بازگشت به صفحه اصلی

آرشیو نویسندگان

آرشیو نشریه اکتبر

کمیته کردستان

سایتهای دیگر

تماس با مسئولین سایت

   

گرانی و بیکاری، راه حل چیست؟ (همراه با تراکت برای تکثیر و پخش)

حکمتیست ها میگویند: چه چیزی مانع است كه به جای هزینه كردن برای حوزه های علمیه و آخوندها و سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات برای شكنجه و شلاق و زندانی كردن كارگر و دانشجو و زنان و... به افراد بالاتر از ١٦ سال بیمه بیكاری بپردازند؟ ...

شرط این آگاهی این است که طبقه کارگر و زحمتکش جامعه بدانند که دولت حاكم، طبقه سرمایه دار و کل دستگاه دولتی و کل اعوان و انصارشان تحت هیچ شرایطی طرف طبقه کارگر و زحمتکش نیستند. باید در مقابل کل آنها متشکل شد. غیر از این راه نجاتی نیست.  در غیر این صورت فرزندان كارگرهم به همان سرنوشتی که امروز خود كارگران در آن گرفتار اند دچار میشوند. طبقه کارگر و زحمتکش جامعه باید به ضرورت مبارزه متشکل و مستقل خود از دولت و جناح های بورژوازی و سرمایه داری پی ببرد و بداند که موجودیت دیگری دارد كه باید درمقابل کل اینها متحد شود. با شعارهای درست و ابزارهای مناسب. با طرح شعارهای سراسری مانند بیمه بیکاری میتوان كارگران را متشكل كرد. بیکاری فقط مسئله کارگر بیکار نیست. اشتباه است اگر فكر كنید بیكاری فقط مسئله كارگر بیكار است. در واقع بی کاری اسلحه ای است که بالای سر کارگر شاغل نگاه داشته شده است تا نتواند برای حقوقش مبارزه کند. مبارزه برای پرداخت بیمه بیكاری به افراد بالای ١٦ سال و به زنان خانه دار، مبارزه برای حق تشکل و سازمان یابی ودفاع از آزادی های سیاسی مستلزم تشكل طبقه كارگر است. اینجا است كه اهمیت متشكل شدن معلوم میشود. اشکال این سازمان یابی را می توان با توجه به توازن قوا تعیین كرد. می توان نوعی از سازمان دهی و تشکل را به اجرا درآورد که احتیاجی به اجازه ندارد.

تشكیل سندیکا به مجوز احتیاج دارد در حالیكه تنها تشكلی كه كمتر از بقیه به مجوز احتیاج دارد و بیشتر از هر چیز طبیعی است، مجمع عمومی است. یا تشكیل كمیته های مختلف در محلات، تشكیل جمع ها، شوراها، انجمن ها و ... اینها ابتكاراتی است كه باید به آنها دست زد.

در وضعیت كنونی، همه میدانند انبارهای آذوقه کجاست. انبار گندم کجاست، سیلوها کجا هستند. نماینده گان و رهبران مردم در این انجمن ها و شوراها میتوانند مردم را برای مصادره این انبارها سازمان دهی كنند. منظور غارت نیست كه هر كسی كه قوی ترباشد سهم بیشتری را از آن خود كند و كودكان و افراد سالخورده و مریض سهم كمترو یا هیچ چیزی عایدشان نشود. بلكه مصادره یعنی اینكه اموال، همگانی است و نماینده گان و رهبرانی از میان مردم  اموال را بین مردم و متناسب با نیازشان تقسیم می کنند. مصادره یک عمل سازمان یافته و یک ابتکار هدفمند کنترل شده است. سرمایه داری مایحتاج اولیه مردم را احتکار میکند تا  قیمت کالاها را بالا نگه دارد. همانطور كه گفتم احتكار را باید با ابتکارعمل توده ای و با سازمان یافتن از پایین، شكست داد. گرانی و بدبختی مردم مسئله احمدی نژاد و دولتش نیست. اینها نماینده سرمایه داری هستند. بخش های مختلف دولت و نماینده گان ناسیونالیستها و فاشیستها را نه گرانی به خیابان می كشد، نه فقر، نه بی حقوقی زن، نه مرگ كودكان از مالاریا، نه تعطیلی کارخانه، نه بیكاری و نه به فلاکت كشیده شدن بخش وسیعی از جامعه. بلكه اینها را تغییر نام خلیج فارس و فلات قاره به خیابان ها می كشد كه مسئله اكثریت جامعه نیست. مسئله ی اکثریت جامعه و طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه استثمار است.

ایران اتیوپی و زیمبابوه نیست. كشوری است سرشار از منابع طبیعی و معادن و نیروی کار و نیروی مختصص. مسئله طبقه کارگر در این جامعه ی به شدت پر ثروت این است كه این ثروت دست عده ای است که سگ پاسبان شان جمهوری اسلامی است و به ضرر اکثریت طبقه ی کارگر و زحمتکش جامعه به کار گرفته شده است

این بازی را باید به هم زد. ولی به هر حال ماحصل قضیه این است که طبقه ی کارگر و زحمتکش جامعه در این جنگ با دستگاه دولت سرمایه داری، کسی جز خودش را ندارد. این یك سم مهلک است که کارگر و زحمتکش در تهران و تبریز و یا کردستان مبهوت حاشیه پردازی های روشنفکران لیبرال و تحصیل کرده گان ناراضی شوند كه گویا جناح های مختلف رژیم با هم متفاوتند و یكی به نفع مردم و طبقه كارگر دارد دل می سوزاند و ...  
منفعت جناح های مختلف  رژیم  در ضدیت با منفعت طبقه کارگر و زحمتکش آن جامعه است. کورش مدرسی

بازتکثیر: از کمیته کردستان

تراکت


   

Copyright © 2006 oktoberr

صفحه اول