دنیا , جنگلی که در آتش مهیب توحش و جنون می سوزد.ديبا عليخانى
ديبا عليخانى : توحش و ارتجاع سایه ی شومش را بر زندگی تمامی زنان انداخته است , از سایه الطاف مناسبات نابرابروضع موجود، مرد سالاری و دین سالاری مرزی نمی شناسد دستاورد پلید آن در سراسر دنیا ملموس است . هر روز شاهد جنایت تکان دهنده تر از روزپیش هستیم . در بریتانیای کبیر در هر سه روز یک زن بر اثر خشونت از بین می رود , در شهر ابسویچ انگلیس قتلهای زنجیره ای زنان تن فروش اتفاق می افتد
و خانوادهایشان در مصاحبه های بی بی سی با شرم رو به مردم می گویند دخترانشان معتاد بوده اند , در سو ئد و آلمان امثال فاطمه ها را به قتل می رسانند , در لندن قاتلان بهناز و هیشو در مقابل دادگاه با افتخار سر بلند می کنند و مجریان قانون فرزندان خلف جنگل سنگ نسبیت فرهنگی را بر سینه ی کریه شان می زنند.
کمی آنطرفتر در عمق جنگل سیاهی موج می زند ایران , افغانستان , پاکستان , عراق برای زنان به قتلگاهی مشروع مبدل شده است ترور زنان به بهانه دفاع از شرف برای همه ما آشناست. قتل وحشیانه ی دعا دختر نوجوان هفده سالی موصلی دنیا را تکان داد, آن فضای مسموم و آن جانیان که با طیب خاطر صحنه های بازی مرگشان را بر سکوی قدرت و مالک بودن بر وجود زن به دنیا ارزانی داشته اند و با این روش تثبیت بی بقای ارتجاع را به زندگی مردم نشان داده اند .
در ایران نیز وضع زنان حال و روز بهتری ندارد در طول سالهای سال کار با مراکز مختلف درمانی و به عنوان فعال حقوق زن بارها و بارها با قتل زنان تحت لوای ناموس نه فقط رو به رو بوده ام بلکه خود با چشم خویش سر بریده ی فریده عبدالحکیمی را درملا عام در جلو دادگاه شهرم دیده ام که در خونش غلت میزد وبا همه ی وجودم برای دردی مشترک با جسم در خون غلتیده اش نه تنها گریسته ام بلکه پرچم نه به ترور و نه به قتل ناموسی راازهرتریبونی وهر امکانی از سمینارها و کارگاهها تا کلاسهای درس و دانشگاه همراه با یارانم در جنبش آزادیخواهی زنان به اهتزاز در آورده ایم و نیک می دانیم مادامی که در قانون نصف انسان به حساب می آییم و قانون به ترور ما با نام قتل ناموسی مشروعیت می دهد, زالوهای ناموس پرست محیط زیستی امن دارند .
اما دادخواهی امروزم این است که در عراق درسایه دولت حریم کردستانی و دموکراسی اهدایی بوش و سلاخی و سنگسار اسلامیون مرگ کمترین تحفه برای زنان است زندگی مردم نه تنها به خاک سیاه نشسته است بلکه هر روز شاهد نوعی مجازات قرون وسطایی برای انسانهای بیگناه ایم .
دنیا و همه ی انسانهای آزادیخواه مدافعین حقوق زن و کودک , نباید در قبال این توحش سکوت کنند زن کشی , کودک کشی دیگر بس است . جنبش آزادیخواهی زن در عراق نباید شاهد مخابره ی صحنه های بربریت به دنیا باشند . این صحنه ها خواست مردم عراق نیست , این هلهله ی بربریت بر مرگ انسان بی دفاع و بی سازمان است . در خلا آلترناتیومدافع حقوق زن و انسان دست یاغیان مرگ باز باز است . باید در میان خود مردم و با خود مردم اعتراضاتشان را سازمان داد , هیچ درنگی نباید تلا ش ما را برای ساختن دنیایی دیگر را متوقف کند .
دیبا علیخانی
۸۶/۲/۹