مصاحبه پرتو با کوروش مدرسی - درباره ی پلنوم دهم کمیته ی مرکزی حزب حکمتیست
۱ - بحث در باره گزارش و جمعبندی فعالیت های حزب
پرتو: هفته ی گذشته پلنوم دهم کمیته ی مرکزی حزب حکمتیست برگزار شد. با توجه به اطلاعیه ی پایانی پلنوم بحث گزارش، که خود شما ارئه دهنده ی آن بودید، بخش عمده ای از وقت پلنوم را به خود اختصاص داد. لطفا" کمی در مورد موضوع و اهمیت آن توضیح دهید.
کوروش مدرسی: مباحث گزارش و جمع بندی ازفعالیت حزب در دوره ی اخیر هر دو، بخش مهمی از وقت پلنوم را به خود اختصاص دادند. گزارش این دوره، همه عرصه ها را دربرداشت. عرصه های فعالیت حزب در حیطه فعالیت کمیته تشکیلات کل کشور، تشکیلات های کردستان، خارج کشور، و همینطور در عرصه های تبلیغات، تشکیلات، مالی وغیره. این گزارش توسط مسئولین مختلف تقدیم پلنوم شد. معرفی عمومی گزارش با من بود. گزارش یک دید عمومی از فعالیت حزب را مقابل پلنوم گذاشت و پلنوم راجع به آنها بحث کرد.
برای کسی که تفاوت بین یک حزب سیاسی با یک جمع کوچک و یک محفل، و یا فرق حزبیت را با فعالیت غیرسازمانی و نا متشکل را نداند، پراتیک و دستاوردهای امروز حزب حکمتیست این تفاوت را نشان میدهد. این حزبی است که تهران را به منچستر وصل می کند، سنندج را به کلن و لندن وصل می کند، بخش مهمی از فعالیت سیاسی چپ در ایران و حتی در خارج را با کمک این ساختمان و شبکه توانسته است بهم متصل نگه دارد و فعالیت سیاسی را واقعا به یک پروژه ی واحد برای خود تبدیل کند. این حزبی است که یک سر فعالیت هایش در تورنتو و منچستر است، سر دیگرش در تهران، اصفهان، شیراز و سنندج. حزب است که همه اینها را مقدور کرده است.
این امر از دو طریق امکان پذیر شده است؛ اول خود موجودیت سازمانی حزب: اگر حزب نباشد این کارها انجام پذیر نیست. دوم عروج چپ در جامعه و حزبی که محمل عروج چپ در جامعه ایران شده است. بعد از دهه شصت، چپ در سیاست ایران هرگز با این ابعاد پا به میدان نگذاشته بود. بخش زیادی از چپی که امروز به جلوی صحنه جامعه آمده است خود را کمونیست و مارکسیست میداند و خود را با این حزب تداعی می کند و آرمان خود را متعلق به آن می داند. این حزب تا اندازه ای درآن جنبش نفوذ کلام دارد. لذا این موقعیت کاملا جدیدی برای حزب ما است.
ما قبلا در حزب کمونیست کارگری هم در چنین موقعیتی نبوده ایم. حزب حکمتیست از محبوبیت علی العموم در میان چپ درآمده است. امروز دیگر بخش زیادی از کانون های فکری و کمونیستی ایران، خود را با منصور حکمت و البته از کانال ما با منصور حکمت تداعی می کنند. این که این تداعی کردن تا چه اندازه منطبق است با خط منصور حکمت یا ما، بحث دیگری است. اما بطور واقعی این اتفاق افتاده است. و این نقطه شروع مهمی برای کمونیسم در ایران است.
این واقعیت ها، مسائل کاملا جدید و عدیده ای را در مقابل حزب ما قرار می دهد که نمی توان منتظر بود تا خودبخود و در پروسه حل بشود باید برای این مسائل نقشه داشت. باید به سوالات پیش رو پاسخ داد. سوالاتی که برای ما مطرح اند و ممکن است برای دیگران یا مطرح نباشند و یا سوالاتی بشکل آکادمیک و کلی مطرح باشند. در حالی که اینها برای ما به سوالات عملی و بلاواسطه ی روز تبدیل شده اند که پاسخ می طلباند. سوالاتی که بسیاری از آنها برای ما آشنا نیستند. پاسخ ها و تجربه هایی هم که وجود دارند مربوط به تجربه های قدیمی اند. مثلا در این زمینه به تجربه بلشویک ها میتوان اشاره کرد که آن هم در دوره ای بود که چنین فعالیت هائی در روسیه و یا اروپا، از پایه با وضعیت دوران ما متفاوت بوده است. و یا تجربیات خودمان در ایران و در مبارزه در کردستان که در مولفه های متعددی با شرایط امروز متفاوت است. به هر حال این مسائل به فکر کردن، تمرکز قوا و تمرکز حواس رهبری حزب نیاز دارد. برگزاری این پلنوم برای یافتن راه حل مسائل پیش روی حزب ضروری بود.
حزب ما قبل از پلنوم متوجه این واقعیت شده بود که به موقعیت قوی تری، نسبت به بقیه نیروهای چپ، دست یافته است. این بالا رفتن در عین حال حزب را در مقابل پرتگاه های سهمناک تری هم قرار داده است. وقتی کسی در کف درّه ای در حال رانندگی باشد شاید تصادف و خارج شدن از جاده و خطرات جدّی مواجه اش نکند، اما یک اتفاق برای ما می تواند با سقوط همراه شود. یک اشتباه می تواند به لطمات بیشتری منجر شود.
در نتیجه رهبری حزب ما در این پلنوم به درجه ی زیادی روی همین بحث تمرکز کرد. شاید از چهار روز زمان پلنوم، سه روز و نیم آن را رفقا به صورت فشرده به جنبه های مختلف این موقعیت جدید پرداختند، صحبت کردند، اظهار و تبادل نظر کردند. این بحث ها هنوز ادامه دارد و باید به یک سر انجام منطقی برسد.
پرتو: اگر اجازه بدهید قبل از پرداختن به ادامه بحث پلنوم، به طرح یکی دو مورد بپردازم که شاید برای خیلی ها سوال باشد. از جمله اینکه چرا حزب حکمتیست محمل عروج چپ شده است؟ چرا چپ های دیگر نه؟ حزب حکمتیست چه چیز ویژه ای داشته است؟ آیا این ادعا، ارزیابی جامعه نیز هست؟
کوروش مدرسی: این ادعای ما نیست. اگر شما بروید یک چرخی در تهران بزنید و یا اخبار و اظهارات وزارت اطلاعات را تعقیب بکنید، در جمع چپ ها بگردید و سری به آنها بزنید، درجه نفوذ و درجه ی اعتبار حزب حکمتیست را خواهید دید. این جای خوشحالی است. نه به سادگی بدست آمده و نه اتفاقی است. محصول تلاش است. گرچه کمونیسمی که منصور حکمت مبلغ آن بود در دوره های مختلف همیشه در کمونیسم ایران وزنه مهمی داشته است و در کانونهای فکری چپ ایران پدیده ی شناخته شده و مطرح بوده است، اما موقعیت امروز حزب حکمتیست محصول پراتیک خود حزب است، محصول خط آن است، محصول سیاستهائی است که در پیش گرفته و یا نگرفته است، محصول تلاش های واقعا شبانه روزی، تلاش تا پای جان، زندان و شکنجه و رهبری، شجاعت و تلاش تعداد زیادی از کادرهای کمونیست در این حزب، از بندرعباس تا تورنتو و لس آنجلس بوده است. چه آنانی که در ایران تلاش و فعالیت و کار کرده اند و چه آنان که در خارج، چه آنان که تلویزیون راه انداختند، نشریه منتشر کردند، نوشتند و تحلیل و تبلیغ کردند، چه آنانی که از معاششان زدند و به این حزب کمک مالی کردند. سه، چهار سال پیش که در آغاز این راه بودیم و حزبمان را دوباره ساختیم واقعا در سربالایی بسیار تند و در یک موقعیت بسیار نا مطلوب قرار داشتیم و میتوان گفت که از صفر شروع کردیم.
از این نظر موقعیت جدید حزب، محصول پراتیک خیلی آگاهانه خود این حزب است و هیچ تصادفی در کار نبوده است. اگر حاصل کار تماما مطابق نقشه ما نیست، اما در هر صورت حاصل چفت شدن سیاست و پراتیک این حزب با نیازهای یک جنبش چپ و کمونیستی در ایران است که دارد عروج می کند و به جلوی صحنه آمده است. جنبشی که نگاه می کند ببیند با کدام یک از سنت ها و احزاب سیاسی خوانایی بیشتری دارد، با کدام جریان نزدیکتر است، با کدام جریان سوالاتاش یکی است، جواب هایش و مشغله هایش یکی است. می بینید و انتخاب می کند. بنظر من موقعیت ما حاصل این انتخاب است.
این برای حزب ما نقطه شروع خوبی است. هر چند برای به انجام رساندن یک انقلاب سوسیالیستی در جامعه ایران مطلقا کافی نیست اما حزب تا همین اندازه هم به آن افتخار می کند. خیلی ها با امکانات بسیار بیشتر از ما نتوانسته اند به همین نقطه هم برسند.
پرتو: مورد دیگر خارج از بحث پلنوم این است که بعضا خطاب به حزب حکمتیست گفته میشود؛ شما قبل از اینکه سیاست روشنی داشته باشید که به مردم بگوئید چه بکنند، می گوئید چه نکنند! مثلا مردم در آذربایجان، زنجان، اردبیل و در جنوب ایران و. . . به خیابان ها می آیند و علیه جمهوری اسلامی شعار می دهند و احزاب مختلف از چپ و راست هم پشت بسیاری از این تحرکات هستند و مردم را تشویق و تحسین میکنند. آنوقت حزب شما به مردم پیام می دهد که با آنان همراه نشوید، اشتباه نکنید، این راه را نروید و. . . نظر شما چیست؟
کوروش مدرسی: ببینید این بکنید و نکنید ها هر دو، دو روی یک سکه اند. ما هر وقت خطاب به مردم گفته ایم یک کار را نکنند، در عین حال آلترناتیو آن را هم گفته ایم و گفته ایم که چه کاری بکنند. این از منطق و منفعت طبقاتی ما ناشی می شود که حکم می کند لشکر طبقات دیگر نشویم. همین شاید یک نقطه تمایز ما با تمام اپوزیسیون باشد. ما قائل به وجود توده ی عظیمی بنام "مردم" که همه با هم دارند کار واحدی را می کنند و همه با هم صف واحد انقلاب هستند، نیستیم و نبوده ایم. یک زمانی جنبشی به میدان آمد که ما آن را جنبش سرنگونی خواندیم. در حالی که همه داشتند روی واقعیت ها خاک می پاشیدند و می گفتند گویا مردم همه با هم و مشترکا دارند علیه جمهوری اسلامی مبارزه می کنند، و حتی بعضی اعلام کردند که این خود سوسیالیسم است، ما تلاش کردیم به کمونیست ها و به طبقه کارگر بگوئیم که در این جنبش طبقات مختلف و جنبش های مختلف حضور دارند و هر کس دارد رنگ خودش را به آن می زند. این جنبش ضمن اینکه خود چارچوبی دارد در عین حال هر کس در آن مشغول جمع کردن نیرو برای خود و مشغول پیش برد سیاست های خود است. تلاش کردیم این را بگوییم که منفعت ما با بقیه یکی نیست. برای مثال نه تنها با هخا و الاحواز و اعتراضات ناسیونالیست های ترک و غیره همراه نشدیم در مقابل آنها ایستادیم. اگر اینگونه به مسئله نگاه نمی کردیم لابد باید فکر میکردیم که این تحرکات هم بخشی از ما هستند. یا دست کم در یک چیزی با آنها شریک هستیم و با هم داریم کاری می کنیم.
ما خطاب به طبقه کارگر گفته ایم که با اهدافی که این جریانات دارند نیستیم. مگر در اعتصابات کارگری چند نفر از آنها با ما می آیند؟ چند نفر از آنها اعتراض میکنند؟ آنها منفعت خودشان را می شناسند. در اینجا طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار هیچ منفعت واحدی ندارند. ما وظیفه خود دانسته ایم که تفاوت این منافع را برجسته کنیم و بر خصلت موقت، محدود و گذرای انطباق اهداف مان تاکید کنیم. این اهداف را تعریف کنیم.
بنابراین در آن مقطع احزاب و نیروهایی که به اسم چپ و کمونیست فعالیت می کردند مطلقا منافع طبقه کارگر را نه تنها نماینده گی نمی کردند بلکه به چشم طبقه کارگر و کمونیستهای آن جامعه خاک می پاشیدند. به این اعتبار من فکر می کنم یکی از پایه های مهم نفوذ ما همین خود آگاهی طبقاتی- جنبشی و منفعت کاملا متمایز ما از همه اقشار و طبقات دیگر بوده است. هویت ما در هم جهتی مشروط، موقت و بسیار گذرا با جریانات دیگر برای آماده کردن طبقه کارگر و بخش اعظم زحمت کشان و کمونیست ها برای سازمان دادن جنگ نهایی است. ما اگر این اختلافات را زیر ذّره بین نگذاریم نمی توانیم طبقه مان را برای نبردی که در پیش داریم آماده سازیم.
۲ - مسائل و مصاف های جدید حزب حکمتیست
پرتو: شما به موقعیت جدید حزب حکمتیست اشاره کردید و اینکه سیاست ها و پراتیک حزب در دوره ی اخیر حزب را در موقعیت جدیدی در جامعه قرار داده است. طبیعتا موقعیت جدید سوالات جدیدی را نیز مطرح می کند. چه مسائل جدیدی پیش روی رهبری حزب قرار گرفته اند؟
کورش مدرسی: مسائل خیلی متنوع هستند. مسائلی که شاید برای ما جدید است و برای دیگران اینگونه نباشند. هر چند که ما قبلا راجع به آنها حرف زده ایم اما اکنون آنها را در ابعاد جدیدی داریم تجربه می کنیم. این مسائل آکادمیک و فرضی نیستند و راجع به ابعاد عملی آنها فکر می کنیم.
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -1.85pt;