بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

صدام بعداز صدام!

بيش از يك هفته از اعدام صدام حسين ميگذرد اما هنوزبحث حول اين ماجرا در صدر مسائل روز رسانه ها و جريانات سياسى است. واكنش هاى متفاوت و متناقض در اين باره جهان سياست را به خود مشغول كرده است.

اعدام صدام حسين در عراق از جمله اتفاقاتى است كه بيانگر فشرده حقايق تلخ و در عين حال افشاگر اهداف سياسى است كه تحت نام اعدام صدام حسين بار ديگر مستقيم و غير مستقيم مطرح شدند. صرف نظر ازتلاش ژورناليسم اجير شده و دول و اقمار و دستجات در گير در مسائل عراق، اين نمايش هم نتوانست رنگ شكست و ناكامى اساسى سياست هاى ميليتاريستى آمريكا و نهايتا بحران" نظم نوين" را از خود بزدايد.

براى روشن كردن مسله بايد اين اتفاق را در سه بخش، پروسه محاكمات صدام ، اعدام صدام و "اسطوره" صدام بعد اعدام مختصرا مورد بررسى قرار داد.

"محاكمه" صدام

كل پروسه محاكمات و جلسات علنى شده دادگاهها فى النفسه گوياى چيزى نيستند، تشريفات و فرمال كاريهايى بود كه حتى برگزار كنندگان آن هم، وزن چندانى براى آن قائل نشدند، اما سوال اين است كه چه چيزهاى به محكمه كشيده شد و چرا ميبايست در ميان دريايى از جنايات صدام و رژيم بعث عراق عليه مردم عراق به موارد آگاهانه و تعيين شده تمركز بخشيدند و تا پايان اين ماجرا اين تمركز را با حساسيت دنبال كردند؟ اصلا چه اعمالى قرار است "جرم"محسوب شوند و چه اعمالى ميبايست تبرئه شوند؟

صدام حسين را به خاطر سه دهه كشتار مردم و مخالفين سياسى محاكمه نكردند. صدام را به خاطر كشتار كمونيستها و كارگران معترض محاكمه نكردند. صدام را به خاطر كشتار زنان و بى حقوقى سنتى و قانونى نيمى از جمعيت، روى سكوى اتهام قرار ندادند. صدام را به دليل قتل عام شيمايى مردم حلبجه ماخذه نكردند.

به دليل سه دهه ارعاب و زندان و كشتار و جنگ، به دليل سه دهه اختناق و پرورش فاشيسم، سه دهه فقرو بى حقوقى، سه دهه سركوب خونين، نبود كه صدام محاكمه شد. اين موارد را در تشريفات محاكمه صدام آسيب نخورده و مصون هم چنان به عنوان وظايف ملى و مذهبى دولتها در اقسا نقاط جهان، پنهان اما آگاهانه به سلامت عبور دادند.

اگر قرار بود "ديكتاتور" به خاطر اعمال و جنايات فوق محاكمه ميشد، سران و ژنرالهاى دولت آمريكا را ميبايست چكار كرد؟ اگر اين جنايات به زعم آنها جرم بود، كدام يك از سران دول موجود را كه ميشناسيد سالم در ميرفت؟ اصلا ميبايست خود موجوديت و مانيفستى كه لزوم اين دولتها و ارتش و قانون و خرافه آنها، دستگاههاى عريض و طويل سركوب و تحميق را چگونه زير ضرب درآورد؟

اينها هنوز بايد آرزوهاى غير قابل دستيابى و ممنوعه باقى ميماندند. صدام جنايتكار بود و ميبايست محاكمه ميشد، ميبايست در دادگاهاى علنى مردم محاكمه ميشد، تا جهان به عمق تباهى كه اين جنايتكاران بر مردم تحميل كرده اند آگاه شود، اما تشريفات محاكمه صدام در مقابل اين خواست عمومى به نمايش در آمد، آگاهانه در جهت پرده پوشى و تبرئه مشتركات كل سيستم جنايتكارى بود كه عامل فلاكت و جنگ و تباهى اكثريت عظيم و ميلياردها انسان اين كره خاكى است.

صدام را بايد بار ديگر محاكمه كرد زمانى كه مردم محروم عراق بر سرنوشت خود مسلط شوند.

اعدام صدام

بخش وسيعى از مردم اين دنيا كه با هر زبان و امكان مديايى كه در دسترس داشتند عليه حكم اعدام در پرتو اين اتفاق گفتند و نوشتند، در آن سوى ديگر حكم اعدام درست در تقابل با اين خواست اجرا شد. بايد ديد كه در اين پرده از نمايش چه اهدافى دنبال ميشود. تعجيل در اعدام صدام پيامهايى ناگفته را با خود همراه داشت، بگذاريد مختصر به چند فاكتور كه اين عمل و اين تعجيل را مجاب كرد بپردازيم.

همه ميدانند كه پرونده ناكام بوش در عراق با باز شدن پرونده تحت نام پروژه بيكر هاميلتون در حال بسته شدن است. اعدام صدام قرار بود براى اين شكست اعتبارى دست و پا كند و عواقب ناشى از اين "شر" به پاى سياستهاى بوش نوشته شود، تا پروژه جديد آمريكا در عراق را با اين مسائل دست و پا گير به خود مشغول نكند.

مهمتر از همه عملى شدن و شكل دادن به تصويرى از قرائت جديد دمكراسى و حقوق بشرى است كه قرار است نظم نوين در باز تعريف كردن "حقوق" در كشورهاى نظير عراق به جاى گذارد. ميخواهند بگويند اينجا اعدام و سنگسار و غيره بخشى از فرهنگ مردم است كه بايد حفظ شود، ميخواهند بگويند كه تزهاى تفكيك انسانها به قوم و مذهب و دسته بنديهاى تئوريزه شده معنى عملى دارد، اينجا عراق است، لغو اعدام، مسله اين بخش از جهان نيست، دارهاى اعدام و زندان و شكنجه و كشتار و براى ارعاب جامعه نبايد از قدرت جاودانى خود با بسته بندى دمكراسى نظم نوين لطمه بخورد، اگر آنسوى دنيا حكم اعدام در جايى لغو شده است، نبايد توقع كسى را در اين قسمت تحريك كند، اين دمكراسى و حقوق بشر "نظم نوين" است.

صدام بعداز صدام

اگر پروسه محكمه و اعدام صدام آگاهانه و طبق نقشه از پيشى سياستگذاران آمريكا انجام شد، عواقب اين مسله ديگر از اختيار آنها خارج است. ناسيوناليسم عرب مدتها است كه با مشكلات جدى خود روبرو است. تهاجم نظامى به عراق بر دامنه اين مشكلات افزود، بخش اعظم نيروى اين جنبش و بويژه بخش ميلتانت آن زير چتر جريانات اسلامى رفت. رهبران سنتى و رسمى در صدارت و پستهاى دولتى هم با زور سر جايشان بند هستند و مايه دلخوشى چندانى نيستند. فقدان رهبر ميلتانت در جنبش ناسيوناليسم عرب معضل مهمى است در پراكندگى آن، اين كمبود باعث شد كه با اعدام صدام، بلافاصله عكس او در كنار عكس ياسر عرفات بر دوش نيروى اين جنبش در بخش اعظم شهرهاى عرب نشين به خيابانها آيد. بار ديگر قربانيان خرافه ناسيوناليستى فرياد كينه و نفرت قومى را سر دادند. بار ديگر موج تفرقه و خصومت جويى مذهبى و قومى عليه" فارس و بيگانه" وسيله شد تا جمعيتى را براى مدتى دور خود نگهدارد.

صدام رفت اما "اسطوره" صدام دست مايه رشد و پرورش كثيفترين نفرت ها و تفرقه ها خواهد شد. حزب بعث عراق را دو باره زنده كرد و خيل ديگرى از "استشهاديون" قومى را براى انتحار و انفجار رها كرد." صدام بعداز صدام" نه تنها مايه افزايش مشكلات جديد براى مردم عراق خواهد بود، بلكه جنايات صدام را در سايه خود پنهان خواهد كرد. اين سه پرده نمايش، درسهاى قابل تاملى براى مردم منطقه و جهان به جاى گذاشت.

اين اتفاق سوالات هميشگى را بار ديگر به جلو صحنه خواهد فرستاد، آينده اين جامعه و منطقه چه خواهدشد؟ سرنوشت فلاكت زده مردم عراق و منطقه تا چه زمانى در اين ايستگاه قربانى خواهد شد؟

جواب و نسخه سحرآميزى در دست كسى جز اراده و نيروى متحد خود اين قربانيان نيست، نيرويى كه ميبايست به كل اين مصيبت خاتمه دهد هنوز با قدرت در ميدان نيست، و تا زمانى كه اين نيروى نجات دهنده به ميدان نيايد ما شاهد رويدادها و مصائب بيشترى خواهيم بود.

۸ ژانويه ۲۰۰۷

عبدالله شریفی

 


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول