حکمت در جدل ناسیونال کومهله ها

محمد فتاحی
m.fatahi@gmail.com
آوریل ۰۷
عامل محرکه این نوشته کوتاه، جدل های طیف هایی از ناسیونالیست های چپ و راست در درون و بیرون کومه له فعلی با هم، و حمله هاى یک در میان به کمونیسم کارگری و منصور حکمت در جنگ جناحی شان برای تصاحب کومه له است. علیرغم تلون لایه های تاریخی ذخیره شده این خصومت کور علیه منصور حکمت در این جنگ، جنس اما یکی است.
آخرین نوشته معترض به حضور کمونیسم کارگری در کومه له شکایت نامه تنظیم شده به امضای دوست عزیز ستار اویهنگ در سایت آزادی بیان است. این نوشته، صرفنظر از موقعیت تشکیلاتی امضای پای آن، تمایلات طیف قابل توجهی از طیف کومه له ای های خارج کشور را نمایندگی میکند. این نوشته ضمن جدل با طیف مقابل خود، که از نظر نویسنده اش به سازمان زحمتکشان نزدیک ترند، به مصاحبه رضا مقدم و فریدن ناظری در تلویزیون کومه له اعتراض کرده و شرط حضور آنها را انتقاد از حرکت شان در ترک کومه له در سالهای اواخر دهه نود میداند. از نظر این کومه له ایها، ترک داوطلبانه کادرهای کومهله در همراهی با منصور حکمت، خیانتی در حق کومهله و "خلق کرد" ارزیابی میشود. لذا مستوجب مجازاتند.
ممنوعیت ترک آزادانه اعضا و کادرها از زاویه تقدس سازمانی، و فرقه گرایی غلیظ این سنت موضوع بحث فعلی من نیست. آنچه که جای سؤال است، علت سکوت همزمان با رضایت این نوع قلم از حضور مسؤلین حزب دمکرات کردستان ایران در همین تلویزیون کومه له است. همه میدانند که دمکرات در کردستان جنگی خونین و سرتاسری به کومه له تحمیل کرد. در آن جنگ در مواردی به اسیران کومه له ای، قبل از اعدام تجاوز و بعدا جنازه های اسیران اعدامی سوزانده شدند. صفی طولانی از بهترین رزمندگان کومهله در آن جنگ تحمیلی به خون خفتند.
صحنه اعتراض کومهله ای های جنگی امروز در سنگربندی بسیار قاطع و سازش ناپذیر در مقابل کمونیست کارگریهایی که در حیات کومهله نقش داشتند، در عین حال درجه بالای لطافت، برادری و مدارای این دوستان خیلی رشید نسبت به آنها که از جنازه اسیران کومهله پشته ساختند، تماشایی است. ادامه خصومت و دشمنی با حزب دمکرات کردستان سیاست ایدآل من نیست، اما این ارزیابی در کومه له امروز که اولی ها را بیگانه و دومی ها را خودی میداند چرا جای سؤال در میان فعالین کومهله نیست؟ طیف رنگارنگ راست در درون و بیرون مرزهای کومهله تاکی فرصت دارد تا چهره خود را زیر پوشش خصومت با منصور حکمت گریم کند؟ این نکته یکم بود.
نکته دوم:
نزد این طیف وقتی سازمان زحمتکشان مورد "انتقاد شدید" قرار میگیرد، تک تک رهبران این سازمان نه به عنوان ناسیونالیست و قوم پرست، که به عنوان اعضای سابق فراکسیون کمونیسم کارگری تکفیر میشوند. دوستان معترض به عمد فراموش میکنند که نه فقط آنها، که نزدیک به تمام کادرها و اعضای آن زمان کومهله( به جز تعدادی کمتر از انگشتان یک دست)، علیرغم تمایل حکمت، عضو آن فراکسیون شدند. این یعنی منجمله دبیر اول فعلی کومهله و بقیه کادرهای باقیمانده آن زمان کومهله در صفوف امروز رهبری آن. بعلاوه این دوستان به عمد فراموش میکنند که آن زمان بارها از منصور حکمت شنیدهاند که می گفت گرایش و خط وی علیرغم ادعای بقیه، نه باورهای مشترک، که گرایشی ضعیف و بشدت در اقلیت است. دوستان باز هم به عمد فراموش میکنند که از نظر صاحبین آن فراکسیون، موافقین و اعضای آن اکثرا ربطی به گرایش کمونیسم کارگری نداشتند. کورش مدرسی به عنوان یکی از اعضای کانون کمونیسم کارگری در آن دوره، در بخشی از نامه استعفایش از کومهله و حزب کمونیست ایران در آن زمان مینویسد' .
