بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با ما

   

جنبش دانشجويی در کردستان چرا خواب است؟(بخش دوم)

در بخش اول این نوشته در مورد جنبش دانشجویی در کردستان نوشتم که این جنبش قرص هواداری از بوش و ناسیونالیسم کرد قورت داده است. به همین دلیل در کنار شانزده آذر در شهرهای عمده ایران، این یکی سرگیجه شکست عمو بوش و وضع بحرانی سازمانهای ناسیونالیست کرد را دارد. آزادی و برابری به عنوان شعار اصلی تظاهراتهای امسال دانشجویی، شعار اینها نیست، اینها شعارهای "بیگانه" و "غیرکردانه" اند. در خاتمه هم خطاب به دانشجویان چپ نوشتم که کار آنها دمیدن آزادیخواهی در این جنبش است و باید جنبید. دست شان هم درد نکند که توانستند به داد دانشگاه آزاد کردستان برسند و پرچم آزادی و برابری را به اهتزاز درآورند.

خطاب من امروز مستقیما خطاب به دانشجویان ناسیونالیست است.

عزیزان،

شما در عقیده و ایدئولوژی و دین تان ناسیونالیست هستید، در حالیکه در زندگی واقعی خود تره برای ارزشهای ناسیونالیستی و خیلی کردی خرد نمیکنید. نه فقط شما که اکثریت قریب به اتفاق جوانان پشیزی ارزش برای ارزشها و فرهنگ ملی و کردی قایل نیستند. به من بگوئید اکثر شما رفتن به کلاس زبان انگلیسی و فرانسوی را بر کلاس های زبان کردی ترجیح نمیدهید؟ اکثر شما آهنگ و موزیک و خواننده غربی را بر نوع کردی اش ترجیح نمیدهید؟ اکثر شما اگر دست خودتان باشد، برای یک لحظه هم ناموس پرستی ناسیونالیسم را در عمل می پدیرید؟ غیر از این است اگر دست شما باشد، و اگر ترس ناموس و ناموس پرستی تهدیدتان نکند، با دوست پسر و دوست دخترتان تا دلتان میخواهد می سکسید؟ چند درصد شما فرهنگ زندگی ملا مصطفی بارزانی قهرمان ملی کرد را در زندگی واقعی شبانه روزی خود دارید؟ چند درصد شما "کواپاتول" و "جامانه" و "کولوانه" و "شه‌ده" و.. را به لباس های مدل خیلی "غیرکردی" و "بیگانه" ترجیح میدهید؟ چند درصد شما فرهنگ "ژن به ژن"(معامله زن با زن) که خیلی هم "کردی" است را مورد دفاع میدانید؟ چند درصد شما تبعیض بین زن و مرد را خواهانید؟ چند درصد شما قرآن خوانی و دینداری ناسیونالیسم کرد را می پسندید؟ چند درصد شما "شورباو له‌په" و "شورباو هیلکه" و"دوینه"ی خیلی "کردی" را به پیتزا وجوجه کباب "غیرکردی" ترجیح میدهید؟ در شهرتان پیش دکتری میروید که بر تابلویش نوشته فارغ‌التحصیل اربیل پایتخت کردستان عراق است، یا پاریس و لندن غیرکردی؟ خود شما به حماقت ناسیونالیسم ایرانی که خاک ایران را پرهنر و مرزش را پرگهر میداند میخندید. اگر چنین است، چرا تقدس خاک کردستان به همان اندازه جاهلانه و احمقانه نیست؟ اگر کسی از میان دانشجویان برخیزد و بگوید زبان فارسی احمدی نژاد و رفسنجانی و خامنه‌ای مایه افتخار ما تهرانیهاست، همه شما به حماقتش میخندید. نه فقط این، حتی به سلامت روحی و روانی اش شک میکنید، چون میدانید مردمان تهرانی فارسی زبان اعتراض هر روزه‌ای علیه اینها دارند. در اینصورت میتوانید به من توضیح دهید که چرا زبان کردی مسعود بارزانی و جلال طالبانی مایه افتخار شماها و معجون اتحاد شما با آنهاست؟ اگر کسی در تهران به دلیل هم زبان بودن با احمدی‌نژاد با او احساس همسرنوشتی کند، همه و منجمله شما به حماقت و جهالتش می خندید. اگر چنین است، به احساس نزدیکی و علاقه خود به طالبانی و بارزانی چه نامی میگذارید؟ گروهی از میان شما عکس ساختمان پارلمان کردی در اربیل (هه ولیر) را با کمال افتخار برایم میل کرده بود. آیا میدانید از دانشجویان اربیلی هم سن و سال شما اگر احدی جرئت کند به دولت بارزانی از گل کمتر بگوید جوابش زندان و شکنجه و تحقیر و توبه است؟ هیچ خبر دارید کردهای عراقی مقیم خارج کشور که قبلا انتقاداتی به بارزانی داشته اند، درصورت برگشت با خطر ناپدید شدن روبرو هستند؟ شنیده اید مردم آنجا در گرمای تابستان آب ندارند، در سرمای زمستان هم از گرانی سرسام آور سوخت مینالند و اعتراض شان هم با سرکوب جواب میگیرد؟ خبر دارید مردمان باقیمانده از حلبجه سال گذشته علیه دولت "خیلی کردی" و "خودی" تظاهرات کردند، و آب و برق مطالبه کردند و جواب شان گلوله "کردی" بود؟ خبر دارید چند دانشجوی کشته و زخمی هم سن و سال شما در میان به خون خفتگان آن تظاهرات بودند؟ سلیمانیه سفر کرده اید ببینید مردمان خیلی معمولی با چه زبانی از "دولت کردی" نام می برند؟

سر شما کلاه "کردی" رفته است، عزیزانم.

به شما میگویند "کرد" یک ملت است، با یک تاریخ و یک فرهنگ و یک سرنوشت. این ادعای ایدئولوژیک به ایمان شما تبدیل شده است، بدون اینکه ذره‌ای منافع شما را نمایندگی کند، و بدون اینکه ذره‌ای حقیقت در آن یافت شود. همین ایدئولوژی به شما سنتهایی را قبولانده است، که در زندگی واقعی نمیتواند از آن شما جوانان باشد. دقت کنید، آنها که از "ناموس کرد" تاجی برای افتخار شما، و تعصبی برای جنایت توسط مردمان اسیر فقر مادی و فرهنگی ساخته‌اند، خود بی ناموس ترین های روزگارند. اینها که شما را از دوستی و سکس و یک رابطه رلکس و آزاد با دوست پسر و دخترتان نهی میکنند، اگر بتوانند چندتا چندتا زن می خرند، هنوز کافی نیست، به کارگران سکس هم مراجعه میکنند. آنها که میخواهند شما و مردمان زحمتکش را با "شورباو لپه" کردی به قناعت برسانند، پذیرائی از خود با این غذای "خیلی کردی" را توهین به شخصیت‌خود میدانند. آنها که خواندن زبان کردی را مدح و ثنا و از واجبات شما میدانند، به ثبت نام بچه های خود در بهترین کلاسهای انگلیسی و فرانسوی پوز میدهند. آنها که تقدس لباس کردی را پرچم سیاسی امثال شما میکنند، بهترین لباس های "غیرکردی" به تن بچه هایشان می پوشانند و مردمان زحمتکش در لباس کردی را با حقارت تمام "دهاتی"، "کرمانج"، "گونده‌یی" و...مینامند. آن تاجر و سرمایه‌داری که میفرماید "کرد" ملتی با منفعت مشترک است، بر سر مطالبه اضافه دستمزد کارگر "کرد" با او میجنگند و اگر لازم شد، برای سرکوبش از پاسدار "غیر کرد" کمک "برادرانه" میگیرد. آنها که تقدیس "خاک کرد" را از شما مطالبه میکنند، تا این لحظه بارها آنرا به ترکیه و جمهوری اسلامی و صدام و سوریه و هرکس مشتری بوده، فروخته‌اند، بارها راهنمای سربازان "بیگانه" به این خاک بوده‌اند. آنها که شما را با مردمان همدرد از نوع خود به بهانه تفاوت در زبان، به عنوان بیگانه، به خصومت و دشمنی فرامیخوانند، خود نه در دوستی، که در نوکری به "بیگانگان" شهرت جهانی دارند. روزی سرباز استالین اند، روزی فدایی بوش اند، روزی پیشقراولان ارتش ترک اند، روزی متحد ناسیونالیسم عرب سوریه و عراق، و فردا اخوی اسلام سیاسی ایران‌اند....

کلاه "دولت کردی" و منفعت مشترک "ملت کرد" سرتان نرود عزیزانم. شما قبل از اینکه کرد و لر و ترک و عرب و فارس باشید، انسانید. و انسان صرفنظر از اینکه زبان و دین و رنگ و فرهنگ و جنسیت و ملیت او چیست، انسان است. و انسان شایسته حقوق برابر و بدون تبعیض است. جنبش انسان برابری طلب و آزادیخواه ملیت و مرز و زبان ندارد. آزادی و برابری جنبش کردی نیست، ایرانی هم نیست، عربی و ترکی و انگلیسی و آمریکایی هم نیست. این جنبش جنبش انسان برای رهایی از هر قیدوبند طبقاتی، ملی، قومی، جنسی و فرهنگی در هر گوشه جهان است. این جنبش هیچ قدوسیت ملی، قومی، میهنی، مذهبی، جنسی و نژادی ندارد. تنها امر مقدس در این جنبش حرمت، کرامت و زندگی و خوشبختی و سعادت انسان است. در این جنبش به جز انسان نه خاک مقدس است، نه ملیت و جنسیت و دین و نژاد.

جنبش دانشجویی در کردستان تنها زمانی میتواند به دریای این جنبش رهایی انسان بپیوندد که بند ناف خود از جنبش ملی و قومی و ناسیونالیستی را قطع کند. برای فرد جوان، این کار حتی شرط رهایی خود خودش از دست سنن دست و پاگیر و خرافات کهنه آباء و اجدادی دورانهای جهالت بشر هم هست..... ادامه دارد.


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول