آفرین به چپ کومه له!
m.fatahi@gmail.com
دورهای است که کومهلهای برای حکمتیستها دور برداشتهاند. جریانی که قلمزدن و جدل کردن با دیگران جزو نایابترین پدیدهها در سنت سیاسی آن است، در جنگ علیه حکمتیستها تعداد قابل توجهی نویسنده تولید کرده است. از اعضای کمیته مرکزی تا ردههای دیگر کادریشان در مسابقه سنگپرانی به حکمتیستها گوی سبقت از رفقای سابق خود در کومهلههای دیگر ربودهاند.
درگیریهای جدلی بین کومهله و حکمتیستها در دوره اخیر زمانی شروع شد که کومهله در بستن اتهامات به حکمتیستها و دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب، اقدامات سیاسی اطلاعاتی جریان آذرین – مقدم را همراهی کرد. تعرض اولیه اینها علیه حکمتیستهای "نامسئول" بود که "به جنبشهای اجتماعی ضرر رساندهاند." از آن موضع سنگر "سوسیالیسم و آزادیخواهی" را اشغال و علیه ما هر چه توانستد گفتند. فرض این است که اینها درست میگویند و سیاست حکمتیستها در جنبش دانشجویی سرتاپا غلط و مضر بود. فرض دوم این است که سیاست در تهران به آنها مربوط است و مشغله ناموجودی در ذهن آنها به فکر جنبش دانسجویی ایران بوده است.
با وجود این فرض های محال، همه میدانند در کردستان احزاب ناسیونالیست کرد "جنبش انقلابی" مورد دفاع کومهله را پشت آمریکا بردند و بعد از شکست آمریکا در عراق یک "ئاش بهتال" سیاسی به جامعه تحمیل کردند، توازن قوا را به نفع جمهوری اسلامی تغییر داده و از این طریق بهترین خدمت در حق دشمنان مردم نمودند. در کردستان، جامعه ای که دیروز در مهاباد در مقابل یک قتل دولتی به اعتصاب عمومی رفت، امروز در مقابل تکرار همان جنایت برای دانشجوی سنندجی بی حرکت میماند. در سایه سیاست های ناسیونالیسم پرو آمریکایی امید دیروز مردم برای سرنگونی رژیم امروز به یاس و ناامیدی تبدیل شده و همین مسئله به رژیم یک فرصت طلایی برای تعرض داده است.
حالا بروید سایتها و نشریات کومهله را ورق بزنید. هیچ مقاله و نوشته و اعتراضی از طرف کومهلهایها در این رابطه مطلقا موجود نیست. هیچ حزب ناسیونالیست و فاشیست کردی از طرف اینها به عنوان نامسئول و مضر به حال جنبشهای اجتماعی به جامعه معرفی نشدهاند. حتی از طرف عناصر پرت و پلاگوی اینها و حتی از سر اشتباه یک مورد بیادبی در حق ناسیونالیستها و قومپرستان و فاشیستهای کرد در اینمورد دیده نمیشود. نه فقط این، هر جا اسمی از مقامات و مسئولین همین احزاب نامسئول و مضر برده شده اوج احترام و ادب بکار برده شده و با مطیعترین، آرامترین و سربهزیرترین پز در مقابل اینها ظاهر شدهاند. در همین سایتها آنجا که در مورد حکمتیستها قلم زدهاند، به زبانشان، به فرهنگشان، و به ادب و اتهاماتشان نگاه کنید. فرهنگ رفتاری چندش آور اینها با حکمتیستها را با احترام و عرض ادب اینها در مقابل ناسیونالیستهای کرد مقایسه کنید، تماشایی است! کسانی در مقابل حکمتیستها سنگر گرفتهاند که در عمر سیاسی خود یکبار هم در مقابل ناسیونالیستها دو جمله انتقادی ننوشتهاند. آنوقت از ما ناراحتاند که گفتهایم چرا این سازمان تنها منبع تولید گروهها و جریانات ناسیونالیست و قومپرست و فاشیست است.
