باز هم زندانیان سیاسی و قومی کردن کردن مبارزه آنها (مصاحبه اسماعیل ویسی با اسد گلچینی)
اسماعیل ویسی: اخیرا عده ای از فعالین سیاسی از کردستان که در زندانهای حکومت اسلامی دست به " اعتصاب غذای نامحدود زده اند " مورد حمایت کانونها، احزاب و جریاناتی از جنبش ناسیونالیستی کرد قرار گرفته اند. این ها اعلام کردند "زندانیان کرد" دست به این عمل زده اند. کمیته کردستان حزب حکمتیست در اطلاعیهه ایش با قومی کردن حرکت زندانیان مخالفت کرد چرا؟
اسد گلچینی: ابتدا لازم است چند نکته عمومی را اشاره کنم.زندانیان سیاسی باید آزد شوند و این خواست بدون چون و چرای مردم است. ما برای این مبارزه میکنیم و مردم را به این مبارزه فرامیخوانیم. مبارزه بر علیه اعدام و اعدام زندانی سیاسی مبارزه ماست وبرای این تلاش میکنیم. رژیم سرکوب و خفقان و فاشیسم جمهوری اسلامی 30 سال است که پرونده ای بسیار خونین و جنایتکارانه در رابطه با سرکوب فعالین سیاسی داشته است. ما کمونیستها و همه فعالین سیاسی و اجتماعی قربانی این شرایط بوده ایم.از نظر ما زندان را باید بر سر زندانبانش خراب کرد. هر روزه باید زندانیان را بتوان از چنگ رژیم رها کرد.حکم اعدام را لغو کرد حتی برای سران رژیم که باید روزی در برابر همه این جنایت ها پاسخ گو باشند.این را هیچگاه جنبش ما و مردم فراموش نمیکنند.
اما ما در زندان و در مورد زندانی هم، با قومی کردن مساله بشدت مخالفیم. مبارزه زندانی برای آزادی است و باید همین را گفت. مبارزه زندانی سیاسی برای دفاع از آزادی بیان و عقیده است و داشتن زندانی سیاسی جرم است و همین را باید گفت. خطاب ما به زندانی و همه مردمی است که میخواهند برای آزادی زندانیان سیاسی کاری بکنند، خطاب ما به همه خانواده و دوستان زندانی است که شب و روز در تلاش برای آزادی عزیزانشان هستند. چرا باید لباس قومی بر تن زندانی بکنند. چرا باید بر تن آنها لباس مذهبی بکنند. چرا موجب تفرقه در میان زندانیان میشوند. این محدود نگری و تفرقه در زندان اتفاقا نه تنها شجاعت و پیشرو بودن در مبارزه نیست، بلکه عین تفرقه و قوی کردن زندانبان است و اگر این میبود لابد همه زندانیان سیاسی با منفعت یکسان را شامل میشد، اگر برجسته کردن هویت قومی نیست چه مساله ای است که زندانیان و دوستداران "زندانی کرد" را به این رساند که همه زندانیان را به این کار فراخوان ندهید؟ از این نظر ما میگویم که اینها بیشتر از اینکه مایه یک مبارزه جدی باشند موجب تفرقه اند و در زندان هم به این کار مشغولند. زندانیان سیاسی در زندان ها مگر همه ناسیونالیستند؟ کارگران و زنان و دانشجویان و همه فعالین سیاسی و مدنی به دلیل اینکه به زبان کردی یا ترکی و عربی حرف میزنند دستگیر شده اند؟ اصلا اینطور نیست. منفعت جنبش ناسیونالیستی در این است که بر هر حرکتی و هر مبارزه ای لباس ناسیونالیستی بپوشاند و آنرا از هر انقلابی گری و رادیکالیسمی تهی کند. این کار این جنبش است. در میان دانشجویان به همین کار مشغول است، به مبارزه زنان رنگ کردی میزند و ...
به نظر ما جنبش ناسیونالیستی، جنبش سرمایه داران کرد است و مثل همیشه مردم را برای رسیدن به اهدافش یعنی تقسیم قدرت محلی با حاکمان در مرکز به بازی میگیرد و بطور قطع در فردای هر موفقیت و پیروزی سهم آنها قدرت و سرمایه و امکانات است و سهم کارگران و مردم زحمتکش و جوانان، فقر و دربدری و بیکاری، و این نهایت مساله است و این جنبش امروز پیروز شود و یا صد سال دیگر همین کار را خواهد کرد. لشگر این جنبش را روشنفکران ناسیونالیست و یا کارگر و زن و دانشجو و زندانی ناسیونالیست تشکیل میدهند. ما مبارزه میکنیم تا جنبش سوسیالیستی و مبارزه کمونیستها و مردم در برابر این اهداف واکسنه شود. این کار ماست که اینها را نشان بدهیم. ما نمیخواهیم بر مبارزه آزادیخواهانه مردم و بر مبارزه برابری طلبانه مردم مهر ناسیونالیستی زده شود، چونکه هیچ ربطی به آزادی خواهی و برابری طلبی برای مردم تحت ستم و سرکوب نداشته است. مخالفت ما با قومی کردن حرکت زندانیان و یا تبلیغات زیادی که در بیرون هم برای آن میشود از همین جاست.