...اجازه ميخواهم همينجا توضيح دهم که مشکل اصلي جريان ما بنظر من با کساني نيست که علنا مخالفت ما هستند. بعکس مشکل سازمان دادن فعاليت ديگري توسط موافقين ما است...
آنها که اجازه روئیت چنین اسنادی به خود نمیدهند، عزم جزم کرده اند عاجزانه از چشم واقعیت فرار کنند.
در اعتراضات لایه های ناسیونالیست کومهله ای به منصور حکمت، برخورد شکننده به مخالفین سیاسی نه به گرایش چپ سنتی درون کومهله که عبای فراکسیونی به تن کرده بود، بلکه به کمونیسم کارگری و منصور حکمت ربط داده میشود. در این صورت پدیده های زشت دیگری که هم در دوران فراکسیون خودنمایی کردند و هم بدنبال ترک منصور حکمت به سرعت سرسام آوری تقویت شدند، را به چه گرایشی منتسب میکنید؟
جای تنگ برای زنان در همان کومهله دوران فراکسیون اثر کدام خط بود، که بعدا به شدت تنگتر شد، شهید پرستی و در عین حال کم توجهی به جان زندگان در اردوگاههای نظامی متعلق به کدام خط بود؟ تعصبات ناموسی و عقب افتادگی فرهنگی و...، کیش اسلحه و دست کم گرفتن کارگر و شهر در مقابل کوه، ایجاد فضای ارعاب برای منتقدین و برخوردهای وقیح به مخالف سیاسی، رعایت حرمت زن حامله و کودک بخشا به جبر دستور و قرار، و مسائل متعدد دیگر، اتفاقا تماما در همان زمان "حکومت" فراکسیون در اردوگاهها، و نهایتا سربلند کردن ناسیونالیسمی پرو آمریکایی و پر رنگ از ته قلب بخش قابل توجهی از همان اعضای فراکسیون بدنبال حضور نیروهای بوش پدر در منطقه و مسائل متعدد دیگر را هم لابد باید به حساب منصور حکمت نوشت؟
اختلافات سیاسی به کنار، در مراجعه به تاریخ آن دوره، هر آدم منصفی میتواند اسناد مکتوب توسط آن مرد خفته در هایگیت را به همه نشان دهد، که او اینها را و پراتیک شان را از جنس کمونیسم خود محسوب نکرد. آنها که الفبای سیاست را فرا گرفته اند، باید به این نکته بیندیشند که رهبری فراکسیون از کومهله و حکا نه انشعاب که استعفا داد.
اسناد مکتوب آن دوره برای همه قابل دسترس است. لذا آنها که بیان صریح رهبری کمونیسم کارگری در اعلام بیربطی لشکر "موافقین" به سنن آن گرایش را نادیده میگیرند، نفع سیاسی روشنی در کتمان آن حقیقت دارند.
نکته آخر؛
از طرف زحمتکشانی ها رهبری فعلی کومهله به دست نکشیدن از کمونیسم کارگری متهم میشود. در درون کومهله هم رهبران زحمتکشان به عنوان اعضای سابق فراکسیون کمونیسم کارگری مورد "نقد" سیاسی قرار میگیرند. این سنگربندی دو طرف نه علیه هم که علیه منصور حکمت تماشایی است!
در این جدال به شدت فریبکارانه، واقعیت های انکارناپذیری از دو طرف به زیر فرش جارو میشود. زحمتکشانیها جرائت نقد استراتژی کومهله مصوب کنگره ششم آن به عنوان یک استراتژی کمونیستی را ندارند. اینها هنوز از باز کردن مچ خود برای جامعه، به عنوان یک نیروی ضد کمونیست ابا دارند. در درون کومهله هم یک گرایش قوی هست که ماهیت ناسیونالیست و قومی سازمان زحمتکشان را به عمد و از روی منفعت سیاسی، تحت عنوان کمونیست کارگری های سابق مخفی میکند. متوجه میشویم که متهم کردن همدیگر به کمونیست کارگری دیروز و امروز یک قرارداد مشترک و غیر رسمی برای مخفی کردن ناسیونالیسم طرفین در متن جدل های دو جناح درون یک جنبش معین است.
دوستان عزیز!
کسی سهم شما از شهامت سیاسی را مصادره نکرده است. کسی از ابراز وجود شما به عنوان آنچه واقعا هستید، ممانعت به عمل نیاورده است. شما را به هر چه باور دارید، بیائید به عنوان فعالین جنبش واقعی خویش سخن بگوئید؛ به عنوان آنچه که از ته قلب به آن احساس تعلق میکنید. این اقدام مثبت، وجدان شما و روح منصور حکمت، هر دو را آزاد میکند.