در این وسط البته یک استثنا بهداشتی موجود است؛
در وسط معرکهای که سایتهای کومهله و مقالهنویسان خوشفرهنگشان علیه حکمتیستها راه انداختهاند، نشریه "جهان امروز" کومهله در مقالهای به امضای هلمت احمدیان، آرام و متین به مقاله فاتح شیخ و سیاست حکمتیستها در مورد احتمال حمله آمریکا به ایران پرداخته است. رفیق هلمت به روی نازنین خود نمیآورد که همین نشریه ایشان چند شماره قبلتر اطلاعیهها و مطالبی را چاپ کرده که در آن رسما و علنا به دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب و به حکمتیستها همان اتهامات شکنجهگران وزارت اطلاعات را تکرار کردهاند. هلمت میداند که این کار رنگین ایشان و سازمانشان مورد اعتراض وسیع حتی در صفوف خودشان بوده است. ایشان جزو کسانی در کمیته مرکزی کومهله است که مستقیما در دادن خدمات به جماعت نئوتودهای آذرین – مقدم علیه دانشجویان و حکمتیستها مسئول است. نه فقط این، ایشان مطلع است که رفقای حزبیاش همراه اعضای انجمن جمال چراغویسی، به امضای جعلی کارگران سقز و سنندج علیه برهان دیوارگر اطلاعیه دادند و دست به ترور شخصیت زدند. ایشان مطلع است که این اقدام زشت کومهلهایها و آن انجمن کذائی مورد اعتراض خیلیها و منجمله حکمتیستها قرار گرفت. در مقابل تمام این اتفاقات ماههای گذشته، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده، سردبیر نشریه جهان امروز با ژست قلمزن محترم وارد بحث سیاسی با ما میشود!
هلمت احمدیان میداند اگر یک کومهلهای از سر اشتباه به ناسیونالیستها بیاحترامی کند، کومهله رسما عذرخواهی خواهد کرد. میداند اگر اعضای آنها علیه کادرهای کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان با اسم و رسم دست به ترور شخصیت بزنند، رسما تنبیه خواهند شد. میداند اگر نشریه "جهان امروز" حزب دمکرات در کردستان را مضر به حال جنبشهای اجتماعی و نامسئول اعلام کند، روز بعد ایشان خلع مسئولیت شده است. میداند اگر بمبگذاری و ایجاد رعب و وحشت توسط قومپرستان پژاک در سنندج و تهران مورد اعتراض نشریه ایشان قرار بگیرد، کمیته مرکزی کومهله نشریهاش را تخته خواهد کرد. میداند اگر کسانی از میان زندانیان ناسیونالیست کرد در نشریه ایشان به ارتباط و عضویت در یک حزب سیاسی و اقدام مسلحانه علیه رژیم در کردستان متهم شوند، در درون کومهله یک اسکاندال محسوب میشود.
با همه این دادهها، آیا از نظر سردبیر محترم میشود به همین راحتی صفحه عوض شود؟ میشود این اندازه به جامعه و منتقدین و معترضین دهنکجی کرد، بعدا به همین راحتی چشم اطراف را بست، عیبها را پوشاند، دست در جیب گذاشت، سر پائین انداخت و آرام و سوتزنان از صحنه دور شد؟
توجیه دیگر اینها در سنگربندی علیه حکمتیستها، به قول آنها مخالفت حکمتیستها با موجودیت حزب کمونیست ایران است. و از این زاویه گویا حکمتیستها و ناسیونالیستهای کرد در مقابل آن حزب محترم در یک جبههاند.
