تقسیم بندی جنبشهای اجتماعی بر اساس ملیت و قوم یا مذهب و قبیله كار كسانی است كه اساسا مردم و جامعه را به این و آن قوم و ملیت و زبان و مذاهب گوناگون تقسیم میكنند.
این اولین بار نیست كه تحصیلكردگان ناراضی كرد تلاش میكنند كه جنبشهای اجتماعی جوانان، زنان، روشنفكران و حتی كارگران در كردستان را با پسوند كردی تعریف كنند و لباس ناسیونالیستی بپوشانند.
تعدادی از این روشنفكران گفته و میگویند كه گویا زنان كرد اول خودمختاری و یا فدرالیسم میخواهند بعد حقوق خود را. انگار بیحقوقی زن در كردستان با بیحقوی زنان در سراسر ایران متفاوت است. گویا آپارتاید جنسی، حجاب اجباری و بیحقوقی كامل زن و مرد در جامعه و خانواده و تحمیل قوانین پوسیده شرعی به نصف انسانهای جامعه، مساله دوم وفرعی است و لغو آن به بعد از كسب خودمختاری و یا فدرالیسم احاله میشود.
امروز هم چیزی به نام جنبش دانشجویی كردی اختراع میشود كه گویا دارای شعبات، خودمختاری طلبی، سوسیال دمكراسی، كردستان بزرگ طلبی و از این قبیل است...
روشنفكران ناراضی كرد كه تا دیروز مجیزگوی دو خردادیها و اخیرا هم خواب قدرت گیری از طریق دخالت و حمله امریكا را میدیدند، امروز هویت خود را از طریق باز تعریف من در آوردی جنبش زنان كردی و جنبش دانشجویی كردی جستجو میكنند و از ویژگیهای جنبش دانشجویی كردی و تفاوتهایش با جنبش دانشجویی ایرانی حرف میزنند.
این تقسیم بندی جنبشهای اجتماعی به كردی و ایرانی مردود است. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب محكومیت و مردود بودن این ادعاها را بدوا اعلام كرده اند. نگاهی به جنبش ١٦ آذر امسال این حقیقت را گویا تر میكند كه جنبش دانشجویی دارد راه خود را پیدا میكند.
ما منكر وجود جنبش ناسیونالیستی در كردستان نیستیم. این جنبش حزب خود و سنتهای اجتماعی خود را دارد. پایه اجتماعی این جنبش فراتر ازبورژوازی كرد، بلكه بخشی از توده های مردم را نیز در برمیگیرد. اینكه ناسیونالیسم كرد در میان جوانان و روشنفكران و یا زنان طرفدارانی دارد به این معنی نیست كه جنبشهای اجتماعی علیه استبداد و بیحقوقی و آپارتاید و برای آزادی و برابری موجود در كردستان، بنابراین كردی هستند و پرچم قومی بر خواستها و مبارزاتشان است.
جنبشهای اجتماعی در كردستان با اول مه ها و ٨ مارس ها و فستیوال ادم برفی ها و با اعتصابات كارگری و تحركات اجتماعی دیگر شناخته میشوند. ابراز وجود دانشجویان دانشگاه آزاد سنندج به مناسبت ١٦ آذر امسال هم گوشه ای دیگر از واقعیت یك جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی عاری از پرچم قومی بود.
بند اول بیانیه تجمع دانشجویان دانشگاه آزاد سنندج خواستار جامعه ای آزاد و برابر و بدون هر گونه تبعیض قومی ، نژادی، طبقاتی و جنسی است.
وجود روشنفكران ناراضی كرد در دانشگاهها كه بعضا در نهادهایی با پرچم قومی و كردی متشكل هم هستند، نمیتواند مبنای تئوری كشف "جنبش دانشجویی كردی" باشد. این نهادهای دانشجویی اگر در قالب قومپرستی و به هر بهانه ای ابراز وجود كنند جزیی از جنبش ناسیونالیستی كرد هستند و آب به آسیاب احزاب سیاسی این گرایش میریزند. نام جنبش دانشجویی گذاشتن براین تحركات، لوث كردن جنبش آزادیخواهی دانشجویی است.
جنبشهای اجتماعی از جمله جنبش دانشجویی را بر اساس ملیت و زبان و مذهب و فرهنگ شركت كنندگانش نمی سنجند بلكه ملاك خواستهایی است كه این جنبش دارد و پرچمی است كه بلند میكند.
امروزه جنبش دانشجویی در سراسر ایران با خواست آزادی و برابری و آزادیهای فردی و اجتماعی از جمله ازادی بیان، خاتمه دادن به دخالت پلیسی در دانشگاهها، حمایت از طبقه كارگر و برابری زن و مرد ... شناخته میشود. خارج از این چارچوب جنبشی به نام جنبش دانشجویی قومی،بی مسمی و بی معنی است.
اولین بار نیست كه روشنفكران ناسیونالیست كرد تلاش میكنند پرچم كردستان بزرگ و یا خودمختاری و فدرالیسم را به میان تحركات و تجمعات دانشجویی ببرند، اما پژواك این صداها از دیوار محافل ناسیونالیستی خودشان فراتر نرفته و درجنبش دانشجویی طرفدار و یا عطف توجهی پیدا نكرده است.
اگر امروز یا فردا پدیده دیگری به نام جنبش دانشجویی تركی ویا عربی و لری و غیره علم شود باز به همان اندازه به جنبش آزادیخواهی دانشجویی مربوط خواهد شد كه چیزی به نام جنبش دانشجویی كردی مربوط است.
وقتی خواست آزادی و برابری و لغو آپارتاید و برابری زن و مرد و آزادی تشكلهای كارگری مطرح میشوند و به پرچم جنبش دانشجویی تبدیل میگردند، دیگر در میان فعالین این جنبش كسی برای تحركات قومپرستانه و تفرقه افكنانه تره خرد نمیكند.
این واقعیت را تجمعات بزرگ و با شكوه دانشجویی در دانشگاه تهران و دیگر شهرهای ایران و از جمله دانشگاه آزاد سنندج و متعاقبا امیر كبیر ( پلی تكنیك)، به اثبات رسانده است.