اعتراف به شكست (در حاشیه شکوائیه های سازمان "حقوق بشر" کردستان از حکمتیستها)
رحمان حسین زاده
شکست پروژه "روزه سیاسی" گریبان فراخوان دهنده آن یعنی سازمان "حقوق بشر" کردستان را رها نمیکند . این شکست بویژه به این دلیل بر این نهاد سخت آمده، چون حمایت کل صف ناسیونالیسم در کردستان ایران در داخل و خارج نتوانست مانع ناکامی تاکتیک "روزه سیاسی" شود. هر دو شاخه حزب دمکرات کردستان و سازمان زحمتکشان و کل نهادها و شخصیتهای ملی و مذهبی و فرهنگی و قانونی ناسیونالیسم درکردستان کمر همت بستند تا "روزه سیاسی" شان را به سرانجام برسانند. این "روزه" گرفته نشد و این "سیاست اسلامی" ناکام ماند. جواب رد و محکم ما و مردم کردستان موجب رسوایی کل صف ناسیونالیسم در این واقعه شد. دیگران، حمایت کنندگان این فراخوان میتوانند به روی خود نیاورند و سکوت کنند و همین کار را هم کرده اند. اما نورافکن بر فراخوان دهنده متمرکز است. به دنبال این ناکامی و در فاصله ده روزه نهاد "حقوق بشر" با انتشار دو اطلاعیه پشت سرهم این شکست را توجیه و به وقوع آن اعتراف میکند. در هر دو اطلاعیه شکوائیه ها وعصبانیت این نهاداز فعالیتها و افشاگریهای حکمتیستها در مقابله با آکسیون "روزه سیاسی" و ماهیت قومی این نهاد صراحتا ابراز شده است. در مورد عکس العمل قابل انتظار سازمان "حقوق بشر" بر علیه صف آزادیخواهی و حکمتیستها در کردستان توضیحاتی لازم است.
تحریفات و واقعیات
هر دو اطلاعیه نهاد "حقوق بشر" کردستان همزمان واقعیات و تحریفاتی را علیه نقش و کارکرد حکمتیستها در جریان کشمکش مربو ط به "روزه سیاسی و روز ملی" تاکید میکنند. ابتدا این واقعیت را تایید میکنند که حکمتیستها نقش موثری در ناکام کردن آکسیون "روزه سیاسی و اعلام روز ملی "داشتند.در یک کلام این شکست و ناکامی خود را از چشم حکمتیستها میبینند. عصبانیت و ادعاهای غیر بالانس این نهاد از همین جا ناشی میشود. در اطلاعیه اول از این شکایت دارند که توسط "نیروی مسلح آزادی" که منظورشان گارد آزادی است، تهدید شده اند و د ر اطلاعیه دوم به تاریخ 15 بهمن از این عصبانی اند که آنها را نهاد "حکومتی و دولتی و ملی و قوم پرست " نامیده ایم. سازمان "حقوق بشر" سطوح مختلفی از مسائل را به دلخواه خود قاطی کرده است. به مواردی از آن اشاره میکنم.
اولا: واضح است حضور موثر واحدهای گارد آزادی در چند ماهه اخیر در شهرهای کردستان و بویژه در همان هفته ای که این جریان قصد "روزه سیاسی" و اعلام "روز ملی" را داشت ، بر فضای جامعه تاثیر گذار بوده و تهدیدی علیه فعالیتها و ترفندهای ناسیونالیستی و از جمله تاکتیک روزه سیاسی و جست و خیز این نهاد بوده است. اینها این واقعیت را لمس میکنند که حضور گارد آزادی نوید دهنده یک امید بزرگ برای تحرک آزادیخواهانه مردم و یک مانع جدی در مقابل تحرک ناسیونالیستی ، عقب مانده وگمراه کننده علیه مردم است. قابل دسترس کردن یک ابزار قدرت مردم در مقابل جمهوری اسلامی و هر جریان سیاه و قومی و ارتجاعی است که بخواهد اعتراض برحق مردم علیه جمهوری اسلامی را به بیراهه بکشد. گارد آزادی در حال حاضر با حضور خود پیام آزادی و برابری را به میان مردم میبرد و مردم را از دنباله روی از ارتجاع اسلامی ،قومی، ملی و ناسیونالیستی بر حذر میکند. راه موثر و آزادیخواهانه اعتراض و مبارزه و سیاست و ابزار و نیروی آزادیخواهانه مبارزه را به آنها نشان میدهد . راه منزوی کردن ارتجاع وناسیونالیسم و قوم پرستی را ترسیم میکند و سیاستها و روشهای ملی و اسلامی و گمراه کننده را همچون همین مورد "روزه سیاسی" افشاء میکند. این اقدامات گارد آزادی عین فعالیت سیاسی و اجتماعی یک نیروی مسلح آزادیخواه و متعهد به مردم است. نفس حضور و وجود چنین نیرویی در وهله اول تهدیدی سیاسی علیه ارتجاع و عقب ماندگی و ناسیونالیسم است. اگر ناسیونالیستها و نهاد حقوق بشری آنها تهدیدی را لمس کرده اند، همین تهدید سیاسی است و تهدید نظامی در کار نبوده است. نهاد "حقوق بشر" با این تحریف مظلوم نمایی میکند تا افشای سیاستها و همین تاکتیک روزه سیاسی را توسط گارد آزادی و حکمتیستها ، نزد صفوف ناسیونالیستها توجیه کند.
ما گفته ایم در حال حاضر گارد آزادی زمانی اقدام به عمل نظامی میکند که یک نیروی ارتجاعی و زورگو علیه مردم اقدام به تهدید و اقدام نظامی بکند. مشابه مواردی که سال گذشته مزدورانی تحت نام "کفن پوشان اسلامی" بعضی از شهروندان مریوان را تهدید کردند و عینا با التیماتیوم و تهدید موثر فرماندهی گار آزادی روبرو شدند و حساب دستشان آمد.
دوما : ناراحتی دیگر سازمان "حقوق بشر" کردستان این موضوع است که گویا ما سازمانشان را حکومتی و دولتی معرفی کرده ایم. نهاد آنها خود را مستقل از دولت اعلام کرده است. صرفنظر از ماهیتشان ما هم علاقمندیم مستقل از دولت باشند . اما حقیقت اینست این نهاد خود را شاخه "حقوق بشری " جنبشی ناسیونالیستی معرفی کرده که حی و حاضر یک سر آن در حکومت و دولت و سر دیگر آن در اپوزیسیون است. خود سازمان حقوق بشرو بسیاری شخصیتها و نهادهای ظاهرا مستقل دیگر وسط هر دو گویا لولای اتصال این دو بخش "جنبش کردایه تی " هستند. همکاریها و همسوییها و طومار امضا کردنهای مشترک با فراکسیونیهای سابق و امروزی درون مجلس اسلامی و با امثال بها ادب و جلالی زاده و ولد بیگی و با جبهه متحد کرد و رابطه گنگ و آلوده با ناسیونالیستهای درون حکومتی مرزهای این جریانات به ظاهر مستقل را بسیار مخدوش کرده است. و دقیقا این مرزهای مخدوش خود حاصل ناسیونالیسم وملی گرایی است که در اساس افق و تصویر و سیاست و فرهنگ و سنت عقب مانده آن با ارتجاع حاکم ریشه بسیار مشترکی دارد، که مرز مجزای محکمی وجود ندارد. همین فراخوان "روزه سیاسی" دارای چنان ظرفیت عقب مانده ای بود، که مورد حمایت دوم خردادیهای سابق در کردستان و شاخه های مختلف ناسیونالیستها و ملی گراهای قانونی کرد، از جمله شاخه دولتی آن ، فراکسیون نمایندگان سابق و کنونی مجلس اسلامی و امثال بهاء ادب و جلالی زاده قرار گرفت. خیل ناسیونالیسم کرد حکومتی و غیر حکومتی، قانونی و غیر قانونی ، قوم پرست وغیر قوم پرست ، ملی غیر مذهبی و ملی مذهبی از درون مرز و از برون مرزبه این فراخوان پیوستند. سیاست و تاکتیک ارتجاعی و بی ربط به مردم،ارتجاع حکومتی و غیر حکومتی را به دنبال میکشد. اگر این نهاد از تداعی شدن با ناسیونالیستهای دولتی نگران است ، باید فکری به حال فلسفه وجودی و سیاست و تاکتیکهای خود بکند. آب از سرچشمه گل الود است.
سوما و تعجب آور اینکه از اسم بردن از آنها به نام جریان ملی و قومی برآشفته اند. ظاهرا پوشش "حقوق بشر" به این منظور انتخاب شده تا هر جا و هر زمان ناکامی و کوس رسوایی قوم گرایی و ملی گرایی به صدا درآمد ، به چهره "حقوق بشریشان" بچسبند. اما در پس نمایش "حقوق بشری" دم خروس قوم گرایی غلیظ و فاشیستی بیرون میزند. نهادی که بنیادش را طبق گفته و پلاتفرم صریحشان "دفاع از حقوق بشر کرد" اعلام کرده اند، از همان بنیاد عرصه حقوق بشررا قومی و نژادی اعلام کرده اند، از همان بنیاد حقوق جهانشمول بشر را هم تابع "ملیت" کرده اند و چیزی جز یک راسیسم قومی را زیر لوای "حقوق بشر" نمایندگی نمیکنند. بگذار مقایسه بکنیم. هم اکنون سازمان جهانی و مشهور حقوق بشر به نام "امنستی انترنشنال " در سراسردنیا فعالیت میکند. مرکز اصلی این سازمان در انگلستان است. اگر این نهاد اعلام کند که وظیفه اش دفاع از "حقوق بشر انگلیسی ها" است . فقط زمان تعرض به حقوق آنها آکسیون و اعتراض دارد در دنیای متمدن چنین نهادی را نه تنها مدافع حقوق بشر نمیدانند، بلکه علاوه بر تنفر و انزجار عمومی ، چه بسا به عنوان نهاد راسیستی فعالیت آن را رسما ممنوع اعلام کنند.
سازمان "حقوق بشر" کردستان و کارکرد تاکنونی آن از این جنس است. جریانی که حقوق جهانشمول بشر را به "حقوق بشر" ملیت خود تقلیل میدهد. تنها زمان تعرض سرکوبگران به هم "ملیتهایش" اعتراضی دارد. زمانی که رسما نگران افزایش جمعیت غیر کردزبانان شهر سنندج و آن را به ضرر "کردها" تبلیغ میکند، قبل از هر چیز ضدیت خود را با حقوق بشر به طور کلی و با حقوق شهر وندی نشان میدهد. چنین نهادی قومی و فاشیستی و ربطی به حقوق بشر ندارد. اگر حقوق بشر نزد اینها احترامی میداشت ، میبایست به نام حقوق بشر فعالیت نکنند. آنچه اکنون تحت نام "حقوق بشر کردستان" ایجاد شده یک نهاد قومی و ارتجاعی مثل دیگر نهادهای ارتجاعی ناسیونالیستی و مردم با همین نام باید آنها را بشناسند.
در خاتمه تاکید کنم،در هفته ای که نهاد "حقوق بشر" کردستان میخواست بساط "روزه سیاسی " و اعلام "روز ملی" را پهن کند. حکمتیستها و گارد آزادی با فعالیت موثر خود،با حضور علنی و موفق گارد آزادی در شهرهای مهاباد و سنندج در کنار مردم آزادیخواهی قرار گرفتند که نقش مهمی در شکست پروژه "روزه سیاسی و اعلام روز ملی" ناسیونالیستها و شاخه "حقوق بشری" آنها ایفا کردند. آن هفته، به هفته شکست آنها و پیشروی مردم و جنبش و حزب ما تبدیل شد. شکوائیه ها و بغض و کینه ناسیونالیستها و نهاد حقوق بشر آنها ریشه در این واقعیت دارد.