اولا حزب کمونیست ایران موجودیتی مستقل و خارجی ندارد. صاحبان اصلی و فرعی این حزب رفتهاند. اسناد، مصوبات، سنن، خط و جهت آن حزب توسط ساکنین جدید ساختمان آن سوزانده شدهاند. آنها که امروز خود را حزب کمونیست خطاب میکنند، همان کومهلهاند. این فقط ادعای ما نیست. بخشی از کادرها و رهبران همین امروز کومهله هم همین را میگویند. در درون جامعه ایران این حزب هیچ خط و گرایش و جهتی را نمایندگی نمیکند. در خارج از مرزهای کردستان هیچ کارگر و زحمتکش و دانشجو و معلم و کارمندی، جمعی به دور خط ناموجود این حزب سازمان نمیدهند. علت یا اشکال اصلی مطلقا نه در محل تولد رهبران آن که در خط و سنتی است که نمایندگی میکند. این جریان (کومهلهای که آنها حزب کمونیست مینامند) جناح چپ ناسیونالیسم کرد را نمایندگی میکند. اینرا هر جمعی که میخواهد از بین تمام گروههای چپ حزبی را انتخاب کنند، میدانند و به همین دلیل به آن نمیپیوندند. این جریان اگر جناح چپ ناسیونالیسم ایرانی بود، مثل خیلی از چپهای آن سنت شانس جمع کردن عدهای کم یا زیاد به دور خود را داشت. مدعی اند که حکمتیست ها خواهان انحلال یک حزب کمونیست اند! رفقای محترم میتوانند به دور از این ادعاهای ارزان یک نفر کمونیست نشان من دهند که در صورت انحلال آن حزب لاموجود بی سازمان و تشکیلات میماند؟ با همه اینها، گیرم بحثهای ما بیپایه است، گیرم یک نیت شیطانی در وجود حکمتیستها علیه کومهله لانه کرده است. با همه این فرضهای محال سوال این است: مگر ناسیونالیستهای رنگارنگ و طیف درباد انتظار خوابیده بیرون مرزهای این کومهله به اشکال مختلف علیه این حزب و این کومهله و رهبری و تاریخ و سنن انقلابی آن صف نبستهاند؟ مگر اعضای گروههای چند نفره و ده نفره در بستهبندیهای مختلف مشغول کندن قبر نه برای آن حزب، که برای همین کومهله موجود و آرمان و اهداف و تاریخ آن نیستند؟ مگر سازمان عبداله مهتدی برای مدت ها علیه کومهله توطئه نظامی نریخت؟ مگر اردوگاهشان را هدف تیراندازی قرار نداد؟ سوال این است، چرا در مقابل اینها ساکت و قلم شکستاند؟ چرا حتی وقتی به شهامت سیاسی ناموجودشان در مقابل اینها اجازه بروز میدهند، اینقدر سر بزیر و مطیع و "محترم"اند؟ آن جنازههای سیاسی که این روزها در مقابل حکمتیستها برای اولین بار در تاریخ عمر سیاسیشان نویسنده شدهاند، آنروز درکدام سوراخ خزیده بودند؟
تمام این سوالات پاسخ روشن دارند؛ دوستی گرم کومهله، معاشرت و آمد و رفت و احترام و ادب و نزاکتشان در مقابل ناسیونالیستها و قومپرستان کرد، همزمان این درجه از خصومت علیه حکمتیستها تصادفی نیست. از سر بیدقتی نیست، اشتباهی نیست. آگاهانه است. اولیها با هر عنوان و لیست و نقشه و هدفی که دارند خودیاند. و دومیها علیرغم هر هدفی که دارند-حتی زمانیکه از تاریخ و سنن انقلابی و موجودیت حتی همین کومله دفاع میکنند- غیرخودی و در صف جنبش دیگریاند. جنبش کومهله با تمام جناحهای آن یک جنبش واحد با جناح های راست و چپ و میانه است.
اینها روزی زیر رهبری عبداله مهتدی قومپرست، علیه ما دشمنی کردند. امروز زیر رهبری مستقیم آنچه که چپ درون کومهله نام دارد به همان فرهنگ و ادبیات و سنگر برگشتهاند. کومهله زیر رهبری مهتدی را بدرست "کومهله جدید" نام گذاشتیم. سوال این است، کومهله امروز را چه نامی و چه عنوانی شایسته است؟