جناح اقلیت سازمان زحمتکشان و اسم کومه له
رحمان حسین زاده
با انتشار بیانیه جناح اقلیت کمیته مرکزی سازمان زحمتکشان به رهبری عمر ایلخانی زاده شکاف بوجود آمده در راس و صفوف این سازمان رسمیت پیدا کرد. قصد من پرداختن مجدد به علل بوجود آمدن این شکاف و شکل گیری جناح بندی کنونی این سازمان نیست. بعد از کنگره یازدهم این سازمان در مطلبی تحت عنوان "شکست پروژه سازمان زحمتکشان"، نوشتم؛
"یک بحران سیاسی و عمیق سراپای سازمانشان را در بر گرفته است. در پس کشمکشهای جنگ قدرت و تشکیلاتی، باز تعریف مجدد هویت سیاسی و سازمانیشان محور مباحث کنگره اخیرشان و عینا محور انشقاق و دسته بندیهای درون کنگره شان بوده است. قالب سیاسی و سازمانی کنونی سازمان زحمتکشان زیر سئوال رفته است".
این پیش بینی درست بود و به نظرم شکل گیری دو جناح موجود تداوم همین روند قابل پیش بینی بود. جناح اقلیت رهبری این سازمان به منظور جوابگویی به این تعریف مجدد هویت سیاسی و تبدیل سازمانشان به سازمان بی ابهام و تمام عیار دخیل در جنبش "کردایه تی" خیز برداشته است. این تصویر و افق بی ابهام ناسیونالیستی این واقعیت را می بیند که، برافراشتن پرچم کردستان و پلاتفرم فدرالیستی و باد زدن روزمره قومیگری و ناسیونالیسم با ادعای چپ بودن متناقض است. بر این حقیقت تاکید دارد که اگر بخواهند به عنوان نیروی رسمی در جنبش کردایه تی پذیرفته شوند، لازمست تناقضات، ریاکاری، دروغ و فریبکاری ادعای چپ و سوسیالیسم را کنار بگذارند، و اگر بخواهند سر راست و روشن همانند حزب دمکرات کردستان و پژاک و ... در باشگاه جنبش کردایه تی ثبت نام کنند، لازمست موانع سر راه تثبیت هویتشان به عنوان سازمان قومی فدرالیست و تماما "کردستانی" را کنار بگذارند. به نظرم در مقابل موقعیت متناقض و دو گانه و رو به اضمحلال کنونی سازمان زحمتکشان، خط مشی و راه حل عمر ایلخانی زاده و همفکرانش اگر بتواند بر آخرین تناقض موجود در حرکت خود فایق آید، شانس دست بالا پیدا کردن دراین سازمان را دارد و راه برون رفت مشخص، و منطبقتر با کاراکتر یک سازمان فدرالیست و کردی را ارائه میکند.
اسم کومه له ، تناقض بزرگ
سازمان زحمتکشان از همان بدو ایجادش در هفت سال قبل تناقض بزرگی را با خود یدک کشید. صحنه گردانان اصلی این پدیده ، با سرما یه گذاری بر اسم و سابقه کومه له یک سازمان قوم پرست و فدرالیست را درست نقطه مقابل کل تاریخ سیاسی کومه له سرهم بندی کردند. ما همانوقت اعلام کردیم که اینها اهداف و سابقه و سنت رادیکال و چپ کومه له را نمیخواهند، بلکه تنها میخواهند اسم و سابقه کومه له را دستمایه حرکت ارتجاعی خود قرار دهند. این هدف اگر در شروع کار و برای مدتی بخشا توانست برایشان موجب جذب نیرو شود. به تدریج و با افشا شدن ماهیت قوم پرستانه و شدیدا ناسیونالیستی این جریان موجب درد سر شده است. اینها تا زمانی که این اسم جا افتاده متعلق به یک سازمان و تاریخ چپ جامعه را بر خود داشته باشند، به راحتی در باشگاه جنبش کردایه تی و در بارگاه قبله گاه ناسیونالیسم کرد یعنی آمریکا پذیرفته نخواهند شد. اینها با یدک کشیدن این نام شائبه تعلق به یک سازمان چپ را بر خود خواهند داشت. بخش مهمی از تناقض فعلی سازمان زحمتکشان ریشه در این واقعیت دارد. خط مشی تاکنون حاکم بر این سازمان با اپورتونیسم بازی بر افراشتن همزمان پرچم کردستان و پرچم کومه له و با در دست داشتن همزمان پلاتفرم قومی فدرالیسم و تاکید بر حفظ بند "سوسیالیست" خواندن سازمان در اساسنامه با اکروبات بازی بیهوده، میخواهد ملقمه عجیبی از فدرالیسم و سوسیالیسم و یک جریان دو چهره متناقض را سر پا نگه دارد. این غیر ممکن تاریخی بارها تجربه شده است و همه جریانات ناسیونالیست با داعیه چپ نهایتا در بستر اصلی هضم شده اند.
عمر ایلخانی زاده و همفکرانش اگر برای هضم کامل در جنبش ناسیونالیستی خیز برداشته اند، لازمست با جسارت هرگونه داعیه چپ و از جمله عنوان کومه له را از خود بتکانند و یک بار برای همیشه به این تناقض بزرگ حرکتشان پایان دهند. ایلخانی زاده و همفکرانش میتوانند تجربه "کومه له رنجدران" کردستان عراق را سرمشق قرار دهند. سازمانی که سالها ادعای چپ را داشت ، آنزمان که تصمیم گرفت تماما در جنبش کردایه تی و اتحادیه میهنی ادغام شود ، نه تنها ادعای چپ را کنار گذاشت خود را در اتحادیه میهنی منحل کرد .
ایلخانی زاده و همفکرانش با کنار گذاشتن اسم کومه له بر تناقضات سازمانشان و آخرین بقایای آن در حرکت اخیر خود فایق خواهند آمد. آنها خوب میدانند، با اسم کومه له و متصل شدن به سابقه آن بسیار سخت است که " فدرالیسم و قومیگری، برافراشتن پرچم کردستان، کردستانی بودن و ناسیونالیسم عریان" را نمایندگی کرد. اتفاقا با کنارگذاشتن اسم کومه له و دوری گرفتن از سابقه آن در مسیر هموارتر ادغام کامل در جنبش کردایه تی قرار خواهند گرفت. حتی ناسیونالیستها و فدرالیستهای درون سازمانشان حول پلاتفرم سر راست کردایه تی متحد خواهند شد. مجبور به لفاظیهای گاه و بیگاه "چپ" نخواهند بود. در کشمکشهای درون سازمانی شانس موفقیت آنها در عقب راندن جناح "عبدالله مهتدی" و همفکرانش بیشتر خواهد بود. مهمتر از اینها با اینکار تداوم سوء استفاده از اسم و سابقه معتبر یک جریان چپ را قطع خواهند کرد. این اقدام به نوبه خود احترامی در قبال حقیقت تاریخی و پایان دادن به اپورتونیسم و شارلاتانیسم سوء استفاده از نام کومه له و به نفع شفافیت سیاسی در فضای سیاست و مناسبات احزاب است. آیا عمر ایلخانی زاده و همفکرانش یکبار هم شده با خود شان و جامعه رو راست خواهند بود. آیا جسارت چنین اقدام مهمی را خواهند داشت؟ باید دید .