جنبش معلمان بر سر دو راهي!
مظفر محمدي ١٩ ارديبهشت ٨٦ (٩مه ٢٠٠٧)
بيش از ٥ سال از اعتراض و مبارزه معلمان براي افزايش حقوق و نجات زندگي خود و خانواده هايشان از فقر و فلاكتي كه به انها تحميل شده و براي تغيير محيط خفقان آور مدارس و خاتمه دادن به دخالتهاي مذهبي و پليسي و عدم ازادي بيان و تجمع و تشكل ... ميگذرد.
اين جنبش تا كنون فراز و نشيبهايي داشته است. ما بارها تاكيد كرديم كه،
مبارزه معلمان و مطالباتش عادلانه و انساني و برحق است و ميتواند و بايد مورد بيشترين حمايتهاي اجتماعي قرار گيرد.
معلمان به دليل حوزه نفوذ و تاثيرشان كه بيشترين خانواده ها و جوانان و نوجوانان جامعه را در برميگيرد و ابعادش به چند ده ميليون ميرسد، از جايگاه اجتماعي بسيار قوي برخوردارند و سمپاتي عمومي جامعه را با خود دارند.
و بالاخره معلمان متشكل اند و تشكلهاي صنفي خود را دارند.
ما همچنان تاكيد كرده و ميكنيم كه
اولا معلمان از نيروي اجتماعي خود به نحو مطلوب استفاده نميكنند. از دخالت دادن دانش آموزان و اوليايشان در مبارزه برحق و انسانيشان و در بسيج علني و صريح انها ناتوان و عاجز بوده اند.
دوم اينكه تاكتيكهايي كه معلمان در مبارزه خود انتخاب كرده اند بجز در مواردي كمتر راديكال و موثر بوده است. من هميشه بر اين باور بوده ام كه تحصن در مدارس و تنها گذاشتن دانش آموزان در كلاسهاي درس جز بلاتكليف گذاشتن و بي تفاوت كردنشان در سرنوشت خود و معلمانشان سودي نداشته و ندارد. يا اجتماعات مكرر در جلو مجلس و وزارت يا ادارات اموزش و پرورش نميتواند يك روش دايمي مبارزه معلمان باشد و برد معين و محدودي دارد. اخرين تلاش معلمان ديروز ١٨ ارديبهشت براي تجمع در جلو مجلس با مانع سركوب ماموران رژيم مواجه شد و اساسا تجمعي ضورت نگرفت .
سوم و بالاخره بارها بر موثر و كارا بودن اعتصاب سراسري معلمان تاكيد داشته ايم. اين كاري است كه ميتواند براي مبارزه معلمان و پاسخ و عكس العمل دولت تعيين تكليف باشد.
اعتصاب تنها حربه موثر و كارساز است. در يك اعتصاب سراسري معلمان به مدرسه نميروند و در اين مبارزه همه درگيرند. علاوه بر آن معلمان متشكلند و نمايندگان خود در رهبري تشكلهاي صنفيشان را دارند. اين نمايندگان طرف حساب و مذاكره با دولت و وزارت و ادارات آموزش و پرورش اند. اين وزارت آموزش و پرورش است كه بايد دنبال معلمان و نمايندگانشان بدود و از آنها خواهش كند كه سر ميز مذاكره بيايند. اين دولت است كه بايد نه تنها به معلمان بلكه به ميليونها دانش آموز و دهها ميليون اعضاي خانواده هايشان و به جامعه توضيح دهد كه چرا جواب خواستهاي برحق معلمان را نميدهد؟
در يك اعتصاب سراسري ، دولتي ها چند معلم را ميتوانند دستگير كنند؟ گيريم سراغ نمايندگان تشكلهاي صنفي رفته و طبق معمول خودشان تعدادي را دستگيركنند ولي باز اعتصاب معلمان تا تحقق مطالباتشان و تا آزادي دستگير شدگان ادامه خواهد داشت.
اكنون معلمان بر سر يك دوراهي قرار دارند. راه برگشت وجود ندارد. زندگي و كار كنوني معلمان قابل تحمل نيست. فقر و تنگدستي بيداد ميكند و زندگي نميگذرد. بنا بر اين يك راه اين است كه معلمان به همين شيوه كنوني و گاه و بيگاه تحصن در مدارس ، تجمع جلو مجلس و وزارتخانه يا ادارات آموزش و پرورش در هر محل و يا اعتصابهاي محدود و ناهماهنگ و غير سراسري ادامه دهند كه تجربه نشان داده است كارساز نيست و ديگر جواب نميدهد و رژيم هم به اين شگرد عادت كرده و دهن كجي ميكند.
حتي اعتصاب يكپارچه معلمان يك شهر هم ميتواند گامي به پيش و الگويي براي ساير شهرها باشد. متاسفانه اعتصاب معلمان در سطح يك شهر هم تا كنون يكپارچه نشده و به بخشي از معلمان محدود ميشود. اعتصاب يكپارچه در سطح يك شهر بخصوص در شهرهاي بزرگ هم كارساز است. اما در ايندوره كه خواست معلمان سراسري است ،اعتصاب سراسري معلمان ميتواند غاصبان نان سفره ميليونها معلم و خانواده هايشان را به زانو در آورد.
بنا بر اين راه دوم و راه تعيين كننده و سرنوشت ساز، اعتصابات سراسري و سازمانيافته و همه گير همزمان در همه شهر و مناطق است. ميفهمم كه اين كار آساني نيست و احتمالا رژيم بتواند با ايجاد تفرقه و با استفاده از اعتصاب شكنان تعدادي را به مدارس بكشاند. اما اين سياست را ميتوان بادرايت و با تبليغ و فعاليت معلمان مبارز خنثي كرد. همه معلمان در فقر و فلاكت و تنگدستي شريكند، دليلي ندارد در مبارزه براي رفع اين فلاكت همدل و همراه نباشند.
انتخاب اين راه بر عهده رهبري تشكلهاي صنفي معلمان است.پا پيش گذاشتن رهبران و فعالين جنيش حق طلبانه معلمان و قانع كردن كساني كه به هر دليل دچار تزلزلند و يا ميترسند و به اعتصاب نميپيوندد، تعيين كننده است.
معلمان بايد در مبارزه كه حكم مرگ و زندگي را برايشان دارد موفق شوند. مفتخوران اموال جامعه بايد حقوق مكفي براي يك زندگي مرفه را از بودجه كلان مملكت تامين كنند. پيروزي معلمان پيروزي همه ما است.
مظفر محمدي ١٩ ارديبهشت ٨٦ (٩مه ٢٠٠٧)