بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

جنگ درونی سازمان قوم پرستان مهتدی و ایلخانی زاده ، درسی دیگر برای مردم کردستان!

سلام زيجی

سلام زیجی    

سازمان" زحمتکشان" کردستان  ایران با رهبری عبه مهتدی و عمر ایلخانی زاده  که با نفرت سازی و دروغ پردازیهای محض از کمونیزم کارگری و منصور حکمت و البته با همراهی و سکوت معنی دار امثال ابراهیم علیزاده در کومه له و "حزب کمونیست ایران"  بعداز جدائی کمونیزم کارگری از آن سازمان توانست پایه های فکری قوم پرستانه خود را منسجم کند امروز در آستانه از هم پاشیدگی قرار گرفته است.

در پی اختلافات درونی وتشدید چند ماه اخیر آن امروز تمام  آن دروغهای که در گذشته و در کمال وقاحت و بیشرمی به جدائی  کمونیسم کارگری و حکمتیستها از کومه له و حزب کمونیست نسبت میدادند در جلو چشم جامعه  خودشان دارند عملی میکنند. در ادبیات و نوع پیشبرد اختلاف و فرهنگ سیاسی عقب افتاده شان در جریان  جنگ قدرت داخلی به نمایش گذاشته اند. از گروه کشی در مضحکه ای که نام "کنگره دوازده"  روی آن گذاشتند تا دزدیدن اموال تلویزیو خود، از سنگر بندی مسلحانه در مقابل هم تا زدو خورد فیزیکی و بازداشت هفت هشت نفر از آنها از جانب نیروهای اتحادیه میهنی  در تنها اردوگاهی که در کردستان عراق دارند و تا دها اتهام  و اخراج و افترا و غیره که اثبات کننده  نه تنها پوچی و ارزانی پروپاکند تا کنونی آنها  نسبت به ما را بر ملا میکند که  توصیف تنها گوشه های از ظرفیت واقعی این جریان ناسالم و قوم پرست را برای هر انسانی که سر سوزنی به حقیقت متعهد است به نمایش گذاسته  است. امروز همه شاهد ترکیدن حباب پروژهای عبه مهتدی و عمر ایلخانی زاده هستند.

این باند که در کنار "طیف کومه له" و "چپ" های  نا مسئول درون کومه له توانستند دیوار نفرت از کمونیزم در صفوف باقی مانده شان بسازند طولی نکشید که همین متد و فرهنگ شنیع و عقب مانده کردایتی را  به فرهنگ کل کومه له و حزب کمونیست ایران تبدیل کنند و سر آنجام دامنگیر خودشان  نیزشد . یک انشعاب که به اسم "جعبه سیاه" هم مشهور شد به خود کومه له تحمیل کردند. در این انشعاب که  با رهبری عبه و عمر سازمان داده شد از یک موضع بغایت راست تر از سابق و آشکارا  دو خردادی و امریکائی و نوکر جلال طالبانی واز موضع کاملا ضد کمونیستی صورت گرفت.

ما از  همان ابتدا  ماهیت  فاشیستی و باند سیاهی آنها را هشدار دادیم و مردم را از پیوستن به آن بر حذر داشتیم. گفتیم اینها یک جریان سیاسی نیستند! یک جمع دست ساز مسلح اند که برای جامعه مخربند. گفتیم اینها عومفریبانه از نامه کومه له، کومه له ای که ما پراتیک کمونیستی اش را ساختیم، و از نام جانباختگانی که برای آزادی و سوسیالیسم جان باختند استفاده میکنند تا دست مایه ای برای پروژهای ارتجاعی کردایتی و قوم پرستانه  بسازند و از آن سود جویند. ما شکست این پروژه کثیف را اعلام کردیم و تردیدی در به شکست آنجامیدن آن نداشتیم. این پروژه امروز شکست خورد! این یک درس عبرت دیگری است برای مردم و کسانی که به این نوع جریانات و باندهای سیاه دچار توهم شدند.

 راه رسیدن به اهداف آزادیخوهانه مردم کردستان تنها و تنها از طریق کنار گذاشتن کامل این نوع جریانات ناسیونالیست و قومی و امریکائی ممکن و مقدور خواهد شد!

 تمام آن افق و استراتژی که این باند بر اساس آن پایه گذاری شد امروز از بد شانسی آنها در گل نشته است. این واقعیت مبنا شکست امروز آنها را توضیح میدهد. اما در عین حال یک پایه هویت این جریان فلانژیسم ، قدرت طلبی فردی، باند بازی و دو دوزه بازی و در یک کلام استواری سیاست و سازمان خود بر مبنا پروژه و مناسبات غیر سیاسی و عشیره گری رهبران آن بوده است. در نتیجه اگر چه افق شکست خورده پروژه اصلاحات دوم خرداد و امید بستن  به قدرت ناسیونالیسم در کردستان عراق که هیچ نفعی برای مردم نداشت و تنها ستم کردایتی را جایگزین ستم بعثی کرده اند و  همچنین  در قدم بعد امید به امریکا و فدرالیسم قومی بستن اینها و اینکه در آرزوی تبدیل سناریو عراق در ایران امروز بودند را  به عنوان سر خط و دلیل سیاسی شکست این جریان  میتوان نام برد، اما در عین حال از آنجا که این جریان دست ساز اتحادیه میهنی و امثال صلاح مهتدی بود، از آنجا که به قدمت تمام زندگی عبه و عمر در یک رقابت دیرینه  خانوادگی نیز بسر می بردند و سر آنجام بدلیل فرهنگ عشیرتی و مافیائی و چپاول و دزدی و کلاه برداری حاکم بر الگو های "سیاسی" آنها، دیر یا زود این جریان می بایست از هم  پاشیده شود.

 

این جریان، هردو بخش آن، هیچ ربطی نه به کومله له قدیم نه به جانباخته گان راه آزادی و سوسیالیسم و نه به مبارزه مردم زحمتکش کردستان ندارند. مردم و  به ویژه آن دسته از کسانی که  به این سازمان مصنوعی  سمپاتی داشته اند باید توجه کنند که زمان انتخاب جدی برایشان فرا رسیده است.  همچنین باید به کمک آن "پیشمرگان" اسیر و در تنگناه قرار گرفته شده رفت که قربانی جنگ باندهای درون سازمان زحمتکشان نشوند.  وظیفه انسانی همه است که به آنها برای خروج از این اردوگاه و این  منجلاب کمک کنند و راه انسانی و شرافتمندانه ای را نشانشان دهیم.

2007-08-26

 

 

 

 

 

 

 

 


مطالب قبلی این نویسنده


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول