سخنرانی مظفر محمدی در سومین نشست شورای كادرهای تشكیلات كردستان حزب حكمتیست
اوضاع سیاسی ، موقعیت احزاب و جنبشهای اجتماعی و استنتاجات عملی
اوضاع سیاسی در كردستان، تابعی از كل اوضاع سیاسی ایران و منطقه است. در رابطه با اوضاع سراسری فقط نكاتی را میگویم كه به روشن شدن وضعیت سیاسی كردستان كمك میكند.
ما در سطح ایران و منطقه با مسایل و فاكتورهای متعددی روبروییم.
فشارهای بین المللی و بخصوص امریكا بر سر مساله هسته ای، تحریم ها و گسترش آن است و ماجراجوییهای نظامی امریكا و احتمال حمله نظامی مطرح است.
ایران و امریكا در عراق عملا با هم در حال جنگند. این جنگ میتواند به ایران هم گسترش پیدا كند. اما جنگی متفاوت با عراق. هدف این جنگ سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. میخواهند بزنند و زیربنای اقتصادی مملكت را خراب كنند، مراكز نظامی و حتی علمی و مراكز هسته ای را بزنند و بروند پی كارشان. جنگی است كه دولت بوش در دوسال پایان عمر خود به آن نیاز دارد.
آنها با این كار به هدفشان كه كشیدن دندان جمهوری اسلامی است میرسند. اما بدبختیهایش را برای ما و مردم جا میذارن.
عواقب این جنگ احتمالی علاوه بر گسترش اختناق و فلاكت تمام عیار ، میتواند یك جنگ داخلی را در پی داشته باشد.
میتواند جنگ قومی از طرف ناسیونالیستها و فدرالیستها و دیگر گانگسترهای اسلامی، شیعی و سنی و عشیره ای را به دنبال داشته باشد...
تا انجا كه به كردستان بر میگردد این مساله محوری مورد توجه ما است كه ابعاد تحركات ناسیونالیستی و قومی چگونه خواهد بود و چطور میتوان در مقابلشان ایستاد. به این برمیگردم.
فاكتور ها و تحولات دیگری در داخل ایران در جریان است.
ما بارها گفتیم كه شكست استراتژی امریكا در عراق و منطقه به نفع اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی تمام شده است. حتی به نفع تروریسم اسلامی.
جمهوری اسلامی قوی تر شده و در معادلات منطقه دست بالا پیدا كرده بطوریكه برای امریكا قابل حذف نیست. حمایتهای ضمنی چین و روسیه، مماشات اتحادیه اروپا و غیره همه این را نشان میدهند كه جمهوری اسلامی را به عنوان قدرتی غیر قابل صرفنظر و حذف در معادلات منطقه به حساب می آورند و بنا براین مذاكره و دیالوگ و شركت دادن ایران در معادلات را مد نظر دارند. این واقعیتی است كه نمیشود انكار كرد.
اما كل این اوضاع بخصوص در رابطه با مساله هسته ای و فشارهای بین المللی، تحریم اقتصادی و تهدیدهای نظامی امریكا برای دولت احمدی نژاد مشكلات جدی هم ایجاد كرده است. الزاما همه اینها برای جمهوری اسلامی خیر و بركت نیست.
شكافهای درون رژیم بیشتر شده است. جناحهای درون رژیم پاسخ واحدی به مسایلی كه پیشارویشان هست ندارند.
گسترش بیكاری و گرانی و فقر و فلاكت از طرفی پشت مردم را خم كرده است و از طرفی دیگر رژیم از عوارض و عواقب آن مصون نیست. این وضعیت گسترش نارضایتی ها و اعتراضات و حتی احتمالا عصیان و شورشهای توده ای را ممكن است به دنبال خود بیاورد. مردم جان به لبشان رسیده است. اقتصاد و مساله تامین زندگی مردم الان اولویت مردم است تا ازادیهای سیاسی كه در دوره خاتمی در اولویت بود. با شكست دوم خرداد و وعده های عدالت اجتماعی دولت جدید، مساله اقتصاد به راس همه مشكلات سیاسی و اجتماعی آمده است.
چیزی كه این وضع را ظاهرا راكد نگه داشته دو مساله است:
- یكی انتظار مردم و توهم به سرنگونی جمهوری اسلامی با دخالت و حمله نظامی امریكا و تبلیغات اپوزیسیون راست در این زمینه.
- دوم ناتوانی چپ، ناتوانی ما در پاسخ به این تحولات است. ما نتوانسته ایم مردم را علیه وضع موجود متحد و متشكل كنیم.
ما پاسخی برای عراق نداریم. هیچكس ندارد. نه رفتن امریكا، نه ماندن امریكا، نه سازمان ملل، نه اتحادیه اروپا هیچكدام راه حلی نیستند. چیزی كه در نهایت از دل این ماجرا درمیاید تجزیه و تقسیم عراق به مناطق شیعه و سنی و كردها است. اما این پایان ماجرا نیست و آغاز دور دیگر كشمكشهای داخلی و دخالتهای دولتهای منطقه است. هر بخش، متحدین و حامیان خود را در میان دولتهای منطقه پشت سر خود خواهد داشت و پایشان را به عراق بازتر خواهند كرد...
به همین دلیل است كه امریكا میخواهد قبل از عقب نشینی ائتلافی در منطقه شكل بدهد. روی جنگ شیعه و سنی سرمایه گذاری میكند. پای عربستان و كمك به سنی ها و القاعده مطرح است. سیاستهای دولت فعلی عراق سیاست ایران است.
تنها راه حل این بوده و هست كه كمونیستها و مردم آزادیخواه و كنگره آزادی عراق با قدرت وارد شوند... عقب نشینی امریكا به معنای تبدیل شدن جمهوری اسلامی به قدرت فائقه در عراق است.
در مورد ایران حرف ما روشن است. به مردم میگوییم انتظار بیفایده و بس است ، متحد و متشكل شوید، مردم قدرتنمد بشوند. مجامع عمومی كارگری. گارد آزادی قدرتمند بشود ، مردم در جاهایی شروع كنند كنترل زندگیشان را به دست بگیرند. كردستان دروازه قدرت است ...
هر چه مردم قدرتمندتر شوند و به میدان بیایند، دامنه عمل جمهوری اسلامی و دخالت امریكا در منطقه كم تر و ناسیونالیستها هم دستشان بسته تر میشود .... ***
در مورد كردستان هم ما بالاخص با فاكتورهای معینی روبروییم
مهمترین مساله در رابطه با تحولات منطقه از جنگ خلیج به بعد و تا حالا عروج ناسیونالیسم كرد و حاكمیت بخشی از آن در كردستان عراق است. این تحول تاثیر تعیین كننده ای بر رشد و گسترش تحركات ناسیونالیستی بخصوص در كردستان ایران داشته است. فعالیتها و نهادها و تبلیغات ناسیونالیستی گسترش یافته است. قوم پرستی پرچم عده ای شده است .
فدرالیسم قومی و مدل حكومتی ناسیونالیستهای برادر در كردستان عراق، پرچم و الگوی كل ناسیونالیسم در كردستان ایران است. جریان اصلی این جنبش كماكان حزب دمكرات است. ناسیونالیستهای دوخردادی سابق شعباتی از این جریان اصلی اند. زحمتكشان و پژاك شعبه راست تر و در حاشیه این جریان قرار دارند.
ناسیونالیستها علیرغم هر بحران و اختلافی هوای همدیگر را دارند. همه نهادهای ناسیونالیستی و حتی شخصیتها ی هنری و فرهنگی و ادبی و غیره هر كدام به نوعی از حمایت مادی و معنوی ناسیونالیسم حاكم در كردستان عراق برخوردارند...
جلال طالبانی به عنوان پدر خوانده ناسیونایسم با فراكسیون نمایندگان كرد در مجلس اسلامی، كردهای مقیم مركز، دانشجویان كرد زبان دانشگاهها، و روشنفكران كرد ایرانی ظاهر میشود. هوایشان را دارد . با انها جلسه میگیرد. در همه زمینه ها همكاریهای وسیعی وجود دارد. این از طرفی و از منظر ناسیونالیسم كرد و تحولات منطقه.
از طرف دیگر و از منظر رابطه دولت با ناسیونالیسم كرد هم میتوان گفت كه ، برخورد دولت به تجمعات و تحركات و نهادها و شخصیتهای ناسیونالیست كرد از روی ملاطفت و نرمش و انعطاف است.
برای مثال برخورد دولت به دفاتر تحكیم وحدت و فعالینش یا با سندیكای شركت واحد و یا تجمع زنان در ٢٢ خرداد جلو دانشگاه را مقایسه كنید با برخورد همین دولت با فراكسیون كردها در مجلس، كردهای مقیم مركز، جبهه متحد كرد بها ادب و شركا، سازمان حقوق بشر كرد، كانون نویسندگان و دیگرنهادهای روشنفكری كرد ... یكدوره حضور نظامی و سیاسی پژاك با حمایت وهمكاری دولت صورت میگرفت.
سفر احمدی نژاد و تقدیس فرهنگ كردی و از این قبیل، گوشه دیگر همبستگی بین دولت و ناسیونالیسم كرد است كه در دوره خاتمی هم وجود داشت.
همین حالا ناسیونالیستهای كرد دو خردادی سابق با دولت احمدی نژاد لاس میزنند و مشكلی با آن ندارند... جبهه متحد كرد بها ادب خواهان اعتمادسازی بین ناسیونالیسم كرد با دولت احمدی نژاد است.
اما برخورد دولت در كردستان با تحركات كارگری و توده ای و چپ به همان شدت و حدت، تعرضی و حتی نظامی است كه به كارگران خاتون آباد و یا شركت واحد و تظاهرات زنان در تهران.
این هم یكی دیگر از دلایل و زمینه های تحرك و فعالیتهای سیاسی و تبلیغی ناسیونالیسم كرد است. یعنی شرایط مناسبتر و كم خطر برای ابراز وجودشان در چارچوب دولت و قانون اساسی رژیم .
به همین دلیل جنبش روشنفكری در كردستان راست تر است. فضای جامعه كردستان را تبلیغات و جوسازیهای ناسیونالیستی آلوده كرده است.
روشنفكران كرد حتی آنجا كه در شهرهای دیگر ایران مانند تهران و بخصوص دانشگاهها حضور دارند، سخنگو و نماینده ناسیونالیسم و قوم پرستی اند. این در حالی است كه جنبش روشنفكری در ایران بخصوص در دانشگاهها بطور چشمگیری به چپ چرخیده است.
مساله دیگر در رابطه با ناسیونالیسم كرد در كردستان ایران، به عنوان نقطه ضعفش در شرایط كنونی بحران سیاسی و رهبری آن است.
با شكست استراتژی امریكا در عراق و منطقه و غیر ممكن شدن سرنگونی جمهوری اسلامی با دخالت نظامی امریكا، افق ناسیونالیسم و قوم پرستی كرد هم تاریك و كور شد. این عامل بحران در درون احزاب و جریانات ناسیونالیستی شده است. بحران و انشعاب در حزب دمكرات، بحران در زحمتكشان و غیره را همه شاهدیم.
ما افق ناسیونالیستی اتكا به امریكا را در میان ناسیونالیسم كرد شكست ندادیم. شكست امریكا این مساله را باعث شده است. این به انتظار مردم از نجات خود به كمك امریكا هم خاتمه داده یا میدهد.
ما باید خلا ناشی از این شكست را پر كنیم . زمینه برای این كار بیشتر از همیشه مساعد است.
پاسخ مردم به اعتصاب عمومی سال قبل و جواب ندادن به فراخوان روزه سیاسی امسال ناسیونالیستها نشانه این رویگردانی و بی اعتمادی به ناسیونالیسم كرد طرفدار امریكا و اعتماد نسبی به چپ است. این موقعیت مساعدی است و فرصتی است كه ما باید ان را دریابیم.
ناسیونالیسم كرد به نظر من پشت راست میكند. هم اكنون از دخالت نظامی امریكا كاملا مایوس نشده. كمكهای كلان نظامی و پول از امریكا میگیرد. نهادها و شخصیتهای ناسیونالیست از مجلس اسلامی تا جبهه متحد كرد و دیگر نهادهای ناسیونالیست در نهایت آبشان به یك جوی میرود.
همین الان هم ناسیونالیسم، در فضای فكری و سیاسی كردستان در ابعاد اجتماعی و بخصوص در حیطه روشنفكری، در اشكال و جریانات گوناگون چه به شكل قانونی و در اپوزیسیون دست بالا را دارد.
چپ در كردستان
هنوز و بدرجات زیادی چپ در كردستان در ابعاد توده ای و اجتماعی، با كومه له تداعی میشود.
توده مردم این چپ را با خط و افق سیاسی روشن نمیشناسند. این چپ با نفوذ اجتماعی تاریخی و سنت پیشمرگایه تی و طرفداری از زحمتكشان معروف است.
كومه له ملقمه ای از ناسیونالیسم و پوپولیسم و چپ سنتی است. این جریان مدرنیسم و توقعات جوان امروز را نمایندگی نمیكند.
سرنوشت كومه له را به لحاظ سیاسی، یا چپ كمونیستی و حكمتیست در كردستان، یا ناسیونالیسم كرد تعیین میكند. هر جا ما قوی باشیم ناچار به كنار آمدن با ما است و هر جا حزب دمكرات دست بالا را داشته باشد در حاشبه آن قرار خواهد گرفت.
كومه له چپ را به معنای كمونیستی اش نمایندگی نمیكند. یك جریان بینابینی است. اگر ما نبودیم به عنوان جناح چپ جنبش ناسیونالیسم امروز در یك جبهه و فردا در قدرت شریك میشد. اما با حضور ما این او است كه باید تصمیم بگیرد كجا خواهد ایستاد. تلاش ما باید در جهت كشاندن و متمایل كردنش به چپ تا حد ائتلاف با ما باشد.
حزب حكمتیست
ما جریان اصلی چپ در كردستان هستیم. همچنانكه حزب دمكرات جریان اصلی ناسیونالیسم كرد است.
حزب ما و سیاستهای ما مورد توجه و اعتماد چپ جامعه در كردستان است. كومه له ایهای داخل از این سیاستها تغذیه میكنند. تنها میگویند : " خوب كومه له هم همین را میگوید". میپرسید كجا؟ نمیدانند. حرف دلشان را ما میزنیم. اینها هنوز وفاداران به سوسیالیسم و كمونیسم و كارگر و زحمتكش اند. دلشان میخواهد ما و كومه له بهم نزدیك شویم. حتی میگویند چرا یكی نمیشوید؟ پایه اجتماعی كومه له توجهش به ما است.
- نقطه قدرت ما سیاستهای صریح و تیز و افق روشن، گارد آزادی، كمیته های كمونیستی، شخصیتها و نهادهای اجتماعی در میان زنان و كارگران و جوانان است.
- صرفنظر از شخصیتهای مهم و با نفوذ اجتماعی در جنبش دانشجویی و روشنفكری جامعه كه علنی نیستند،
شخصیتهای برجسته ای در میان جنبشهای اجتماعی مانند برهان و آزاد و ... غیره با ما آمده اند. هیچكس در این سطح و كالیبر سیاسی و اجتماعی در میان چپ اتوریته ندارد. ما داریم. آمدن رهبران بزرگ اجتماعی با ما نشانه اتوریته اجتماعی حكمتیسم در جامعه است. این یك اتفاق مهم تاریخی است.
یك وقتی در میان احزاب چپ و راست جامعه تغییر مكان شخصیتی كفه ترازو و وزنه را به نفع یكی و به ضرر كس دیگر سنگین میكند. و این برای ما اتفاق افتاده است.
- جنبش كارگری هم در كردستان همیشه شخصیتهای سوسیالیست و رادیكال را در میان خود داشته و پرورانده است. هم اكنون هم طیفی از این كارگران هستند و ابراز وجود میكنند. این جنبش و این شخصیتها و رهبرانش بخصوص هم به لحاظ موقعیت اجتماعی و هم ماتریال انسانی پایگاه اجتماعی خوبی برای حكمتیستها و چپ است. وقتی اینها با ما بیایند كه به نظر من میایند، جنبش كارگری عملا یك ستون اصلی قدرت سیاسی ما خواهد بود.
با وجود همه اینها ما جدال و كشمكش سیاسی و احتمالا نظامی سنگینی ( آنچا كه قوم پرستان دست به اسلحه ببرند) با ناسیونالیسم كرد و فدرالیستها و قوم پرستان در پیش داریم. ناسیونالیسم كرد علیرغم بحران سیاسی و رهبریش، هنوز تعین و حضور موثری دارد و بعضا پر سر و صداترند و در مناطقی از كردستان هم دست بالا را دارند.
در حال حاضر بحران رهبری در جنبش ناسیونالیسم كرد برایی و پیشروی این جنبش را كند كرده و در مقابل تحركات چپ در جامعه و تعرضات سیاسی ما ضربه پذیر ساخته است. این موقعیتی است كه باید بیشترین استفاده را از آن كرد و این فرصتی است كه نباید از دست داد.
بحران ناسیونالیسم كرد ازلی و ابدی نیست . مقطعی است . زمانی تمام میشود و در مقطعی سر بر میآورد. این آن مقطع است.
چپ در كردستان میتواند بار دیگر عروج كند. مثل دوره كومه له قدیم، یك بار دیگر كمونیسم به نام حكمتیست در جامعه باید توجه اجتماعی و محبوبیتش تجدید شود. سیاست ها ی رادیكال و جذاب داریم، رهبران و شخصیتهای بزرگ اجتماعی را داریم.
كومه له ایهای با نفوذ اجتماعی و محبوب مائیم بعلاوه تئوریهای حكمت، سیاست و تاكتیكهای جذاب، اشكال و سنت سازمانی حزبی و توده ای جدید، كمیته های كمونیستی و گارد آزادی و نهادهای مدنی و اول مه ها و ٨ مارس ها و فستیوالهای كودك و غیره داریم.
اوضاع سیاسی بهر سویی برود یا كشانده شود ما یك پای اصلی قدرت در كردستان هستیم. كردستان تنها با حضور ما دروازه قدرت چپ و كمونیسم در ایران خواهد شد. بدون ما دملی خواهد بود بر بدن جامعه ایران. دمل تفرقه قومی، و باروت جنگ قومی و داخلی...
ما ملزومات اساسی این قدرت گیری را داریم.
اگر تز منصور حكمت را در مورد قدرت گیری اقلیت مصمم آماده را قبول داشته باشیم. این برای كردستان به درجه ای حاصل است. ما این اقلیت مصمیم.
بخشی ازآن در همین سالن نشسته اند. تعداد بیشتری در اینجا حضور نیافته اند. این نیرو بهمراه كمیته های كمونیستی و گارد آزادی و شخصیتهای كارگری و اجتماعی، ضرب در هزار میشود.
شخصیتهای این جنبش، تعدادمان، كیفیتمان، تجاربمان، نفوذ اجتماعی تك تك مان، ابهت سیاسیمان ... این را وقتی به میان جامعه ببری ، شهر سنندج و مریوان و كامیاران و سقز و ... ضربدر هزار و دهها هزار میشود.
ما نباید این قدرت را كه هم شایسته اش هستیم و هم جامعه از ما انتظار دارد و هم سعادت بشر و برابری زن و مرد و رهایی كارگر از ما میخواهد به كس دیگری واگذار كنیم. با حضور ما خیلی سخت و بعید است كسی قدرت را بگیرد و حرف آخر را بزند.
تصورش را بكنید. با حضور عبدالله دارابی، صالح سرداری، مجید حسینی، محمد راستی، اسد و نسان نودینیان، عبدالله كهنه پوشی، محمد جعفری (میانه)، جمال پیرخضران و ... آیا ممكن است كسی در شهر مریوان بتواند ابراز وجود موثر و قدرتمند بكند؟ من فكر نمیكنم. به اینها كمیته های كمونیستی و واحدهای گارد آزادی را كه محلات مریوان را روی سرشان میگذارند اضافه كنید . به اینها خیل دوستان قدیم و جدیدی كه به این رهبران مردم توكل میكنند را اضافه كنید.
اما این قدرت را كسی به ما تقدیم نمیكند. باید برویم بگیریم. فرش قرمز برای ما پهن نشده. برای كسب این قدرت در كردستان بخصوص در جنوب كردستان كه به آن نزدیكتریم، جاده صافی نیست. كسی كه میخواهد و مدعی این قدرت گیری است و میخواهد تاریخ این دوره كردستان را به نام كمونیسم رقم بزند و كردستان را دروازه قدرت طبقه كارگر و زن برابری طلب و جوان مدرن و خواهان آزادی و رفاه و كودك مرفه و با زندگی امن و انسانی بكند، باید در جدالهای سیاسی و نظامی و اجتماعی در محل، آنجا كه جمهوری اسلامی هست ، قوم پرستی هست، رو در رو حضور داشته باشد.
كسی كه میخواهد قدرت بگیرد باید از همین حالا و شاید حالا هم دیر است از گذشته خودش را برای این كار آماده كرده باشد،؛ تداركش را دیده باشد. كار و زندگیش را بر اساس ان سازمان داده باشد. این كار اولویت ترین اولیتهایش باشد. بهنگام تدارك برای كسب قدرت تاخیر برای یك روز خیلی دیراست. روز و ساعات هستند كه تكلیف را تعیین میكنند.
تحولات غیرمترقبه و احتمال حمله نظامی امریكا مساله ای است كه این تدارك و آمادگی را عاجل و چند فوریتی میكند،
میگویم تدارك و آمادگی را چند فوریتی میكند و الا ما منتظر حمله امریكا نیستیم و یا اگر حمله نكرد نمیرویم سراغ كار روتین مان. كار روتین در این دوره خیلی وقتها است بی معنی و بی خاصیت شده است. این دوره دوره تصمیمات بزرگ و ا نقلابی و كارهای هركولی است. همه این كار را میكنند.
- بوش مشغول كار هركولی است. با همه در ا فتاده حتی در صفوف خودش،
- ناسیونالیستها مشغول كار هركولی اند. همه بار و بندیلهایشان را برده اند كنار مرز و منتظر حمله احتمالی و دستور امریكا نشسته اند.
- اسلامیها مشغول كار هركولی اند. از افغانستان تا سومالی و ایران و عراق و لبنان و فلسطین را زیر پا میگذارند و دارند با عظیم ترین زراد خانه های نظامی دنیا مانند اسراییل و پنتاگون و سازمانهای جاسوسیشان، به شیوه خود میجنگند.
- جمهوری اسلامی و دولت احمدی نژاد هم مشغول كار هركولی است. با امریكا و جهان در افتاده و دارد بمب اتمش را میسازد و مدعی شركت در قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی منطقه و جهان است.
- همه مدعیان قدرت و كسانی كه سرنوشت مردم را رقم میزنند مشغول كار در شرایط غیر متعارف و هركولی اند
ما نه میتوانیم و نه حق داریم دل به كار روتین خوش كنیم یا به آن مشغول شویم.
میگویم صرفنظر از اینكه جنگ بشود یا نه تدارك و آمادگی همین امروز ما برای سرنگونی جمهوری اسلامی و به استقبال اوضاع رفتن و گرفتن قدرت، لازم و فوری و عاجل شده است.
چه در اوضاع بحرانی كنونی و چه در شرایط غیر از آن، مساله ما با ناسیونالیسم و ناسیونالیستها مساله ای علی العموم و یا روشنگری و آگاهگری تا بعد مردم خودشان تصمیم بگیرند نیست. ما با چلنجی روبروئیم كه بحث بر سر قدرت است. آنها چشم به قدرت دوخته اند و اگر بتوانند ذره ای كوتاه نمیایند و آزادی انتخاب مردم را برسمیت نمیشناسند. طرحشان فدرالیسم و تفرقه قومی است. كردستان عراق الگو و مدل حكومتی شان است.
بحث امروز ما این است كه ما كجا قدرت را میگیریم و آنها كجا و كجا قدرت تقسیم میشود. كجا ما نیروی اول هستیم و كجا آنها. بحث ما با ناسیونالیسم كرد بحثی بر سر قدرت سیاسی است. همانطوری كه در ابعاد سراسری هم بحث قدرت سیاسی است.
صف بندی احزاب
در چنین اوضاع و احوالی ائتلاف ناسیونالیستها با هم محتمل است اما حتمی نیست. این بستگی به شرایط معینی دارد از قبیل اینكه آیا دو بخش حدكا بر سر تقسیم قدرت و داراییها در مناطق نفوذ خود با هم در تعارض و تقابل قرار میگیرند و یا با هم میسازند و در هر دو بخش شریك میشوند.
پیوستن كومه له به ناسیونالیستها به میزان زیادی به قدرت، نیرو و نفوذ ما بستگی دارد. هر كجا ما ضعیف باشیم به این ائتلاف (در صورت وجود آن ) میپیوندد و برعكس. ائتلاف كومه له با ناسیونالیستها به ضرر ماست.
ائتلافی از چپ (ما ، كومه له و دیگر بخشها و عناصر چپ) در مقابل ائتلاف ناسیونالیستها (دو بخش حدكا و زحمتكشان) ممكن و محتمل است و به نفع ماست. باید در این جهت رفت، برایش كار كرد و نقشه اش را داشت.
دخالت احزاب حاكم كردستان عراق در تحولات كردستان ایران
اتحادیه میهنی و پارتی در كردستان عراق دوستان ناسیونالیست كرد ایرانی خود را حمایت خواهند كرد. پول و اسلحه در اختیارشان قرار خواهند داد. جلو این را نمیشود گرفت.
اما باید جلو هر گونه دخالت مستقیم این احزاب از قبیل لشكر كشی به كردستان ایران و یا تبلیغات به نفع سیاست معینی كه ضدیت با كمونیسم و كارگر و زحمتكش و زن و توده مردم را در بر داشته باشد گرفت. ما باید این احزاب را خنثی كنیم و مانع دخالت و حضور نظامیشان در كردستان ایران بشویم.
این كار اگر به تنهایی برعهده ما بیفتد سخت است. آوردن كومه له به پای چنین سیاستی بسیار به نفع ما و به نفع چپ است.
دخالت آمریكا
جلو دخالت آمریكا از قبیل دادن پول و تسلیحات به احزاب طرفدار خود را نمیتوان گرفت. اینكار تا حالا هم شده است و باید افشا كرد.
آمریكا به احتمال زیاد نیروی نظامی و از طریق كردستان بداخل خاك ایران نمیفرستد. اما اگر احزاب كردی (حدكا و زحمتكشان) تسهیلاتی را برای كشاندن پای نیروهای آمریكایی (حتی واحدهای جاسوسی و اطلاعاتیش…) به داخل كردستان فراهم كنند باید جلوشان را گرفت و مردم را علیه شان شوراند.
رفقا!
تا آنجا كه به كردستان مربوط است. ما باید در گام در جنوب كردستان نیروی اول باشیم وحرف آخر را ما بزنیم. چه جنگ بشود و چه نشود.
اگر جنگ بشود فرصت كمی داریم و شانس كمتر. اگر جنگ نشود ما فرصت بیشتری داریم اما از میزان تعجیل و فوریت این كار كم نمیشود.
ما موظفیم قدرت را بگیریم. این شعار توخالی نیست. قدرت طلبان اگر بخواهند اینجا و بیرون این سالن از كانادا و انگلیس تا اروپا و اسكاندیناوی و تا سنندج و مریوان و كامیاران و سقز و مهاباد هستند. ما نیرو داریم. آدم داریم. تجربه و جربزه و شهامتش را داریم. فقط یك كار باید بكنیم. تصمیم بگیریم. همین وحدت تصمیم و اراده ما را و جامعه مان را نجات میدهد. فرصت نیست بهش فكر كنیم. باید تصمیم گرفت.
ما در مقطع بحث منصور حكمت آیا كمونیسم پیروز میشود نیستیم. بحث دریچه ای باز شده هم نیست. در كردستان بخصوص تصمیم برای گرفتن قدرت مساله ما است. بین ما وجمهوری اسلامی از طرفی و ما و ناسیونالیستها از طرف دیگر مبارزه ای سرنوشت ساز در جریان است.
قدرت ما از ناسیونالیسم كرد به جای یك نیروی متخاصم كه علیه ما و مردم دست به اسلحه میبرد، یك نیروی رام و مجبور به تمكین و آمدن پای میز مذاكره و تن دادن به قوانین بازی متمدنانه خواهد ساخت. این گوی و این میدان!
اگر سال دیگر هم مجبور بشویم جلسه شورای كادرها را اینجا بگیریم و اتفاقی نیفتد و جنگی هم نشود، سر سوزنی از اهمیت حرفهای ما كاسته نمیشود. برعكس باید از خودمان بپرسیم كه ما نخواستیم و نتوانستیم و یك سال دیگر بر عمر جمهوری اسلامی اضافه شد... ممنونم
موخره:
این سخنرانی قبل از طرح مساله مذاكره امریكا و دولتهای منطقه با شركت ایران و سوریه انجام شده است. با وجود اینكه ظاهرا فضا آرام و مساله حمله امریكا كمرنگ شده ، اما این تغییر و تحولات بهیچوجه از خطیر بودن اوضاع نكاسته و تصمیم و نقشه ما كماكان و با همان فوریتها برای رسیدن به اهدافی كه سرنگونی عاجل جمهوری اسلامی در محور آن قرار دارد، سر جای خود قرار دارد.