علیه اعدم و جنگ پروکاتورها
ثریا شهابی

ثریا شهابی
Soraya.shahabi@yahoo.com
7 سپتامبر 2007
بدنبال فراخوانی که بنام تعدادی از زندانیان محکوم به اعدام در زندانهای رژیم منتشر شده است، تحرکی در خارج کشور برای حمایت از آن براه افتاده است. این تحرک موجی از اظهار نظر و حمله و حمله متقابل به کسانی و احزابی که از این کمپین حمایت کرده اند یا نکرده اند و اینکه چرا حمایت میکنند و یا چرا حمایت نمی کنند، براه افتاده است.
بی تردید هر حرکتی علیه اعدام هر کس، با هر عقیده و مرام و پرونده مجرمیت سیاسی یا جنایی یا "آخلاقی"، براه بیافتد مثبت و قابل احترام همه بشر دوستان است. اینکه جرم محکوم به اعدام چی است، یا سند فراخوان "جعلی" است یا نه، تغییری در واقعیت جنایتکارانه بودن، شنیع و غیر انسانی بودن حکم اعدام و ارزشمنند بودن کار کسانی که برای لغو آن به هر اعتراض انسانی دست میزنند، ندارد.
اما این نوشته در مورد حکم اعدام و درست یا نادرستی حمایت از این کمپین نیست. فراخوانی علیه اعدام توسط هر کس که میخواهد داده شده است! و کسانی به این فراخوان با هر انگیزه ای، پاسخ مثبت داده اند و بنظر میآید که میخواهند اعتراضی را در خارج کشور سازمان دهند. اما اگر موضوع تنها این بود جای خوشبختی بود.
مخالفین این کمپین که به خود صفت "شیک" دمکرات را الصاق کرده اند، به موافقین کمپین حمله میکنند که چرا از حرکتی حمایت میکنند که یکی از فراخوان دهندگانش طبق ارزیابی آنها "سالم" نیست، و به این اعتبار حکم اعدامش "چندان هم غیر منصفانه" نیست! اینها این محکوم به اعدام را "افشا" میکنند که برای نجات خودش به هر طنابی دست میبرد! طبق اظهارات این سازمان دمکرات، این محکوم به اعدام جزو آنهایی است که قرار است مثل همه آنهایی که این روزها در میدانهای دار در ملا عام سرشان بالای دار رفت و مرگ جنایتکارانه شان با سکوت و تماشای حضار مواجه شد، سرش بالای دار برود. تماشاچیان آن صحنه های اعدام را هم با همین منطق که اینها جرائم "مفاسدی" دارند ساکت و "به تماشا" نگاه میدارند.
اما حامیان کمپین هم مرکز توجه شان نه کارشان که چیز دیگری است. این فعالیت شان را معیار سنجش حق و نا حق در صفوف اپوزیسیون بخصوص چپ کرده اند، تا آنجا که هر حزب و جریانی که به این فراخوان پاسخ مثبت ندهد برای همه عمر "بی آبرو" و "بی اعتبار" میشود! این میدان را میدان جنگ حق و باطل کرده اند و این جنگ از تلاش برای سازمان دادن اعتراضشان پیشی گرفته است. گویی خاصیت این فعالیت به جای لغو احکام اعدامها قرار است به حقانیت فعالین این کمپین و بی اعتباری و بی آبرویی بقیه اپوزیسیون و از جمله حزب حکمتیست بیانجامد.
این نوع پروپاگاندا و تبلیغات کم مایه شاید برای فعالین جریاناتی که در حاشیه برای خود مشغول کارهایی و اعتراضاتی هستند، رضایت خاطری ایجاد کند . اما برای حزب حکمتیست بعنوان یک حزب سیاسی که در ایران دست اندرکار سازماندهی مبارزه مردم است، و با برنامه ها و به شیوه های خود برای لغو اعدامها و به زیر کشیدن جمهوری اسلامی فعالیت میکند، پرووکاسیونهایی از این دست نه فشار که تنها موقعیت تاسف بار این نوع مخالفین اعدام را نشان میدهد.
این حزب در دسترس مردم است و مردم، زندانیان سیاسی، محکومین به اعدام و خانواده هایشان به سادگی میتوانند همچون گذشته مستقیما به آن رجوع کنند و از این حزب برای تقویت کمپین ها و فعالیت هایشان حمایت و کمک و همفکری و همراهی بخواهند. این حزب به اینگونه فشار ها برای حفظ اعتبار نیاز ندارد. اعتبارش را جایی دیگری میگیرد.