بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

زنان و اول مه. پری زارع

. پری زارع

اول مه روز جشن كارگران،  روز ابراز وجود طبقه كارگر است. اول مه جشن كارگران اعم از زن و مرد  است. وقتی صحبت از زنان كارگر به میان میاید معمولا  زنانی مد نظر است  كه در كارخانه و كارگاهها مشغول كارند. اما اكثریت زنان كه نصف انسانهای جامعه ما را تشكیل میدهند و بیكارند  در چهارجوب این طبقه قرار نمیگیرند.

میلیونها زن خانه دار كه بی اجر و مزد در خانه كار میكنند و حقوقی ندارند كارگر بیكار بحساب نمی آیند و حتی خود زنان  به این مسئله آگاهی ندارند.

از هر زنی كه  مشغول كار در منزل است بپرسید شغل شما چیست میگوید: خانه دار! خانه داری جزئی از هویت زنان است كه در اوراق و اسناد رسمی هم درج میگردد.

این ستم آشكاری است كه بر میلیونها زن و نزدیك به نصف انسانهای جامعه ما میرود. خانه داری شغل محسوب میشود اما  مزد و درآمدی ندارد. آشپزی، نظافت خانه ، نگه داری بچه ها و دهها كار دیگر كه كمر شكن و روزمره و  بی انتها هستند بر دوش زنان است بدون اینكه در مقابل از حق و حقوقی برخوردار باشند.

این وضعیت در كشوری مثل ایران ظاهرا ازلی و ابدی به نظر میرسد. خیلی وقتها دعوا و بگو مگو در خانواده ها بر سراین است كه چرا همه كارمنزل بر عهده زنان قرار دارد و مردان از آن معاف هستند. صرف نظر از توجیهاتی كه فرهنگ مرد سالار در دفاع از افراد ذكور خانواده داشته و زن را خدمتگزار همه اعضای خانواده بحساب میاورد، گناه بیكاری زنان و بی اجر و مزدی و بیحقوقیشان بر عهده خانواده  یا برعهده همسر نیست.

بحث بر سر این است كه چرا میلیونها زن به اصطلاح خانه دار جزو كارگران بیكار مملكت به  حساب نمی آیند؟ چرا اسمشان در لیست كارگران بیكار اداره كار شهرها و شهرستانها  ثبت نیست؟ چرا اگر كاری برایشان نیست بیمه بیكاری دریافت نمیكنند؟ چرا این لشكر عظیم بیكاران جزو طبقه كارگر كشور محسوب نمیشوند؟ و چرا پرداختن به این مسئله در میان خود طبقه كارگر كمرنگ است؟...

اگر طبقه كارگر میلیونها زن خانه دار را بعنوان كارگران بیكار و جزئی از خود بحساب آورد، قدرت و وسعت بسیار گسترده ای به موقعیت  طبقاتی اش میدهد.

سرمایه داری قشر عظیم كاركن و حقوق بگیر جامعه را در تقسیم بندیهای كارمندی و كارگری به نفع خود تیكه تیكه كرده است تا بخشهای مختلف مردم و صفوف عظیم انسانهای مزد بگیر را از هم بپاشد و متفرقشان كند. اما مساله بیكاری و یا كار بی اجر و مزد زنان در منازل را دیگر نمیتوان با هیچ توجیهی لاپوشانی كرد. نامیدن   زنان به عنوان خانه دار  یك حقه بازی آشكار نظام سرمایه داری و دولت است تا از زیر بار تامین شغل و حقوق  و بیمه های اجتماعی و بیمه كاری میلیونها انسان شانه خالی كند.

اعتراض این تبعیض و بیحقوقی هر سال در بسیاری از قطعنامه ها ی اول مه كارگران بچشم میخورد. كارگران خواهان كار و یا بیمه بیكاری برای زنان خانه دار بوده اند و یا خواست برابری زن و مرد را مطرح كرده اند. اما این هنوز كافی نیست. كارگران در هر تجمع و میتینگ و برگزاری مراسم خود به مناسبت اول مه باید اعلام كنند كه زنان بیكار و كاركن در منازل جزو طبقه كارگرند و بیكار محسوب میشوند و باید این میلیونها انسان خودرا در صف طبقه كارگر ببینند. این كار باید عملا در مراسمهای اول مه تا آنجا كه ممكن است نشان داده شود. باید از  كلیه زنان "خانه دار" خواست كه در این روز از منازل خود بیرون بیایند و به صف كارگران كارخانه ها و مراكز كار و كارگران بیكار بپیوندند و شعار زنده باید اول مه را سر دهند. باید جامعه از زبان خود زنان بشنوند كه زنان "خانه دار" كارگر بیكارند، كارگر بی اجر و مزدند و خواهان كار یا بیمه بیكاری مكفی هستند.

حضور زنان در صف طبقه كارگر نیروی ما را چند برابر میكند. مرز و تقسیم بندی كاذب وخرافی ای  را كه سرمایه داری و دولتها ایجاد كرده اند، میشكند. علاوه بر آن موقعیت زنان جامعه ما را هم علیه دیگر تبعیض های اجتماعی و  علیه آپارتاید جنسی تقویت میكند،  تیغ تهاجم به زنان و حمله ودستگیری فعالین زنان را كند میكند. جنبش زنان برای برابری و آزادی هم نباید غافل از این واقعیت باشد كه زنان "خانه دار"، كارگران بی اجر و مزدند. باید این را برسمیت بشناسند. در ادبیات و سخنرانیها و تبلیغات و فعالیتهایشان برجسته شده و توجه جامعه را به آن جلب نمایند. هیچ كار روشنگرانه و فرهنگی مهمتر از این نیست كه اكثریت زنان كارگر بی اجر و مزد را به حدی از خود آگاهی رساند تا خود را در زمره طبقه كارگر به حساب آورند و  در تجمعات و تشكلهای كارگری و بخصوص مبارزات كارگران بیكار شركت كنند.

این مبارزه جزئی مهم و تعیین كننده از جنبش زنان برای برابری و آزادی در كشور ما است. 

 

 

 


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول