ديدار هفته در تلويزيون پرتو

ديدار هفته در تلويزيون پرتو
کورش مدرسي
٭ لشکر يک طبقه
٭ ٨ مارس يک روز اعتراض بشريت
٭ لشکر يک طبقه
پرتو: مطلع هستید كه هم كنفدراسیون اتحادیه های كارگری آزاد و هم فدراسیون اتحادیه های كارگری بخش حمل و نقل روز ٦ مارس را بعنوان روز جهانی حمایت از آزادی اسالو و محمود صالحی اعلام كرده اند. و این درست در روزهایی است كه اخباری از وخامت وضعی سلامتی محمود صالحی از زندان میرسد. فكر می كنید این روز چه اهمیتی دارد كه نه تنها جریانات مختلف ایرانی بلكه اتحادیه های مختلف كارگری همراه خود این اتحادیه های اصلی اعتراض می كنند.
كورش مدرسی: این هم مثل روز ١٦ فوریه به نظر من یك روز بسیار مهمی است. جمهوری اسلامی یك نقطه ی آسیب پذیرش خارج كشور است. این را قبلا هم راجع به ١٦ فوریه گفته ام. اعتراض علیه جمهوری اسلامی در خارج كشور اعتراضی است كه بلا فاصله تبدیل میشود به فشار روی جمهوری اسلامی. برعكس این تصور كه گویا خارج كشور تاثیر ندارد این فشار جمهوری اسلامی در خیلی موارد به عقب نشینی وادار میكند. مورد اسالو و محمود صالحی هم از آن مواردی است كه اوج ضدیت این رژیم با اساسی ترین منفعت و حقوق انسانی در آن جامعه را نشان می دهد. و وظیفه همه ما است كه با همه توان در چنین اعتراضاتی شركت كنیم. به نظر من این وظیفه هر انسان آزادی خواهی است كه در این اعتراض شركت كند. این هم چهره ی دیگری از همان مبارزه است كه ١٣ آذر بود. اینها جبهه های مختلف یك جدال اند و به هم مربوط اند و از هم انرژی میگیرند و به هم رنگ میدهند و در نتیجه به همان اهمیت اعتراضات ١٦ فوریه است و باید در آن شركت كرد.
فاكتور دیگری كه باید به آن توجه كرد این است كه اتحاد و برادری و رفاقت و منفعت مشترك طبقه كارگر در سطح جهانی یك بار دیگر به همان درجه ای كه هست زیر نورافكن میگذارد و طبقه كارگر در سطح دنیا یك بار دیگر تكانی هر چند كوچك میخورد كه ما منفعت یكسانی داریم. هر چند كه جنبش اتحادیه ای در اروپا واقعا به منفعت طبقه كارگر پشت كرده اند و بیشتر ابزار دست كارفرما هستند تا كارگر. اما فشار از پایین، سنتهایی كه از قدیم مانده و هنوز هست عمل میكند و مجبورشان میكند كه چنین عكس العملهایی نشان دهند. كه در هر حال باید آن را به حساب فشار از پایین، باقی مانده سنت و روحیه انترناسیونالیستی در میان طبقه كارگر و سازمانهای طبقه كارگر در اروپا گذاشت كه در اینجا انعكاس زیادی دارد. طبقه كارگر ایران باید بداند كه در صحنه جهانی تنها نیست. این جنبه ای است كه اهمیت بیشتری به این اعتراض میدهد و من فكر میكنم كه همه با هر توانی و قدرتی كه دارند در این اعتراض شركت كنند حتی اگر در ایران هم می شود باید این كار را كرد. چون هر قدم فشار آوردن بر جمهوری اسلامی فشار را روی طبقه كارگر و فعالین كارگری كمتر می كند و باعث می شود كه دستشان بازتر شود در دفاع از معیشت، حرمت، انسانیت و درست كردن صفی موثرتر در دفاع از حقوق كارگر و بشریت در آن جامعه.
پرتو: همانطور كه شما هم اشاره كردید، اینكه محمود صالحی و منصور اسالو و جریان آزادی خواهی و برابری طلبی در دانشگاهها علی العموم جبهه های مختلف یك جنبش را تشكیل میدهند، در اعتراضات خارج كشور اتفاقا خیلی جالب اینها در كنار هم قرار میگیرند. شما تظاهراتی را نمی بینید برای آزادی دانشجویان كه عكس محمود صالحی و اسالو در دست اعتراض كننده ها نباشد. عكس این هم صادق است. روز ٦ مارس كه روز همبستگی با جنبش كارگری ایران است باز هم عكس دانشجویان در كنار عكس كارگران در كنار هم خواهد بود. یعنی درهر صف اعتراض این چهره ها به عنوان نماینده گان فعالین و سخن گویان جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی در دست همه هست.
كورش: ببینید، خیلی ها هستند در درون جنبش سیاسی و در اعتراضات سیاسی كه معنی جنبشی اعتراضات را متوجه نیستد. مثلا وقتی كه سنت مجاهد، سنت نهضت آزادی، سنت اسلام سیاسی و نیمچه سیاسی، میاید اعتراضی بكند عكس همه آدمها یشان را میاورند. آدمهایی كه با آن معرفی میشوند. از حنیف نژاد گرفته تا طالقانی و آن چهره های كه جنبششان با آنها بازشناسی می شود آنها را به جلو صحنه میاورند و عكسشان را به دست میگیرند و خودشان را با آنها تداعی میكنند. جنبش كارگری هم به یك معنی اینگونه هست. در مبارزه طبقه گارگر بخشی هست كه بهر طریقی شده می خواهد فقط مبارزه را اقتصادی معنی كند. فقط صنفی و اتحادیه ای معنی كند. امروز اگر در اعتراضات دانشجویان عكس فعالین كارگری بالا میرود و یا در اعتراض فعالین كارگری میبینید كه عكس رهبران دانشجویی رفته بالا، وقتی كارگران پتروشیمی در حمایت از دانشجویان دستگیر شده اطلاعیه میدهند یا كارگران در جاهای مختلف اعلام حمایت میكنند، این نشان میدهد كه یك جنبشی دارد علی رغم هر پشت پایی كه به آن میزنند دارد به جلو میاید و میگوید من ابعادم را می شناسم و به نظر من این به درجه ای علامت بلوغ آن جنبش است كه جبهه های مختلفش را می شناسد. ما از اول گفتیم كه اتفاقی كه روز ١٣ آذر افتاد عروج جنبشی است كه دارد از عمق جامعه و از طبقه كارگر آن جامعه تغذیه میكند و انرژی اش را میگیرد. و به اصطلاح نوك كوه یخی است كه تهش آنجاست. این اتفاقات دارد نشان می دهد كه همین واقعیت است. علی رغم سكتاریسم این یا آن گروه، علی رغم صنفی گری این یا آن اتحادیه، علی رغم محدودنگری این یا آن بخش الان نه تنها آزادی خواهی و برابری طلبی در آن جامعه دارد خود را با چپ تداعی میكند بلكه خود آگاهی چپ نسبت به ارتباط جنبشی اش با طبقه كارگر و با خود آگاهی طبقه كارگر و فعالین طبقه كارگر نسبت به ارتباطش با این جنبش به درجه ی زیادی بالارفته و این هم یكی از آن جنبه هایی است كه در جمع بندی ١٣ آذر و ١٦ آذر امسال باید به آن توجه كرد. این هم جزو دستاوردهایی است كه سالهای سال بود در سطح جامعه ی ایران و جهان غایب بود و امروز میبینیم كه اتحادیه ی حمل و نقل انگلیس هم اعلام تظاهرات می كند همراه آن عكس دانشجویانی كه ازاد شده اند و آنهایی كه هنوز در زندان اند، از بهروز كریمی زاده تا مهدی گرایلو و سعید حبیبی و همه آنهایی كه دستگیر شدند عكسهایشان هست. اینها به اصطلاح یك لشكر اند. ارتش یك طبقه اند. و این دستاورد بسیار بزرگی است برای چپ كه در تاریخ اخیر ایران بی سابقه است. باید قدر آن را دانست و باید آن را به حساب آنهایی گذاشت كه این ماجرا را ممكن كردند.
پرتو: در دروه اخیر شما اگر به زندانها نگاه كنید اساسا چپها، سوسیالیستها، آزادی خواهان و برابری طلبان، و فعالین كارگری٬ رهبران دانشجویی و تا فعالین اجتماعی و فعالین حقوق زن در جاههای مختلف. بیشتر اینها به زندان افتاده اند در این دوره. فكر نمیكنید كه این بیشتر وسعت این جنبش را نشان میدهد؟
كورش: راستش الان نمیدانم تعداد زندانیان چپ بیشتر است یا جنبشهای دیگر. ولی آنچه كه تعیین كننده است این است كه كسی كه دستگیر میشود یا كسانی كه دستگیر میشوند و یا حركتی كه زیر ضرب دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی میرود، این چه بازتابی در جامعه پیدا میكند. الان ممكن است به فرض ده نفر از دانشجویان تحكیم را هم بگیرند، نمیدانم این كار را میكنند یا نه، ولی باید تلاش كرد كه آزاد شوند. ولی تحكیم دیگر آن پرچمی نیست كه این بازتاب را در جامعه پیدا كند. امروز ممكن است ٢٠ نفر از طرفداران هخا را هم بگیرند ولی هخا دیگر آن پدیده ای نیست. یا ٢٠ نفر از طرفداران آقای خاتمی را هم بگیرند، این اتفاقات كماكان میتواند بیافتد و تعداد دستگیر شده ها الزاما علامت حقانیت و قدرت یا ضعف یك جریانی نیست. بلكه مهم جایگاهی است كه آن اعتراض در جامعه پیدا میكند. محك باید جامعه باشد. آن صدایی كه در جامعه پژواك پیدا میكند. امروز صدای اصلاح طلبی رژیمی یا نیمه رژیمی یا ناسیونالیستی دیگر در جامعه ایران كمتر از سابق پژواك دارد. در نتیجه ما صدای چپ را می شنویم. این پدیده است كه دارد اتفاق می افتد و جایگاه جدیدی به چپ و نیروهای چپ در آن جامعه داده است. كه اگر متوجه آن نشوند به نظر من به طرز بدی می بازند. و اگر نروند در آن پستی كه هر كسی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب گرفته تا كسانی كه در احزاب سیاسی اند، كه چپ امروز در یك موقعیت دیگری در جامعه ایران قرار گرفته است...
٨ مارس يک روز اعتراض بشريت
پرتو: شما به روز ٦ مارس روز همبستگی با جنبش كارگری ایران، محمود صالحی و منصور اسالو اشاره كردید. ٨ مارس، روز جهانی زن هم مناسبتی است كه از همین الان بحث آن هست كه چه كارها باید كرد و یا نباید كرد كه طبعا سوال من این نیست. بلكه منظورم باز كردن بحث از زاویه ی دیگری است مربوط به همین جنبشی است كه شما در موردش صحبت كردید. فكر میكنید ٨ مارس چقدر اهمیت دارد در این شرایط و در حالیكه جمهوری اسلامی میخواهد حلقه خفقان و فشار را تنگ تر كند.
كورش: ٨ مارس یكی از مهمترین روزهای تاریخ اعتراض بشری است از قرن ٢٠ تا امروز كه در چند سال اولیه ی قرن ٢١ هستیم. یك دلیل آن به خاطر موقعیت زن است. موقعیت زن در جامعه ایران و سراسر دنیا. كه باعث شرم بشریت است. نصف بشریت را به یك موقعیت عقب مانده رانده اند. و حتی در جاییكه به او موقعیت برابر میدهند موقعیتی است كه نقش مردها را بازی كند نه نقش خودش را. بااصطلاح به جلد مرد برود. مثلا امكان این را پیدا كند تا كشیشی شود تا همان كاری را كه مردها میكنند، زنان را تحقیر میكنند، این نقش را ایفا كند. یا مثلا ژنرالی شود كه آدم میكشد. یعنی بخشا تبدیل شده به بخشی از جبش زنان صاحب منصب و دنبال شغل. منتها بخش عظیم زن در جامعه جهانی از چین تا آفریقا، از افعانستان تا ایران، از خود آمریكا موقعیت بسیار تكان دهنده ای دارد. مثل همه بخش های جامعه نصف طبقه ی ما زن هستند و بلاواسطه مسئله زن مربوط است به منفعت سرمایه داری در جامعه. منفعت سرمایه داری ایجاب می كند كه زن در این موقعیت باشد و در جمهوری اسلامی كه آپارتاید جنسی تبدیل شده به نرم جامعه و این روزها هم شدید شده٬ بیشتر از هر چیز منفعت جمهوری اسلامی و روی كار ماندنش به موقعیت زن گره خورده است. در نتیجه اگر از این سر نگاه كنیم جنبش آزادی و برابری، حنبش طبقه كارگر و جنبشی كه میخواهد در نهایت سوسیالیسم را در جامعه پیاده كند، نه تنها نمیتواند نسبت به مسئله زن و ٨ مارس بی تفاوت بماند بلكه عمیقا با آن درگیر است و آن را بخشی از جنبش خودش میداند. مسئله زن را بخشی از مسائل خودش می داند و باید در جلو صف آن قرار بگیرد. اگرحضور ذهن داشته باشید حتی انقلاب فوریه ١٩١٧ روسیه روز ٨ مارس شروع شد. یعنی در حول سازمان یابی مارش های روز ٨ مارس به مناسبت مسئله زن شروع میشود.
٨ مارس جایگاه مهمی در اعتراض طبقه كارگر دارد. و جایگاه مهمی در اعتراض بشریت دارد. و بخصوص امروز همانطور كه اشاره كردیم، جمهوری اسلامی وقتی هر كسی را میخواهد بزند با یك دستش هم زنان را سركوب می كند به هر دلیلی یعنی هر اتفاقی بافتد با یك دستش هم به زنان تعرض میكند، امروز اعتراض به جمهوری اسلامی، جمع شدن حول مسئله زن، بزرگ داشت ٨ مارس، روشن گری كردن راجع به ابعاد مختلف ستم بر زن، ابعاد به شدت پیچیده و عمیق ستم بر زن، امروز اهمیت بسیار بالایی پیدا میكند.
########
_____________________________________________
مصاحبه تلويزيون پرتو با كورش مدرسي.
* پرتاب موشك، ارعاب مردم!
* خانواده هاي دانشجويان، چشم انداز دلگرم كننده
* كنفرانس منچستر، دهه فجر لندن، نان خوردن كه اين همه پستي نميخواهد!
پرتو: جمهوری اسلامی موشکی را هوا کرده و میخواهد به مردم بگوید که من قدرت دارم و شما نمیتوانید به من زور بگویید. فکر میکنید این اقدام تا چه حد میتواند جامعه را دچار رعب و وحشت کند و اینکه جمهوري اسلامی قدرت دارد و به راحتی نمیتوان او را زد. آمریکا زورش به او نمیرسد و ما هم همین طور.
کورش مدرسي: من فکر میکنم رو به داخل ایران مسئله اساسا ارعاب نیست. با موشک که نمیتواند مردم جایی را بزند. اگر بحث ارعاب باشد ارعاب "بیرون" و دولت های منطقه است تا مردم ایران.
آنجایی که این اقدام در خود ایران میتواند بازتاب داشته باشد دست بردن به احساسات ناسیونالیستی و میهن پرستی است. این آزمایش موشک، یا بقول شما موشک هوا کردن جمهوری اسلامی، را قاعدتا باید به همه ناسیونالیستهای عزیز، میهن پرستان، کسانی که فکر میکنند ایران نتنها سوزن درست میکند، موشک هم میسازد، فردا سفینه به آسمان میفرستد، پیشرفته شده، و قدرت منطقه شده است و غیره تبریک گفت. و جمهوری اسلامی هم درسی روی همین سرمایه گذاری میکند، که منفعت ناسیونالیستی بورژوازی ایران را جای منفعت طبقه کارگر و زحمتکشان ایران جا بزند. درست مثل داستان تمامیت ارضی و خطر خارجی و داستان هستهای.
ولی اگر از زاویه منفعت طبقه کارگر و مردم زحمت کش و آزادیخواهان آن جامعه نگاه کنید، این اقدام علیه منافع آنان است. فقر دارد از سر و کول مردم بالا میرود، فلاکت دارد در میزند، بیکاری، اختناق و غیره. موشک یا زندگی مردم؟ استثمار یا افتخارات ملی؟ آپارتاید جنسی یا نیروی هستهای؟ آخوند و حوزه علمیه یا دانشگاه؟ کدام مسئله اصلی جامعه است؟ این جا یک بار دیگر تمایز دو سنت را در جامعه ایران میبینید. ناسیونالیسم و منفعت بورژوائی و کمونیسم و منفعت طبقه کارگر و مردم زحمتکش.
یک بار دیگر دو جنبش در مقابل هم قرار میگیرند. حتی احساسات دو جنبش را در مقابل هم قرار میدهد. جنبشی که نقطه شروع اش خاک و آب، ملیت، تمامیت ارضی، صنعتی شدن، و افتخارات ملی و همه چیزی غیر از انسان است، سنتی که پوششی است برای اینکه بورژوازی بتواند طبقه کارگر و مردم زحمتکش را به تمکین بکشاند و بگوید شما گرسنه هستید عیبی ندارد؛ در عوض ملت بزرگ میشود، ملت ایران در چشم جهانیان بزرگ شده، پول دار ها و سرمایه دار ها و مفت خور ها هم ثروت و قدرتشان زیاد تر شده، من هم حسابهای بانکی ام پُـرتر شده است. شما هم عیبی ندارد اگر بچه هایتان شبها گرسنه می خوابند. باید فداکاری کنید خداوند در آن دنیا ثوابتان را میدهد! میخواهم بگویم که این جنبشی است به اسم جنبش ناسیونالیستی، جنبش بورژوایی ایران است، جنبش طبقه سرمایه دار است، و در مقابل اش جنبش طبقه کارگر است. جنبشی که می گوید آزادی، برابری انسان، انسانیت، حق انسان، برابری انسانها، از بین بردن استثمار؛ تولید نباید برای سود باشد، سرمایه نمیخواهیم، کارگر نمیخواهیم باید یک جامعه برابر و آزاد و مرفه درست کنیم. این یک جنبش دیگر است. جنبشی که از موشک هوا کردن جمهوری اسلامی نه تنها احساس غرور و خوشحالی ای یا ترس نمیکند نفرتاش را از جمهوری اسلامی بیشتر میکند. به خاطر اینکه میداند که جمهوری اسلامی دارد از قبل سفره خالی اکثریت آن جامعه، از قبل استثمار و بهره کشی از طبقه کارگر و زحمتکشان آن جامعه موشک میسازد.
کسی نیست بگوید شما اگر پول دارید چرا بیمه بیکاری به مردم نمیدهید؟ چرا بچه ها را درمان نمیکنید؟ چرا وضعیت جامعه این است؟ اینها اِهمال نیست؛ منفعت سرمایه داری است. دولت جمهوری اسلامی هم دارد این نقش را بازی میکند.
طبقه کارگر، یا جنبشی که از آرمانهای آن طبقه نشات میگیرد، مثل حرکت دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، وقتی برگردد به خودش نگاه کند، نه تنها از موشک هوا کردن جمهوری اسلامی احساس خوشحالی ندارد بلکه باعث نفرت نسبت به آن و کل سرمایه داری است که روی خانه خرابی مردم دارند جیبشان را پر میکنند. عزت و احترام احمدی نژاد و جمهوری اسلامی در منطقه یا دنیا، عزت و احترام بورژوازی ایران است و لابد جیب کل آخوندها و سرمایه داران را پُرتر و عزت و احترام و یا ابهت آنها را بالا میبرد. اما برای مردم چه؟ برای کارگر و زحمتکش و دانشجویان که الان در زندانها دارند شکنجه میشوند چه؟ اینها حقایق آن جامعه است. جامعه ای که باید زیر و رو شود.
پرتو: جمهوری اسلامی بخشی از دانشجویان را آزاد کرده است. خبر دیگر ملاقات خانواده هایی است که عزیزانشان هنوز دربند هستند و نکته مهم همراهی خانواده هایی که فرزندانشان آزاد شده اند با خانواده های کسانی که هنوز در زندان هستند است. به نظر شما این اتفاقات، یعنی آزادی تعدادی از دانشجویان و اتحاد خانواده ها چقدر مهم است؟
کورش مدرسي: خیلی مهم است. آزاد شدن این دانشجویان معنی اش عقب نشینی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی رژیمی نیست که با زبان خوش مردم را از زندان آزاد کند. جمهوری اسلامی اگر دستش برسد بقیه را هم مثل ابراهیم لطف اللهی میکشد. این جمهوری شکنجه و کشتار است. جمهوری فقر و فلاکت و بدبختی است.
در نتیجه اگر کسی را آزاد میکند از سر خیر خواهی خودش نیست. از سر فشاری است که دارد به او وارد میشود.
مبارزه ای که در حمایت از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، از ایران تا اروپا و آمریکا را دربر گرفته است، اعتراضاتی که در خوابگاه دانشگاه تهران بود، حمایت وسیع از دانشجویان، نا آرامی هائی که در سطح همه دانشگاهها میبینیم و بالاخره و مهمتر از همه مبارزه خود دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب که علیرغم همه فشار ها و دستگیری ها، میبینیم و هر روز از جایی سر بلند میکنند، فشارش را روی جمهوری اسلامی نشان میدهد.
جمهوری اسلامی ناچار شده است عقب نشینی کند و تعدادی را آزاد کند. اما این عقب نشینی مطلقا کافی نیست. این عقب نشینی را نه ما نه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب نه مردمی که معترض هستند و نه خانواده ها که نقش تاریخی ای را دارند ایفا میکنند قبول نمیکنند. تا وقتی که همه دانشجویان آزاد نشده اند، تا وقتی که همه وثیقه ها لغو نشده، تا وقتی که فشار روی همه دانشجویان در داخل و بیرون زندان از بین نرفته است این فشار باید روی جمهوری اسلامی بماند.
آزادی هر کدام از این دانشجویان واقعا ارزشمند است. این جنبش عظیم اسیری را از چنگال دژخیمان بیرون آورده است. این آزادی ها را باید به همه تبریک گفت. اما همانطور که خود شما هم اطلاعیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را خواندید، هنوز راه درازی در پیش است.
به نظر من چشم اندازی که خانواده ها نشان داده اند دلگرم کننده است. نشان میدهد که جمهوری اسلامی نتوانسته در این صف شکاف بوجود بیاورد. نتوانسته یک عده را آزاد کند وعده ای را نگه دارد. اعتراضاتی که دارد برای ١٦ فوریه سازمان پیدا میکند، در سراسر جهان نشان میدهد تا وقتی که جمهوری اسلامی همه را آزاد نکند این فشار تمام نمیشود.
رویدادهای منچستر و بهم خوردن مراسم جمهوری اسلامی، لغو مراسم دهه فجر در لندن و غیره فشاری است که انسانهای آزادی خواه و باوجدان دارند به جمهوری اسلامی میاورند. خانواده ها دارند این راه را نشان میدهند تا آزادی همه دستگیر شدگان دست از سر جمهوری اسلامی بر نمیداریم.
پرتو: لغو مراسم دهه فجر در یکی از دانشگاههای لندن که هفته قبل قرار بود انجام شود. و در عوض ان را در جایی دیگر برگزار کردند. هفته گذشته کنفرانس بود در منچستر با عنوان ایران هسته ای که آقای جواد ظریف نماینده قبلی جمهوری اسلامی در سازمان ملل قرار بود جزو سخنرانان آن باشد که وقتی فعالین حزب حکمتیست به جلسه میروند متوجه میشوند آقای ظریف جرات نکرده در جلسه حاضر شود و کس دیگری به جای او امده بود. آیا سیاست حزب حکمتیست این بود که این جلسه را به هم بزنید، افشاگری کنید و یا چه اهدافی را از این کار تعقیب میکردید؟
کورش مدرسي: اولا آن جلسه در نتیجه بحث و افشا گری جمعیت زیادی به هم خورد. اتفاقی که کادرها و اعضای حزب حکمتیست در بریتانیا نقش مهمی داشت در آن داشتند و ما به این رفقایمان افتخار میکنیم. ما قصدمان بهم زدن به معنی اخص کلمه نبود. قصدمان این بود که در آن پانل صدای اعتراض جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی، حرف کارگران و زحمتکشان آن جامعه و بالاخره صدای دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را به گوش همه برسانیم. اینکه در نتیجه بلند شدن صدایی این طیف از انسانهای جامعه ایران، در نتیجه شنیده شدن صدای اسانلو، صالحی، بهروز کریمی زاده، پیمان پیران، مهدی گرایلو، سعید حبیبی و همه عزیزان دیگر زندانی جلسه ای به هم میخورد، تقصیر ما نیست. بر عکس این ادعا نامه ای است علیه آن جلسه.
رفقای ما در آن جلسه صدای این اعتراض را بلند کردند. که آقا شما دارید راجع به چه حرف میزنید؟ نماینده دولتی را آورده اید که امروز کارگران را در زندان نگه میدارد، بهترین فرزندان جامعه را گرفته و دارد شکنجه میکند، و شما راجع به هسته ای میخواهید حرف بزنید؟ آنهم از منظر جمهوری اسلامی؟ لااقل اجازه بدهید ما هم بیاییم حرف بزنیم. رفقای ما و کسانی که در آن جلسه حرف زدند بعنوان نماینده این اعتراض بزور در پانل شرکت کردند. خودشان را به پانل تحمیل کردند. اگر پانل به هم خورد و آقای ظریف فراری شد این دیگر مسئله خودشان است.
داستان جمع شدن تعدادی از هنرمندان در لندن در به اصطلاح دهه فجر فرق میکند. واقعا اگر این مراسم را برگزار میکردند رفقای تشکیلات انگلیس ما میرفتند در آن جلسه شرکت میکردند و میگفتند شما خجالت نمیکشید؟ درست در شرایطی که رژیم بزرگترین تعرض را به فضای فکری و سیاسی ایران شروع کرده یاد هنر غیر سیاسی زیر پرچم جمهوری اسلامی افتاده اید؟ شما هنرمند هستید؟ دارند هنرمندان را در زندانها شکنجه میکنند. اگر هنرمند ید، خوب سخنگوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب کاوه عباسیان هم هنرمند است. معلوم نیست کجا ست، تعداد زیادی در زندان هستند. بخش بزرگی از هنرمندان ایران به دعوت ایرج جنتی عطایی آمده اند و این تعرض و این جنایات رژیم را محکوم کرده اند، شما چرا به این حرکت نمی پیوندید؟ نان خوردن که این همه پستی نمیخواهد. مگر کارگران در زندان نیستند؟ مگر کارخانه ها تعطیل نمیشوند؟ مگر کسی این کارگران و هنرمندان را به لندن می آورند که درباره هنر حرف بزنند؟ خجالت نمیکشید؟ میپرسیدیم روز قحط بود که در باره سینما حرف بزنید، الا امروز و در این شرایط و آنهم با پول جمهوری اسلامی و وساطت سفارت منفور جمهوری اسلامی؟
این خیلی شرم آور است شما بعنوان هنرمند درست در این شرایط که دارند هنر را که سرش را زیر آب میکنند که هیچ، انسانیت و بشریت و همه چیز را دارند سرش را زیر آب میکنند، از کارگر تا دانشجو همه در زندانها دارند شکنجه میشود شما بیایید نی بزنید برای خاطره دهه فجر؟ آواز بخوانید؟ یا به جامعه بی ربط هستید و یا مثل مومیائی های مصر در گور تاریخ هستید.
این ادعا نامه ای بود که اگر جلسه برگزار میشد ما مستدل و با متانت مطرح میکردیم. هیچ شلوغ هم نمیکردیم. البته شاید بقیه شلوغ میکردند ما که وکیل همه نیستیم. آنقدر حرکتشان شنیع و غیر اجتماعی و ضد اجتماعی و ارتجاعی بود که خودشان از ترس یا از شرم و خجالت ان را جمع کردند و در رفتند مخفیانه در پستوي يك هتل جمع شدند.
######
<font face="Times N