بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

مضحکه " انتخاباتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی " به منافع مردم ربطی ندارد!

سایت اکتبر می پرسد 

مصاحبه کننده: اسماعیل ویسی

مضحکه " انتخاباتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی " به منافع مردم  ربطی ندارد!

سایت اکتبر

  سلام زیجی، مضحکه " انتخاباتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی " در ایران در راه است.  علیرغم شاخ و شانه کشیدن و دندان تیز کردن جناح های حکومتی از همدیگر، همگی مردم را  دعوت به شرکت دراین نمایش انتخاباتی می کنند.  کلا داستان چیست؟ اوضاع را چگونه می بینید؟ مردم در کردستان چکار باید بکنند؟

سلام زیجی:

این داستان تکرار مضحکه بیشرمانه ای است که جمهوری اسلامی بیست و هشت سال است دارد با آن بازی میکند وجناحهای درونی خود و بخشهای از جامعه را با آن سر کار گذاشته است. رقابتهای درونی امروز نمایش "انتخاباتی مجلس هشتم" جناح های رژیم را نیز در بستر همین عوامفریبی باید دید. اینکه این جناح ها، حال با هر دلیل و انگیزه  متفاوتی، همه در گرم کردن بازار این مضحکه تلاش میکنند و مردم را به شرکت در آن فراخوان میدهند گویا ذینفع شدن همگی آنها  در بیرون آوردن جمهوری اسلامی از زیر ضرب و نفرت عمیق مردم است. نشانه پذیرفتن قواعد بازی در پوشش و میدان بازی این رژیم  و قوانین ناظر بر کلیت این سیستم از جمله قانون اساسی ضد انسانی و ضد مدنی آن و حاکمیت سیاهی که در پرونده خود آمار بیشتر از صد هزار اعدام را دارد. قانون و سیستمی که آزادی و انسانیت و کارگر و دانشجوو و زن را به سلاخی میکشد. ثروت عظیم این مملکت را برای تروریسم و گسترش فساد اسلامی به دهها کشور روانه میکند، در اختیار دستگاه عظیم سرکوب خود قرار می دهد  در حالی که مردم باید به دلیل کمبود  گاز و دیگر امکانات اولیه زندگی نابود شوند. چرا باید در میان این همه ثروت  باید تحمل گرانی و کمبود  درمان و بی مسکنی و فقر گسترده را کرد. میلیونها انسان را که به فساد و اعتیاد و بیکاری و زندگی غیر قابل تحمل کشانده اند چرا باید پذیرفت. در کشوری با این همه ثروت، ما روزانه شاهد مرگ و نابودی  مستمر هزار ها انسان شریف هستیم که در این و آن گوشه کشور اتفاق می افتد.

 این "مبارزه انتخاباتی" و تلاش هر جناح و "نماینده" ای برای کسب" رای" و عبور از فیلتر اسلامی خودشان یک سر سوزنی ربطی به ایجاد زندگی بهتر برای مردم ندارد! تلاش و بازار گرمی است برای کسب سود و شراکت در قدرت و سهم خواهی ناشی از برکات جنایت  عظیم ماشین آدمکشی جمهوری اسلامی. اینکه یکی از آنها می خواهد با" خنده" یا  با "چراع سبز به امریکا" و آن دیگری در دادن "تصویر درست تر" از رابطه "اسلام و حقوق بشر" می خواهند در این بازی شراکت داشته باشند  درا صل مسئله، که همه این ها سر و ته یک کرباسند، هیج فرق و تغییری ایجاد نمی کند. بدون اسثنا تمام نیروها و افراد که در این نمایش مسخره شراکت دارند نه تنها مخالف سرنگونی این حکومت آدمکش هستند که بقا این ویروس را مترادف با بقا خود  میدانند.

  آن  فرد و جناحی که جمهوری اسلامی را مظهر دمکراسی و "انتخابات آزاد" میداند ، مانند خامنه ای و احمدی نژاد و رفسنجانی و خاتمی و کلیت چکیده رسمی ارتجاع حاکم و چه آنهای  که در بستر مرده و شکست خورده  فضا دوم خردادی هنوز بدنبال نخود سیاه هستند، مانند نهصت آزادی، تحکیم وحدت و امثال شیرین عبادی و کردها مقیم مرکز و غیره. همگی در بقا و حفظ این نظام کثیف سهیم بوده و همزمان برای فریب مردم و برهذر داشتن مردم از رودرروی مستقیم با حکومت اسلامی و سرنگونی این سیستم آدمکشی  احساس و درد مشترک داشته و همواره  پروژه و تاکتیک سیاسی مشترک داشته اند و دارند. هدف اول این نوع نمایش انتخاباتی با تمام پیچیدگی و شعبده بازی و فریب کاری که در" جنگ انتخاباتی جناحها" نهفته است  کسب "مشروعیت" مجدد  برای کلیت این سیستم قرون وسطی است.   

 جناح ‌بندى در رژیم در همان سالهای سر کار آمدن حکومت اسلامی هم وجود داشت  اما امروز تنها شکل آن با آندوره  فرق کرده است.  آنزمان مجاهدين انقلاب اسلامى و حزب جمهورى اسلامى و خط امامى‌ها در صف مقدم حکومت بودند. صف‌بندى‌ها طور ديگرى بود. نهضت آزادى که الآن بخشى از جبهه شکست خورده و عوافریبانه دوی خرداد است، خود اولين قربانى خط امامى‌هايى بود که خود آنها هم الآن بخشى از جنبش دوی خرداد هستند. اين پديده دوی خرداد که بعدا بوجود آمده دربرگيرنده بسيارى از عناصر و محافلى است که در آن موقع سردمدار سرکوب بودند. خيلى از اينها که الان شاگرد ولتر شده‌اند و دموکرات شده‌اند و بخودشان ميگويند روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر و یا مدافع اقلیت های "ملی"، پاسدار و بازجو و شکنجه گر و مسئول اعدام مردم بودند در همه ایران. هم در تهران و اصفهان و تبریز و هم در کردستان. در نتيجه پدیده مخوف حکومت اسلامی زندگی و  تجربه مشترکِ  همه جناح های موجود در ایران است. دوم خرداد یها همانقدر در سرکوب ٣٠ خرداد سهيم است و همانقدر اصل و نسَبش به ٣٠ خرداد ميرسد که امثال لاجوردى و گيلانى و خمينى و خامنه‌اى. اين دولت اينها بود. خمينى، که اسمش بايد بعنوان يک مرتجع جلاد و جنايتکار عليه بشريت در سينه تاريخ ثبت بشود، در رأس اين حرکت بود و کل اين جماعت دنبالش سينه ميزدند.

اگر دقت کنید بخش عمده کاندیداتوری های که در کردستان نیز برای این نمایش سر بیرون آورده اند از سربازن امام خمینی و بنی صدر و خلخالی  بودند که سال 58 فرمان حمله را به کردستان صادر کردند و دها هزار نفر از جوانان و خانواده و مردم انقلابی و زحمتکش مخالف جمهوری اسلامی را نابو‌د کردند. فکر ميکنم که خيلى مهم است مردم  آن تاريخ را ورق بزنند، اين آدمها و جناحها  را در اين بيست و چند سال مرور کنند، و بخصوص ماهيت اختلافات امروز و هدف از این بازار گرمی که نامش انتخابات میگذارند با دقت و اگاهی دنبال کنند و نه بزرگی را تحویل همه جناحها و افراد درگیر در این پروژه جمهوری اسلامی باید بدهند.

 در کردستان مردم همان کاری باید بکنند که مردم در سراسر ایران در تلاش برای رسوا کردن این نمایش مسخره هستند. آن کاندیداتوری که به اسم "کرد و ملت کرد" دارد برای رسیدن به مجلس اسلامی هزار و یک دروغ تحویل مردم میدهد را باید رسوا کرد پوسترهاش را به اشغالدانی ریخت و  با دید یک مهر کثیف جمهوری اسلامی  به آنها برخورد کرد. اینها آن "کرد" های هستند که مثل خامنه ای "ترک" و احمدی نژاد "فارس" از این حربه های ملی و مذهبی برای تداوم  حاکمیت وحشی ترین حکومت جهان امروز این چرندیات تبلیغاتی را به خورد جامعه میدهند. این ها برای پر کردن جیب های خود پا به این میدان گذاشته اند. مردم نباید گول این ها را بخورد. اینکه کرد هستند یا ترک یا فارس از نظر مردم آزادیخواه پشیزی ارزش ندارد. مردم خوب میدانند این کرد ها بخشی از خود حکومت اسلامی هستند. با خمینی ریش میگذاشتند با خاتمی لبخند میزدند و با محمود احمدی نژاد لباس کردی به تن میکردند. پوچ ترین و منفورترین شخصیت ها هستند درمیان مردم کردستان.

این ها همواره  مستقیم و غیر مستقتم در کشتار مردم دست داشته و دارند، در مرگ دانشجو که چند روز پیش در سنندج زیر شکنجه کشتند، در کشتار و آزار کارگران، در ایجاد فضا عقب افتاده کردایتی_اسلامی، در تحمیل فرهنگ ارتجاعی بر زنان،  در زندانی کردن افرادی چون محمود صالحی، در خانه گردی و بازداشت بی وقفه مردم، در گسترش فقر و اعتیاد در کردستان و غیره بطور سیستماتیک و فعال دست دارند. اینکه "کرد" هستند یا نه به درک! مردم برای رهای خود از این همه بدبختی نیازی به خرافه کردایتی اینها و دیگر شناسنامه های قومی و مذهبی ندارند. 28 سال است با این حربه ها مردم را سرکوب و به سیاهی کشانده اند و این حکومت کثیف را سر پا نگه داشته اند. مردم در کردستان باید یک بار دیگر و با صدا بس رساتر دست رد به سینه این  کرد های دوی خردادی ورشکسته بزنند. این ها نماینده مردم نیستند!. منتخب خود جمهوری اسلامی میباشند!

جناب نوربخش نمونه تیپیک یکی از این قماش است  در شهر مهاباد. به این دلیل که گویا مانع "انحلال اداره راه قدس" شده است ، مانع انتقال صدا و سیما از مهاباد به ارومیه شده است، مانع انحلال اداره کل دخانیات بوده و...." خود را به عنوان ناجی مردم مهاباد معرفی میکند. اما نور بخش و دیگر اوباش مشابه در شهر های دیگر کردستان نمی گویند چرا نفس قبول وجود حکومت اسلامی ؟ چرا تحمل و قبول  نظامی کردن محیط زندگی مردم؟ چرا کشتن هر روزه مردم در شهر و روستا و مناطق مرزی؟ چرا این همه فقر؟ چرا باز کردن مراکز مزدوری از جمله در روستا دارالک مهاباد که برای هر مزدور ماهان 250 هزارتومان حقوق داده می شود. چرااین همه خود سوزی دختران؟ چرا این همه اعتیاد؟ چرا این همه فشار نیروهای رژیم به مردم؟به خانواده بستگان سیاسی؟ چرا نابود کردن نسلی از جوانان؟ چرا ممنوع بودن آزادی فعالیت سیاسی برای همه جز وابستگان جمهوری اسلامی؟ چرا ممنوع بودن آزادی تشکل و نشر؟ چرا سیاست و سیستم آپارتاید جنسی؟ و؟ ؟و؟ باید زندگی را برای مردم به  درد و مشقت غیر قابل توصیف تبدیل کند.  نمایندگان کرد حکومت اسلامی روشن است پاسخی به این چراها ندارند، این ها مسئله شان نیست، چون خود و حکومتشان بانی آن هستند، میدانند پاسخ به آن سوالات برابر با نابودی کل حکومت و آن نانی است که در بازار انتخاباتی کردایتی_اسلامی  نصیب شان میشود. اگر این سوالات صورت مسئله آنها بود دیگر حاضر نمیشدند شرافت و اخلاق انسانی خود را له کنند. نه تنها شریک این پروژه مسخره نمیشدند که بعنوان بزرگترین دروغ سیستم انتخاباتی جهان بر علیه آن میبودند.

 بنظر من مردم کردستان، مردم شرافتمند و آزادیخواه آن نباید نه تنها در این مضحکه شرکت نکنند بلکه بعنوان اعتراض، اعتراض به عدم وجود انتخابات واقعا آزاد، اعتراض به عوام فریبی و کلاهبرداری جمهوری اسلامی و کاندیداتوری هایش، اعتراض به کوهی جنایت این حکومت و اعتراض به بازداشت و شکنجه دانشجویان دستگیر شده آن روز را به روز اعتراض گسترده و به روز خراب کردن صندوقهای انتخاباتی این نمایش مسخر بر سر اوباش جمهوری اسلامی تبدیل کنند.

انتخاب واقعی نمایندگان مردم و تضمین آزادی واقعی مکانیزم انتخاباتی برای همه مردم و همه احزاب تنها  با سرنگونی تمام ارگان و موجودیت حکومت اسلامی میتواند در ایران تحقق یابد!

0046762349683

S_zijji@yahoo.se


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول