بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

کارگران در سنندج حق دارند امنیت سرمایه داران و رژیم را بهم بریزند

کارگران در سنندج  در 3 شرکت نساجی، پریس و فرش بافت غرب با سرمایه داران و دم و دستگاه اداری رژیم درگیرند. اینها زندگی کارگران را نا امن تر کرده اند. اعتصاب کارگران پرریس وارد هفتمین روز خود شد و کارگران میخواهند اعتصاب را ادامه بدهند تا اسفندیاری را ناچار کنند حقوق و مزایای نپرداخت شده را بپردازد. نساجی کردستان بیش از یک ماه است عملا تعطیل شده است منتها کارگران، ادامه کار و مطالباتشان را خواهانند و برای این مبارزه بسیار پیگیرانه ای را دنبال کرده اند. 20 نفر از کارگران غرب بافت را هم میخواهند بدون هیچ تامینی اخراج کنند و کارگران تن نمیدند. دیگر مراکز هم وضعیت چندان خوبی ندارد. همه مراکز الزما یک مساله مشترک ندارند اما همه در یک مساله شریکند، کارفرما ها ، حال دولتمردان و بنیاد مستضعفینشان باشد و یا دیگر  سرمایه داران ، همه میخواهند از برکت قانون کار رژیم و سرکوب و خفقان موجود، استثمار شدیدتر و بی حقوقی مطلق بر کارگران تحمیل کنند. کشمکش اساسا اینجاست. مثلا نساجی اگر سود دهی  معمول برای سرمایه داران را ندارد، پرریس که مطلقا اینطور نیست. همه در این شرکت میدانند که نخ های تولیدی پیش فروش میشود! بله این واقعیت دارد. پس اگر اینطور است چگونه کارفرما میخواهد 3 ماه یکبار به کارگران حقوق بپردازد؟  چرا تمایل دارد که همه کارگرانش که علاوه بر اینکه همه قرار دادی اند،میخواهد زن باشد؟ و خود بصراحت میگویند که "زنان سربزیرند" و "کمتر اعتراض میکنند" "و به نسبت هر جای دیگر که کار میکنند بسیار هم ممنون هستند که این مقدار پول دریافت میکنند"!
 این قلدری نه از اعتماد بنفس بالای او و یا  مدیریتش در کارخانه، بلکه از پشتوانه عظیمی است که قانون سرمایه داران که بوسیله اطلاعات و زندان و سربازش پاسداری میشود به  سرمایه دار و کارفرما داده شده است.اینها براحتی میتوانند با مساله وام و سود و هزار حقه بازی دیگر با هم بازی کنند و کارگران را وادار به اعتراض و تجمع روزانه و راهپیمایی و اعتصاب کنند. اینها زندگی و امنیت و همان اندازه آسایش کارگران و خانواده هایشان را هم که ندارند، بهم ریخته اند، کارگران هم حق دارند امنیت و آسایش آنها را بهم بریزند و با اعتصابشان هر روزه میلیونها تومان به آنها "ضرر" بزنند. هر روزه کارفرما از ترس حضور در میان کارگران باید مخفی شود و  استاندار و رئیس اداره کار و هر مقام دیگری دراین شهر حسابی فلج شوند. کارگران اگر این قدرت را داشتند بلافاصله به خواستهایشان پاسخ میدادند.
اقدام بسیار مثبت و موثر کارگران مبنی بر تجمع مشترک راه حل است. اقدام آنها بر تجمع در استانداری راه حل درستی است. فرصتی است که خانواده ها را به کمک طلبید و زن و مرد دراین تجمع ها شرکت کنند. راه حل همان چیزی است که کارگران نساجی یک ماه  است به آن مشغولند،منتها با قدرت بیشتر و در درجه اول این خانواده های کارگران هستند که باید وارد این کارزار شوند و این مبارزه را تقویت کنند. این واقعیت دارد که هر کس به مصیبت و مشکلات زندگی گرفتار آمده است که برایش درست شده است، اما محافل بیشمار کارگران آگاه و فعالین کمونیست در این شهر و در محلات مختلف، روشنفکران و دانشجویان آزادیخواه و برابر طلب، زنان مبارز، رانندگان تاکسی و ماشین شخصی و ... وجود دارند که میتوانند و لازم است نیروی خود را برای دفاع از کارگران و نیروهای متشکلی که در این کارزار فعال هستند بکار گیرند. هر شکلی که مناسب میدانند انتخاب کنند که از این مبارزات عملا حمایت کنند. کارگران و تشکل ها و کانون هایشان در هر شهر دیگری لازم است به این کارزار بشتابند و به یاری همکارانشان بروند و به هر شکل مناسب میدانند این حمایت را نشان داده و عملی کنند.
محدودیت ها را باید متوجه بود
راهپیمایی، تجمع و اعتصابات تاکنونی همانطور که اشاره شد باید با افزودن نیرو و جلب نیروهای  حمایتی قدرتمند کرد و ادامه داد. راه حل های این را باید یافت و این میتواند بر مبارزات کارگران تاثیر بگذارد و کارفرما و مقامات شهر را به عقب نشینی وادار کند و آنها نیز کارفرما ها را مجبور کنند به کارگران پاسخ مثبت بدهد. اگر این چنین مسیری طی نشد باید متوجه محدودیت ها هم شد، این سوال اکنون برای خیلی ها مطرح است که تا کی میخواهیم و میتوانیم ادامه بدهیم و پاسخ را باید هر جمعی از فعالین و  کارگران با سابقه و رهبران حرکت هر روز و هر تجمعی داشته باشند.
بیمه بیکاری مکفی برای همه بیکاران بالای 16 سال
این خواست توده های میلیونی بیکار زنان و مردان جامعه است. مقامات رژیم در اداره کار و استانداری رژیم باید در برابر این خواست مردم قرار بگیرند. راه حل در این است. به همه باید بیمه بیکاری پرداخت کنند، بیمه بیکاری که بتواند زندگی را بچرخاند. بیمه ای که مستقل از حقه بازی های اداره کار و کارفرما ها، به همه بیکاران پرداخت شود. سیستم کارقراردادی اصولا بیمه را هم  خیلی اوقات حذف کرده است. این شعار مهم کارگران است که باید و میتواند همه بیکاران زن و مرد در جامعه و همه زنان خانه دار را جلب و برای خواستهایشان جمع کند.
در چنین شرایطی شرکت نساجی و هر کارخانه مشابه دیگری را کارگران نمیتوانند کنترل کنند
خواست اداره این قبیل کارخانه ها بوسیله کارگران و یا کنترل کارگران بر تولید و توزیع و یا بهر شکل دیگری که بیان میشود، در چنیین موقعیتی شعار غلطی است ، سیاست سردرگمی است و در نهایت به ضد خود کارگران است. کارگران نباید دنبال این سیاست بروند. کارخانه و شرکت هایی که اکنون برای سرمایه داران در بازار سود درخواستی را ندارد چگونه ممکن است بوسیله خود کارگران اداره شود و تولیداتش بتواند به مساله بازتولید و معیشت کارگران هم برسد؟ فرض که عملی شد و کارگران توانستند تصمیم بگیرند که اداره کارخانه را خود بعهده بگیرند، چگونه محصولات کارخانه را بفروش میرسانند و در بازار رقابتی که سرمایه داران خود نمیتوانند از عهده هم بر آیند، کارگران نیز وارد این رقابت میشوند، مساله ای که اساسا به استثمار بیشتر و هر چه ارزان تر کارگر مربوط میشود و اینبار این کارگران هستند که باید در این سیستم سرمایه دارانه هضم شده و کارگر ارزان و قرار دادی استخدام کنند! دنبال همکاران هر چه ارزانتر بگردند و خود اینبار مستقیما به استثمار خود بپردازند. کنترل کارگران بر کارخانه و تولید در شرایطی ممکن میشود و درست است که کارگران قدرتمند باشند، کنترل کارگری بر کارخانه از  ضعیف ترین نقطه در مناسبات کارگر و سرمایه دار نتیجه گرفته نمیشود،یعنی شرایطی که الان این بخش کارگران در آن قرار دارند. این سیاست کارگران را نه تنها در بهبود زندگی کمک نمیکند و در مسیر  انقلاب کارگری نیست، بلکه برای بهبود حلقه ای شکسته از سود آوری سرمایه داران بسیج میکند. کارگران نباید سراغ این سراب بروند.
20 شهریور 1387
10 سپتامبر 2008
agolchin@yahoo.com


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول