هویت انسانی كجا رفت؟
در خبرها آمده است كه: اولین کنگره علمی " هویت کرد" در دانشگاه تهران برگزار شد.
در این كنگره "قومی" لیستی بلند بالا از نهادها و شخصیتهای كردی حضور یافتند. انگیزه شركت كنندگان از قول یك عضو كانونی كه به همتش این كنگره برگزار شده، این بوده است كه چهره خشن و ناپسندی كه در ٧٠ سال اخیر از كردها تصویر شده است را دراذهان بزدایند و هویت کرد را در افکار عمومی ایران مطرح نمایند!
ما با این عبارت آشنا هستیم: "چهره خشن و ناپسند!"
ازنظرناسیونالیستهای كرد دوخردادی سابق و واپس مانده های كنونیش، جنبش آزادیخواهی در كردستان، بیش از دو دهه مبارزه مسلحانه علیه استبداد سیاسی و مذهبی در ایران، و سه دهه مبارزات سیاسی و اجتماعی و دفاع از حقوق كارگر و زن و كودك و جوان و ... "چهره ای خشن و ناپسند" است. اما این بحث كنونی من نیست. ما انگیزه های سازش و تقلای شریك شدن در قدرت با دولت اسلامی، در پشت پرده قوم پرستی را میشناسیم.ازاین میگذرم. حال ببینیم ماجرا چیست؟
قبل از هر چیز ابعاد هویت كردی مورد نظر این كنگره را ببینید:
هویت كردی و زبان، ناسیونالیسم و هویت كردی، هویت كردی و دین ، هویت كردی و مدرنیته،، ایدئولوژی، هنر وحتی چیزی به نام كرماشان و هویت كردی! ... .و سرانجام دادن جایزه به نماینده هنری كه تصویری عقب مانده و روستایی از مردم كردستان و زندگی و آرزوهایشان را به افكار عمومی القا میكند.
تصورش را بكنید از این نوع هویت شناسی و هویت تراشی های قوم پرستانه در مناطق مختلف ایران شروع شود. آنوقت میبنید كه چه تصویر زشت و وحشتناكی از جامعه انسانی ما داده میشود.
فكرش را بكنید فردا دانشجویان ترك زبان یا تركهای مقیم تهران واصفهان و دانشجویان عرب زبان و عربهای مقیم تبریز، دانشجویان فارس زبان و فارس های مقیم سنندج و ارومیه، لرها و بلوچها و تركمن ها و روشنفكران و سران عشایر فارس و كهكیلویه و بویر احمد مقیم این و آن شهر و ولایت، هر كدام جمع شوند و در محله یا دانشگاه شهر از این كنگره ها برگزار كنند و تازه بعدا هم نوبت به لهجه های مختلف و مذاهب و فرقه های دراویش و صوفی و كرمانج و سوران و بندری و مشهدی و تركمن و غیره هم میرسد.... آنوقت بیا و ببین چه جنگلی است! و جامعه ما دچار چه فاجعه ای خواهد شد!
طبقه ما و مرد مان ستمدیده از جور ناسیونالیسم ومذهب و قومپرستی از این آقایان میپرسد: پس هویت انسانیتان كجا رفت؟ این لشكر كشی كردی علیه كیست؟ جنگ شیعه و سنی در آستین دارید؟ جنگ قومی ترك و فارس، كرد و فارس ویا كرد و ترك و نسل كشی دیگری را میخواهید؟
آیا هدف آقایان كردهای مقیم مركز ودانشجویان عزیز كرد و روشنفكران و علما و دكتر مهندسهای كرد زبان همین است؟ آیا این تحركات پیش درآمد نسخه فدرالیسم متمدن و مدرن و روشنفكری كردی برای برپایی یك جنگ قومی و سراسری در ایران نیست؟ هرچه هست اما ما از آنها نمی پذیریم و نمی گذاریم . ما به اینها اجازه جنگ قومی و مذهبی را تحت هیج عنوانی نخواهیم داد.
كارگران در كردستان این هویت ماورای انسانی را به رسمیت نمیشناسند و هیچ منافع و یا حتی احساس مشتركی با هیچیك از مقالات ادبی- سیاسی و لفاظی های علمی - هنری این آقایان ندارند. نبض كارگران در كردستان با نبض كارگران شركت واحد تهران، متال آلمان و حمل و نقل فرانسه و ... میزند. منافع مشترك طبقاتی واجتماعی وانسانی تنها هویتی است كه برای طبقه كارگر معنا ومفهوم آزادی و برابری و انسانیت را دارد.
از اشعار و ادبیات وهنرو مقالات اینها بوی خون و قومپرستی و فاشیسم می آید. این افاضات جز تنفر،احساساتی را به تحرك و هیجان در نمی آورد. سر جنبانان اینها شكم سیرهای همطراز بها ادب و جلالی زاده های پشت درب مجلس اسلامی را اگر همه نشناسند ما میشناسیم.
ما به اینها میگوییم ، شما كنگره تان را با هر پسوند علمی و یا هنر و مدرنیته و غیره بیارایید كماكان جای شیخ های خوزستان، عشایر بلوچ، خان و بیگلرهای آذزبایجان، "آغا"های منگورو بوكان، كدخداها و عشایربالیسان و خانهای قندهار و دره پنجشیر و غیره میانتان خالی است.
ما از جوانان و دانشجویانی كه از هویت كردی شما فقط زبانش را آنهم كمی دارند وفارسی را سلیس تر حرف میزنند، میپرسیم دوستان!
شما اینجا چكار میكنید؟! كدام منافع دانشجویی و انسانی و آزادیخواهانه تان از این كنگره در میاید؟ جای شما در صف ١٦ آذردانشگاه تهران و در كنار رفقا و دوستان و همكلاسیهایتان بود و هست. قبول دارید؟
آقایان!
كنگره شما اجتماع نفرت پراكنی قومی است. ما پرده علمی و هنری و مدرنیته ایی این اجتماع نفرت پراكنی را برای مردم كنار میزنیم. ما شما را می شناسیم و به مردم می شناسانیم. تاریخ را نمیشود انكار كرد. زیاد دور نیست تاریخ همین دو نسل كنونی نشان داده است كه از این فضیلت مآبی عالمانه شما و از جنبش ناسیونالیستی تاریخی تان هیچوقت قبایی برای مردم ستمدیده در كردستان ایران و منطقه دوخته نشد و نمیشود.
جنبش ناسیونالیستی كرد درمنطقه هیچگاه نماینده رفع ستم ملی نشد و نیست. قومپرستی شماها و هویت شناسی "علمی" تان هیچ ربطی یه این ستم ندارد. شماها لشكر جنبشی هستید كه سالها است در خدمت جمهوری اسلامی و در تالار مجلس اسلامی و یا پشت دروازهای این رژیم، شریك شدن در قدرت را گدایی یا سودایش را در سر میپروراند. رهبران جنبش شما یكی پس از دیگری سرشان را در این راه مقدس بر باد دادند. و رهبر اخیرتان، آقای خاتمی هم ٨ سال اصلاح طلبی اش را به مردم فروخت و برای رژیمش طول عمر خرید.
آقایان!
به جای این كنگره بازی ها، وقتتان را صرف كارهای بهتری كنید. انرژیتان را در راه انسانی مصرف كیند. باور كنید این تلاشهای عالمانه و فاضلانه، شما را به قدرت نمیرساند. جنبشتان را نگاه كنید. احزاب جنبش تان را در در كردستان ایران و جنبش تان در كردستان عراق را نگاه كنید كه چنان حال و روز خوشی ندارند. آینده شان پس از دودهه حاكمیت، از روز اولشان تاریك تر است. ما از این آخر و عاقبت خوشحال نیستیم كه دودش به چشم مردم رفته و میرود. ما از همان روز اول به این روسایتان گفتیم كه راه سر راست تری هم وجود دارد و آن استقلال و تشكیل یك دولت غیر قومی در كردستان عراق است و این سمپاتی جهانیان را هم با خودش خواهد داشت. گوش نكردند و راه خود را رفتند كه آویزان شدن به سیاستهای ضد بشری امریكا و پر كردن كیسه هایشان بود. شما میتوانید بگویید كه چه آینده ای پیشاروی مردم این منطقه در جهنمی كه كشور عراق نام دارد قرار گرفته است؟ انصافا نمیتوانید خوش بین باشید!
آقایان!
كنگره شما چه با پسوند علمی و یا بدون آن جزیی از یك جنبش عمومی تر ناسیونالیستی و قوم پرستانه است. از احزاب سیاسی این جنبش تا همه نهادهای كردی و كنگره ها وجمعیتهایتان سر و ته یك جنبشید. جنبشی كه ربطی به هویت انسانی ندارد و به شدت تفرقه افكنانه و قومپرستانه و فاشیستی است. هنوز صدای "فارس خر است" ناسیونالیستهای آذربایجانی در گوشهایمون میپیچد. حركت شما هم گوشه ای دیگراز این نهضت نامبارك قومی است.
اما باور كنید، اتفاقی كه در سالن كنگره قومی در دانشگاه تهران و به همكاری دانشگاهیان دولتی افتاد سر سوزنی ربطی به منافع مردم دنیای پشت آن سالن نداشت و ندارد. طبقه كارگر در سراسر ایران، كارگران در كردستان، زنان برابری طلب و جوانان خواهان رهایی اخلاقی و فرهنگی، برای هویت شناسی قومی تره خرد نمیكند. تنها قرب خود میبرید و زحمت ما میدارید!
در ١٦ آذر امسال، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، حوصله شنیدن افاضات ناسیونالیستی ابراهیم یزدی و سرود ای ایران را نداشتند. روزی میرسد همین تعداد دانشجوی این و آن تشكل كردی هم حوصله شان از افاضات هویت شناسی و تراشی كردی سر برود و راه دیگری انتخاب كنند. این را من عمیقا باور دارم. تلاشهای قومپرستانه و تفرقه افكنانه و دامن زدن به كینه قومی، محكوم و مردود است. این جنبشی به شدت نفرت انگیز است. از اهواز تا تبریز و ازكركوك تا مهاباد و از بغداد و بصره تا بلگراد و كابل ...
هویت انسانی و آزادیخواهی و برابری طلبی به اندازه كافی جذاب و انسانی است. باید به این صف پیوست. جامعه انسانی به اندازه كافی زخم ناسیونالیسم و قوم پرستی را بر پیكرخود دارد. دیگر بس است. انسانیت و انساندوستی همه را فرا میخواند. باور كنید زندگی بدون ناسیونالیسم و قوم پرستی و دین و مذهب، شیرین تر و دنیا بدون آن بی دردسرو آرامتر است.
ما گفتیم و میگوییم كه ستم برمردم كردستان در منطقه راه حل انسانی و شرافتمندانه دارد. باید شرایطی فراهم كرد كه مردم در یك رفراندم آزاد سرنوشت خود را تعیین كنند كه در چارچوب عراق و یا ایران و تركیه میمانند یا جدا میشوند. فراهم كردن این شرایط نه كار كنگره كردی و هویت شناسی، نه كار جنبش ناسیونالیستی كرد در منطقه ( كه تاریخ هم این را نشان داده است) و نه كار اصلاح طلبان درون جمهوری اسلامی است. این كار ما است. كار طبقه كارگر ایران است. كار دولتی است كه اكثریت مردم متشكل در شوراهای كارگری و مردمی میتوانند به آن رای بدهند و راهش را هموار كنند. این كار دمكراسی خواهی امریكایی آبروباخته هم نبوده ونیست. كسی كه تا دیروزبرای نعمت حمله نظامی امریكا به قیمت خانه خرابی میلیونها انسان كیسه ثروت و قدرت دوخته بود، امروز اگر شرمساریش را پنهان میكند، اما شكست و بی افقیش را نمیتواند انكار كند. بی افقی جنبش ناسیونالیسم كرد در منطقه و بحران هویتی سیاسیش فرصت و شانسی برای طبقه ما و كل مردم ایران صرفنظر از ملیت وزبان و فرهنگ ودین وغیره بدست داده است. فرصتی كه اجازه ندهد بار دیگر قوم پرستی و فدرالیسم و سازش با جمهوری اسلامی به بهانه دیگر برگردد و تاخت و تاز كند. ما باید این راه برگشت را سد كنیم.
اگر قرار است كنگره ای تشكیل شود كنگره احزاب و جریانات و شخصیتهای آزادیخواه در سراسر ایران و اپوزیسیون سرنگونی طلب است كه با هم گرد آیند و به اصولی انسانی پایبند شوند. اصولی كه شامل پایبندی به ازادیهای بی قید وشرط، سیاسی، آزادی بیان و تشكل مطبوعات، فاصله گرفتن با هر نوع سازش با جمهوری اسلامی ومخالفت با هر گونه دخالت خارجی، سرنگونی بی اما واگر رژیم اسلامی، محكومیت قوم پرستی، لغو مجازات اعدام و تحقق برابری زن و مرد، و... است.
مظفر محمدی
١٢ دیماه ٨٥ (٢ ژانویه ٢٠٠٧)