مصاحبه اسماعیل ویسی با رضا دانش (به مناسبت هفته منصور حکمت)
اسماعیل ویسی : چگونه با منصور حکمت آشنا شدید و کدام یک از مباحثاتش بر شما تاثیر گذاشت و باعث شد که بعنوان " فعال حکمتیست " در ابعاد اجتماعی و حزبی به فعالیت سیاسی ادامه دهید؟
رضا دانش : متاسفانه من با محضوراتی که دارم نمیتوانم آنگونه که شایسته است تمام حقایق را شرح دهم اما میتوانم بگویم من درخانواده ای کارگری وپرجمعیت متولد شدم واز نوجوانی بیعدالتی ، محرومیت ، تبعیض وتضاد طبقاتی موجود درجامعه را باگوشت وپوست خود احساس کردم زمانی که دانش آموز دبیرستان بودم با مارکسیسم آشنا شدم وبه یکی ازسازمانهای چپ پیوستم با مطالعه ی اسطوره بورژوازی ملی ومترقی با منصورحکمت اشنا شدم ،" سه منبع وسه جزء سوسیالیسم خلقی"، "جدال برسرتحقق سوسیالیسم خلقی" ازنخستین آثاری بودند که ازحکمت مطالعه کردم وسبب بازنگری درافکارودرنهایت جدایی من ازسازمان مزبورشد دراین آثارپوپولیسم ، سوسیالیسم خلقی وسوسیالیسم تنهابه مثابه ضدیت با امپریالیسم وبعنوان پرچم جنبش ناسیونالیستی وکمونیسم غیر کارگری ودرکل سرگشتگی احزاب چپ درآندوره به لحاظ تئوریک با متدمارکسیسم انقلابی نقد شده است ، " دو جناح درضد انقلاب بورژوا امپریالیستی" و" دولت دردوره های انقلابی " ، درنقد جمهوری اسلامی وسیاست سازشکارانه ومماشات چپ سنتی درمقابل رژیم ازآثاری بود که برمن تاثیرعمیقی گذاشت .
پس ازسالها مطالعه آثارمارکسیستی وکاروفعالیت کمونیستی هنوزرگه هایی ازناسیونالیسم درفکرواندیشه ام همچون بسیاری ازکمونیستهای غیرکارگری باقی بود واین امرشاید ناشی ازعدم درک تغییر شرایط ومناسیات جهانی سرمایه وتاثیرمتقابل این شرایط برمسئله ملیت است که نیازمند تبیین وبازنگری اصولی درفرمول حق تعیین سرنوشت ملل ازموضع کمونیسم مارکس ولنین است کاری که حکمت انجام داد ،فرمول عام "حق ملل درتعیین سرنوشت " توجیه گرسیاسی دفاع از مطالبه ای بورژوایی درمیان طیف وسیعی ازفعالین چپ شده است ، بحث منصورحکمت " ملت ناسیونالیسم وبرنامه کمونیسم کارگری " باعث تغییر نگرش من به ناسیونالیسم واتخاذ موضع کمونیستی دربرابراین مسئله شد .
این تبیین که فراترازمرزهای تعیین شده توسط استبدادسرمایه وهمچنین رنگ پوست وقومیت ونژاد، مسئله شیوه ی تولید ونظام سرمایه داری تضاد اصلی شکل گرفته درشکلبندی اجتماعی اقتصادی هر جامعه است مرا بیش از هروقت دیگری مجاب میکرد تا راهم را ازآلترناتیو انحرافی مطرح شده ازسوی نظام سرمایه جهانی وابزارهای متعدد آن ازجمله مذهب و فاشیسم وهمچنین ناسیونالیسم مطرح شده جدا بدانم .
" برنامه یک دنیای بهتر" ، "حزب و قدرت سیاسی " ،"حزب وجامعه ازگروه فشارتا حزب سیاسی" باعث شد تمایز کمونیسم پراتیک ، دخالتگرواجتماعی را با کمونیسم سنتی وهپروتی بهتربشناسم ، ازمنصورحکمت آموختم که " پراتیک انسان منشاء تغییرجهان است " و "اراده انسان منشاء تغییراست نه قوانین کور" وهمواره تلاشم براین بوده است اندیشه وآرمان اورا سرلوحه مبارزات خود قراردهم زیرا بدون پراتیک ومبارزه کارگران ، زحمتکشان وکمونیستها ی مبارزهیچ تغییری درجامعه بوجود نخواهد آمد وهمچنان این دنیای وارونه ادامه خواهد یافت .
کمونیسم حکمت جنبش رهایی انسان برمحورآزادی ، برابری ورفاه است ، کمونیسم مارکس ولنین است ،دشمنی ناسیونالیستها ،وطیف های مختلف چپ ، مرتجعین ونوکران سرمایه با منصورحکمت بی دلیل نیست بارها درنوشته های نمایندگان این جنبش ها ی ارتجاعی میبینیم که به بهانه های مختلف وحتی درتعارضات واختلافات درونیشان به منصورحکت می تازند وهرآنچه شایسته خودشان است به وی نسبت می دهند چون بدرستی تشخیص داده اند که کمونیسم رادیکال حکمت و جنبش کمونیسم کارگری میتواند نقطه پایانی بربیعدالتی ،استثماروبربریت جهان معاصر باشد وبرای همیشه بشریت متمدن را ازشرنظام سرمایه داری وبردگی کارمزدی رهایی بخشد .
منصورحکمت نماد یک انسان واقعی وازموثرترین رهبران جنبش آزادیخواهی وبرابری طلبی انسانها ست درآثاروی میتوان عمق اندیشه های انسانی این برترین مارکسیست قرن حاضررا مشاهده کرد وی کسی بود که پس ازفروپاشی سیستم سرمایه داری دولتی درشوروی وزمانی که متفکران وتئوریسن های دنیای سرمایه نابودی ومرگ مارکسیسم وپایان تاریخ وجاودانگی نظام سرمایه داری رابه کارگران وزحمتکشان ومردم جهان اعلام کرده وسعی درالقای این تفکرداشتند بعنوان احیاگرمارکسیسم قد علم میکند وجان تازه ای یه کمونیسم مارکس ولنین می بخشد وقرائت های مختلفی که بنام مارکسیسم کمربه نابودی آن بسته بودند راسرجای خود مینشاند.
بقول کوروش مدرسی " منصورحکمت برشانه های مارکس و لنین ایستاده است اما قامت خود او به روشنی مشهود است . منصورحکمت با ایده هایش با آرمانهایش وبا کمونیسم اش چهره تابناک جنبش برابری انسانها و جنبش سوسیالیستی باقی خواهد ماند" .