شکست پرچم قومی در مبارزه زندانیان سیاسی
اعتصاب غذای بخشی از زندانیان و تلاش ناسیونالیستها برای قومی کردن آن با استقبال مردم روبرو نشد و شکست خورد. تراشیدن "زندانی کرد" در برابر مبارزه مردم و زندانیان برای آزادی، همانطور که در ابتدای این حرکت گفتیم حرکتی ارتجاعی و ضد مبارزه مشترک زندانیان و مردم با زندانبانان جانی و جنایتکار است.
سازمانها ، گروه و احزاب داخلی و خارج کشوری مدافع این سیاست به نوبه خود در این حرکت ارتجاعی سهم گذاری کردند. تقسیم زندانیان به زندانی کرد ، ترک ، فارس، عرب و بلوچ و ایجاد تفرقه در میان زندانیان سیاسی که بر اثر سرکوب وحشیانه و افسار گسیخته رژیم اسلامی اسیر گشته اند عین تفرقه است، عین دور کردن زندانی از منفعت مشترکی است که دارد و تفرقه بزرگتری است که در جامعه بوسیله جریانات وسازمانهای قومی و ناسیونالیستی دامن زده میشود.
همچنان که گفتیم مبارزه مردم در کردستان و هر جای دیگری، برای آزادی و برابری را نمیتوان زیر پرچم "دانشجوی کرد" "زن کرد" "زندانی کرد" و ... کشاند، چرا که ساختن پرچم ناسیونالیستی امر مردم آزادیخواه نیست، مساله و امر ناسیونالیستها است که برای سهیم شدن در قدرت دولتی نیروی مردم را بخدمت میگیرند. اختراع زندانی کرد در کنار دانشجو و زن و کارگر کرد، قرار است همه مردم مبارز بر علیه ستم هایی که بر کارگران، زنان و دانشجویان و جوانان از هر سویی میرود را نادیده گرفته، به مبارزه آنها مهر قومی بزند و در جامعه این مبارزات را متفرق کند. این پرچمی است که سرمایه داران بومی در کردستان و احزاب و جنبش ملی آنها میخواهند به دست مردم بدهند، آنها از مردم میخواهند تا جان دارند برای آن بجنگند و آخر سر هم تاج و تخت و ثروت و اموال و دارایی سهم خودشان، و سهم کارگر و زن و جوان باز هم استثمار و فقر،بیکاری، ناامنی و سنگسار و خودکشی و اعدام باشد.
حزب و جنبش ما این اهداف ناسیونالیستی را بدرستی میشناسد و در افشای آن کوشیده است. غفلت حزب و جنبش ما در میان جامعه و برای مطلع نگاه داشتن مردم مبارز جایز نیست. جریانی مثل کومه له میتواند در برابر پرچم و تلاش ناسیونالیستی لکنت زبان همیشگی اش را داشته باشد چرا که خود در جنبش کردایتی اسیر است و نیازی به افشای آن نمیبیند، و یا جریاناتی همچون زحمتکشان و امثالهم در سرگیجه شکست این سیاستهای قومی کردن مبارزه زندانی و مردم، حکمتیست ها را مورد حمله شبه فاشیستی شان قرار بدهند.
همه ناسیونالستها از هر نوع آن، باید بدانند که کردستان ایران میدان تاخت و تاز آنها و رنگ قومی و ملی زدن به مبارزه کارگران ، زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب، نبوده و نخواهد شد، اینجا جنبشی کمونیستی و کارگری، مردم خواهان زندگی انسانی و حزبی قدرتمند و با شخصیت های انقلابی و کمونیست 30 سال مبارزه کارگران، زنان و مردان کمونیست نسل های تا به امروز را دارد. این جنبش و مردم تشنه آزادی و برابری اجازه نخواهند داد هیچگاه مبارزاتشان اینگونه ضمیمه پروژه ناسیونالیستها و سرمایه داران کرد شود و "دعا" هایش آنگونه نقش بر زمین شود که با سنگ و بلوک ارتجاع و مردم دنباله رو آنها، له شود، هرگز!
ناسیونالیستها در داخل زندان و سازمان و کانون هایی که این جریان را دامن زدند بر مبارزه مردم و منفعت آنها و زندانیان سیاسی بی اعتنایی کردند. راه پیشروی هر گونه مبارزه توده ای بویژه در خارج از زندان برای آزادی هر تک زندانی سیاسی، با منزوی کردن جریانات مشابهی که مهر قومی و ملی بر این مبارزه در هر سو میزنند میباشد.
صرفا توجه به مبارزه مردم و خانواده های زندانیان در همین چند ماهه گذشته ، میتواند نشان دهد که ناسیونالیستها چه اندازه از این مبارزات و تلاش ها دور و بیگانه اند، مبارزه و تجمع های پی در پی مردم در شهرهای کردستان و همراه با خانواده های زندانیان سیاسی، اعتراض بین المللی، تلاش زندانیان برای دامن زدن و مرتبط شدن به این مبارزه همه جانبه راه های درست و واقعی بوده است که نه تحت عنوان زندانی کرد و ترک و فارس بلکه در دفاع از زندانی سیاسی و بر علیه سرکوب صورت گرفته است. هر جا در سطح بین المللی هم ملتی و مذهبی، بر پیشانی مردم کوبیده میشود عمیقا در پی منافعی دیگر غیر از منفعت مردم و زندانی و مبارزاتشان است.
امثال فرزاد کمانگر و عدنان حسن پور و بسیاری زندانیان را دنبال کنید. اینها نه به اعتصاب غذا رو آوردند و نه پرچم کردایتی را علیرغم هر نظری که داشته باشند، برای خود و مردمی که برای آزادی آنها تلاش کردند تجویز کردند.
راه حل مبارزه زندانیان سیاسی در همه زندانیان ایران هم اعم از کرد و فارس و ترک زبان، مبارزه ای مشترک برای آزادی شان است که هزار برابر آن در بیرون از زندانها باید تقویت شود.
مبارزه برای آزادی همه زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی مبارزه برای پس زدن سرکوب و خفقانی است که جاری است و باید مردم آنرا پس بزنند، منفعت مبارزه مردم و همه زندانیان و خانواده هایشان در این است و نه در پراکندنشان بوسیله ناسیونالیستها و پیش گرفتن اعتصاب غذا که منجر به مرگ تدریجی زندانی خواهد شد.
15 شهریور 1387
5 سپتامبر 2008