زندانیانش قرار داده است. و این را هم خوب است باور کنید اگر جنبش رادیکال ما و مردم در کردستان نبود شما و فعالینتان در تظاهرات ها برای "آزادی" زندانیان، با پرچم های ایران و قران در دست به مقابل دادگستری در سنندج میرفتید. این را بیاد دارید؟ شنیده اید؟ اگر نه بشنوید! مردم به مبارزه ای که میدانند عین تفرقه است و حتی در زندان تعداد زیادی را نمیتواند جلب کند مورد تردید قرار میدهند،و تازه مساله قومی کردن این مبارزه را هم به آن بیفزایید و اینجاست که زندانی را نه تنها به رهبر دیگران تبدیل نمیکنید بلکه موجب انزوای آنها از دیگران میشوید.کارگران و زنان و جوانان و آزادیخواهان زندانی که از اورمیه و مهاباد و سنندج و تهران و کرج در زندانها هستند در برابر این حرکت چکار باید بکنند؟ این روشها به مبارزه مردم برای آزادی زندانی سیاسی امید و آینده نداده است و این را ما در طول این مدت دیده ایم و جنبش و جریانات ناسیونالیستی هم نه میتوانند و نه میخواهند به مردم برای آزادی زندانی متکی شوند. دلیل این همه عصبانیت ناسیونیستها در همین است.
چرا کومه له و چپ ها در برابر این حرکات ناسیونالیستی خلع سلاح شدند؟
بر خلاف آنچه این روز ها در مورد حمایت و یا عدم حمایت به کومه له و حزب کمونیست ایران نسبت داده میشود، این سازمان با سکوت خود بر حرکت ناسیونالیستها مهر تایید زده است. اگر سکوت را علامت رضا بدانیم، این سکوت تاییدی بر قومی کردن مبارزه زندانی سیاسی و اعتصاب غذا است.
کومه له نمیتواند در برابر این مساله سکوت کند. نمیتوان بر خود نام کمونیست هم گذاشت و در این کشمکش سکوت کرد. ما از روز اول گفتیم که لکنت زبان کومه له در این مورد هم بر همان اساس نشستن کومه له روی دو صندلی ناسیونالیستی و کمونیستی و آغشته بودن چپ کومه له به ناسیونالیسم است و دلیل سکوت همین است.
چپ های دیگر امثال راه کارگر هم مانند همیشه و بر اساس "حق ملل در تعیین سرنوشت خویش"! دنباله رو جنبش ناسیونالیستی اند.
فراخوان به پایان اعتصاب غذا از طرف شخصیتهای مختلف سیاسی و ناسیونالیست
این روز ها تعدادی از شخصیت ها و سازمانها در کردستان به زندانیان فراخوان داده اند که اعتصاب غذایشان را به پایان برسانند. این نظرات و این توصیه ها از هر طرف و با هر نیتی که هست درست است. ما هم از روز اول همین را گفتیم. اینکه چرا از روز اول آنها هم همین را نگفتند مساله خودشان است، اما به این مسله توجه کردند که زندانی دارد خودش را از بین میبرد و پی بردن به این که بر طبل "اعتصاب غذای نا محدود تا پیروزی" کوبیدن اشتباه است، مثبت است. اعتصاب غذا و آنهم از این نوع نامحدود، نه تنها بسیار غیر مبارزاتی و غیر انسانی است و نه تنها زندانی را قربانی اهداف هر جریانی که پشت آن هست میکند، بلکه مغایر با سنتها و مبارزات شناخته شده مردم است.
چه کسانی از زندانیان دفاع میکند و دوستان واقعی زندانیان هستند؟
حال باید مردم قضاوت کنند که جنبش کمونیستی مدافع مبارزه ای مردمی و توده ای برای آزادی زندانی سیاسی است یا جنبش ناسیونالیستی و جریانات افراطی آن که عملا بر طبل خودکشی زندانی میکوبند؟ این جریانات اهداف دیگری را دنبال میکنند و اینجا زندانی قربانی میشود.
لابد باز هم ناسیونالیستهای با سابقه و کم سابقه از نوع چپ سابق را عصبانی میکند، نه واقعا کمی توجه کنید و فقط استراتژی سازمانی همچون پژاک را در برابر رژیم اسلامی(که آنها خواهان سرنگونی رژیم نیستند) و روشهای به اصطلاح مبارزاتی شان از جمله برای زندانیان را مرور کنید. به نفع شما و سنت های ناسیونالیستیتان در کردستان هم هست که دنبال این ها نیفتید. مردم قضاوت میکنند که دوستان مردم و زندانیان چه کسانی هستند.
14 مهر 1387