اول ماه مه،اجازه از دولت و سازماندهی مناسب
به اول ماه مه روزجهانی کارگرروزاعلام همبستگی واتحاد بین اللملی کارگران، روزاعلام کیفرخواست کارگران برعلیه نظام استثمارگرسرمایه وروزجشن طبقه کارگردرسرتاسرجهان نزدیک میشویم. از آنجا که کارگران قدرت اتحاد قوی ندارند، تشکیلات فراگیر و محلی قدرتمند ندارند طبیعی است که جمهوری اسلامی بعنوان نماینده وحافظ بخشی ازمنافع بورژوازی مخالف برگزاری هرگونه تجمع کارگران باشد بخصوص درروزاول ماه مه که نماد همبستگی وانحاد بین اللملی شان است. دراین شرایط دنبال مجوزرفتن جهت برگزاری مراسمهای جشن وگردهمایی تنها میتواند یا ناشی ازعدم شناخت دقیق از وضعیت و یا عدم شناخت ازتواناییهای لازم برای مقابله با همه موانع در چنین شرایطی باشد. راه درست ومنطقی درآستانه روزجهانی کارگر این است که کمونیستها ورهبران کارگری و درکل فعالان جنبش کارگری با تشکیل کمیته های مشترک ، کمیته هایی احتمالا" نیمه مخفی وبا شرکت طیفهای مختلف وصاحبان گرایشهای گوناگون ایدئولوژیک وسیاسی، برای آماده سازی مقدمات برگزاری مراسم اول ماه مه بدورازگرایشات گوناگون فرقه ای ومنافع جناحی وحزبی خود درجهت برگزاری مراسمهای عظیم تروباشکوه تربکوشند. این امرتنها با اتحاد کارگران وفعالین ورهبران این طبقه میسراست. تشتت وپراکندگی درآرا ونظرات دراین مورد باعث خواهدشد مراسمهای کوچک وباشرکت معدودی ازافراد درمکانهای مختلف وگاها"پرت ودورازانظارعموم برگزار شود که به هیچ وجه درحد شان واندازه ی این طبقه چند میلیون نفری یعنی اکثریت شهروندان محروم درایران نیست و کار نیروهای سرکوبگررژیم جمهوری اسلامی رانیزدردستگیری وبه زندان انداختن وشلاق زدن رهبران و شرکت کنندگان درمراسم آسانترمیکند ، سرکوبی و دستگیری اعضای کمیته برگزارکننده و رهبران سازمانده تجمع چند هزارنفری برای رژیم بمراتب سختراست ازتجمعی چند صد نفری وشاید هم کمتر، بدون شک برگزاری مراسم باشرکت اکثریت کارگران یک محل میتواند بازتاب وتاثیربمراتب بیشتروقویتری داشته باشد هم به لحا ظ بالابردن اعتماد به نفس کارگران شرکت کننده درمراسم وتشویق وترغیب کارگرانی که بهر دلیل دراین مراسمها شرکت نکرده اند برای سال بعد وجشن بعدی وافزایش آگاهی طبقاتی بطورعلی العموم دربین کارگران وهم به لحاظ تبلیغی دررسانه های جمعی ونشان دادن قدرت عظیم این طبقه به سایرجنبشهای رادیکال موجود در جامعه وتثبیت هژمونی این طبقه برسایرجنبشها ودرنهایت آغازبه صدادرآوردن زنگ آماده باش برای گام برداشتن درجهت به پایان رساندن دنیای استثماروبردگی کارمزدی وهرگونه محرومیت وبربریت نظام سرمایه با تکیه برآگاهی طبقه کارگربرنیروی پرتوان خود طبقه وجنبش جهانی آن .
2
درروزهای گذشته طبق اخبارمنتشرشده، اتحادیه آزاد کارگران ایران، برای گرفتن مجوزبه مراجع دولتی مراجعه وهمانگونه که انتظار میرفت با مخالفت نمایندگان رژیم وجواب رد روبرو شده است این ماجرا درحالی اتفاق می افتد که رهبران وفعالین کارگری با توجه به تجارب سال گذشته بارها ازعدم امکان صدورمجوزازطرف رژیم برای برپایی مراسم روزکارگرصحبت کرده اند وهمگان را ازتوهم به ماهیت ضد کارگری جمهوری اسلامی برحذر داشته اند اما متاسفانه بازهم شاهد تکرارتجارب ناموفق سالهای پیشین هستیم یکی ازدلایل وقوع این گونه اعمال عدم درک شرایط سیاسی ، اجتماعی حاکم است درحالی که هرروزه شاهد افزایش اعتراضات ونارضایتی دربین مردم وبویژه کارگران و زحمتکشان واقشارمختلف درشهرها وکارخانه و کارگاههای صعنتی ودانشگاههاهستیم ورژیم با بحران عمیق اقتصادی وسیاسی درداخل ومشکلات بسیاری درمناسبات بین اللملی روبرو شده است وهرروزه شاهد تشدید فضای پلیسی واختناق وسرکوب بیشترازجانب رژیم علیه هرگونه ندای آزادیخواهی و برابری طلبی هستیم آیا این چنین رفتاری کارگران و وشاید رهبران همین تشکل را هم متوجه کار مهمتری که باید در سازماندهی مناسب انجام بدهند نمیکند؟
3
طیفی ازرفقای عزیزما مخالف برگزاری مراسم اول ماه مه دربعضی ازشهرهای کردستان هستند. میگویند نیرویشان کم است وآمادگی ندارند و طبق روال سالهای گذشته قصد دارند دراین روزبه به شهرهای دیگر بروند تا به اتفاق این روزرا با دوستانشان جشن بگیرند متاسفانه درمیان این دوستان آنچه مهم است تقدم منافع گروهی است برمنافع جنبشی ، برای این رفقا روزجهانی کارگرروزی است برای انجام یک آکسیون حزبی وگردهمایی تشکیلاتی درغیاب کارگران و خانواده و فعالین آنان ، این دوستان هرچند هم کارگر باشند یا نه، نمی خواهند وبه واقع نمی توانند بنیان گذاریک سنت کمونیستی درمیان تودهای محروم و زحمتکش واستثمارشده باشند ، دوست ندارند ویا عاجزند از این روزنمادی از اتحاد و همبستگی بخشی ازکل طبقه کارگردر کردستان با هم طبقه ای هایشان دراقصی نقاط ایران و جهان بسازند وشاید فراموش کرده اند که درشهری مانند سنندج وسقزو ...هم اوایل محافل و جمع های کارگاه های کوچک بودند که همه را بعدا" دورخود جمع کردند واگر فعالان ورهبران کارگری دراین شهر نیز، روش وسبک کار و تبیینی همچون این رفقا داشتند هیچگاه موفق به برگزاری این مراسمهای باشکوه به مناسبتهای مختلف نبودیم ، رفتن فعالان ورهبران این عرصه به شهرهای دیگرامکان پذیراست اما آیا میتوانیم کارگران وخانواده هایشان را به شهرهای دیگرمنتقل کنیم تا در جشن ما شرکت کنند؟ سنت اول ماه مه همه جا هست و باید باشد، هرجا کارگران هستند و محرومان زندگی میکنند و روزکارگر میتواند و باید به روزی برای اتحاد بیشتر طبقه ما تبدیل شود و این بیش از همه کار کمونیستی را تضمین میکند، کار آکسیونی و گروهی برد چندانی ندارد اول ماه مه و کارگران و شبکه هایشان همه جا هستند ازنقده و مهاباد تا کامیاران وپاوه و...
6/2/87