بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

گفتگوی تلویزیون پرتو با اسد گلچینی (بمانسبت هفته منصور حکمت)

پرتو: تلویزیون پرتو قول داده بود که همراه با همه دوستداران منصورحکمت به مناسبت هفته منصورحکمت که از4 ژوئن تا 11 ژوئن ( 15 تا 22 خرداد) هفته ای که تولد منصورحکمت درآن اتفاق افتاده است گوشه هایی اززندگی منصورحکمت ،ازشخصیتش ازتاثیرش چه روی زندگی آدمها وچه روی زندگی سیاسی وشخصی آدمها وچه روی جنبش کمونیستی ایران صحبت کند مهمان برنامه امروزما اسد گلچینی است که درحال حاضرعضو رهبری حزب حکمتیست ودبیرکمیته کردستان است وی کسی است که مانند طیف وسیعی ازکمونیستهای ایران شانس فعالیت ازنزدیک وهمکاری نزدیک با منصورحکمت را داشته است درنتیجه اگرایشان مایل باشند ممکن است سوالهایی بیشتر ازسوالهای عمومی عمومی ازوی داشته باشیم ازنزدیکی که داشته وتاثیری که ازشخصیت منصورحکمت گرفته ویا جنبه هایی ازشخصیت منصورحکمت برایش جالب بوده ویا روی زندگیش تاثیرگذاشته است ،اسدگلچینی امیدوارم بتوانید درمورد آن مسایل هم صحبت کنید بهرحال هروقت احساس کردید که نمی خواهید صحبت کنید ویا نمیخواهید درآن زمینه وارد بشویم  میتوانید جواب سوالم را ندهید اولین سوالم این است که ازچه سالی با ادبیات منصورحکمت آشنا شدید با دیدنش مصادف بود یامصادف بود با همکاری با او،یا دورا دور بود ؟
اسدگلچینی : من ازبچه های انقلاب 57 هستم سال 59 هنگامی که عضو کومله بودم بعنوان یک فعال تشکیلات مخفی ودرشهرهای کردستان فعالیت داشتم ودرشهرمهاباد کارمیکردم، اولین آشنایی ها با بحثهایی منصورحکمت آشنایی با نظرات وی در مورد مواضع مختلف کومه له در آن زمان بود وبعد روشن ترودقیق تر،شاید یک تصویرجامع تر از او را در کنگره سوم کومله یعنی سال 61 و بحثهای مربوط به تشکیل حزب بود، بحثهای مربوط به داشتن برنامه حزب کمونیست ایران وتشکیل حزب کمونیست ایران ، که این مسئله برای تمام کمونیستهای آن دوره یک مسئله خیلی حیاتی وسرنوشت سازبود برای کومه له هم همینطوربود کنگره سوم کومه له که به این مسایل پرداخت شاید تاثیرگذارترین جنبه اززندگی وفعالیت سیاسی من وآشنایی با منصورحکمت بود  برای خیلیها هم اینطوربود.
پرتو: کدام بحث منصورحکمت درآن دوران بیشترروی شما تاثیرگذاشت چون دوره ای بود که منصورحکمت اساسا" بحث نقد پوپولیسم خلقی را کرد ،بحث مارکسیسم انقلابی را آورد،بحث پراتیک کمونیستی وبحث تشکیل حزب که درهمان وقت کمونیستهایی که هم سن وسال ما باشند میدانند چه جدال سختی بود، درنقد پوپولیسم ،دربحث مارکسیسم انقلابی،دربحث تئوری حزب وحزبیت کدامیک ازاین بحثها بود که شما را بیشترجلب مارکسیسم انقلابی ومنصورحکمت کرد؟
اسدگلچینی : راه حلی که برای تشکیل حزب کمونیست پیش پا گذاشته شد اساسا ازسوی منصورحکمت واتحاد مبارزان کمونیست بود.همین طورجدالی که همانوقت سراین مسئله بود که ایا حزب کمونیست ایران تشکیل بشود یا نه، وحتی آیا کومله حزب کمونیست وحزب کمونیست ایران را درست کند یا نه ،  خوشبختانه آن وقت کمونیسم کومله وسمت گیری کمونیستی کومله خیلی قوی بود. جدلهای جدی که آن موقع حتی رهبری اتحادیه میهنی  وشیخ عزالدین حسینی وبقیه سازمانهای دیگرهم که بعضا درخود کنگره شرکت داشتند هم مهم بود. حتی درکنگره سوم  منصورحکمت و جلال طالبانی هرکدام درصددکشاندن کومه له به سوی استراتژیهای کمونیستی و ناسیونالیستی بودند، هرکدام میخواستند کنگره را تحت تاثیربحثهایشان قرار بدهندو به سمتی ببرند که خودشان میخواستند، بحثهای بسیارزیادی دراین زمینه شد ومنصورحکمت راس این جدال وتلاش کمونیستی بود کومه له موفق شد  به سمت تشکیل حزب کمونیست ایران برود.بحثهای جالب دیگری در همین متن نام گذاری حزبی بود که قرار است تشکیل شود.لیستی باز شد که آیا چه اسمی بگذاریم، و هرکس اززاویه ای مثلا، حزب طبقه کارگر،حزب کارگران وزحمتکشان ،حزب کمونیست ایران ، یادم هست منصورحکمت روی این مسئله هم بدون تردید مثل همیشه به نظرمن ، بحثش این بود که ما باید حزب کمونیست را بسازیم حزب کمونیست ایران وبرنامه ای که داریم مال حزب کمونیست ایران است،بحث ساختن"حزب طبقه کارگر" و "حزب کارگران وزحمتکشان" و نیست وهیچکدام نمیتوانست جای حزب کمونیست ها باشد.
پرتو: شما گفتید که درتشکیلات مخفی شهر بودید حزب کمونیست ایران درست یکسال بعد ازکشتارسال 61 وبعد ازتلاشی که جمهوری اسلامی برای قلع وقمع سازمانهای چپ وبرای سرکوب انقلاب کرد تشکیل شد دردل آن خفقان ودردل آن سرکوب شدید حزب کمونیست ایران فکرمیکنید چه جایی درزندگی سیاسی شما وفعالین کمونیست آن دوره داشت ؟
اسدگلچینی : دراین زمینه هم بنظرم خط وسیاست های منصورحکمت سرنوشت ساز بود، برای کمونیسم طبقه کارگروتک تک کمونیستها ،من رفیق عزیزی داشتم که با پایان یک جلسه مشترک،میخواست به تهران برگردد، من هم به مهاباد بر میگشتم، آن موقع درسخت ترین شرایط از لحاظ فعالیتی گیرکرده بود ، شرایطی بود که هرکسی را درآن زمان دستگیرمی کردند بلافاصله اعدام میشد مخصوصا" کادرهای سطح بالای کمونیست وکومه له ای واتحاد مبارزانی و ... ،او به من گفت که اگر گیر بیفتم من هیچ راهی ندارم غیرازاین که قرص سیانوری که تهیه کردم را استفاده کنم ،ما کمونیستها هیچ وقت قرص سیانور نداشتیم این فرهنگ ما نبود گفتم چرا؟ گفت الان راهی نیست و گیربیفتم ناچار از استفاده آن خواهم بود، این گوشه ای از وضعیت ما و بسیار ازچپ های دیگر در آن زمان بود، یک سبک کاربود که از سیاست معینی که اپوزیسیون وچپ هم داشت تبعیت میکرد. .سبک کارکمونیستی که ابتدا دراتحاد مبارزان کمونیست بحث شد وبحثهای خیلی روشن وشفاف کمونیستی منصورحکمت درمورد بود برای این دوره تعیین کننده بود. این که پراتیک کمونیستی چیست ؟ سبک کارکمونیستی چیست؟ وهرسیاستی وهرتشکیلاتی ازچه اهدافی تبعیت میکند،اگرشما میخواهید طبقه کارگررا سازمان بدهید طبقه کارگر با سیاست بورژوایی وخرده بورژوایی وپوپولیستی سازمان پیدا نمی کند، چون اصلا" مکانیسم مبارزه اش ،مکانیسم زندگیش اصلا" وضعیتش ،اصلا" قابلیتی که دارد ،اهدافی که باید داشته باشدبا اینها  متناقض است ،این زیرورو کننده بود یعنی سبک کارکمونیستی درتقابل با سبک کارپوپولیستی که درآن زمان همه ما را دربرمیگرفت، کل چپ ایران را، و اگربه ریشه هایش برگردیم ازجبهه ملی وحزب توده بعدها به سازمانهای خط 3 مثل پیکار، رزمندگان واینها سازمانهای عریض و طویلی وبزرگی که داشتیم، همه سبک کاری پوپولیستی  وروشهای متناسب با این سیاست ها را در تشکیلات ها هم داشتیم.  براثرهمین نوع سبک کار، کارگربرای این سازمانها بیشترنیرو وافرادی بودند که  انقلابی که به اصطلاح سوسیالیستی بود را بهترانجام میدهند، وبعنوان خبرنگاروبعنوان نیرویی که رادیکالتره برای یک سازمان پوپولیست برخورد میشد ونه بعنوان طبقه ای که میتواند وباید انقلاب کمونیستی را سازمان بدهد.
پرتو: برگردیم به تجربه خودتان ،شما ازچه سالی وارد تشکیلات علنی حزب کمونیست ایران وکومله شدید وازنزدیک با منصورحکمت کارکردید این ازنزدیک کارکردن چه تاثیری روی فعالیتتان و زندگیتان وابعاد مختلف آن داشت؟
اسدگلچینی : من ازسال 62 یعنی بعد ازتاسیس حزب کمونیست ایران به بخش علنی آمدم. ازآن زمان ازنزدیک نه بسیارازنزدیک ،چون آن موقع عضو کمیته مرکزی نبودم، دربخش هدایت تشکیلات مخفی کارمیکردم ولی مستقیما" درسمینارها ،درکنفرانس ها ،درکنگره ها وکنفرانس ها یی که آن زمان بود من شرکت داشتم.  بحثهایی مارکسیسم انقلابی که سالها توانست  مارکسیسم ایران و تمام کسانی که میخواستند به اسم مارکسیسم فعالیت کنند و  چپ ایران را اززیرآوارپوپولیسم واکونومیسم و... بیرون آورد  واین ادامه خطی بود که منصورحکمت  درچپ و کمونیسم ایران وارد کرد. سازمان بزرگی مثل کومله جلب شد ودیگرتمام بحثها وجدلها وجنگها تحت تاثیرمستقیم فعالیتهای منصورحکمت بود تحت تاثیرفعالیت یک مارکسیست انقلابی ویک رهبرجدی کمونیست که جدل واقعیش با بورژوازی با سرمایه داری ،بارگه های مختلف سرمایه داری ،افکارسرمایه داری ازلیبرالیسمش تا بویژه مسئله ناسیونالیسم که آن زمان مخصوصا" درایران ودرکردستان هم خیلی برجسته بود بسیارروشن ،جدی وشفافی را پیش میبرد ویک سازمان بزرگ اجنماعی را پشت سر خودش داشت.
پرتو: منصورحکمت تاثیراتش روی جنبش کمونیستی وسیع است به شدت وسیع است درافزوده های جدی به مارکسیسم دارد و مارکسیسم عصرمعاصرنام گرفته است مارکسیست بزرگی که درافزوده های جدی داشته ولی تا جایی که به کردستان برگردد وکومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران شما فکرمیکنید جدالهای اصلی که منصورحکمت با آن روبرو بود وتاثیرجدی که روی فعالیتهای کمونیستهای آن منطقه داشت وروی حیات سیاسی کومله چه بعنوان یک سازمان وچه روی افرادی که دراین سازمان مبارزه میکردند جدالهای اصلی چه بود ،گره گاهها وتاثیراتش چه بود؟
اسد گلچینی : اگرمدت شش هفت سال اولیه فعالیت کومه له بعنوان بخش کردستان حزب کمونیست ایران را درنظر بگیریم شاید روزبروز، سیاست به سیاست و اجلاس به اجلاس وکنگره به کنگره مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری اززیرآوارهای جنبش های دیگر،جنبش ناسیونالیستی ، لیبرالی وهرجنبش دیگری درجامعه در کومله به زمین می نشست. بطورواقعی ،کومله از یک سازمانی که پایش دریک جنبش ناسیونالیستی ویک سازمان چپ ظرف پنج شش سال تا کنگره شش به یک سازمانی تبدیل شد که خودمختاری که یکی ازسیاستهای مهم وازمطالبات جدیش بود تبدیل شد به این که استراتژی این سازمان استراتژی سوسیالیستی است در هر جایی و درهر فعالیتی، واین صرفا اعلام نبود برای این که وقتی شما میگویید یک سازمان کمونیستی هستید خیلی طبیعی است که باید استراتژی سوسیالیستی داشته باشید این به قیمت پنج شش سال مبارزه بسیارجدی وصبورانه، ولی بدون تردید،بدون سازش درجریان بود وآخرین مقطع به نظرمن مقطع سال شصت وشش ،شصت وهفت بود که استراتژی سوسیالیستی واستراتژی کمونیستی مورد توافق و تصویب قرارگرفت، اینکه درهمان جنبش وهرجنبش دیگری که هر کمونیستی قرار میگیرد استراتژیش را هیچ وقت ازدست ندهد که سوسیالیستی است واین بنظرم یکی ازبزرگترین مقاطعی بود که چه شخصی وچه کل کومله وبویژه کمونیسم درون کومله با آن رشد کرد.  استراتژی مثل قطب نمایی است که بدون آن راه و هدف  به شما نشان می دهد ،استراتژی سوسیالیستی این نقش بسیارحیاتی وتعیین کننده را برای کومله داشت.
بعدازاین که ما از کومه له جدا شدیم یعنی منصورحکمت وکل کمونیستهایی که با منصورحکمت فعالیت را ادامه دادیم، این استراتژی هم دیگر آنجا نماند، با ما آمد، دیگرآن کومله و کومله ایی که الان مانده آن استراتژی را نداشت ،کومه له برگشت به قبل ازکنگره ششم والان وقتی ازهرکدامشان میپرسید که استراتژی شما چی بود ممکن است چیزهای دیگری بگویند که ربطی به آن استراتژی سوسیالیستی و پراتیک کمونیستی منصورحکمت ندارد که در کنگره ششم آن تثبیت شد. آنها مصوبات را حفظ کردند وبازهم جا پایشان را در جنبش ملی سفت کردند.
پرتو: منصورحکمت سیاستهای متعددی داشت ، سنت شکنیهای زیادی داشت،درافزوده های زیادی داشت ،کدامیک ازمباحثش برای شما تعیین کننده بود درزندگی سیاسی شما واحساس کردید که این جای جدی درزندگی شما وزندگی سیاسی تان پیدا کرده است؟
اسدگلچینی : خیلی ازنکات هست ولی من همیشه ازیک چیزمتاسفم چه شخصی وچه برای حزب حکمتیست  که الان درآن هستم یا قبلادر حزب کمونیست کارگری و یا قیل از آن در کومه له و حزب کمونیست ایران، درمقاطع مختلف که با منصورحکمت بودیم، بعنوان افراد وسازمانهایی که ممکن است خط وجهت درست را بگیریم ولی بازنیروی عادتی که شاید ما قدیمی ها داریم ،همیشه هم خیلی قوی است ، این نیروی عادت به آنچه بودیم و انجام میدادیم، درمقتیسه با آنچه که کمونیسم باید باشد، ما را از پرداختن مستقیم به آنچه منصورحکمت خواستش بود دورکرده است. آثار و مباحثات منصورحکمت برای ما و هر کس میگوید کمونیستم لازمه و بدون تردید آنطورکه سراغ مارکس میرویم باید سراغ منصورحکمت هم رفت و همیشه این کار را باید کرد، الان هم وقتیکه بازسراغ این بحثها میرویم می بینیم که عجب، ما با منصورحکمت بودیم وهمه این سیاستها راگفت ،بحث کرد ،جنگید براش، متحد کرد، ولی ما نتوانستیم این ها را به سرانجام برسانیم یعنی خارج ازاین که چه اتفاقاتی دردنیا ودرمنطقه بود. منظورم این است که بگوییم متاسفم ازاین که ما نتوانستیم بیشترازاین که الان هستیم آن چیزهایی که منصورحکمت خواست و برایش جنگید را متحقق کنیم وبه سرانجام برسانیم. مسئله مبارزات وپراتیک منصورحکمت کمونیسم کارگری بود به این معنا که کمونیسم تنها جدل بین ایده ها وافکاروگرایشات فکری نیست بلکه درزمین واقع مال طبقه کارگر،اعتراض طبقه کارگر،این اعتراضی که ما میگوییم واین کمونیسم ما باید همین کمونیسمی باشد که کارگر دارد بیان میکند وروزانه درزندگیش هست این باید با این چفت بشود نه تنها این، بلکه به عنوان این که کمونیستها حزبشان باید بدون تردید حزب کمونیستهای دخالتگر،کمونیستهای سازمانگر،کمونیستهایی که دربرابرسرمایه داری و تمام مصائبش ،تمام روبناهایی که دارد بدون تردید میجنگد ،محیط خودش را تغییر می دهد،زیرورو میکند وبعنوان این ویعنوان کمونیستهایی که میروند قدرت سیاسی را میگیرند. درحالیکه درتمام چپ مسئله این بود که خوب ما میرویم وخردخرد طبقه کارگرراسازمان میدهیم ،طبقه کارگرهم سازمان پیدا