برابری زن و مرد بی اما و اگر (مصاحبه با پری زارع در مورد 8 مارس)
اکتبر: در آستانه ٨ مارس جریانات مختلف اجتماعی با اهداف خود پا به میدان میگذارند. امسال و به این مناسبت چه كار معین یا متفاوتی میتوان كرد؟
پری زارع : نزدیك به یك دهه است فضای شهرهای كردستان و بخصوص شهر سنندج در آستانه ٨ مارس هماهنگ با تهران و دیگر شهرهای ایران حال و هوای دیگری پیدا میكند. آغازگر بزرگداشت این روز فعالین و شخصیتهای برابری طلب بوده اند و امروز هم ٨ مارس با نام آنها تداعی میشود. آنها هر سال با بكار گرفتن تمامی نیرو و تلاششان پس از كشمكشی طولانی و خسته كننده با نیروهای امنیتی و اطلاعاتی سرانجام موفق میشوند بسیاری از فشارها و مشكلات را خنثی و محدودیتها و خط قرمزها را دور بزنند تا بخشی از زنان را گردهم آورند. مقاومت و مبارزه زنان علیه نابرابری و قوانین زن ستیز عرصه را تاحدی به جمهوری اسلامی تنگ كرده كه روز ٨ مارس در واقع به كابوس رژیم تبدیل شده است.
هول و هراس ظهور احمدی نژاد، نه تنها جنبش زنان را نترساند و چنگ و دندان نشان دادن بسیج و پاسدار و زنان كماندوی چادربسر رژیم نتوانست از عهده زیاده خواهی زنان و دختران جوان و قانون شكنی روزمره آنان برآید، بلكه جنبش زنان همچنان با صراحت همیشگی به میدان آمد و در تجمعات ٨ مارس شهرهای مختلف و متعاقبا در تجمع ٢٢ خرداد زنان در جلو دانشگاه تهران، مطالبه برابری زن و مرد را بار دیگر و با صدای بلند روی میز دولت جدید گذاشت.
سال گذشته از ماهها قبل استانداریها و نیروهای امنیتی رژیم بخصوص در كردستان بطور علنی و صریح به نهادها و فعالین زنان اولتیماتوم دادند كه اگر ادامه كاریشان را میخواهند خواب ٨ مارس را نبینند!
اما دیدیم كه در چند شهر كردستان ٨ مارس علیرغم فشارها و خط و نشان كشیدنها برگزار گردید. نهادها و شخصیتهای برابری طلب كه در میان مردم از محبوبیت و احترام خاصی برخورداند بی تردید پرچمدار این عرصه اند و توانسته اند ٨ مارس را به كارزار مهمی علیه آپارتاید جنسی و بی حقوقی زنان تبدیل كنند.
همه این واقعیات نشان داده و میدهد كه جنبش برابری طلبی زنان و مردان آزادیخواه كماكان به پیشروی خود ادامه میدهد.
٨ مارس تنها یك گوشه ابراز وجود اجتماعی و قدرتمند این جنبش است.
این حقیقت قابل انكار نیست كه اگر حضور و وجود فعالین و نمایندگان رادیكال و چپ و برابری طلب در راس جنبش زنان نبود، خواستهای زنان در چارچوب غرولندهای زنان مجلس اسلامی و لیبرالهای دوخردادی و جریاناتی كه با هزار بندناف به رژیم و قوانین و شریعت اسلامی وصل اند محدود و محبوس میماند و اینان همان نقش را كه شوراهای اسلامی كار در جنبش كارگری بازی میكنند را در جنبش زنان بازی میكردند.
در كردستان هم ناسیونالیستهای دوخردادی قدعلم كرده و تلاش میكنند بر چهره جنبش رهایی زنان مهر قومی بزنند. این در حالی است كه مطالبه زنان و برابری طلبیشان هیچ قالب ملی و مذهبی نمیشناسد.
تحركات به مناسبت ٨ مارس امسال هم از این قاعده تا كنونی مستثنی نیست. از یك طرف كماكان فشارهای دولتی و نیروهای امنیتی و قید وبندهای همیشگی وجود دارد و مساله بحران هسته ای و تهدید نظامی امریكا و دیگر بحرانهای اقتصادی و مساله فقر و فلاكت مزید بر علت شده و بهانه بیشتری برای تعرض به جنبشهای اجتماعی از جمله جنبش زنان دست دولت احمدی نژاد افتاده است.
اما از طرف دیگر فعالین و زنان و مردان آزادیخواه برای دور زدن این موانع از تجارب و خبرگی بیشتری برخوردارند.
من مانع جدی را در این رابطه، وجود جریانات و گرایشات راست بطور كلی و یا در كردستان ناسیونالیسم و قومپرستی نمیدانم. مزاحمتهای اینها را میشود به سادگی كنار زد. اما مساله اساسی این است كه آیا ما میتوانیم برای مقابله با موانع استبداد و اختناق بیشترین نیروی انسانی را بخصوص در میان زنان به حركت در بیاوریم؟
متاسفانه ما شاهد تفرقه گرایی، فرقه بازی، محدودنگری و تنگ نظری در صفوف فعالین چپ جنبش زنان هم هستیم. اگر این نبود و یا اگر بشود بر این مانع كه من آن را مرضی در جنبشهای اجتماعی مینامم فایق آمد، آنوقت میتوان سراغ زنان به وسعت جامعه رفت و بسیجی عمومی وهمگانی علیه آپارتاید جنسی راه انداخت.
زنان در ایران صرفنظر از هر تعلق و وابستگی طبقاتی و یا گرایشات فكری و سیاسی و ... همه از درد مشتركی مینالند. تفهیم اینكه درد مشترك را باید با اقدامی دستجمعی و مشترك جواب داد مشكل نیست.
اما كسانی میتوانند این كار را بكنند كه خود را از درد فرقه بازی و خودمحور بینی و به كارهای كوچك راضی بودن رها كرده باشند و با روی گشاده سراغ همه كسانی بروند كه این درد مشترك را حس كرده اند.
تلاش در سازمان دادن یك حركت اجتماعی بزرگ و یك كاسه كردن نیروی زنان و بخصوص جمع آوری فعالین زنان زیر یك چتر واحد در آستانه ٨ مارس امسال، میتواند جنبش زنان را گامی دیگر به جلو سوق دهد.
اگر فعالین چپ در جنبش زنان از تهران و اصفهان و مشهد و تبریز تا سنندج و سقز ومهاباد با این روش سراغ جامعه بروند من اطمینان دارم كه هزاران و دهها هزار زن و دختر جوان كه هیچ وابستگی فرقه ای و قومی و غیره ندارند به استقبالشان میروند. و باز اطمینان دارم كه فعالین حقوق زن با گرایشات متفاوت، اگر واقعا دردمند باشند به این راه و روش اجتماعی سمپاتی نشان خواهند داد. گیریم در یك تجمع بزرگ زنان به مناسبت ٨ مارس هر كس با بیان خود از خواستهای زنان حرف بزند. چه باك! بگذار هزاران و دهها هزار زن در اجتماعات بزرگ و كوچك ٨ مارس حرفهای متفاوت و حتی رنگ وبودار قومی و مذهبی هم بشنوند و حرفهای سر راست فعالین چپ جنبش خودشان را هم بشنوند و قضاوت كنند. بگذار این شانس و فرصت را به توده زنان و دختران جوان بدهیم كه در ابعادی وسیع و ماكرو بیانهای مختلف را بشنوند و نمایندگان واقعیشان را انتخاب كنند. این انتخاب نه در روز٨مارس تنها با تشویق و كف زدنهایشان بلكه در روزها و هفته و ماههای بعد از ٨ مارس ادامه خواهد داشت. یك نیروی عظیم اجتماعی در میان زنان ودختران جوان آزادیخواه، دوستان و سخنگویانش را میطلبد!
اکتبر: شعارهای محوری که بتواند، ابعاد اجتماعی هر چه وسیعتری به " مراسم و تجمعات 8 مارس و کلا جنبش برابری طلبی زنان و رابطه ای هر چه عمیقتر به آن بدهند" . چه باید باشند؟
پری زارع:
از نظر من چتر واحد یا شعار و مطالبه واحد، چتر و یا شعار این و آن حزب و گرایش و جریان معین نیست. مطالبات واحد وجود دارد. از ٨ مارس ٥٨ كه توده عظیم زنان در تهران به خیابان آمدند وجود داشته است.
زنان ایران از دارا و ندار و كارگر و كارمند و دانشجو و خانه دار یك خواست و یك آرزو دارند. در ادبیات حتی چپ معمولا بحث برسر اینكه خواستهای این و آن جنبش را باید فرموله كرد و یا قطعنامه و شعار رادیكال داشت خیلی مرسوم است و همه هم منظورشان از قطعنامه و شعار، فرمولهای جریانی است كه گویا خود محور آنند.
زنان میخواهند با مردان برابر باشند. همین. زن و مرد برابرند میتواند شعار محوری 8 مارس امسال باشد. به علاوه زنان از تبعیض جنسی بیزار و متنفرند. از دست آپارتاید جنسی زله و حتی بیمار شده اند. گفتن اینها و نوشتن اینها هنر خاصی نمیخواهد.
جنبش زنان الزاما فرمول و شعار خاص این و آن جریان چپ و یا راست نیست. خواست زنان كاملا سر راست است.
لغو سنگسار و اعدام! زن ستیزی و تحقیر و اهانت به زن موقوف! دست قوانین مذهبی و شرعی و مردسالار از زندگی زنان كوتاه! دخالت در زندگی زنان در انتخاب آزاد دوست و همسر، در انتخاب آزاد شغل، پوشش، سفر، طلاق و ... كوتاه!
برابری زن و مرد بی اما و اگر! و...
با این خواسته ها كه گویی آرزوهای دست نیافتنی هستند سراغ همدیگر و همه از چپ و فمینیست و... برویم. فعالین زنان را از زیر پر و بال این و آن قید و بند و اما و اگر بیرون بیاوریم. آنوقت معلوم میشود كه آن چند نفری كه در نهادهای دولتی به نام زن اما در عمل علیه حقوق زن حرف میزنند و یا فمینیستهای اسلامی و یا كسانی كه درد زن را در لفافه قومی میپیچند، حنایشان رنگی نخواهد داشت.