شکل مبارزه بالاخره مساله ای فرعی تر است و صد ها شکل مبارزه در همه عرصه ها وجود دارد و دراین رویداد و بحث های اخیر اینها کم اهمیت تر است هر چند بطور واقعی هر جنبشی سنت ها و اشکال مبارزاتی خاص خودش را هم دارد که پایینتر به مساله اعتصاب غذا میپردازم.
اسماعیل ویسی: به نکات اساسی و جدی و عوارض منفی و زیانبار آن از لحاظ سیاسی- اجتماعی که " زندانیان سیاسی " را به ملیت و قومیت منتسب کردن دارد اشاره کردید. اما در سیاهچالهای حکومت اسلامی " زندانی در دفاع از حق خود چاره ای جز متوسل شدن به " اعتصاب غذا " ندارد و این بنوعی سلاحی هست برای تقابل با زندانبانان . این عده بدان متوسل شده اند. و احزاب سیاسی جنبش ناسیونالیستی کرد از حرکت و خواستهای طرح شده آنها حمایت کرده اند. چرا کمیته کردستان در آن اطلاعیه با اعتصاب غذا آنها مخالفت کرده است؟ اینها چکار باید بکنند؟
اسد گلچینی: زندانیان در مقابل رژیم اسلامی و در برابر همه بی حقوقی ها محق اند دست به هر اعتراضی بزنند و این بخش مهمی از کار زندانی است. زندانیان حق خودشان است و یا هر گروه و جمعی از زندانیان هر روشی را که انتخاب میکنند مختارند، از جمله اعتصاب غذا، اما حرف ما در درجه اول در این مدت این بوده است که چرا به این حرکت مهر قومی میزنید؟ و ما با این مساله ابراز مخالفت خود را کرده ایم و ممکن است برای بسیاری این مهم نباشد در حالیکه برای ما بسیار مهم است و این ها را میخواهیم به مردم بگوییم.
اما آیا این روش های اعتراض از جمله اعتصاب غذا، روش مناسب و خوبی هستند این موضوع بحث است و چه رهبران و دست اندرکاران این مبارزه ها و چه هر فعال و جریان سیاسی در مورد آن میتواند اظهار نظر کند.
از نظر ما دست زدن به اعتصاب غذا از طرف زندانی روش مناسبی در مبارزه زندانی نیست. ما این را به هیچ زندانی توصیه نمیکنیم و تا هم اکنون هم در رابطه با همه اعتصاب غذا هایی که در هر جا صورت گرفته است این را گفته ایم و مختص به این اعتصاب غذای معیین هم نیست.میگویید "زندانی چاره ای ندارد غیر از اعتصاب غذا" که زندانبانش را تحت فشار بگذارد، اینطور نیست. زندانی سیاسی بنا به تعریف آدم با اتوریته ای است و میتواند مبارزه اش را در میان مردم به پیش ببرد. مساله این است که زندانی میتواند مرتبا از مردم بخواهد به یاری آنها بشتابند. از مردم و همکاران و دوستان بخواهند مساله آزادی آنها را پیگیری کنند. میتواند مردم را برای خواست آزادیش فرابخواند، همکاران را مرتبا از وضعیتش مطلع نگاه دارد، دست زدن به اعتصاب غذا بیش از اینکه زندانبان را مورد تهدید قرار بدهد زندانی را بی حال و بی رمق میکند، زندانی با این کار موجب از بین بردن جسم خود میشود. و تازه جنبه افراطی آن هم درست شده است و اعتصاب غذای نامحدود را توصیه کرده اند. شرایطی که رژیم برای زندانی فراهم میکند همیشه ممکن است زندانی را به هر عکس العملی وادار کند و این بخشی از سرکوبگری رژیم و زندانبان است اما راه و روش موثرتر را باید یافت. ما عموما با این روش و سنت موافق نیستیم. این روش اگر هم زمانی تاثیری داشته باشد بنظر میرسد مربوط به دوران های بسیار پر تلاطم در مبارزه توده ای است که زندانی از جان هم مایه میگذارد. ممکن است مانند یک آکسیون و در شرایطهایی تاثیری بر مبارزه مردم داشته باشد که از جمله زندانیان سیاسی را آزاد کند.
این روش و سنت را باید کنار زد و روش و راه های دیگری برای رساندن صدای زندانی به مردم و زندانبان پیش گرفت. هر نوع اعتراض زندانی میتواند و ممکن است به نتایجی برسد اما برای کسی که مثلا 5 سال زندان گرفته است نمیتوان که هر روزه و هر سال چند بار توصیه اعتصاب غذا کرد و تازه اگر کسی هم نتوانست آنرا انجام بدهد بعنوان "اعتصاب شکن" منزوی شود و ...
وجود زندانی سیاسی انعکاسی از مبارزه مردم است، مبارزه بخشهای مختلف ، مبارزه کارگران، زنان، روشنفکران و دانشجویان در جامعه و حتی کسانی که مبارزه مسلحانه دارند میکنند است. وجود زندانی سیاسی یعنی وجود اعتراضی پایه ای و بسیار وسیع در جامعه و در مورد ایران کسی نیست که این مساله را انکار کند. این بهترین شرایط برای زندانی است که بیشتر خود را به این مبارزه وصل کند. زندانی سیاسی به دلیل خاصی آنجاست، از کارگر تا دانشجو و زنان مبارز همه به دلیل حضور در این مبارزه مردم دستگیر شده اند تا به اصطلاح این مبارزه را ساکت کنند و اگر این را برسمیت میشناسیم باید زندانی را بیش از بیش به این فضا و این مبارزه وصل کنیم. زندانی سیاسی و مردم مرتبا میتوانند بر هم موثر باشند.
میگویید زندانی چکار کند؟ بخش اعظم کارهایی که زندانیان میکنند را بدون اعتصاب غذا انجام بدهند. با خانواده ها تماس دارند، وضعیت خود را و همه بی حقوقی ها را منعکس کنند، به سازمانهای مدافع حقوق بشر نامه بدهند، به همه سازمانهای دفاع از زندانیان و رادیو و تلویزیون و سایت و ... نامه بدهند. خانواده های زندانیان سیاسی شبکه ای ایجاد کنند که در هر شهری و یا منطقه برای آزادی زندانیان و لغو حکم اعدامی ها مبارزه کنند و این مبارزه را هر چه بیشتر به میان مردم ببرند و اشکال متنوعی از این مبارزه بدست بدهند و ...
اسماعیل ویسی: با اینوصف و توضیحاتی که دادید. پیام شما برای زندانیان سیاسی و مردم بطور کلی در کردستان چه میباشد؟
اسد گلچینی:زندانیان سیاسی بخش آگاه و پیشرو مبارزه ای هستند که امروز از طرف میلیونها نفر از مردم ایران در جریان است. آنها را زندانی کرده اند که دیگران را خاموش کنند و این وظیفه ای بسیار مهم برای همه مردم و بویژه فعال و جریان سیاسی است که برای آزادی آنها مبازه کنند. مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی بخش مهمی از مبارزه است، میتواند باشد، و مردم را میتواند بسیار متحد هم بکند تجارب بسیار زیادی در این مورد هست. مردم میتوانند زندانیان را رها کنند. ما به این معتقدیم و مبارزه ما معطوف به این است، و هر اعتراض و مبارزه زندانی در درجه اول انعکاسی از این مبارزه است.این مبارزات در بیرون و در زندان باید بر هم تاثیر بگذارند. اغراق نیست اگر گفته شود حدااقل در چند سال گذشته میلیونها نفر از مردم ایران و خانواده ها هر روز بدنبال سرنوشت زندانیان سیاسی در تعقیب آنها بوده اند همه اینها بالقوه نیروی اعتراض به زندانی کردن فعالین سیاسی هستند. باید به سراغ این نیرو رفت. ما همراه با این مبارزات بوده ایم و مانند هر عرصه دیگری تلاش میکنیم خواست ها و مطالبات رنگ انسانی و آزادیخواهانه و برابری طلبانه داشته باشد. عقیده و نظر زندانی هر چه باشد باید از زندان آزاد شود.مردم را به این مبارزه فرمیخوانیم. مردم را برای آزادی همه زندانیان سیاسی و لغو اعدام فرامیخوانیم. سازماندهی مقاومت و تعرض مردم به سرکوبگران آزادی و برابری و عدالت پیام همیشگی ما ست و در این مبارزه فراخوان میدهیم که در حزب حکمتیست و همراه با آن باشید و آن را انتخاب کنید.
9 سپتامبر 2008