میکند بعد میرویم حزب درست میکنیم تازه خیلیها هم ازهمان زمان که ماشروع به فعالیت کردیم میگفتند نمیتوانید حزب درست کنید چون باید برویم پیوند بخوریم ،الان هم که ما سه تاحزب درست کردیم اینها هنوزپیوند نخوره اند! خود ما هم زیاد پیوند نخورده ایم ولی بنظرمن راهی نیست غیرازاین که حزبت را داشته باشی و آن وقت هم مسئله پیوندت حل میشود، و بعنوان یک حزب روشن بین وبعنوان حزبی که قابل قبول است برای طبقه کارگرش ومیرود وقدرتش را میگیرد هرموقعی که توانست وهرموقعی که خواست ،حواستش براین اساس که قدرتش را داشته باشد، ولی هیچ تردیدی دراین نیست که ما باید برویم قدرت سیاسی را بگیریم هرموقع به قول منصورحکمت اگربا دو نفرهم شده ما باید برویم قدرت سیاسی را بگیریم ،قدرت را بگیریم آن زمان میتوانیم جامعه را زیرورو کنیم بنظرم این یکی ازنکته های بسیارکفرآلود منصورحکمت بود که چپ و کمونیسم الان بنظرمن با این باید شناخته بشود که هیچ خوانایی و ارتباطی با چپ سنتی در ایران ندارد.
پرتو : برگردیم به ابعاد شخصی بعنوان آخرین سوال منصورحکمت را بیشترازبیست سال شاید شناختید وازنزدیک با او کارکردید،کدام وجه ازکاراکترمنصورحکمت برای شما جذاب بود بعنوان یک آدم نه بعنوان یک رهبر سیاسی خیلی ها میگویند بامزه بود ،شوخیهای زیادی میکرد ،خیلی ها میگویند نقدش تیزبود، خیلیها میگویند اومانیزمش قوی بود ،خیلیها میگویند دوستی با او خوب بودکسانی که با او دوست بودند ،کدام زاویه ازشخصیتش برای شما جالب بود بعنوان یک آدمی که مدت زیادی بااو کارکردید؟
اسدگلچینی : نکات زیادی هست ازمسائل شخصی یا کاراکتری که منصورحکمت داشت بعنوان یک انسان،یک انسان بسیاردوست داشتنی ،انسان بشدت آزادیخواه وبرابری طلب درهمه زمینه ها، یعنی با یک بچه میتوانست مثل یک بچه باشد با یک بزرگترمثل یک بزرگ، درشخصیت اجتماعیش بشدت اجنماعی ،بشدت دوست داشتنی وغیرسنتی ،چیزی که حتی فکرمیکنم تاثیرمستقیم روی خیلی ها داشت ،ما رهبرها را دیده بودیم تاآن موقع،رهبرهای ما درکومله بودند رهبرهای سازمانهای چپ ،راست وهمه را دیده بودیم یا شنیده بودیم، منصورحکمت ازهمه این ها بسیارمتفاوتتر بود ،اولین باری که منصورحکمت را دیدم که  درمیدان خاکی فوتبال با بیست نفر فوتبال بازی میکرد میدود وفوتبال خیلی قشنگی راهم بازی میکرد، فکرکردم این رهبری مثل رهبرانی نیست که تا الان داشتیم. ساده و صمیمی و این تکان دهنده بود نه برای من برای خیلی های دیگر، منصورحکمت  درسیاست چیزی بود که  دیدیم،دررابطه شخصیش اینطور بود،آدم مدرن ،امروزی وهمیشه تلاش برای یک زندگی بهتر،و این توقع  ازخودش شروع میشد ومیدیدی که  او اینطوره وبه هردرجه ای که ما توانستیم ازاو تاثیرگرفتیم ،تاثیرازاین لحاظ که این ممکن و شدنی است که هر چه آگاهانه تر، بعنوان انسان،  تا آخر عمر و برای رسیدن به یک زندگی انسانی ،آزاد وبرابرپیگیرانه بجنگی.
3 جون 2008


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول