گفتگوی سایت اکتبر با اسد گلچینی / به هزاران نفر از مردم سنندج و مریوان باید پیوست. محمود صالحی را با اعلامیه دادن نمیتوان آزاد کرد
مصاحبه کننده: اسماعیل ویسی
سایت اکتبر:
تعداد زیادی از رهبران و فعالین دانشجوئی علیرغم اعتراضات داخلی و جهانی هنوز در شکنجه گاههای حکومت اسلامی هستند. نهادهای سرکوبگر در این رابطه به انواع و اقسام اتهامات و پاپوش دوزی متوسل شده اند. چرا، داستان چیست؟ برای تحت فشار قرار داده شدن حکومت اسلامی و آزاد شدن این فعالین بخصوص در کردستان مردم، نهاد ها، تشکل ها و ... چکار باید بکنند؟
اسد گلچینی:
مساله این است که اتفاق مهمی در رابطه با رژیم و مردم افتاد. این بار دانشجویان به مبارزه ای گسترده سیاسی و اجتماعی دست زدند و دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب رهبر این حرکت بود. مبارزه ای رادیکال و انسانی و دور از ملی گرایی و مذهبی گری و به اصطلاح لیبرالی بود.
ابتدا این را لازم است اشاره کنم که مبارزات دانشجویان برای آزادی و برابری دقیقا همان خوست و مطالبه ای است که اکثریت مردم ایران، مردم محروم و ستم دیده در ایران خواهان آن هستند. این مبارزه در عمق جامعه، در میان کارگران ، زنان ، جوانان و برای آزادی و برابری و برای زندگی آزاد ، مرفه و انسانی سالهاست در جریان است. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب این پرچم را بر افراشتند. سالهاست در گوشه و کنار این مبارزه زنده است منتها آنچه این بار رژیم را به وحشت انداخت سازمانیافتگی و وسعت این مبارزه با پرچم انسانی و آزادیخواهانه و برابری طلبانه بود. رژیم نتوانست با دستگیری رهبران و فعالین این مبارزه دانشجویان را شکست دهد و در جلوگیری از حرکت آنها شکست هم خورد. این واقعیت انکار ناپذیر است و با زندان و شکنجه فقط میتوان آنرا محدود کرد و همچنان با زور سرنیزه حکومت اسلامی و سرمایه داران را میتوان بر مردم محروم نگاه داشت. خواست آزادیخواهی و برابری طلبی دقیقا آن پرچم و مطالبه ای است که میتواند توده میلیونی مردم را به خود جلب کند. وحشت رژیم همین است. به همین دلیل است که این مبارزه و دستگیری دانشجویان بلافاصله با موجی از اعتراض روبرو شد. علیرغم همه محدودیت ها و همه دوری و نزدیکی های فعالین و جریانات سیاسی و سرکوبی که در ایران هست بسیاری از مردم مبارز، اعم از کارگران و احزاب و جریانات سیاسی و اجتماعی و شخصیت های مبارز و محبوب مردم را به حمایت از دانشجویان فعال کرد. همین واقعیت انکار ناپذیر است که دشمنان مردم و دشمنان آزادیخواهی و عدالتخواهی را به سکوت خجالت آوری کشاند. اگر اینطور نیست پس سکوت و بی تفاوتی همه "مبارزین" دروغین و بلندگوهایی که برای خاتمی و منتظری غش میکردند از کجاست؟ علیرغم اینها موجی از انسانهای شرافتمند فریاد اعتراضشان بلند شد. باید به همه دانشجویان مبارز و آزادیخواه به همه رهبران این مبارزه عدالتخواهی درود فرستاد و تلاش کرد تا آنها را از درد و رنجی که در زندانهای قاتلین بیش از صد هزار نفر از مردم مبارز و نگهبانان زندانی به اسم ایران رها ساخت. پرچم "آزادیخواهی و برابری طلبی"، پرچم "دانشگاه پادگان نیست" و پرچم زندگی بهتر برای همه مردم در زمین سفت وارد شده است این دیگر براحتی باز پس گرفتنی نیست. این را باید ضمانت کرد. تلاش و مبارزه ما حکمتیست ها، کارگران کمونیست، همه زنان و مردان کمونیست همین است و بهمین دلیل دفاع از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، خوست آزادی آنها میتواند و باید به یک مبارزه وسیع و گسترده تبدیل شود. این مبارزه بی شک دشواریهای بسیاری دارد همچنان که خانواده های عزیز این پیشروان انسانیت و شرافت و عدالتخواهی در رنج و ناراحتی زیادی هستند، همانطور که خانواده اسالو و یارانش و خانواده محمود صالحی و دوستانش در رنج و عذاب بسیاری هستند. اما این مبارزه و سازماندهی این مبارزه را میتوان در ابعادی که خود مردم و رهبرانشان شروع کرده اند گسترش داد. خارج کشور جای مهمی است و اگر مبارزین و سازمانهای مخالف رژیم بتوانند آنرا به رژیم تنگ کنند بسیار موثراست. اگر افکار عمومی و مردم مبارز و متمدن را به حمایت از مبارزه مردم ایران و دانشجویان و کارگران در بند کشاند مهم است. اگر این مبارزه مقطعی و موقتی نباشد بار دیگر خارج کشور میتواند صحنه کشمکش جدی رژیم و مردم مبارز و اپوزیسیون چپ بویژه شود. در داخل همانطور که گفتید رژیم همچون همیشه در مورد دانشجویان دستگیر شده و برای مبارزین خوش نام و رهبران و فعالین شناخته شده در دانشگاه، دست به بد نام کردن تحت نان ارازل و اوباش و اینها دانشجو نیستند و ... زد اما رژیم از اینها بسیار آبرو باخته تر است و مردم آنها را بسیار خوب میشناسند. همانطور که اشاره کردم مبارزه دانشجویان با سمپاتی بسیار وسیع روبرو شد و دستگیری آنها مایه نگرانی زیاد. صرفا ترس از سرکوب و زندان است که اجازه به فعالیت گسترده ای نمیدهد.علیرغم اینها نمونه های بسیار مهمی در جریان بوده است که باید آنها را گسترده و فعال کرد. شهرهای سنندج و مریوان پیشرو یک حرکت مهم و اجتماعی برای دفاع از زندانیان شدند. در این شهرها تا کنون چند هزار نفر با امضای خود خواهان آزادی دانشجویان در بند شده اند. بار دیگر شهرهای سنندج و مریوان در کنار دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ایستادند، در کنار مبارزه آنها ایستادند و مصمم اند که این مبارزه را در ابعاد وسیعی ادامه بدهند. دانشگاه را آنها تنها نگذاشتند، خانواده زندانیان را تنها نگذاشتند و مبارزه بسیاری از مردم مبارز را تنها نگذاشتند. به نظر من امروز این حرکت مهم شهرهای سنندج و مریوان میتواند به همه شهرهای ایران جاری شود. میتواند این تجربه تکرار شود و موجی از اعتراض برای آزادی دانشجویان و زندانیان کارگر دامن زده شود. ما فکر میکنیم شهرهای کردستان میتوانند این قدم ابتدایی ولی بسیار مهم را بیش از بیش دامن بزنند . این ها میتواند و چنانچه با پیگیری دنبال شود میتواند پیش درآمد فعالیت و اقدامات دیگر مردم باشد. چیزی که در شهرهای کردستان بازدارنده است نه تنها ترس از رژیم بلکه نا باوری به این نوع مبارزات است. این هم بین ما و بویژه بیرون از ما موج میزند. این را هم باید شکست. آزادیخواهی و برابری طلبی باید در برابر سنت های ناسیونالیستی و بی تفاوتی و راضی نگاه داشتن خود به " تبلیغات" و اعلام موضع از طریق صدور اعلامیه ، دوری کرد اینها سم مبارزه اند و رخوت و کسالت را دامن میزنند. امروز در شهرهای کردستان، و در میان مردم مبارز و آزادیخواه، در میان تشکل ها و تجمع و کانون ها، در میان محلات و خانواده ها میتواند تجربه مردم سنندج و مریوان را تکرار کرد. این مبارزه را عمومی کرد همه گیر کرد و مردم با امضای خود خواهان آزادی دانشجویان شوند ساختن این پله میتواند مردم را برای پیشبرد و سازماندهی اعتراض و مبارزه توده ای و اجتماعی بیش از بیش آماده تر کند.
سایت اکتبر:
محمود صالحی از فعالین جنبش کارگری در کردستان و چهره شناخته شده میباشد که صرفا بجرم برگزاری مراسم اول ماه مه در شهر سقز، " محاکمه" و مدت چندین ماه است در زندان بسر میبرد. محمود اکنون از لحاظ جسمانی در وضعیت بسیار وخیمی بسر میبرد. وضعیت وی تاکنون مورد اعتراضات وسیعی در سطح جهانی قرار گرفته است. اما، رژیم اسلامی بر خلاف گذشته با بی اعتنائی برخورد کرده است. چرا؟ پیام شما برای فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی در کردستان چیست و چکار باید کرد ؟
اسد گلچینی:
محمود صالحی را باید آزاد کرد. محمود صالحی و اسالو و شرایطی که در آن قرار گرفته اند این است که رژیم و سرمایه داران میخواهند به کارگران بگویند اگر آزادی بخواهید و اگر در خواست عدالت کنید و اگر بخواهید لقمه ای به سفرتان اضافه شود و تومانی به جیبتان، سرو کارتان با زندان و شکنجه و نگاه داشتن در سخنترین شرایط مانند محمود صالحی است. رژیم تا چه وقت میتواند به این جنایت ها ادامه بدهد. مردم و مبارزاتشان نقش تعیین کننده دارد. احزاب سیاسی و رهبران و فعالین نقش مهمی در این نقش مردم دارند.
دلیل این وحشیگری رژیم در حق به صالحی، دلیل این ضد انسان ها و این نمایندگان واقعی خدا و اسلام در حق به محمود صالحی همان آزادیخواه وبرای طلب بودن این کارگر مبارز و شجاع است. دلیل همان است که برای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب. اینکه چرا علیرغم این همه درخواست رژیم اعتنایی نمیکند و مردم و نزدیکان محمود را با در زندان نگاه داشتن محمود صالحی و شاهد مرگ تدریجی بودن آن هر لحظه شکنجه میکند همین است که همه ما صرفا "خواهان" آزادی او هستیم. همه، اعم از کسی که در آمریکا و کانادا است تا آنکه در شورای همکاری تشکل ها و اتحادیه کارگران بیکار و اخراجی و تا دانشجویان و کارگران متشکل در سندیکا ها ، کارخانه و محلات و ... خود را راضی کرده ایم که یک اعلامیه بدهیم و وجدان خود را راضی نگهداریم و مردم را هم به همین کار مهم قانع کنیم. در چنین فضایی از "فعالیت" است که "کمیته دفاع از محمود صالحی" هم علیرغم همه زحمات و تلاش فداکارانه، به اعلامیه نویسی و پرداختن به نیشکر تا سما ریس مشغول است و... یک دلیل مهم نگاه داشتن دانشجویان و محمود صالحی اینهاست. ما مردم را به حرکت مستقیم دعوت نمیکنیم. خود ما و بسیاری فعال کارگری و چپ مهمترین کارمان سالهاست که جلسه گرفتن و اعلامیه دادن برای سایت هاست، چیزی که مدتهاست رژیم آنرا از دست رس بسیاری دور کرده است. و بسیاری مردم اصلا از سایت ها بی خبرند. خانواده عزیزان دانشجو در آن شهر چند میلیونی و در خاموشی گسترده ای که هست جنایتکاران و سران رژیم را آرام نمیگذارند. چگونه است که 100 نفر از مردم سنندج، همه دوستان محمود، همه تشکل هایی که وجود دارد نمیتوانند شب و روز را جلو زندان و دادگاه و استانداری شهر بسر ببرند و این جنایتکاران را از این عمل شنیع و غیر انسانی در حق به این انسان مبارز منع کنند و مردم زیادی را دخالت دهند؟ راضی نگاه داشتن خود به اعلام موضع و خوشحال شدن از اینکه "فعالیت" مهمی میکنیم صرفا میتواند مایه خنده بسیار تلخی باشد. خود را از این باید نجات بدهیم. ما حکمتیست ها نه مدافع این نوع "فعالیتها" هستیم و نه خواهان آنچنان "تشکل" های کارگری. ما باید بتوانیم همه را به فعالیتی واقعی فرابخوانیم و از این نوع "تشکل" ها و "فعالیت" کمیته های بیربط و بی خاصیت دور کنیم. مدتهاست که ما این را با صدای بلند میگوییم. چند سال و ماه دیگر قرار است که خود و دیگران را مشغول به سرنوشت محتوم کمیته های هماهنگی و پیگیری و بیکاران و امثالهم بکنید؟ سازماندهی اعتراض در دنیای واقعی و ایجاد اتحاد و همبستگی روی زمین و در محل و مراکز واقعی و موجود را باید اساس کارمان قرار بدهیم. همانطور که تشکل های موجود کارگری از چپ و راست تا شبکه ارتباطی آزادیخواهان و برابری طلبان دانشجو، تا خانواده های زندانی و مردم مبارز و جسور سنندج و مریوان انجام میدهند. این راهی به کاری واقعی و مبارزه ای جدی با رژیم و همه ستمگران و سرمایه داران است. محمود صالحی و صالحی ها و دانشجویان و اسالو ها و خبرنگاران و فعالین سیاسی با هر گرایش و نظری را امروز و فردا ها، از چنگ این رژیم باید با قدرت سازمانیافته آزاد کرد و راه دیگری نیست.
8 ژانویه 2008
با تشکر از شما!
###########